شخصیت معاصر … وینستون چرچیل
6,500 تومان
( نظامی و نویسنده و دولتمرد بریتانیایی ) بعد از پایان جنگ جهانی اول ، چرچیل از جمله کسانی بود که خطر مسلح شدن مجدد آلمان را به مردم کشورش هشدار داد ، اما کسی این هشدار را جدی نگرفت . هر چند رویدادها درستی ادعای او را ثابت کرد ، اما این امر او را راضی نکرد . در آن زمان بریتانیای کبیر به راهبری نیاز داشت چرا که جنگ جهانی دوم در راه بود . چرچیل سه روز بعد از اینکه به مقام نخست وزیری انگلستان رسید در سال ١٩٤٠ خطابه معروفش را ایراد کرد . او به جای آنکه نگران باشد ، آرامش خاصی در چهره اش هویدا بود .
چرچیل بارها از مرگ رهیده بود و همیشه باور داشت دلیل زنده ماندنش آن است که سرنوشت بزرگی در انتظار اوست . این تقدیر بزرگ چیزی نبود جز رهبری مقتدرانه بریتانیای کبیر توسط او در جنگ جهانی دوم . چرچیل می گفت : به نظرم می آمد که دارم بر اساس تقدیر پیش می روم و تمام گذشته را محض آمادگی برای این زمان و این آزمون زیسته ام مجموعه شخصیت های تأثیرگذار به زندگی و مرگ شخصیت های مهم تاریخ معاصر می پردازد. در این کتاب ١١٢ صفحه ای که قیمت آن ٢٨٠٠ تومان است و حاوی عکس های دیدنی می باشد خوانندگان با زندگی و افکار وینستون چرچیل یکی از رهبران مهم و تأثیرگذار جهان معاصر آشنا می شوند .
فقط 1 عدد در انبار موجود است
شخصیت معاصر … وینستون چرچیل
نویسنده |
براندا هاوگن
|
مترجم |
مهسا ملکمرزبان
|
نوبت چاپ | ٥ |
تعداد صفحات | ١١٢ |
نوع جلد | شومیز |
قطع | وزیری |
سال نشر | ١٣٨٩ |
سال چاپ اول | —— |
موضوع |
——
|
نوع کاغذ | —— |
وزن | ١٥٤ گرم |
شابک |
9789643118884
|
وزن | 0.154 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
راز و رمز برقراری ارتباط
ایرانیان در بابل هخامنشی
کتاب گذشته حیاتی
من و تو
در بخشی از کتاب من و تو میخوانیم
با بازوهایی حلقهزده دور چوباسکیها ساک کفشها در دست و کولهپشتی به دوش، مادر را دیدم که دور میزد. با او خداحافظی و صبر کردم تا بیامو روی پُل ناپدید شود. مستقیم به سمت خیابان ماتزینی رفتم. ساختمان رای را رد کردم. در پنجاهقدمی خیابان لانا سرعتم را کم کردم. قلبم بهشدت میزد. دهانم تلخ بود؛ انگار یک رشته مس لیس زده باشم. آنهمه بار جلوِ حرکتم را میگرفت و درون کاپشنم مثل سونا شده بود. وقتی به تقاطع رسیدم، سرم را به گوشهی دیگر چرخاندم. آن انتها، روبهروی کلیسایی مدرن، یک مرسدس شاسیبلند بود. السیا رونکانتو، مادرش، سومرو و اسکار توماسی را دیدم که داشتند چمدانها را در صندوقعقب جا میدادند. یک ولوو با یک جفت چوباسکی روی سقفش کنار شاسیبلند ایستاد و ربکاردو دوبوسز از آن خارج شد و از کنار بقیه گذشت. کمی بعد پدر دوبوسز هم خارج شد. خودم را عقب کشیدم، روبهروی دیوار. به چوباسکیها تکیه دادم و کاپشنم را باز کردم. مادر السیا و پدر دوبوسز داشتند چوباسکیها را روی سقف مرسدس محکم میکردند. السیا و اسکار توماسی با موبایل حرف میزدند. سومرو میپرید و ادای مشت زدن به دوبوسز را درمیآورد. مدتی طول کشید تا آماده شوند. مادر السیا از دست بچههایی که کمک نمیکردند، عصبانی بود. سومرو روی سقف ماشین پرید تا چوباسکیها را بررسی کند و سرانجام راه افتادند. در طول مسیر در تراموا با آن چوبها و کفشهای اسکی، فشرده میان کارمندان کتوشلواری، مادران و بچههایی که به مدرسه میرفتند، احساس حماقت میکردم. میشد چشمهایم را ببندم و خیال کنم در تلهکابینم. بین السیا، اسکار توماسی، دوبوسز و سومری. میتوانستم بوی کرهی کاکائو را از میان کرمهای برنزکننده بشنوم. میخندیدیم و با هُل دادنِ همدیگر از کابین بیرون میآمدیم.قصههای بترس برای بچههای نترس 2/ شبح سفیدپوش
معرفی کتاب قصه های بترس برای بچه های نترس 2 اثر محمدرضا شمس
از این چیزها میترسی؟ میترسی و میلرزی؟ میلرزی و خیس میشی؟
اگه فکر میکنی بچهی نَترسی هستی، بیا وسط!
اگه دلت میخواد ترس رو توی داستان مزهمزه کنی، دلت رو بزن به دریا و بیا جلو!
اگه دلت میخواد با موجودات عجیبوغریب و ترسناک آشنا بشی، این کتاب رو از توی قفسه بکش بیرون و بخون!
به افتخار همهی بچههای نترس!
جیغ و داد و هیولای بلند
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.