عزیز و نگار

11,000 تومان

و امّا راویان‌ اخبار و ناقلان‌ آثار و محدثان‌ داستان‌گردان‌ و خوشه‌چینان‌ خرمنِ سخن‌ چنین‌ روایت‌ کرده‌اند که‌ … سیصد چهار صد سال‌ پیش‌ یک‌ داستانی‌ به‌ دنیا آمد به‌ نام‌ عزیز و نگار. خودش‌ پا در آورد، از این‌ دهان‌ به‌ آن‌ دهان‌ و از این‌ روستا به‌ آن‌ روستا سفر کرد. با این‌ حال‌ هیچوقتِ خدا کسی‌ نفهمید که‌ پدرش‌ کی‌ بوده‌، مادرش‌ کی‌ بوده‌، و عزیز و نگار این‌طوری‌ بزرگ‌ شدند و بزرگ‌ شدند تا پس‌ از ماجراهای‌ زیبا در دل‌ کوه‌های‌ طالقان‌ و رودبار الموت‌ (رودبار محمد زمان‌ خانی‌) و البرز به‌ یکدیگر رسیدند. این‌ را داشته‌ باشید تا در کتاب‌ بگوییم‌ از محمدعلی‌ گرکانی‌، کمالی‌ دزفولی‌، سیدمحمدتقی‌ میرابوالقاسمی‌ و محمدعلی‌ اکبریان‌ (عاطف‌) که‌ طی‌ سال‌های‌ گذشته‌ نگذاشته‌اند غبار زمان‌ چهره‌ عزیز و نگار را بپوشاند.

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات

عزیز و نگار

نویسنده
یوسف علیخانی
مترجم
——-
نوبت چاپ ٥
تعداد صفحات ٢٥٦
نوع جلد شومیز
قطع رقعی
سال نشر ١٣٩٩
سال چاپ اول ١٣٨١
موضوع
داستان‌های فارسی
نوع کاغذ بالکی
وزن ٢٦٨ گرم
شابک
9789643113285
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.268 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “عزیز و نگار”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Samaneh Fathi
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

بازیگوش

15,000 تومان
بازیگوش دهمین اثر شهریار عباسی است که در آن زندگی زن و مردی را در میانه دهه چهل تا دهه شصت در یک قهوه‌خانه بین راهی روایت می‌کند. آن‌ها بدون آن‌که گذشته یکدیگر را بدانند ناچار به زندگی در کنار یکدیگر می‌شوند و بدون آن‌که بخواهند اتفاق‌های سیاسی و اجتماعی درگیرشان می‌کند. ازاینرو،داستان بربسترحوادث سیاسی، اجتماعی وتاریخی شکل می‌گیرد. در این رمان زندگی انسان‌های شکست‌خورده، عشق‌های متفاوت آن‌ها و تلاش برای رسیدن به کامیابی روایت می‌شود. در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:   برای علی همه‌ چیز شبیه یک خواب است. کودکی و نوجوانی‌اش به شهری می‌ماند که در زیرِ  بارشی از مه سنگین و ابدی مانده است. حالا دیگر نمی‌داند کدام واقعاً اتفاق افتاده و کدام را در خواب‌ دیده است. چهره مهری در خواب‌ شفاف و روشن است، او را به ‌آغوش می‌کشد، می‌بوسد و گاهی از فاصله نزدیک چشم در چشم به هم می‌نگرند. وقتی از خواب بیدار می‌شود، نمی‌تواند چهره او را به‌خوبی در ذهن مجسم کند و کوشش‌هایش برای کنارِ هم گذاشتن اجزای صورت مهری بی‌فایده است.   مطالعه بخشی از کتاب  

چین خوردگی

11,000 تومان
کیان دهه سی‌سالگی‌اش را پشت سر می‌گذارد. در یک شرکت تهیه و مونتاژ فیلم کار می‌کند. در زندگی‌اش دست از پا خطا نکرده. ازدواج کرده و صاحب پسری به نام ماکان شده. در جریان فیلم‌برداری او از مراسم عروسی زندگی او دچار تغییر می‌شود. در قسمتی از کتاب می‌خوانیم: می‌توانستم حدس بزنم آن شب چه شبی بوده برای جفتشان. توی فیلم‌های خارجی شبیهش را زیاد دیده بودم. از آن ازدواج‌هایی که توی یک لحظه اتفاق می‌افتند. دو نفر خیره می‌شوند توی چشم‌های هم و همان موقع تصمیم می‌گیرند با هم ازدواج کنند. از این بهتر نمی‌شود. هر وقت فیلم‌های این مدلی می‌دیدم، هرچند همه‌چیز توی سه تا دیزالو اتفاق می‌افتاد، کلی کیف می‌کردم. از ساده کردن روابط خوشم می‌آمد. شاید برای همین هم بود که عروسی نگرفته بودم. دلم می‌خواست مهتاب حس و حالم را بفهمد. بفهمد که دلم می‌خواهد توی سه تا دیزالو ازدواج کنیم. دلم می‌خواست مثل ناهید و اشکان می‌زدیم به یک قهوه‌خانه فکسنی وسط جاده چالوس، بعد مردی شبیه عمومنصور به هم محرممان می‌کرد. ولی مهتاب توی باغ نبود. عروسی می‌خواست با همه تشکیلاتش... نقدی بر این کتاب

رودخانه‌ی تباهی

22,000 تومان
وقتی تا سر حد مرگ گرسنگی بکشی چربی لب‌ها و بینی‌ات از بین می‌رود. وقتی لب‌هایت غیب شوند دندان‌هایت مثل سگی وحشی همیشه بیرون‌اند... «ما چیزی نبودیم جز اشباحی گرسنه، ما مردگانِ در قید حیات بودیم.» رودخانۀ تباهی داستان واقعی مردی است که در سیزده سالگی به همراه خانواده‌اش از ژاپن به کرۀ شمالی می‌رود و در چهل و نه سالگی از «بهشت روی زمین» فرار می‌کند. او از چهار دهه تحقیر و توهین و تبعیض و از گرسنگی و فقر و نبودِ آزادی می‌گوید. از مرگ انسان‌های بی‌گناه و زندگی میان مردگان متحرک. «داستانی واقعی و هولناک دربارۀ زندگی در کرۀ شمالی... داستان شگفت‌آور و غم‌انگیز تحقیر همه جانبۀ ملت به دست دولت.» کِرکِس ریویو «ایشیکاوا در زندگی‌نامۀ دردناک خود وضعیت سهمگینی را به تصویر می‌کشد که حکومتی مستبد و فرقه‌گرا بر ملتش تحمیل کرده است... او داستان عشق استوارش به خانواده را در عمق ناامیدی و سرخوردگی اما با طنزی تلخ روایت می‌کند و به اخبار بی‌روحی که از کرۀ شمالی می‌شنویم وجهه‌ای انسانی می‌بخشد.» بوک لیست

خودآموز ترکی‌ استانبولی‌ (مکالمه‌ ـ دستور)

82,000 تومان
این‌ کتاب‌ نخستین‌ خودآموز ترکی‌ به‌ معنای‌ واقعیِ کلمه‌ است‌ که‌ با اصولی‌ روش‌دار و علمی‌ به‌ آموزشِ مرحله‌ به‌ مرحله‌ زبان‌ ترکی‌ استانبولی‌ می‌پردازد.

ماجرا از این قرار بود که . . .

2,700 تومان
همه آدم‌ها ، تقریباً همه آدم‌ها ، وقتی زیادی ناراحت می‌شوند از چشمشان اشک می‌آید ، موقع خنده صدایی شبیه هق‌هقی سرخوشانه از گلو بیرون می‌دهند و وقتی هم به سفر می‌روند سعی می‌کنند سر خودشان را با دیدنی‌های شهر تازه گرم کنند . همه شهرها هم ، تقریباً همه شهرها ، برای خودشان دیدنی‌هایی دارند و شنیدنی‌هایی . . . و البته بوئیدنی‌هایی و . . . صد البته خوردنی‌هایی . گفتن ندارد که بعضی شهرها و بعضی آدم‌ها هم اینطور نیستند . بعضی شهرها را جان به جانشان کنی نمی‌توانند به معنای سرگرم‌کننده قضیه ، سرگرم‌کننده به حساب بیایند . یک نفر هم هست که جان به جانش کنی نمی‌تواند مثل همه آدم‌ها ، تقریباً همه آدم‌ها ، خوشحال یا ناراحت بشود . یعنی نمی‌تواند مثل همه آدم‌ها ، تقریباً همه آدم‌ها گریه کند یا بخندد . این آدم برای سرگرمی هم روش‌های خاص خودش را دارد ، اینطور که واقعاً نمی‌تواند مثل همه آدم‌ها ، تقریباً همه آدم‌ها ، مثل آدم سر خودش را گرم کند . . . . گندش را بالا می‌آورد ، کوچکترین اتفاقی می‌تواند باعث شود شاخ دربیاورد و پاش بیفتد واقعاً شاخ هم درمی‌آورد ، واقعاً یک شاخ واقعی ، جداً یک شاخ جدی . حالا تصور کنید این یک نفر تصمیم بگیرد برود به یکی از آن بعضی شهرها . . . . خب ، این ماجرای همان یک نفر است در یکی از آن بعضی شهرها .

زهتاب

7,000 تومان
زهتاب روایت زندگی و رنج انسان‌هایی است که هر کدام به گونه‌ای در دام زندگی گیر افتاده‌اند . سهراب امیرخانی کودکی را در کارگاه زهتابی می‌گذراند و با وقایع هول‌انگیزی مواجه می‌شود که تا همیشه بر روح او چیره خواهند بود . چنان چیره که حتی وقتی فریبا همچون مسیحای نجات‌بخشی در زندگی‌اش ظهور می‌کند در نهایت اعجاب می‌بینیم که این مسیحا نیز نمی‌تواند در زندگی او ماندنی باشد . اما زهتاب تنها روایت سقوط سهراب نیست و همانطور که نویسنده در جایی می‌نویسد : « بحث شناسنامه نبود . حرف فرار نبود . حرف برف نبود . حرف سر این تاس‌هایی بود که هیچ‌وقت جفت نمی‌شدند . سر این همه مهره سیاه که از بازی بیرون نمی‌رفتند . حرف سر بوی کباب آدمیزاد بود و دست‌هایی که توی حلقه خون بر زمین می‌لرزیدند . می‌لرزیدند و در آخر از حرکت می‌ماندند . حالا به فرض که شناسنامه هم خوب جعل می‌شد ، که از زیر برف‌ها هم بیرون می‌آمد که فرار هم می‌کرد . اما . . . ».