شخصیت معاصر … بی‌نظیر بوتو

7,500 تومان

نخست‌وزیر پاکستان و فعال سیاسی بی‌نظیر بوتو در سال ١٩٥٣ در شهر کراچی به دنیا آمد . پدرش ذوالفقارعلی بوتو سنت ازدواج توافقی میان خانواده‌ها را زیر پا گذاشت و با دختری به نام نصرت اصفهانی ازدواج کرد که دوستش داشت . حزب خانم بوتو بعد از اعدام پدرش به وجود آمد که مدافع بی چون و چرای دموکراسی و حقوق بشر شد . خانم بی‌نظیر بوتو پیش از به قدرت رسیدن حزبش در سال ١٩٨٨ ، سال‌های زیادی را در زندان و تبعید گذراند و زمانی که به نخست‌وزیری پاکستان رسید اولین زنی بود که به ریاست دولت منتخب در یک کشور اسلامی منصوب می‌شد . او هنگام تصاحب این پست ٣٥ ساله بود و تنها یک سال از ازدواجش می‌گذشت .

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات

شخصیت معاصر … بی‌نظیر بوتو

نویسنده
مری انگلر
مترجم
مهسا ملک‌مرزبان
نوبت چاپ ۳
تعداد صفحات ۱۱۲
نوع جلد شومیز
قطع وزیری
سال نشر ۱۳۹۶
سال چاپ اول ——
موضوع
——
نوع کاغذ ——
وزن 200 گرم
شابک
9789643118877
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.2 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “شخصیت معاصر … بی‌نظیر بوتو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

حقوق اداری تطبیقی: حاکمیت قانون و دادرسی اداری تطبیقی در چند کشور بزرگ

210,000 تومان
نویسنده منوچهر طباطبایی موتمنی مترجم ————- نوبت چاپ 11 تعداد صفحات 196 نوع جلد شومیز قطع وزیری سال نشر 1402

کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون

795,000 تومان
معرفی کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون، رمانی نوشته ی میکا والتاری است که اولین بار در سال 1945 به چاپ رسید. این رمان به هنگام انتشار در سال 1945، به فروشی بیشتر از هر رمان دیگری در آن سال دست یافت و نام خود را به عنوان اثری کلاسیک مطرح کرد. مخاطبین بسیاری در سراسر جهان به قدرت دگرگون کننده ی این کتاب اذعان کرده اند. داستان رمان سینوهه پزشک مخصوص فرعون، به دوره ای تقریباً فراموش شده از تاریخ جهان می پردازد: مصر در قرن چهاردهم قبل از میلاد مسیح، زمانی که فراعنه و خدایان با سقوطِ در شرف وقوعِ بزرگترین امپراتوری تاریخ به نزاع برخاستند. این داستان حماسی، تمامی جهان شناخته شده در آن زمان، از بابیلون و تبای گرفته تا کرِت و اورشلیم، را دربرمی گیرد و شخصیتی فراموش نشدنی را به مخاطبین معرفی می کند: سینوهه، مردی با پیشینه ای اسرارآمیز که از پایین ترین سطوح اجتماع به مقام پزشک مخصوص فرعونی با نام آخناتون می رسد.

کتاب پول و زندگی

250,000 تومان
معرفی کتاب پول و زندگی کتاب پول و زندگی، رمانی نوشته ی امیل زولا است که نخستین بار در سال 1891 منتشر شد. آریستید ساکار زمانی در بازار معاملات بورس پاریس پادشاهی می کرد اما اکنون با ورشکستگی رو به رو شده و مستأصلانه در تلاش است تا جایگاه قبلی خود را به دست آورد. وقتی برادر قدرتمندش، یوجین، از کمک به او سر باز می زند، ساکار با مهندسی به نام هملین دست همکاری می دهد و بانکی را افتتاح می کند که تمرکزش بر فعالیت های مالی در خاورمیانه است. اما زمانی که حرص، و اشتیاقش برای از دور خارج کردن رقیبان بر ساکار چیره می شود، این شخصیت با روی آوردن به شایعه پراکنی، دستکاری های مالی و حقه هایی دیگر، وجهه و اعتبار خود و بانکش را در معرض خطر قرار می دهد.

کتاب حیوان را دست کم نگیر

75,000 تومان
معرفی کتاب حیوان را دست کم نگیر در میان روان شناسان و دانشمندان امور اجتماعی این باور علمی وجود دارد که بیشتر بزهکاران و قاتلین در دوران کودکی خود به حیوان آزاری پرداخته اند... «حیوان را دست کم نگیر» کتابی است در دستان والدین که با آن شیوه ی صحیح رفتار با حیوانات را به کودکان خود بیاموزند. عزیز نسین با بیان طنز داستان در کنار بکارگیری آموزه های اخلاقی، روح والای انسانی را در کالبد شخصیت های حیوانی این کتاب دمیده است. «... بعضی هامان اعتقاد داریم که وقتی انسان خودش هزار و یک بدبختی دارد، حیوان دوستی او نمی تواند چیزی به جز یک فانتزی باشد. اما این طور نیست. پدید آمدن حس حمایت از حیوان نتیجه ی تفکر و احساس انسان است.»؛

چگونه کلمات مناسب را پیدا کنیم

92,500 تومان
مسئله‌ی حیاتی زندگی ما در اکثر مواقع این است که نمی‌دانیم فاصله‌ی ظریف میان رک و روراست بودن با بی‌محابا، بی‌پروا و حمله‌ور بودن چه‌طور و چه‌گونه است. بسیاری از مردم از ترسی اینکه باعث رنجش کسی نشوند، تمام صداقت لازمه‌ی زندگی اجتماعی و مراودات انسانی را کنار گذاشته و همه‌ی لحظه‌های زندگی‌شان را با اوهام و ابهام و حتی دروغ و دغل پیش می‌برند. درمقابل عده‌ای نیز چنان در ابراز احساسات و اظهار آن‌چه فکر می‌کنند، صریح و بی‌پرده‌اند که جز رنجش اطرافیانشان هیچ ارمغانی ندارند.
در این میان، چه‌طور باید رفتار کرد و چه‌گونه درعین پایبندی به حقیقت، می‌توانیم از رنجیده خاطری نزدیکانمان جلوگیری کنیم؟ کتاب «چگونه کلمات مناسب را کشف کنیم» یکی دیگر از مجموعه کتاب‌های مدرسه‌ی زندگی «آلن دوباتن» است که با واکاوی فاصله‌ی میان حقیقت‌گویی و رنجش خاطر اطرافیانمان، راه‌هایی را پیش رویمان می‌گذارد تا بتوانیم در بیان حقیقی شورمندی احساساتمان و آنچه فکر می‌کنیم، بدون افتادن در ورطه‌ی دورویی، تزویر و سکوت مضمحل‌کننده یا رک‌گویی بی‌پرده‌ی آزاردهنده، با بهترین لحن، کلمه‌ها و جمله‌هایی را انتخاب کرده و به‌کار ببریم که هم حقیقت هدفمان پایمال نشود و هم ما را از صدق و عطوفت لازمه‌ی زندگی اجتماعی دور نکند.
سفارش:58
باقی مانده:3

من و تو

12,500 تومان

در بخشی از کتاب من و تو می‌خوانیم

با بازوهایی حلقه‌زده دور چوب‌اسکی‌ها ساک کفش‌ها در دست و کوله‌پشتی به دوش، مادر را دیدم که دور می‌زد. با او خداحافظی و صبر کردم تا بی‌ام‌و روی پُل ناپدید شود. مستقیم به سمت خیابان ماتزینی رفتم. ساختمان رای را رد کردم. در پنجاه‌قدمی خیابان لانا سرعتم را کم کردم. قلبم به‌شدت می‌زد. دهانم تلخ بود؛ انگار یک رشته مس لیس زده باشم. آن‌همه بار جلوِ حرکتم را می‌گرفت و درون کاپشنم مثل سونا شده بود. وقتی به تقاطع رسیدم، سرم را به گوشه‌ی دیگر چرخاندم. آن انتها، رو‌به‌روی کلیسایی مدرن، یک مرسدس شاسی‌بلند بود. السیا رونکانتو، مادرش، سومرو و اسکار توماسی را دیدم که داشتند چمدان‌ها را در صندوق‌عقب جا می‌دادند. یک ولوو با یک جفت چوب‌اسکی روی سقفش کنار شاسی‌بلند ایستاد و ربکاردو دوبوسز از آن خارج شد و از کنار بقیه گذشت. کمی بعد پدر دوبوسز هم خارج شد. خودم را عقب کشیدم، رو‌به‌روی دیوار. به چوب‌اسکی‌ها تکیه دادم و کاپشنم را باز کردم. مادر السیا و پدر دوبوسز داشتند چوب‌اسکی‌ها را روی سقف مرسدس محکم می‌کردند. السیا و اسکار توماسی با موبایل حرف می‌زدند. سومرو می‌پرید و ادای مشت زدن به دوبوسز را درمی‌آورد. مدتی طول کشید تا آماده شوند. مادر السیا از دست بچه‌هایی که کمک نمی‌کردند، عصبانی بود. سومرو روی سقف ماشین پرید تا چوب‌اسکی‌ها را بررسی کند و سرانجام راه افتادند. در طول مسیر در تراموا با آن چوب‌ها و کفش‌های اسکی، فشرده میان کارمندان کت‌و‌شلواری، ‌مادران و بچه‌هایی که به مدرسه می‌رفتند، احساس حماقت می‌کردم. می‌شد چشم‌هایم را ببندم و خیال کنم در تله‌کابینم. بین السیا، اسکار توماسی، دوبوسز و سومری. می‌توانستم بوی کره‌ی کاکائو را از میان کرم‌های برنز‌کننده بشنوم. می‌خندیدیم و با هُل دادنِ همدیگر از کابین بیرون می‌آمدیم.