

سگ سالي
60,000 تومان
معرفی کتاب سگ سالی
کتاب سگ سالی به قلم بلقیس سلیمانی، زندگی فردی به نام «قلندر» را روایت میکند که از اعضای دون پایه سازمان مجاهدین خلق است و پس از دستگیری اعضای این سازمان زندگیاش به تباهی کشیده میشود.
این داستان از سالهای دهه 60 آغاز میشود. رمان شخصیت محورِ سگسالی، که به نوعی زیر مجموعه ادبیات داستانی انقلاب هم هست، به روایت برشی از تاریخ معاصر ایران میپردازد.
قلندر، دانشجوی دانشگاه تهران است که گرفتار چنگال بیرحم سازمان مجاهدین خلق شده و پس از دستگیری اعضای این سازمان به شهر خود میگریزد و به مدت 24 سال خود را در یک طویله محبوس میکند.
بلقیس سلیمانی متولد کرمان است. او در رشته کارشناسی ارشد فلسفه تحصیل کرده و بیش از هشتاد مقاله در مطبوعات نوشته است. برخی از داستانهای وی به زبانهای انگلیسی، ایتالیایی و عربی ترجمه شده است.
سالهای دهه 60 و دغدغههای این سالها را به وضوح در آثار بلقیس سلیمانی داستاننویس، منتقد و پژوهشگر ادبی میتوان دید. ویژگیای که خواننده را برای خواندن حوادث آن روزگار بیتاب میکند. دیگر آثار وی عبارتاند از: «بازی آخر بانو»، «بازی عروس و داماد»، «خاله بازی»، «به هادس خوش آمدید»، «پسری که مرا دوست داشت»، «من از گورانیها میترسم» و…
در بخشی از کتاب سگ سالی میخوانیم:
قلندر اینجور مواقع نگاه میکرد به صنم، میخواست پیروزیاش را در بحث با صنم جشن بگیرد. صنم در جشن قلندر شرکت نمیکرد. قلندر به جای برق شادی در چشمهای صنم نگرانی مبهم و کوری میدید که نمیدانست منشأ و مبدأش چیست. تا اینکه یک روز صنم گفت دوست ندارد قلندر با حسینعلی بحث کند. موسی به دین خود، عیسی هم به دین خود. «چرا شما دوتا اینقدر با هم کل کل میکنین؟
شما مثلاً پسر عمو هستینها.» و قلندر اضافه کرده بود: «حسینعلی برادر نامزدمم هست ها.» صنم شوخی قلندر را نشنیده گرفته بود و از قلندر خواسته بود دیگر با حسینعلی بحث نکند. گفته بود این بحثها عاقبت ندارد. قلندر آن روز خندیده بود و گفته بود: «هر چی تو بگی، صنم بانو.» ولی شب دوباره نشسته بود رو به روی حسینعلی و از ارتجاع سیاه حرف زده بود.
همین ماه پیش بود که ماه سلطان گفته بود حسینعلی منتقل شده سپاه گوران، الحمدلله. قلندر وقتی خبر را شنید نمیدانست باید خوشحال باشد یا ناراحت. ناراحت شد. البته وقتی جریان جست و جوی خانهی اسفندیار را شنید.
«مرتیکه کار خودشو کرد.» کافی بود گوسفندی که آن تابستان دادالله برایشان میکشت تا با خودشان به سرچشمه ببرند لاغرتر از گوسفند سال قبل باشد تا مرتیکه المشنگه راه بیندازد.
ظاهراً، آن طور که ماه سلطان داستان را تعریف میکرد، اسفندیار به حسینعلی خبر میدهد که مادر و دختر چیزهایی در خانهاش پنهان کردهاند و او میترسد این آت و آشغالها عاقبت بلای جانش بشوند. بهتر است او که مأمور دولت است و امین خانواده، بیاید و رسماً آنها را پیدا کند و به نام قانون ضبطشان کند.
در انبار موجود نمی باشد
سگ سالي
نویسنده |
بلقیس سلیمانی
|
مترجم |
—
|
نوبت چاپ | 5 |
تعداد صفحات | 142 |
نوع جلد | شومیز |
قطع | رقعی |
سال نشر | 1401 |
سال چاپ اول | —— |
موضوع |
ادبیات
|
نوع کاغذ | —— |
وزن | 150 گرم |
شابک |
9788002293156
|
وزن | 0.150 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: aisa
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
داستانهای خانهدرختی 1/ خانهدرختی 13طبقه
بازارهای پولی و مالی بین المللی
فهرست:
پیشگفتار فصل اول: پساندازها و تمرکز منابع مالی جامعه فصل دوم: روشهای تمرکز یا تشکیل منابع مالی (در سطح کلان وخرد)، ... فصل سوم: مشخصات بازارهای پولی و مالی در کشورهای در حال توسعه، ... فصل چهارم: بازار سرمایه و پیشبینی جریان فعالیتها در آن فصل پنجم: عوامل اقتصادی مؤثر بر بازار پول و سرمایه فصل ششم: نقش سیستم بانکی جدید (بانکداری اسلامی یا بدون ربا) در بازار مالی ایران فصل هفتم: نقش درآمد حاصل از صادرات نفت در بازارهای مالی کشورهای صادرکننده نفت فصل هشتم: منابع مالی خارجی، وامها، اعتبارات و ذخایر پولی بینالمللی فصل نهم: بازار اسعار (ارز) اروپا فصل دهم: مسائل جاری در امور پولی و مالی بینالملل (پولشویی)خندهی خورشید، اشک ماه
معرفی کتاب خندهی خورشید، اشک ماه: قصهی پرماجرای سرقت جواهرات
کتاب خندهی خورشید، اشک ماه، رمانی به قلم نویسندهی ادبیات معاصر فارسی، رضا جولایی است. داستان کتاب در دوران قدیم و زمان سلطنت محمدعلی شاه قاجار رخ میدهد. چند سارق در شلوغی حوادث آن دوران و زمانی که شرطههای شهر درگیر ماجراهای بهتوپبستن مجلس هستند، برای سرقت از خانهای بزرگ اجیر شدهاند. اما آنها خبر ندارند که ماموریتشان ساده نیست و این سرقت، پای آنها را به اتفاقات پیچیدهتری باز خواهد کرد...دربارهی کتاب خندهی خورشید، اشک ماه
گاهی زیباترین داستانها، از دلسختترین حوادث تاریخ میگذرند. اینبار، رضا جولایی در رمان تحسینشدهی خندهی خورشید، اشک ماه، روایت خود را از دل حوادث دوران قاجار عبور میدهد. سال 1287 شمسی است. محمدعلی شاه قاجار بهتازگی بر مسند حکومت نشسته و بر خلاف پدر خود مظفرالدینشاه، دل خوشی از مجلس و مشروطهخواهی ندارد. همین است که لیاخوف روسی، به محض شنیدن دستور به توپ بستن مجلس، سر از پا نمیشناسد و فوراً اطاعت امر میکند. شهر شلوغ شده و حوادث تاریخی یکی پس از دیگری رخ میدهند. اما در گوشهی تاریکتری از شهر، اتفاقات دیگری در جریان است. چند سارق برای سرقت از خانهای اعیانی اجیر شدهاند. شهر زیر مه و غبار اتفاقات سیاسی محو شده، و این بهترین فرصت است که برای دزدین ماشین، راهی خانه شوند. همهچیز در ابتدا طبق نقشه پیش میرود تا آنکه دزدها در زیرزمین خانهی اشرافی با آنچه انتظارش را نداشتند روبهرو میشوند، در زیرزمین خانه، مجموعهی نفیسی از اشیاء گرانبها مخفی شده بود و این، ماجرا را برای دزدهای اجیرشده، بیش از پیش پیچیده میکرد. در بیرون از خانهی اعیانی، وقایع سیاسی به سرعت سپری میشوند، مجازات مشروطهخواهان در راه است و نمایندگان کشورهای خارجی، خبر بهتوپ بستن را به سرعت مخابره میکنند. اما آیا نقشهی سرقت از این خانهی اشرافی گره مشترکی با حوادث بزرگ شهر دارد؟ آیا این نقشهای ساده برای دستبرد به ثروتی هنگفت است، یا بخشی از یک ماجرای عجیبتر؟ برای پرده برداشتن راز سرقت جواهرات اعیانی و کشف ارتباط آن با حوادث شهر، با داستان خندهی خورشید، اشک ماه همراه باشید. این کتاب اولین بار در سال 1401 و به همت نشر چشمه در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.در نکوداشت کتاب خندهی خورشید، اشک ماه
- رضا جولایی در این کتاب که چاپ آخرین زمستان قرن چهاردهم است روایتی متفاوت را از دغدغههای عمیق انسان تاریخی ایرانی قرن سیزدهم بیان میکند و آن را با حلاوتی ناب به کام مخاطب میریزد. (nabzehonar.com)
شکستن امواج: سینمای لارس فونترییه
بخشی از کتاب سینمای لارس فون ترییه
اغلب از فون ترییه نیز همانند هیچکاک، به عنوان کارگردانی زنستیز یاد میشود هر چند خودش ادعا میکند شخصیتهای زن فیلمهایش «کمالگرا» هستند (کاپلوف، ۲۰۰۳: ۱۹۷) و از شخصیتهای زن، بهویژه در سهگانهٔ «قلب طلایی» تصویری قوی و محکم ارایه داده است. (اسمیت، ۲۰۰۰: ۲۵) رسانههای جهانی پیوسته به وجود نوعی رابطهٔ «پورنوگرافیک احساسی» بین او و بیورک در زمان فیلمبرداری رقصنده در تاریکی اشاره میکنند (اسکات، ۲۰۰۰؛ راکول، ۲۰۰۱) یا از نیکول کیدمن نقلقول میکنند که فون ترییه او را از نظر احساسی آزار داده (مارو، ۲۰۰۴؛ بیلن، ۲۰۰۶) و شباهتهای آشکاری بین رفتار فون ترییه و رفتار سختگیرانه و وسواسآمیز هیچکاک با بازیگران زن فیلمهایش مانند تیپی هدرن، اینگرید برگمن، جَنِت لی و اوا مری سنت به چشم میخورد. فون ترییه اذعان کرده که «خوک» بودن هیچکاک را ستایش میکند (لارسن، ۱۹۸۴: ۴۵) و این موجب بحثهای فراوانی دربارهٔ فمینیستی خواندن آثار فون ترییه و امکان استفاده از تفسیرها و تحلیلهای فمینیستی دربارهٔ آنها شده است. (برای بررسی بیشتر این موضوع به فصل شش مراجعه کنید.) یکی از نکات بسیار جالب توجه، روش مشترکی است که هم هیچکاک و هم فون ترییه در فیلمهایشان به کار میبرند، بدین شکل که شخصیتهایشان را در میانهٔ موقعیتهای دشوار انسانی (و بهشدت جنسیتی) قرار میدهند تا بتوانند تأثیرپذیریهای روانی آنها را هر چه بهتر تجزیهوتحلیل کنند. در هستهٔ مرکزی آثار هر دو کارگردان، درونمایههای مشترکی مانند رنج کشیدن، کمالگرایی و لذتها و نگرانیهای مرتبط با این تجربهها قرار دارند؛ هر دو به منظور بازتاب دادن و تشدید استعارههای روایی، در فرم فیلمهاشان دستکاری میکنند و به نتایج بسیار موفقی دست مییابند که بهخوبی مستند شدهاندمسافران زمان 2/ ماجرای خانوادهی بالبوئنا و آخرین شوالیه
معرفی کتاب مسافران زمان 2 اثر روبرتو سانتیاگو
عشق غريبه ها
در بخشی از کتاب عشق غریبهها میخوانیم:
آموختن زبان ضروریْ و بنیادِ تمام آموزشهاست. این دو مسلمان که علاوهبر فارسیِ مادری، زبان فاضلانهی عربی را نیز آموخته بودند، این را خوب میدانستند. آنها از ایران سرمشق مهمی آورده بودند: اهمیت تسلط به زبان مادری در کنار یک زبان کلاسیک. از روی همین سرمشق بود که آنها یازده ماه در کرویدن هم انگلیسی بخوانند هم لاتین. تلاشهای متناظر دانشوران آکسفورد، و چنان که بعد خواهیم دید، دانشوران کمبریج برای فراگیری عربی و تا حد کمتری فارسی، حاکی از دوسویگی روند آموزش در این دانشگاه بود. از دورانی که همهی کلاسهای دانشگاه به لاتین بودند مدتها گذشته بود اما آکسفوردی که میرزا صالح و میرزا جعفر در پی ورود به آن بودند، همچنان بر زبانهای خارجی بهویژه زبانهای «کلاسیکِ» کموبیش مُرده تأکید بسیار داشت. در خاطرات روزانهی میرزا صالح، تلاشهای او را برای واداشتن خودش به آموختن لاتین علاوهبر انگلیسی و فرانسوی میبینیم. دانستن چند زبان، به عنوان پیشنیاز، برای کسی با سوابق او چندان غیرعادی نمینمود؛ از جوانانی همچون او، که دست سرنوشتْ به کار دیوانی در دربار گماشته بود، انتظار میرفت به حد اعلا فارسی و عربیِ ادبی را بیاموزند. محل کارش هم تبریز در غرب ایران بود، پس چهبسا ترکی هم میدانست. میدانیم که او با زبان اردوی «هندوستانی» هم، شاید به واسطهی حضور تجار هندی در زادگاهش شیراز، آشنایی داشت. این زبانها بزرگترین سرمایههای او و میرزا جعفر، و برگهای برندهی آنان بودند.محصولات مشابه
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-روشنگری
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-فلسفۀ تکنولوژی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-بدنآگاهی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-عقل به روایت کانت
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-هرمنوتیک
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-زيبایشناسی هگل
آدمکش کور
دانشنامه فلسفه استنفورد 3: شاخهها و مکتبها
نویسنده | استنفورد |
مترجم | مسعود علیا |
نوبت چاپ | ٢ |
تعداد صفحات | ٧٣٥ |
سال نشر | ١٤٠١ |
نوع جلد | گالینگور روکشدار |
موضوع | فلسفه |
نوع کاغذ | تحریر |
قطع | رقعی |
وزن | ٨٩٧ |
شابک | ٦ -٣٩٠-٠٤٠-٦٢٢- ٩٧٨ |
تولید کننده | ققنوس |
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.