مراسم تشییع

42,000 تومان

این کتاب از سه گانه اسکندر ( << اخگر پردیس >>,<< پسر ایرانی>>و<< مراسم تشیع >>) اگر چه شرح مراسم پرفراز ونشیب تشیع اسکندراست؛ سرگذشت کسی که سرنوشت جهان حتی پس ازمرگ نیز تا مدت ها متاثر ازاوست. اکنون اسکندر مرده است ، اماامپراتوری اش پابرجاست ، پس کشمکش ها آغاز می شود: بطلمیوس ، آنتیگونوس، کراتر و دیگر سرداران اسکندر هریک خود راشایسته سریر پادشاهی این امپراتوری عظیم می دانند. وبازهم هستند: المپیاس ، کلئوپاترا، رکسانه، استاتیرا ودیگر زنانی که پرده نشین نیستند وبرآنند سرنوشت امپراتوری رابه شیوه ای دیگر رقم زنند.

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات

مراسم تشییع

این کتاب از سه گانه اسکندر ( << اخگر پردیس >>,<< پسر ایرانی>>و<< مراسم تشیع >>) اگر چه شرح مراسم پرفراز ونشیب تشیع اسکندراست؛
نویسنده
ماری رنولت
مترجم
سهیل‌ سمی
نوبت چاپ ٥
تعداد صفحات ٤٧٢
نوع جلد سلفون
قطع رقعی
سال نشر ١٤٠٣
سال چاپ اول ١٣٨٢
موضوع
اسکندر مقدونی
نوع کاغذ تحریر
وزن 720 گرم
شابک
9789643114404
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.720 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “مراسم تشییع”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF

خلاصه کتاب

 

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Samaneh Fathi
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

قلعۀ کارپات‌ها

210,000 تومان

در وِرست، یکی از روستاهای ترانسیلوانی در کشور رومانی، ماجراهای مرموزی در حال وقوع است و منشأ همۀ این ماجراها قلعۀ متروکه و مخوفی معروف به قلعۀ کارپات‌هاست. اهالی ورست بر این باورند که این قلعه در تسخیر ارواح و اشباح است، از این رو احدی جرئت نمی‌کند حتی به آن‌جا نزدیک شود. همچنین باور دارند که افتادن آخرین شاخۀ درخت راشِ نزدیک قلعه مصادف خواهد شد با نابودی و ویرانی قلعه. تا این‌که یک روز فریکِ چوپان، به لطفِ دوربینی دوچشمی، می‌بیند که دود از دودکش قلعه برمی‌خیزد و این اتفاق به شایعاتی دامن می‌زند حول این‌که آیا موجوداتی انسانی آن‌جا ساکن شده‌اند یا موجوداتی ماورای‌طبیعی. اهالی روستا به قدری کنجکاو می‌شوند که تصمیم می‌گیرند دل را به دریا بزنند و راهی آن قلعۀ مرموز شوند، بلکه از راز آن سردربیاورند. اما چه کسی جرئت می‌کند؟ فقط نیک دک، جنگلبان شجاع، و دکتر پاتاک، البته دومی به‌اجبار. اما...

در این داستان با شخصیت‌های جذابی آشنا می‌شویم از جمله بارون رودولف دوگورتز، آخرین بازماندۀ خاندان دوگورتز و مالک قلعۀ کارپات‌ها، و فرانس دوتِلِک، نجیب‌زده‌ای عاشق‌پیشه، که اگر نبود جسارت و نیز شیفتگیِ او نسبت به داستان‌های اسرارآمیز، راز ساکنانِ قلعه هرگز فاش نمی‌شد.

ممکن است حین خواندن این داستان فکر کنید ژول ورن، برخلاف اغلب کتاب‌هایش، از عناصر علمیِ چندانی بهره نبرده است. اما این‌طور نیست، چراکه او از طریق اورفانیک، دانشمند و نابغهٔ قدرنادیدهٔ داستان، از «الکتریسیته»، که به‌درستی «روح جهان» نام گرفته، و نیز از تلفن و حتی گرامافون برای رسیدن به مقاصد شومش بهرۀ وافری می‌برد، به طوری که ممکن است، تحت تأثیر وقایع داستان، از این اختراعات مفید بشری بیزار شوید.

گمان بر این است که برام استوکر، نویسندۀ ایرلندی، از این رمان ژول ورن برای نوشتن رمان خودش دراکولا در سال ۱۸۹۷ الهام گرفته است.

تبعید و سلطنت

150,000 تومان
آلبر کامو را بیشتر دوستداران ادبیات با دو کتاب معروف و ماندگارش یعنی «بیگانه» و «طاعون» می‌شناسند. هر چند او آثار ماندگار بسیاری دارد. این نویسنده فرانسوی یک بار هم جایزه ادبیات نوبل را از آن خود کرده است. این مجموعه از ٦ داستان کوتاه و مستقل تشکیل شده است که تا حدود زیادی از لحاظ خصوصیات روحی مشابه یکدیگرند .

رودخانه‌ی تباهی

22,000 تومان
وقتی تا سر حد مرگ گرسنگی بکشی چربی لب‌ها و بینی‌ات از بین می‌رود. وقتی لب‌هایت غیب شوند دندان‌هایت مثل سگی وحشی همیشه بیرون‌اند... «ما چیزی نبودیم جز اشباحی گرسنه، ما مردگانِ در قید حیات بودیم.» رودخانۀ تباهی داستان واقعی مردی است که در سیزده سالگی به همراه خانواده‌اش از ژاپن به کرۀ شمالی می‌رود و در چهل و نه سالگی از «بهشت روی زمین» فرار می‌کند. او از چهار دهه تحقیر و توهین و تبعیض و از گرسنگی و فقر و نبودِ آزادی می‌گوید. از مرگ انسان‌های بی‌گناه و زندگی میان مردگان متحرک. «داستانی واقعی و هولناک دربارۀ زندگی در کرۀ شمالی... داستان شگفت‌آور و غم‌انگیز تحقیر همه جانبۀ ملت به دست دولت.» کِرکِس ریویو «ایشیکاوا در زندگی‌نامۀ دردناک خود وضعیت سهمگینی را به تصویر می‌کشد که حکومتی مستبد و فرقه‌گرا بر ملتش تحمیل کرده است... او داستان عشق استوارش به خانواده را در عمق ناامیدی و سرخوردگی اما با طنزی تلخ روایت می‌کند و به اخبار بی‌روحی که از کرۀ شمالی می‌شنویم وجهه‌ای انسانی می‌بخشد.» بوک لیست

جمعه بیست و هشتم ‏روی صندلی لهستانی

1,200 تومان
این کتاب با ٨ داستان کوتاه از جمعه بیست و هشتم آغاز می‌شود. دختری چاق عاشق استادی مو سفید می‌شود تا آنجا پیش می‌رود که موفق به گرفتن مدرک دکترا می‌شود. در ادامه به داستان بعدی می‌رسیم که روایت راننده تنهای آژانس است که خیلی اتفاقی جدول تلفنی حل می‌کند. داستان دیگر یک داستان کوتاه از پسر بچه‌ای است که گربه‌ای سیاه دارد و با یک شبح دوست می‌شود. "زن سمندر یا زینت؟" داستان سرایدار یک برج است که شب‌ها با کلیدهای یدکی به آپارتمان‌های طبقات بالا می‌رود. طولانی‌ترین داستان کتاب ماجرای ٣ زن را باز می‌گوید که یک مرده روی دستشان مانده بعد کتاب کمی شیرین می‌شود و به داستان شیرینی‌پزی مانوک می‌رسد که دختری ارمنی به نام ژانت مدیر آن است و محبوبه کتابفروشی همسایه. آخرین داستان هم از دو نفر است که با فلاکس چای رفته‌اند روی پشت‌بام تا برف ببینند.

مرفی

160,000 تومان
  فهرست: در صورت وجود وارد شود.
سفارش:0
باقی مانده:2

دیوار

14,000 تومان
کتاب «دیوار» رمانی جذاب و ژرف است، هشداری که هنرمندانه روح خواننده را لمس می‌کند تا یک نفس خوانده شود و برای همیشه چون خاطره‌ای تأمل برانگیز در ذهن او برجای بماند. دیوار، نفوذناپذیر و نامرئی، ناگهان قد علم می‌کند و دنیا برای راوی یکی از جذاب‌ترین و ژرف‌ترین رمان‌ها دوپاره می‌شود. آن سوی دیوار همه چیز چون تصویری ابدی متوقف است و در این سو جهانی ناشناخته است و زنی تنها. «امروز، پنجم نوامبر، نگارش گزارشم را آغاز می‌کنم. تا آن‌جا که مقدور باشد همه چیز را کاملاً دقیق خواهم نوشت. هر چند حتی نمی‌دانم که امروز به راستی پنجم نوامبر باشد. زمستان گذشته حساب چند روز از دستم رفت. و نمی‌دانم امروز کدام روز هفته است. البته خیال نمی‌کنم این چندان مهم باشد. مأخذ گزارشم یادداشت‌های کوتاهم هستند. کوتاه از این‌رو که هرگز فکر نمی‌کردم روزی دست به نگارش چنین گزارشی بزنم. می‌ترسم که خیلی چیزها در خاطرم نقش دیگری گرفته باشند تا واقعیت. بگذریم که همه گزارش‌ها چنین نقصی دارند. انگیزه من برای نوشتن شوق به نویسندگی نیست، بلکه چنین پیش آمده است که اگر بخواهم عقل از کف ندهم باید بنویسم. آخر اینجا هیچ کس نیست که با من همفکری و غمخواری کند. من تنهای تنها هستم و باید بکوشم ماه‌های بلند زمستان را تاب بیاورم چرا که...»