ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب
110,000 تومان
در يك نيمروز تابستاني سال 1862، چارلز داجسن، استاد رياضيات دانشگاه آكسفورد كه دنيا او را به نام لوييس كارول ميشناسد، هنگام قايقسواري با چند كودك، براي سرگرم كردن آنان فيالبداهه داستاني ساخت و تعريف كرد كه چند روز بعد، هنگامي كه آن را به روي كاغذ آورد، به دوستش گفت تمام شب را بيدار ماندم براي نوشتن لاطائلاتي كه آن روز وقت قايقسواري براي آليس سرهم كردم. اما آن لاطائلات! بعدها معروفترين داستان تخيلي كودكان و نوجوانان شد، خوانندگان بسياري ميان بزرگسالان هم يافت، به بيش از پنجاه زبان ترجمه شد، نمايش و فيلم و تئاتر از آن ساختند، و گذشت بيش از يكصد سال، چيزي از شيريني و دلنشيني آن نكاست، چرا كه به قول ويرجينيا وولف: لوييس كارول كاري كرد كه هيچكس موفق به انجامش نشده بود، به دنياي كودكي برگشت و از نو خلقش كرد. آليس… كتابي براي كودكان نيست، تنها كتابي است كه در آن همه ما ميتوانيم دوباره كودك شويم.
فقط 1 عدد در انبار موجود است
ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب
نویسنده | لوییس کارول |
مترجم | زویا پیرزاد |
نوبت چاپ | 7 |
تعداد صفحات | 138 |
قطع و نوع جلد | رقعی شومیز |
سال انتشار | 1398 |
شابک | 9789643052294 |
وزن | 0.15 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
تأثیر مدارس دخترانه در توسعه اجتماعی زنان در ایران
عروسی خون (۵۸) (نمایشنامه)
معرفی کتاب عروسی خون (۵۸)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.● پسرتو میخواستم، نمیخواستم فریبش بدم، اما بازوهای اون یکی مثل موج دریا منو میکشید و با خودش میبرد، مثل افسار قاطر به گردنم افتاده بود تا ابد، برای همیشه، همیشه، منو با خودش میکشید و میبرد، حتی اگه پیر میشدم و تمام پسرهای پسرت چنگ مینداختن به موهام که جلومو بگیرن. ص ۹۹ عروسی خون (۵۸) (نمایشنامه) - انتشارات نی
سرگذشت آخرین تزار روسیه
مینا سانتلمو 2/ مینا سانتلمو و دخمهی فیلمهای سلولوئید (دستبردی تمامعیار به تاریخ سینما)
مینا سانتلمو و تونی دپرادا، چه ترکیب شگفتانگیزی! چه اتفاقی میتواند جوانترین نویسندهی داستانهای پلیسی دنیا را با یک کارگردان مشهور هالیوودی آشنا کند؟
همهچیز از سفر مینا به بارسلون برای حضور در فیلمبرداری فیلم شکستناپذیرها شروع شد؛ فیلمی دربارهی ابرقهرمانها که همه منتظرش بودند. کارگردان فیلم نقشی به آگاتا، عمهی مینا، پیشنهاد داده بود، نقشی که پیش از آن قرار بود همسر سابق تونی دپرادا، ایرما وپِ مشهور، آن را بازی کند، اما در صحنهی فیلمبرداری سانحهای پیش آمد که نزدیک بود به قیمت جانش تمام شود؛ بنابراین آگاتا جایگزین او شد.
حالا مینا و برادرش به این حادثه مشکوک شدهاند؛ آیا این سانحه به گنجینهی فیلمهای قدیمی تازهکشفشده و اشباحی که در این فیلمها خانه کرده بودند، ارتباطی دارد؟
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.