رباعیات خیام
6,500 تومان
اين مجموعه از رباعيات خيام بر پايه نسخههاي چاپي موجود آن فراهم آمده و كوشش شد رباعياتي گزيده شوند كه كمتر بتوان در انتساب آنها به خيام ترديد كرد. با سنجش و بررسي نسخها، تلاش شده متني پيراسته و تا حد ممكن نزديك به گفتهي اصلي شاعر فراهم آيد كه نياز همگان را پاسخ گويد، به گونهاي ساده و بيپيرايه،و در عين حال درست و روشن، ارائه شود، و بتواند در كارهاي آموزشي يا پژوهشهاي ادبي پايه و مرجع شمرده شود و به عنوان نسخهاي معتبر از پذيرش نسبي همگان برخوردار باشد .
فقط 1 عدد در انبار موجود است
رباعیات خیام
نویسنده | میرجلالالدین کزازی |
مترجم | |
نوبت چاپ | 10 |
تعداد صفحات | 72 |
قطع و نوع جلد | جیبی شومیز |
سال انتشار | 1398 |
شابک | 9789642131228 |
وزن | 0.075 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
انقراض ششم
سرگذشت آخرین تزار روسیه
کتاب کیفیت زندگی
شوايک
معرفی کتاب شوایک اثر یاروسلاو هاشک
کتاب شوایک
ویژگی های کتاب شوایک
کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها
معرفی کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها
کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها نوشتهی آرمان آرین دومین مجلد از مجموعهای به همین نام (پتش خوآرگر) است که بر مبنای اوستا نوشته شده و داستان حول محور نبرد تاریکی و روشنایی میچرخد. این مجموعه برای ردهی سنی نوجوان نوشته شده و از پرمخاطبترین و پرافتخارترین مجموعه کتابهای ایرانی است.
دربارهی کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها داستان کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها چنین آغاز میگردد: در شبی که آسمان به رنگ قیر سیاه بود، سی پاره روشنایی -کمتر یا بیشتر- بر دشتی تیره فرود آمدند. ذرات نور در میانهی آسمان چنان در هم آمیختند که هنگام فرود بر زمین، تنها سه پاره شدند. این سه پاره نور به هیبتی همچون انسان، همراه با دست و پا و سر و تن و البته بالهایی شگفتانگیز از جنس فلز در آمدند. جنس بالهاشان چنان بود که با آنها میتوانستند مهیبترینِ صخرهها را بشکافند و از دل آنها عبور کنند. آن سه پارهی نور، که به شکل سه مرد زیباروی در آمده بودند، در مقابل صفهای آغازین لشکر دیوها ایستادند. حضور نورها همهمهای در قلب سپاهیان تاریکی انداخت و سکوت ظاهری آن شب را در هم شکست. طولی نکشید که دیوها و همهی همقطارانشان آن سه نور فرودآمده را در بر گرفتند و در میان انبوهی از یاران خود محاصره کردند. لحظهبهلحظه حلقهی محاصره تنگتر میشد و تاریکی بیش از پیش سه مرد جوان را در بر میگرفت. بوی تعفن نفس دیوها هر دم بیش از پیش میشد..
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.