صبحانه قهرمانان

48,000 تومان

صبحانۀ قهرمانان یکی از ساختارشکنانه‌ترین رمان‌های معاصر است. رمانی که در قالب طنز از دغدغه‌های ذهنی نویسنده شکل گرفته و راجع به دو پیرمرد سفیدپوست لاغر اندام است که روی سیاره‌ای در حال مرگ زندگی می‌کنند. داستان به شرح حال رویدادهای زندگی این دو نفر می‌پردازد. این دو شخصیت اصلی قرار است در انتهای کتاب با هم ملاقاتی داشته باشند.
“ونه گات” در واقع شخصیت‌هایی خلق کرده که از طریق آن‌ها خود را متحول می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که انسان‌ها دو بعد «ماشینی» و «مقدس» دارند. تا زمانی که یک انسان ماشین‌وار عمل کند، وضعیتش پیچیده، تراژیک و مضحک خواهد بود. اما در درون همه موجودات، به طور یکسان ماهیت مقدسی وجود دارد که نویسنده آن را «نوار لغزش ‌ناپذیری از نور» می‌نامد. این ماهیت در وجود تک‌تک این موجودات شعله می‌کشد. “ونه گات” در این رمان از تکنیک‌های متعددی استفاده کرده تا اصول سنتی داستان نویسی را در هم بریزد. وی از همان شروع داستان درباره چگونگی پایان آن سخن می‌گوید اما اتفاق‌های غیرمنتظره در این میان خود حدیث دیگری است.

فقط 1 عدد در انبار موجود است

توضیحات

صبحانه قهرمانان

نویسنده
کورت ونه گات
مترجم
راضیه رحمانی
نوبت چاپ ٢
تعداد صفحات ٣١٢
نوع جلد شومیز
قطع رقعی
سال نشر ١٣٩٩
سال چاپ اول ١٣٩٣
موضوع
داستان‌های آمریکایی
نوع کاغذ بالکی
وزن ٣٠١ گرم
شابک
9786002781147
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.301 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “صبحانه قهرمانان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF

خلاصه کتاب

 

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Samaneh Fathi
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

بیراهه‌ای در آفتاب

2,500 تومان
به مرد نگاه کردم. دهانش تکان می خورد. گردنم را کج کردم. انگشتان لخت دخترک تکان می خورد. گل های قالی موج می خوردند و کش می آمدند. "یک، دو، سه،...." مگس سیاهی دور سرم می چرخید. من می خواندم: "خوبان پارسی گو. بخشندگان عمرند." کسی داشت نفس نفس می زد و عاطفه و عرفان نخودی می خندیدند. دهان مرد هنوز تکان می خورد. به دخترک نگاه کردم. او عاطفه بود که محکم به پدرش چسبیده بود.

درس‌هایی درباره فیلمنامه نویسی

180,000 تومان
هنگامی‌ که‌ به‌ بررسی‌ چشم‌انداز رنگارنگ‌ و هیجان‌انگیز تمدن‌ یونان‌ باستان‌ می‌پردازیم‌ به‌ آسانی‌ می‌توانیم‌ در شور و هیجان‌ رخدادها غرزز شویم‌. قصه‌های‌ پهلوانان‌ جنگ‌ تروا که‌ با شمشیرها و نیزه‌های‌ مفرغی‌ در برابر دیوارهای‌ سنگی‌ و سر به‌ فلک‌ کشیده‌ تروا می‌جنگیدند و هنوز هم‌ تخیل‌ مردم‌ را به‌ خود مشغول‌ می‌کند و... اما چنین‌ رخدادها و دستاوردهایی‌ تنها بخشی‌ از تاریخ‌ یونان‌ را تشکیل‌ می‌دهند. یونانیان‌ برای‌ فرهنگ‌های‌ بعدی‌ چیزی‌ بیش‌ از قصه‌ دور و دراز رخدادها و بازمانده‌های‌ رو به‌ زوال‌ هنر و معماری‌ شکوهمند برجا گذاشتند. آرا و عقاید یونانی‌ در گذر قرن‌ها باقی‌ مانده‌اند. این‌ عقاید بخشی‌ از مفاهیم‌ بنیادی‌ علم‌، حکومت‌ و فلسفه‌ مدرن‌ را تشکیل‌ داده‌اند.

خیالات

1,200 تومان
پژوی مشکی رنگ از مقابلش گذشت وجلوتر توقف کرد ،بعد بلافاصله دنده عقب گرفت وجلو شهلا ایستاد. راننده شیشه را پائین داد. بلند گفت :(( بیایید بالا می رسونمتون.)) شهلا هنوز راننده راندیده بود. بی اعتنا گفت :(( خیلی ممنون منتظرم تاکسی بیاد. شما بفرمایین.)) دور نیست ، اتفاقی غریبب نیست. خیالات درهمین نزدیکی است . روزمره ای است که آرام آرام مسخ می کند. می رود، می آید وعادی جلوه می کند.

کهنه‌های همیشه نو

280,000 تومان
نمایش‌ روحوضی‌ در کناز تعزیه‌خوانی‌، نقالی‌، شبیه‌سازی‌، پرده‌داری‌، مرشد و بچه‌ مرشد، معرکه‌گیری‌ و... در گذشته‌ پایه‌ گرفت‌ و سالیان‌ سال‌ مجلس‌آرای‌ جشن‌های‌ گوناگون‌ طبقات‌ مختلف‌ مردم‌ بود. تغییر سبک وسیاق زندگی‌ مردم‌، آپارتمان‌نشینی‌ و برخی‌ علل‌ دیگر باعث‌ شد که‌ این‌ هنر مردمی‌ به‌ تدریج‌ از صحنه‌ روزگار محو شود و جز یاد و خاطره‌ای‌ از آن‌ باقی‌ نماند. مرتضی‌ احمدی‌ از پیشکسوتان‌ نام‌آور تئاتر ایران‌ در این‌ کتاب‌ خویش‌ ثمره‌ کوشش‌ چندین‌ ساله‌اش‌ را مجموع‌ کرده‌ و ترانه‌هایی‌ را که‌ اصطلاحاً روحوضی‌ و ضربی‌ خوانده‌ می‌شوند به‌ همراه‌ نُت‌ آن‌ها و مقدمه‌ای‌ در باب‌ هنر سنّتی‌ نمایش‌ به‌ خوانندگان‌ عرضه‌ کرده‌ است‌

درختم دلشوره دارد

2,500 تومان
« خوابم نمی‌بَرَد . دیشب هم خوابم نبرد . هنوز به صداهای این‌جا ، نور این‌جا و تنگی فضایش عادت نکرده‌ام . دیوارهای دور و برم چنان به هم نزدیکند ، دست‌هام چنان سرد است و قلبم زیر فشار و سنگینی ناشناس چنان کند و بی‌صدا می‌زند که می‌ترسم مرده باشم . . . . نمرده‌ام ، نفس می‌کشم و می‌توانم چشم‌هام را باز و بسته کنم . پلک‌هام که سنگین می‌شود و روی هم می‌افتد ، مردی از پشت بلندگو با فریاد کسی را صدا می‌زند . انگار چرخ‌گوشت روشن شده است . » داستانی در ٢٣ فصل روایت دردناک نویسنده از ماجرایی است که مخاطب را تا انتها با خود می‌برد . « مگر نمی‌خواهی خبرنگار بشوی ؟ باید دستت روان بشود . ورز بیاید . » خندیدم . یعنی چه ؟ می‌نشینم و سرم را به دیوار تکیه می‌دهم . به شیوا نگاه می‌کنم . شب سومی است که می‌نشینم ، سرم را به دیوار تکیه می‌دهم و نگاهش می‌کنم . کار دیگری ندارم ، جز نگاه کردن و فکر کردن . فریده خرّمی داستان نویس و مترجم است . پیش از این مجموعه داستان « پسرخاله ونگوگ » را نوشته و « لیزی دهن زیپی » و « قصه‌های شاهزاده خانم » را برای نوجوانان ترجمه کرده است .

شب‌های کوش آداسی

11,000 تومان
فرشته، دختری حساس و کشیده قامت و علاقه‌مند به مولانا و امامزاده داوود است. او پیمانی نانوشته و مرموز با پسر‌خاله‌اش اسکندر دارد. روزی که میرزا ابوالفتح‌خان با پسرش پوریا برای تعمیر کمک فنر اتومبیل خود به محل کار فرشته می‌روند، وی با مشاهده هویت و شخصیت و مدل بالای اتومبیل آنها، در می‌یابد که پوریا به اهداف والا تمایل دارد و به ناگاه قلبش از جا کنده می‌شود و تصمیم می‌گیرد با او برای زیارت مولانا به کوش آداسی برود. بازگشت همزمان اسکندر از آمریکا به مام میهن بر پیچیدگی ماجرا می‌افزاید و اثر را از چند صدایی بسزایی برخوردار می‌کند. با ورود سرزده صفر آقا (برادر ناتنی اسکندر و مدیر مرغداری فرهیختگان) به زندگی فرشته، ماجرا اعماقی جدید پیدا می‌کند و حوادثی سراسر عشق و اشتیاق و خودگذشتگی در قرنِ بی مهری‌ها شکل می‌گیرد و در دهلیزهای نمور زمان سرازیر می‌گردد. در این میان، صفر آقا، به صورتی ناخواسته با شخصی به نام حاج قنبر همدست می‌شود و حاج قنبر در پی احتمال دست داشتن فرشته در سرقت پرونده کنجاله وارداتی و دبه شیره ملایر و صندوق گردوی تویسرکان از صندوق عقب اتومبیلش موفق می‌شود به تعقیب و تهدید او پرداخته، زخم‌هایی ناسور را بر قلبش وارد ساخته، آن را ریش ریش کند تا مثلثی عشقی را شکل دهد، مثلثی که ضلع چهارمش صفرآقاست. ماجرا با خواب عجیبی که فرشته می‌بیند ادامه می‌یابد که در آن نمادهایی چون حمله غول‌های بیابانی و اکوان دیو، پُک‌‌های سنگین و جانسوز مش‌اسدالله به قلیان، گوسفند پروار و چاق و چله، هندوانه، کسیه گوجه برغانی، عباس قادری و ارکستر فیلارمونیک وین، چون بهمنی سهمگین در مغز فرشته فوران می‌کنند.