

شمايل تاريک کاخ ها
6,600 تومان
مروری بر کتاب
این رمان که با رفت و برگشت های زمانی همراه است و از گذشته به زمان حال و معاصر باز می گردد در حقیقت متشکل از دو داستان بلند است: اولی «آتش بندان» و دیگری «شمایل تاریک کاخ ها».
«آتش بندان» تاریخ زرتشتیان یزد را مرور می کند، و «شمایل تاریک کاخ ها» نوعی بازگویی یا بازخوانی بخشی از تاریخ ایران است.
جان بخشیدن به تراژدی های تاریخی، باعث می شود که آدم های نویسنده، با ترس و تاسف از آن ها یاد کنند.
این رمان درباره گریزی تاریخی به گذشته است که با رفت و برگشتهای زمانی همراه است و به زمان حال و معاصر نیز باز میگردد. موضوع «آتش بندان» نیز رجعت به گذشته و تاریخ است.
نگاهی به وقایع دوران قاجار و صفویه، بخشی از این رجعت به گذشته است.شخصیتهای این رمان غالبا مردان هستند؛ ضمن آنکه داستان با زبانی روان و امروزی روایت شده است
در انبار موجود نمی باشد
شمايل تاريک کاخ ها
نویسنده |
حسین سناپور
|
مترجم |
——-
|
نوبت چاپ | 3 |
تعداد صفحات | 220 |
نوع جلد | شومیز |
قطع | رقعی |
سال نشر | 1391 |
سال چاپ اول | —— |
موضوع |
ادبیات
|
نوع کاغذ | —– |
وزن | 0 گرم |
شابک |
9789643626075
|
وزن | 0.0 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: aisa
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
قصههای دوستی 6: روزی که مولی پرواز کرد
چگونه با پدرت آشنا شدم؟
معرفی کتاب چگونه با پدرت آشنا شدم؟
درباره کتاب چگونه با پدرت آشنا شدم
داستانهای کتاب چگونه با پدرت آشنا شدم ابتدا بهصورت ستون هفتگی طنز در روزنامهٔ شهروند منتشر میشد که توانسته بود مخاطبان زیادی را با خود همراه کند. مونا زارع این داستانها را بازنویسی کرد و با یک پایانبندی متفاوت، کتاب را به اثری مستقل تبدیل کرده است که بازخوانی آن برای خوانندگان پیشین نیز همچنان جذاب خواهد بود. این اثر از آن دسته کتابهایی است که میشود با آن بلندبلند خندید. روایت یک دنیای زنانه برای پیداکردن شوهر که پر است از توصیفهای شیطنتآمیز و فانتزیهای بامزه: «ساعت ۷ صبح جمعه بود که تصمیم گرفتم شوهر داشته باشم. چشمهایم کاملاً باز نشده بود و قیِ بستهشده روی مژهها پلکهایم را سنگین کرده بود. سرم را توی بالش فرو بردم و روی شکمم خوابیدم و تا بیست شمردم. چشمهایم را باز کردم و تکهای از موهایم را دور بینیام چرخاندم و دوباره تمرکز کردم. فایدهای نداشت. هیچچیز دیگر نبود جز شوهر. دلم میخواست همان موقع، همان لحظه، یک نفر روی کرهٔ خاکی وجود میداشت که شوهر من میبود. از خواب که بیدار شدم، دیدم جایش خالی است. پدرت را میگویم. اولش مردد بودم نکند گیج خوابم و جای یک چیز دیگر خالی شده و من آن را با شوهرم اشتباه گرفتهام؟ خودم را از رختخواب بیرون کشیدم و روبهروی آینه ایستادم. موهایم از عروسی دیشب پف کرده بود و ریملِ دور چشمهایم قیافهام را شبیه پاندا کرده بود. زبانم را بیرون آوردم و ته حلقم را نگاه کردم. امکان نداشت، اما مشکلم واقعاً شوهر بود.»دست از این مسخرهبازی بردار، اوستا
معرفی کتاب دست از این مسخره بازی بردار، اوستا
کافکا این بار از سرزمین چین برمیخیزد! مو یان از چهرههای شاخص ادبیات چین و برنده جایزه نوبل در سال 2012 در کتاب دست از این مسخره بازی بردار، اوستا قصههایی تاریخی و عامیانه را با رئالیسم وهمی که سبک قالب نوشتههای خودش است در چند داستان کوتاه یا برشهایی از رمانهایش در هم میآمیزد.درباره کتاب دست از این مسخره بازی بردار، اوستا:
مو یان از برجستهترین چهرههای ادبیات چین است. او کودکی بسیار سختی را گذراند به طوری که در یازده سالگی مجبور شد مدرسه را رها کند و به کارهای دیگری برای گذران زندگی روی آورد. اما هنگامی که با ادبیات و آثار مختلفی از نویسندگانی همچون همینگوی، فاکنر، مارکز و... آشنا شد، ادبیات و نوشتن، تبدیل به یک مأمن برای او شد و مسیر تازهای را در زندگی یافت. نوشتههای مو یان از تشبیهات فراوان، نشانهها، عناصر بومی و اصیل و زیباییهای ادبی سرشار است و عشق عمیق و پایدار او به همنوعش را به تصویر میکشد، به همین دلیل برگرداندن آثارش از زبان چینی به دیگر زبانها نیازمند دقت و مهارت فراوان است. مهمترین ویژگی نثر او درهمآمیختن فانتزی و خیال با واقعیت است. در مجموعه داستان دست از این مسخره بازی بردار، اوستا (Shifu: You'll Do Anything for a Laugh) مو یان میکوشد داستانهایی را که برگرفته از تاریخ و واقعیت هستند همراه با سبک رئالیسم وهمگونه بیامیزد و چیرهدستی خود را به رخ بکشد. حس و حال داستانهای این کتاب از غمگین تا کمیک متغیر است. البته نباید فراموش کرد که اغلب طنز با سایهای از اندوه همراه میشود. «دست از این مسخره بازی بردار، اوستا» نام یکی از داستانهای گنجانده شده در این مجموعه داستانی است که زندگی یک استادکار ماهر در کارخانه تجهیزات کشاورزی را به تصویر میکشد. او در میان همکاران و کارفرمایان خود از احترام بالایی برخوردار است، اما درست یک ماه مانده به پایان کارش اخراج میشود. او تصمیم دارد دست به اعتراض بزند برای این کار ابتدا به نظرش میرسد خود را آتش بزند، اما نظرش عوض میشود. پس از مدتی یک اتوبوس متروکه را مییابد آن را مرتب، تمیز و مجهز میکند و از آن برای اجاره دادن به جوانان استفاده میکند.ماجراهای ژان و ژان و… ژان! 3/ سوپ ماهی قرمز
ماه غمگین، ماه سرخ
در بخشی از کتاب ماه غمگین، ماه سرخ میخوانیم:
قوام اخم میکند. «عقل و اندیشه در برابرِ خشونت فرصتِ چندانی ندارند.» فنجانش را روی میز میگذارد، لبخند میزند و میگوید «هیچکس نمیتواند بهتنهایی مدعی شناخت حقیقت باشد مگر دیکتاتورها، و حقیقت هم برای آنها جز دروغ نیست، منتها دروغی که به آن ایمان دارند، جناب رحیمزاده. دیکتاتورِ تازهبهدورانرسیدهی ما مدعی است که منجی واقعی است. شاید خودش هم این را باور داشته باشد، اما وای به حال کسانی که به او ایمان بیاورند. او میخواهد پیرزنی کهنسال را با زور سرخاب و وسمه و نگار مثل عروسی جوان بیاراید. مردم هم در این میان نقشی ندارند.» جرعهای از فنجانش مینوشد. «وقتی ملتی در حال سقوط است، تکرارِ تجربههای قبلی مرگبار است. شما و همکارانتان متأسفانه معنای سیاست را نفهمیدید و مثل دنکیشوت به هر چه پیشِ رویتان بود حملهور شدید.» سپس مدتی از پشت عینک به میرزاده مینگرد. بعد میگوید «در هر کتاب درسی نوشته شده که با مشت خالی نمیشود به جنگ سرنیزه رفت. اگر دستت خالی است شاید بتوانی با سیاست نیزه را از حریفت بگیری، و الّا… سیاست برای خود قواعدی دارد. شما به امثال من فرصت ندادید که با سیاست سرنیزه را از دست حریف بگیریم. میخواستید یکشبه گلستان بسازید که البته مقدور نشد. زمانه عوض شده، خیلی از کسانی که حاضر بودند برای مشروطه و آزادی بمیرند امروز حاضر نیستند حتی یک اعلامیه در این باب را بخوانند.» آهی میکشد و سرش را بالا میبرد و چشمهایش را میبندد. بعد چشمانش را رو به عشقی باز میکند. «جناب عشقی، حکم شما را میستایم: خلق جمهوریطلب را خر کنم، زان چه کردم بعد از این بدتر کنم… البته بنده را هم که مورد التفات قرار دادید: از من به قوام این بگو، الحق که نه مردی…» میخندد.خویشاوندیهای اختیاری
معرفی کتاب خویشاوندیهای اختیاری
یوهان ولفگانگ فون گوته در کتاب خویشاوندیهای اختیاری، که بهترین و درعینحال رازآمیزترین رمان اوست، از نیروهایی میگوید که انسانها با خود حمل میکنند و سبب ایجاد جاذبه و دافعه میان آنها میشود. گوته این اثر درخشان را در سال 1809 منتشر کرده و این کتاب سرآغاز سبکی جدید در ادبیات بوده است.دربارهی کتاب خویشاوندیهای اختیاری:
یوهان ولفگانگ فون گوته (Johann Wolfgang von Goethe) در شصتسالگی خود و در زمانی که تلاش میکرد رابطهی خود را با همسرش حفظ کند و بر احساساتش نسبت به زنی جوانتر مهار بزند، رمانی را به رشتهی تحریر درآورد که بسیاری از معاصرانش آن را اثری جنجالی خواندند و در آفرینش رمانهای قرن نوزدهم و بیستم، حتی در آثاری که بهطور کلی در زمرهی رئالیسم به حساب میآیند، تأثیر بسزایی گذاشت. داستان کتاب خویشاوندیهای اختیاری (Elective Affinities) در شهر وایمار میگذرد و ماجرای زوجی اشرافی به نام ادوارد و شارلوته را روایت میکند که در ملکی دورافتاده زندگی میکنند. زندگی این زوج با ورود اُتیلیه، خویشاوند شارلوته، و اُتو، دوست ادوارد، دستخوش تغییر میشود و رابطهای پیچیده و چندوجهی را شکل میدهد که در آن مفاهیمی همچون عشق، ازدواج و خانواده در مرکز توجه قرار میگیرند. شاید بتوان واژهی «اختیاری» در عنوان این کتاب را کنایهای تلقی کرد از آنچه گوته در رمان حاضر به تصویر میکشد. گوته در خویشاوندیهای اختیاری ارادهی آزاد انسانها را به چالش میکشد و آنها را موجوداتی تلقی میکند که مانند مغناطیس، دارای نیروی جاذبه و دافعه هستند و میتوانند بدون در نظر گرفتن پیوندهای قبلیشان، یکدیگر را انتخاب کنند و درهم بیامیزند. رمان خویشاوندیهای اختیاری گوته بنا نبود یک رمان زوجمحور باشد، بااینحال، این کتاب بههمراه «مادام بواری» گوستاو فلوبر، «آنا کارنینا»ی لئو تولستوی، و «اِفی بریست» تئودور فونتانه سرآغاز سبکی تازه در هنر رماننویسی شدند و گونهای جدید را در ادبیات پس از خود به وجود آوردند.محصولات مشابه
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-ژاک لکان
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-فلسفۀ تکنولوژی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-فلسفۀ شوخی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-عشق
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-سعادت
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-بدنآگاهی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-پدیدارشناسی
دانشنامه فلسفه استنفورد 3: شاخهها و مکتبها
نویسنده | استنفورد |
مترجم | مسعود علیا |
نوبت چاپ | ٢ |
تعداد صفحات | ٧٣٥ |
سال نشر | ١٤٠١ |
نوع جلد | گالینگور روکشدار |
موضوع | فلسفه |
نوع کاغذ | تحریر |
قطع | رقعی |
وزن | ٨٩٧ |
شابک | ٦ -٣٩٠-٠٤٠-٦٢٢- ٩٧٨ |
تولید کننده | ققنوس |
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.