زوال خانواده دلیان
525,000 تومان
معرفی کتاب زوال خانواده دلیان
…بیش از بیست سال بود که خانوادۀ دلیان با مجتمع عظیم کشاورزی شان خار چشم مردم ده بودند. خودشان را همه کاره و به روایتی صاحب اختیار ده می دانستند. جان مردم از دست این خانواده به لبشان رسیده بود. در مواقعی که دهقانان به پول احتیاج داشتند، آنها به بهانۀ کمک و دستگیری از روستاییان تنگدست در مقابل سفتۀ بدون سررسید به آنان پول قرض میدادند و بعدا هنگامی که در می یافتند دهقانان برای بازپرداخت قرضشان پولی در بساط ندارند، سفته هایشان را به اجرا می گذاشتند و از این طریق زمین های مزروعی ده را یکی پس از دیگری تصاحب می کردند.
زمین های دولتی نیز از دست درازی آنها مصون نبود. بدین ترتیب ثروت خانوادۀ دلیان روز به روز انباشه تر می شد و نفوذشان نیز روز به روز بالا می گرفت. دهبان ها همیشه از بین ایادی آنها انتخاب می شدند، بخشدارها و فرماندارها با آنها ارتباطی نزدیک داشتند و مرتبا مهمانشان بودند و پلیس نیز هر گاه لازم می شد یکی از دهقانان سرکش را دستگیر کند نخست با آنها مشورت می کرد… . اما این آخر ماجرا نیست….
فقط 2 عدد در انبار موجود است
زوال خانواده دلیان
نویسنده |
آرتوش بوداقیان
|
|
مترجم |
آرتوش بوداقیان
|
|
نوبت چاپ | 19 | |
تعداد صفحات | 685 | |
نوع جلد | شومیز | |
قطع | رقعی | |
سال انتشار | 1402 | |
سال چاپ اول | —— | |
موضوع |
رمان
|
|
نوع کاغذ | ——— | |
وزن | 685 گرم | |
شابک |
|
وزن | 0.685 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: HN2004
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
زندگی در راه
انسان موجود ناشناخته
با شعوری
شعر زمان ما احمد رضا احمدی
زندگی و سرنوشت یک آدم فروش
گزیدهای از متن کتاب
فصل اول: طالع شوم
آبهای تیره و متعفن ساحل رودخانه را به یاد دارم که رنگشان به بادمجانهای سیاه و گندیدهای میمانست که صبح همان روز در راه مدرسه دیدیم و به آنها خیره شدیم. از روی پل لاک استریت عبور کردیم و به طرف پیادهرو کناری پل گام برداشتیم. درست زیر پایمان رودخانه جوشان و خروشان که در روزهای آفتابی به رنگ لاجوردی و در روزهای ابری به رنگ خاکستری براق جلوه میکرد غرشکنان جریان داشت و بهنظر میرسید آبهای کناری ساحل رودخانه تغییررنگ دادهاند و به بنفش تیره میزنند و بویی همچون بوی روغن سوخته اتومبیل از آنها به مشام میرسید. این آبهای متلاطم و خروشان و کفآلود گویی جان داشتند و چونان مارهای عظیمالجثه اژدهاگونه درهم میپیچیدند و به پیش میتاختند، مارهایی که هیچ تمایلی به تماشایشان نداشتید ولی درعینحال مجبور بودید نگاهشان کنید.دجله بر تو بگرید
محصولات مشابه
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-ژاک لکان
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-این همانیشخصی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-فلسفۀ تکنولوژی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-عشق
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-دوستی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-معنای زندگی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-هرمنوتیک
دانشنامه فلسفه استنفورد 3: شاخهها و مکتبها
نویسنده | استنفورد |
مترجم | مسعود علیا |
نوبت چاپ | ٢ |
تعداد صفحات | ٧٣٥ |
سال نشر | ١٤٠١ |
نوع جلد | گالینگور روکشدار |
موضوع | فلسفه |
نوع کاغذ | تحریر |
قطع | رقعی |
وزن | ٨٩٧ |
شابک | ٦ -٣٩٠-٠٤٠-٦٢٢- ٩٧٨ |
تولید کننده | ققنوس |
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.