صومعه پارما

320,000 تومان

صومعۀ پارمای استاندال در ١٨٣٩، نه سال پس از سرخ و سیاه، منتشر شد. رمان با حملۀ ناپلئون به میلان در ١٧٩٦ آغاز می‌شود و حوادث آن تا ١٨٣٠ ادامه می‌یابد. فابریس دل‌دونگو، شخصیت اصلی رمان، با شنیدن آوازۀ قهرمانی‌های ناپلئون از ایتالیا رهسپار فرانسه می‌شود تا در رکاب ژنرال بناپارت بجنگد. اما چه سود که پیوستنش به ارتش فرانسه با هزیمت در واترلو مصادف است. فابریس در بازگشت از واترلو گرفتار پیشامدهایی می‌شود و سرنوشتش برای همیشه تغییر می‌کند. او در نهایت، به‌ واسطۀ نفوذ عمه‌اش در دربار پارما، ناگزیر به این شهر خفقان‌زده رخت می‌کشد.

صومعۀ پارما که در عصر خودش تقریباً ناشناخته ماند امروزه از برترین آثار ادبی جهان به شمار می‌آید و الهام‌بخش بسیاری از نویسندگان و هنرمندان بوده است. توصیف واترلو و حالات فابریس در برج فارنسه از بدیع‌ترین صحنه‌های رمان است. در عین حال، پارما نمونه‌ای از جامعه‌ای آکنده از فتنه و نفاق است، جایی که امیال شخصی و دسیسه‌های سیاسی در هم گره می‌خورند و در چشم به‌هم‌زدنی افراد را از عرش به فرش می‌رسانند.

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات

صومعه پارما

نویسنده
استاندال
مترجم
محمد نجابتی
نوبت چاپ ٢
تعداد صفحات ٦٢٧
نوع جلد سلفون
قطع رقعی
سال نشر ١٤٠٣
سال چاپ اول ١٤٠١
موضوع
——
نوع کاغذ تحریر
وزن 834 گرم
شابک 9786220404613
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.834 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “صومعه پارما”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF

خلاصه کتاب

 

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

کتاب تاریخ ترسناک 12: یونانیان یگانه

80,000 تومان

معرفی کتاب تاریخ ترسناک 12: یونانیان یگانه

حافظه‌ی جمعی ایرانیان از یونانی‌ها خاطرات خوبی ندارد؛ چراکه ما را به یاد آتشی که به جان تخت‌جمشید زدند می‌اندازد؛ با این حال باید بپذیریم آن‌ها از ابرقدرت‌های باستان بوده‌اند. کتاب تاریخ ترسناک 12: یونانیان یگانه درباره‌ی یونان قدیم در دوران اوج شکوه و قدرتش است. تری دیری نوجوانان را با دستاوردها، جنگ‌ها، آداب‌ و رسوم، فرهنگ و دانش این دشمن قدیمی که خوشبختانه حالا دیگر دست از ستیز با یکدیگر برداشته‌ایم، آشنا می‌کند. درباره‌ی کتاب کمتر کسی در دنیا پیدا می‌شود که یک کتاب تاریخ خوانده باشد و نداند یونان در ذهن کشورهای رقیب و دشمنانش چه غول هولناکی بوده است. حتی اگر به تاریخ اکشن و خون‌ و خون‌ریزی علاقه‌ای نداشته باشید، احتمالاً با علاقه‌ی یونانیان به فلسفه آشنایید و سقراط، ارسطو و افلاطون معرف حضورتان هستند. اگر با فلاسفه نیز میانه‌ی خوشی نداشته باشید، توانایی این ملت را در هنر تئاتر، مجسمه‌سازی و نمایشنامه‌نویسی نمی‌توانید نادیده بگیرید. یونانیان یا کاری را شروع نمی‌کردند، یا اگر واردش می‌شدند تا وقتی که روی سکوی برنده نمی‌ایستادند، بی‌خیال ماجرا نمی‌شدند. کتاب تاریخ ترسناک 12: یونانیان یگانه (The Groovy Greeks And The Rotten Romans) واقعاً ترسناک است؛ زیرا به جز دو فصل کتاب که درباره‌ی هنرمندان و استادان یونان باستان است، باقی کتاب روایتگر جنگ و حمله‌های شبانه‌روزی یونانیان به این کشور و آن کشور است! البته تری دیری (Terry Deary) تمام این جنگ‌ها را با زبان طنز و بیانی شوخ‌طبعانه تعریف می‌کند، اما یونانیان عزیز در آن دوران، کاملاً جدی و بدون شوخی با همه می‌جنگیدند.

تاریخ فلسفه‌ی راتلج (جلد9): فلسفه‌ی علم، منطق و ریاضیات در قرن بیستم

570,000 تومان

معرفی کتاب تاریخ فلسفه‌ی راتلج - جلد نهم: فلسفه علم، منطق و ریاضیات در قرن بیستم

در کتاب تاریخ فلسفه‌ی راتلج - جلد نهم: فلسفه علم، منطق و ریاضیات در قرن بیستم به موضوعاتی چون فلسفه‌ی منطق و ریاضیات، فلسفه‌ی فیزیک، فلسفه‌ی علم، پوزیتیویسم منطقی و سایبرنتیک پرداخته شده و آرای فیلسوفانی چون فرگه و ویتگنشتاین توضیح داده می‌شود. استوارت جی. شانکر، استاد فلسفه‌ی دانشگاه یورک کانادا، ویراستار جلد نهم تاریخ فلسفه‌ی راتلج است.

درباره‌ی کتاب تاریخ فلسفه‌ی راتلج - جلد نهم: فلسفه علم، منطق و ریاضیات در قرن بیستم

بیشتر کسانی که در تاریخ فلسفه‌ی علم سررشته دارند، می‌دانند اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم دو دوره‌ی تأثیرگذار در این حوزه هستند. در این دوران تعامل میان علومی چون ریاضی، فیزیک، زیست‌شناسی و علوم اعصاب به اوج خود رسیده بود و مرتباً آثاری نگاشته می‌شد که باعث دگرگونی جهان علم می‌گشت. دانشمندانی چون ماکس پلانک، آلبرت انیشتین، ارنست رادرفورد، الکساندر فلمینگ، ریچارد فاینمن و... جملگی در این عصر می‌زیستند و به جامعه‌ی علمی خدمات زیادی کردند. استوارت جی. شانکر (Stuart G. Shanker) در جلد نهم تاریخ فلسفه‌ی راتلج مجموعه‌ای از مقالات را گرد آورده که بیشتر در حوزه‌ی فلسفه‌ی علم، منطق و ریاضیات هستند. شانکر خود استاد فلسفه و روان‌شناسی دانشگاه یورک کاناداست و در باب فلسفه‌ی ویتگنشتاین و هوش مصنوعی آثاری ارزنده نگاشته است
سفارش:0
باقی مانده:2

زیباشناسی سخن پارسی

16,500 تومان
زيباشناسي سخن پارسي" مجموعه‌اي سه جلدي است که هر يک از کتاب‌هاي آن به بررسي يکي از سه قلمرو اصلي زيباشناسي سخن، بيان و معاني و بديع، مي‌پردازد. اين دومين کتاب از آن مجموعه است و به معاني، " دانش حال‌هاي سخن" ويژگي يافته است. بخش اول کتاب به تعريف و شناخت کلي دانش معاني پرداخته و در بخش‌هاي از آن هشت زمينه‌ي اصلي دگرگوني‌هاي جمله به تناسب با موقعيت و مخاطب، که موضوع اين دانش است، يک‌يک بررسي مي‌شوند. برابرهاي پارسي تازه‌اي که براي اصطلاحات اين فن پيشنهاد شده‌اند در واژه‌نامه‌ي پاياني آمده‌اند و براي خوانندگاني که از آن به عنوان متن درسي استفاده مي‌کنند پرسش‌هايي نيز در پايان کتاب افزوده شده است.

مقدمات مدیریت آموزشی

85,000 تومان
از تشکیل نظام آموزش و پرورش نوین در ایران قریب 100 سال می گذرد . در این مدت ، بر اثر تحولات اجتماعی و اهمیت یافتن آموزش و پرورش رسمی در جامعه ، نظام آموزشی کشور گسترش چشمگیری پیدا کرده است . اکنون بیش از پیش انتظار می رود که امر مدیریت و رهبرای در نظام آموزشی کشور مورد توجه قرار گیرد تا نسبت به تربیت افرادی که مسئولیت اداره امور آموزشگاه ها و ادارات آموزش و پرورش را بر عهده دارد ، اقدامات موثرتری به عمل آید. از این رو ، لازم است که علاوه بر استفاده از امکانات آموزشی دانشگاه ها و مدارس عالی کشور، از طریق پیش بینی و اجرای برنامه های کوتاه مدت ، زمینه  باز آموزی گسترده نیروی انسانی شاغل در فعالیت های آموزشی و پرورشی فراهم گردد . بدون شک ، کوشش در جهت ارتقای سطح معلومات و مهارت های حرفه ای مدیران آموزشی کشور ، علاوه بر این که از بار مسائل و مشکلات نظام می کاهد ، آنان را در اجرای اثربخش برنامه های آموزشی و پرورشی یاری می دهد.
سفارش:0
باقی مانده:2

چشمهایش و ملکوت

110,000 تومان
کتاب چشمهایش و ملکوت نوشته جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان، داستان های فارسی به چاپ رسیده است. بخشی از متن کتاب «بهرام صادقی نه اهل سیاست بود و نه هیچ سر و کاری با هیچ محفل و دار و دسته‌ای داشت. حتا کافه هم نمی‌رفت. قهوه‌خانه می‌رفت و به جاهای پرت و پلا. اما دوستان دلسوز و روشنفکری که در کمین او بودند او را پیدا کردند و به کافه‌ها بردند و به جلسه‌های ادبی و شعرخوانی و داستان‌خوانی کشاندند. هرچند این تلاش‌ها به جایی نرسید و اگر هم به جایی رسید، دوام چندانی پیدا نکرد. حتا وقتی که دوستان تصمیم گرفتند داستان‌های پراکنده‌ای را که در مجلّه‌های سخن و فردوسی و صدف و کتاب هفته چاپ کرده بود جمع و جور کنند و یک مجموعهٔ آبرومندی برای او ترتیب بدهند، خودِ او در دسترس نبود و در گرداوری و ویرایش متن داستان‌هایی که داشت چاپ می‌شد هیچ نظارت و مُراقبتی نکرد و هیچ نقشی نداشت. سالها پیش از انتشار این مجموعهٔ آبرومند و یکی دو ماه پیش از آن که دستنوشتهٔ «ملکوت» را به دست چاپ بدهد، در نامه‌ای به ابوالحسن نجفی می‌نویسد «به دنیای ذهنی خودم پناه برده‌ام» و از احساسی حرف می‌زند که از کودکی با او بوده است و این اواخر در وجودش به شدّت قوّت گرفته است. می‌گوید «از همان اوایل بچگی گاهی حس می‌کردم مثل این که روی زمین نیستم، یعنی به فاصلهٔ چند سانتی‌متر از خاک قدم برمی‌دارم...» و تعریف می‌کند که یک روز آفتابی که با خانواده رفته است باغ و دسته جمعی نشسته‌اند روی ایوانی که جوی آبی از کنارش می‌گذرد، ناگهان احساس می‌کند که سرش داغ شده و خودش را می‌بیند که سبک شده و از روی قالی بلند می‌شود و به هوا می‌رود. «همه چیز وضوح خودش را از دست داد و مه عجیب و غریبی سراسر باغ و گُلها و ایوان را گرفت و همه چیز حاشیه‌دار شد و من احساس کردم که وجودم از خودم مثل این که جدا شد و دیگر در دنیای پدر و مادرم و بچه‌ها و باغ نیستم، مثل این که به جای دیگری رفته‌ام... بعداً به من گفتند که تکانم داده بودند و من فوراً خوب شدم.» اما او هرگز خوب نشد. این واقعه هر چند سالی یک بار تکرار می‌شد و تا بزرگسالی و تا زمانی که این نامه را می‌نوشت و تا سالها بعد ادامه پیدا کرد. به قول خودش، احساس «بیگانگی» به «همه چیز» و تنهایی: «تنهای تنهایم. دیگر همه‌شان را شناخته‌ام... ولشان کن!» عین همین واقعه را در «ملکوت» از زبان «م.‌ ل.» روایت کرده است: «دوازده سال داشتم و با خانواده‌ام به باغ رفته بودیم. آن روز که در ایوان باغ نشستیم و من با گلهای سرخ باغچهٔ جلو ایوان بازی می‌کردم. جوی آب از کنار باغچه می‌گذشت و پونه‌های خودرو عطر خود را با نسیم تا دوردست می‌فرستادند، بچه‌ها پشت سرم به جست و خیز و بازی مشغول بودند و من باز هم از آنها کناره گرفته بودم. چیزی بود که مثل همیشه مرا بسوی انزوا و تنهایی می‌کشاند. ناگهان مادرم از قفا صدایم زد و در همین وقت بود که غنچه‌ای در انگشتانم له شد. دستم از تیغ خار آتش گرفت و من فریاد زدم می‌سوزد.... همه چیز زرد شد و پرده‌ای نگاهم را کدر کرد و مثل اینکه کمی از زمین بلند شدم. سرم گیج رفت و گرمای کشنده‌ای در سراسر بدنم لول خورد...» دکتر حاتم «ملکوت» هم که به دوست و دشمن و آشنا و بیگانه آمپول مرگ تزریق می‌کند، سرش پیر است و تنش جوان و میان مرگ و زندگی در نوسان است. می‌گوید «یک گوشهٔ بدنم مرا به زندگی می‌خواند و گوشهٔ دیگری به مرگ...» و می‌گوید «درد من این است. نمی‌دانم آسمان را قبول کنم یا زمین را... هر کدام برایم جاذبهٔ بخصوصی دارند...» احساس «انزوا» و «تنهایی» دوران کودکی به اندیشهٔ «مرگ» و «نیستی» در جوانی مُنجر شد. از همان سالهای آخر دبیرستان فکر خودکُشی در میان دوستان و همشاگردی‌ها قوّت گرفته بود. یک جور بازی و مسابقهٔ خودکُشی پیش آمده بود. منوچهر فاتحی یکی از دوستانی بود که چند بار تهدید به خودکُشی کرد، اما خودش را نکُشت. تا لب‌لب مُردن رفت، اما زنده و صحیح و سالم برگشت. یکی از همشاگردی‌ها همهٔ تقصیرها را به گردن معلّمی می‌اندازد که از رشت آمده بود و «اگزیستانسیالیست» بود و طرفداران فراوانی پیدا کرده بود. به این دار و دستهٔ ناامیدی که مُدام دم از خودکُشی می‌زدند «اگزی» می‌گفتند.» فهرست کتاب چشمهایش زمین هوا بزرگ علوی: ورق پاره ها و داستان های دیگر بهرام صادقی: قنقنه ها و داستان های دیگر یادداشت

عشاق نامدار

425,000 تومان
کتاب عشاق نامدار: فرانسه و روسیه اثری است به ترجمه و اقتباس ذبیح الله منصوری و چاپ انتشارات نگاه. اثر حاضر پیش از این در اواخر دهه چهلم شمسی به صورت پاورقی منتشر شده و ماجرای آن از روزهای چهارده سالگی لویی چهاردهم که پسری زیبارو و جذاب بود آغاز می شود، نوجوانی که ناگزیر توجه همه را به خود جلب می کرد تا آن جا که مادرش دستور داد تا او دیگر با هیچ زنی در اتاق خود تنها نباشد؛ اما جایی خارج از چهاردیواری قصر، پسر با دختر باغبان دیدار کرد و این دیدار حسی را در پسر برانگیخت که موجب شد رابطه ای مهرآمیز میان او و دخترک سربگیرد. بعد از کشف این رابطه تنها بودن پسر با هر زنی در هرجایی ممنوع شد و دختر باغبان از قصر اخراج و پیش خاله اش فرستاده شد. اما این منع حضور زنان به تنهایی در کنار لویی مدت زیادی دوام نیاورد زیرا مادر ترسید پسرش دچار مشکل گردد و نسبت به زنان بی مهر شود. ماجرا همین گونه پیش می رود تا جایی که پسر به تخت سلطنت تکیه می زند و صاحب فرزند می شود، فرزندی که قرار است نائب السلطنه او باشد کسی که در اصیل زادگی و حیا بسیار عقب تر لویی چهاردهم است… . . .