معمای مدرنیته
295,000 تومان
“معمای مدرنیته” اثری است به قلم “بابک احمدی” که در آن پیرامون موضوع مدنظر، 9 جستار را در کنار هم منتشر ساخته است. این جستارها به شیوهای نگارش شده و به چاپ رسیدهاند که هم به شکل جداگانه و هم در ارتباط با یکدیگر معنا مییابند و خواننده میتواند آنها را به تنهایی یا در کنار هم مطالعه کند. “بابک احمدی” که پیش از این نیز بحثهایی دربارهی این موضوع داشته، در کتاب “معمای مدرنیته”، صحبتهای پیشین خود را به روز کرده و موارد قبلی را نیز دنبال نموده است. اصولا تفکر و تحول، پرسشهای جدیدی را در ذهن خواننده و نویسنده رقم میزند که لزوم پاسخ دادن به آنها، در طول زمان ایجاد میشود و “معمای مدرنیته”، سوالاتی جدید را به همراه پاسخهای تمامعیار، پیرامون ارتباط مدرنیته با پندار هویت، انسانگرایی، فلسفهی اخلاق، متافیزیک، علمباوری، اخلاق و زندگی، دموکراسی، فلسفه و سیاست در بردارد.
“بابک احمدی” در “معمای مدرنیته” از مسیر مخالف این دوره عبور میکند و با اتکا بر گفتههای نیچه که علمباوری، خردباوری و آنچه به عنوان آزادی مدرن میشناسیم را مشکلساز میداند، در صدد است تا افقی جدید پیش روی خوانندگان ترسیم کند. به همین جهت نکتهی اساسی که زیربنای نگارش این کتاب را تشکیل میدهد، تلاش برای اندیشیدن به شیوهای دیگر است؛ چرا که کار فلسفه و تفکر نقادانه، همین آوردن اندیشهی نو به جای مشروع جلوه دادن اندیشههای پیشین است. “بابک احمدی” تلاش کرده تا از پس جستارهای این کتاب، “معمای مدرنیته” را برای خوانندگان باز کند و تقلبی بودن آن چیزی را که اغلب به جای زندگی به افراد معرفی میشود، به وسیلهی سطرهای این کتاب افشا کند.
فقط 1 عدد در انبار موجود است
معمای مدرنیته
نویسنده | بابک احمدی |
مترجم | |
نوبت چاپ | 15 |
تعداد صفحات | 370 |
قطع و نوع جلد | وزیری شومیز |
سال انتشار | 1403 |
شابک | 9789643053505 |
وزن | 0.5 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
آفرینش و آزادی
مروری بر نظریههای زیبایی (در زیباشناسی تجربی و علوم شناختی)
معرفی کتاب مروری بر نظریههای زیبایی (در زیباشناسی تجربی و علوم شناختی)
موانع حضور زنان در حکومتها
انقراض ششم
ما اينجا داريم مي ميريم
جملاتی از کتاب ما اینجا داریم میمیریم
خوشبختیها را گم کردهایم، همهشان گم شدهاند. دستمان خالی است دیگر هیچ نوری توی دستهامان نیست.
گاهی همین قدر که بنشینم و ده دقیقه توی حال خودم باشم و کارگرهای ساختمان روبرو تیرآهن خالی نکنند و دلم برای چیزی شور نزند و تسمه کولر پاره نشود به گمانم خوشبختم.
خوبی تهران همین است که همهچیز گم میشود توی های و هوی شهر.
طلاپری میداند که هر ستاره مال کدام آدمیزاد است و حال میبینیم که آدمیزادها همیشه با جام چای کنار پنجره میایستند و هیچوقت پریهای جنگل را صدا نمیزنند. آدمیزادها عاشق آسمان هستند و مدام دنبال ستارههایشان میگردند.
مادرش همیشه میگفت هیچ کار خدا بیحکمت نیست. بعد هم غشغش میخندید که یک خدایا شکر بگو و خودت را راحت کن. تا آن سر دنیا هم که بدوی نمیفهمی چرا بلاهای ریز و درشت سر آدم میآید.
آدمیزادها هیچوقت صدایی را که نمیبینند، نمیشنوند. حتی گاهی خوشبختیهای کوچکشان را هم نمیبینند.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.