مقدمه‌ای بر فلسفه ذهن

295,000 تومان

فلسفه ذهن چيست؟ شايد بتوان گفت فلسفه ذهن مطالعه پرسش‌هاي فلسفي مربوط به ذهن و ويژگي‌هاي آن است ـ مثلا اينكه آيا ذهن متمايز از بدن است يا بخشي از بدن، مانند مغز است؛ يا اين پرسش كه آيا ذهن ويژگي‌هاي يكه‌اي مانند آگاهي، دارد يا خير.

فقط 1 عدد در انبار موجود است

شناسه محصول: 9789642131068 دسته: , ,
توضیحات

مقدمه‌ای بر فلسفه ذهن

نویسنده جاناتان لو
مترجم امیر غلامی
نوبت چاپ 2
تعداد صفحات 358
قطع و نوع جلد رقعی شومیز
سال انتشار 1392
شابک 9789642131068
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.4 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “مقدمه‌ای بر فلسفه ذهن”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

عصر استعمارگری

65,000 تومان
یک فیلسوف آمریکایی به نام "جورج سانتایانا" می‌نویسد: "کسانی که نمی‌توانند گذشته را به خاطر آورند محکوم به تکرار آنند." شاید حقیقت این سخن حکیمانه سانتایانا در هیچ جا آشکارتر از تاریخ طولانی استعمارگری و امپریالیسم نمایان نشده باشد‌. امروزه این اصطلاحات را حتی تاریخ‌نگاران و دیگر پژوهشگران اغلب به یک معنا به کار می‌برند. اما کارشناسان گاهی بین این دو اصطلاح تمایز قائل می‌شوند. آن‌ها معمولاً استعمارگری را سلطه و فرمانروایی مستقیم سیاسی تحمیلی از سوی کشوری به سرزمینی دور دست تعریف می‌کنند. آن سرزمین، که مستعمره نامیده می‌شود، ممکن است پذیرای مهاجران زیادی از کشور استعمارگر باشد یا نباشد. نمونه‌های آن مستعمراتی است که بریتانیا در سده هفتم در ماساچوست، ویرجینیا و جاماییکا، در ۱۸۴۱در نیوزیلند (زلاندنو) و در ١٩١٤ در نیجریه برا کرد. بنابراین استعمارگر و امپراتوری‌گری (امپریالیسم) پیوند نزدیکی با هم دارند که تعجبی ندارد که این دو مفهوم عمدتاً به یک معنا گرفته شوند.

عشق انتقالی

210,000 تومان
این جلد سوم از مجموعه فروید معاصر: نقاط عطف و مسائل بحرانی است که برای انجمن بین المللی روانکاوی منتشر شده است. هر جلد مقاله ای کلاسیک از فروید را با نظرات معلمان و تحلیلگران برجسته روانکاوان از زمینه های نظری و موقعیت های جغرافیایی مختلف ارائه می دهد. به گفته مشارکت کنندگان، مشاهدات در مورد انتقال-عشق ممکن است از دخالت های عاطفی تاسف بار دو تن از همکاران فروید الهام گرفته شده باشد. با بیماران زن فروید در مقاله خود از اجتناب ناپذیر بودن «انتقال-عشق» در هر تحلیلی که به خوبی انجام شده است، کارکردهای مهم درمانی آن و خطرات احتمالی آن صحبت می کند. عشق انتقالی به طور کلی در زمینه بزرگتر انتقال مورد بحث قرار می گیرد. مقاله‌ها مشکلی پایدار را در همه روش‌های روان‌درمانی روشن می‌کنند: نمایش‌های تأسف‌بار، اغلب غم‌انگیز، انتقال اروتیک و انتقال متقابل. این جلد همچنین شامل مقاله اصلی فروید است.

رهایی از نگرانی 10 راه حل ساده

115,000 تومان

همۀ ما گاه و بی‌گاه وقتی احتمال بروز واقعه‌ای ناگوار می‌رود، اسیر نگرانی می‌شویم. اما برخی افراد حتی در صورت ناچیز بودن این احتمال هم نمی‌توانند از گسترش نگرانی جلوگیری کنند و مبتلا به نگرانی مزمن می‌شوند. نگرانی مزمن، خود، زمینه‌ساز مشکلات اضطرابی شدیدتر است. در این کتاب با راه‌کارهای عملی رهایی قطعی و همیشگی از شر نگرانی، آشنا می‌شوید. در کتاب حاضر، تکنیک‌های روان‌درمانی قدرت‌مندی (براساس رویکرد رفتاردرمانی شناختی) برای کنترل نگرانی و کاهش استرس معرفی شده است.

ارزیابی خود، انگیزه‌سازی، تمرین آرام‌سازی، و بازسازی شناختی از‌آن‌جمله‌اند. با خواندن این کتاب می‌آموزید که چگونه افکار منفی را که منجر به نگرانی می‌شوند، شناسایی کرده و تغییر دهید. هم‌چنین یاد می‌گیرید که رفتارهای مولد نگرانی را با رفتارهای سازنده‌تر و مثبت‌تر جایگزین کنید.

سفارش:0
باقی مانده:1

معما

38,500 تومان
"معما" مجموعه داستان‌های کوتاه تخیلی از نویسندگان معاصر غربی است که خجسته کیهان آن‌ها را گردآوری و به فارسی ترجمه کرده است. گابریل گارسیا مارکز، ولادیمیر نابوکف، مارگریت یورسنار، ریموند بردبری، تی.سی.بویل، دینو بوزاتی، اچ.جی.ولز و کاترین مانسفیلد نویسندگان این کتاب هستند. شاید وجه مشترک این داستان‌ها را بتوان تخیلی بودن آن‌ها دانست. داستان‌ها اغلب در فضایی دور از زندگی واقعی و روزمرگی‌های کسالت‌آور رخ می‌دهند و می‌توانند برای دقایقی مخاطب را با خود به دنیای رنگارنگ و سرشار از خیال خود ببرد. جهانی خیالی که در آن رسیدن به رویا غیرممکن نیست و برای هر خواننده‌ای لذت‌بخش است.
اولین داستان این کتاب "خواب‌نما" اثر گابریل گارسیا مارکز نویسنده مشهور آمریکای لاتین است. "خواب‌نما" یکی از داستان‌های مجموعه دوازده قصه ولگردی است که در سال 1993 منتشر شده است. دومین داستان این مجموعه "چگونه وانگ فو نجات یافت" اثر مارگریت یورسنار نخستین زن نویسنده‌ای است که به عضویت افتخاری آکادمی فرانسه برگزیده شد. ریموند بردبری که سومین داستان این کتاب "تابستان پیکاسو" را نوشته، همواره در نگارش آثارش به رویدادهای علمی و تخیلی یا شگفت‌انگیز توجه ویژه‌ای داشته است. در ادامه به ترتیب داستان‌های "تبار انسان" اثر تی.سی.بویل، "سرزمین کوران" اثر اچ.جی.ولز، "معما"، "موش‌ها"، "بال"، "کوهستان ممنوع است" و "اتفاقی افتاده بود" نوشته دینو بوزاتی، "خانه عروسک" نوشته کاترین مانسفیلد و "جزئیات یک غروب" نوشته ولادیمیر نابوکف آورده شده است.
سفارش:0
باقی مانده:1

کتاب نوسازی و دگرگونی

380,000 تومان
معرفی کتاب نوسازی و دگرگونی سال های میانی دهة 1330 تا سال های پایانی دهة 1350، دوره ای محوری در تاریخ معاصر ایران به شمار می رود. طی این دوره، از اتکای اقتصاد به کشاورزی کاسته شد و صنعت جایگاه مهمی در این ساختار پیدا کرد. شهرنشینی رشدی شتابان یافت، دسترسی شهرنشینان به آموزش و بهداشت تسهیل شد و حکومت موفق گردید بخش های زیادی از زندگی اجتماعی و فرهنگی در کشور را که تا پیش از این دوره، از دسترسش خارج بودند، تحت حاکمیت خود بیاورد. کتاب حاضر به دگرگونی نهاد خانواده در نتیجة این تغییرات می پردازد.هم حکومت ایران و هم آن نیروهای خارجی ای که وی را به اتخاذ سیاست هایی تشویق کردند که به این تغییرات انجامید همگی بر اتکای این برنامه ها به نظریۀ مدرنیزاسیون یا نوسازی اصرار داشتند. از این رو در این کتاب نیز همین نظریه، چارچوب سنجش تأثیر این برنامه ها بر نهاد خانواده می باشد. حاصل کار، ارزیابی تأثیر نوسازی اجتماعی بر نهاد خانواده است و همچنین، سنجش خود نظریة مدرنیزاسیون به مثابۀ یک ایدئولوژی.

چشمهایش و ملکوت

110,000 تومان
کتاب چشمهایش و ملکوت نوشته جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان، داستان های فارسی به چاپ رسیده است. بخشی از متن کتاب «بهرام صادقی نه اهل سیاست بود و نه هیچ سر و کاری با هیچ محفل و دار و دسته‌ای داشت. حتا کافه هم نمی‌رفت. قهوه‌خانه می‌رفت و به جاهای پرت و پلا. اما دوستان دلسوز و روشنفکری که در کمین او بودند او را پیدا کردند و به کافه‌ها بردند و به جلسه‌های ادبی و شعرخوانی و داستان‌خوانی کشاندند. هرچند این تلاش‌ها به جایی نرسید و اگر هم به جایی رسید، دوام چندانی پیدا نکرد. حتا وقتی که دوستان تصمیم گرفتند داستان‌های پراکنده‌ای را که در مجلّه‌های سخن و فردوسی و صدف و کتاب هفته چاپ کرده بود جمع و جور کنند و یک مجموعهٔ آبرومندی برای او ترتیب بدهند، خودِ او در دسترس نبود و در گرداوری و ویرایش متن داستان‌هایی که داشت چاپ می‌شد هیچ نظارت و مُراقبتی نکرد و هیچ نقشی نداشت. سالها پیش از انتشار این مجموعهٔ آبرومند و یکی دو ماه پیش از آن که دستنوشتهٔ «ملکوت» را به دست چاپ بدهد، در نامه‌ای به ابوالحسن نجفی می‌نویسد «به دنیای ذهنی خودم پناه برده‌ام» و از احساسی حرف می‌زند که از کودکی با او بوده است و این اواخر در وجودش به شدّت قوّت گرفته است. می‌گوید «از همان اوایل بچگی گاهی حس می‌کردم مثل این که روی زمین نیستم، یعنی به فاصلهٔ چند سانتی‌متر از خاک قدم برمی‌دارم...» و تعریف می‌کند که یک روز آفتابی که با خانواده رفته است باغ و دسته جمعی نشسته‌اند روی ایوانی که جوی آبی از کنارش می‌گذرد، ناگهان احساس می‌کند که سرش داغ شده و خودش را می‌بیند که سبک شده و از روی قالی بلند می‌شود و به هوا می‌رود. «همه چیز وضوح خودش را از دست داد و مه عجیب و غریبی سراسر باغ و گُلها و ایوان را گرفت و همه چیز حاشیه‌دار شد و من احساس کردم که وجودم از خودم مثل این که جدا شد و دیگر در دنیای پدر و مادرم و بچه‌ها و باغ نیستم، مثل این که به جای دیگری رفته‌ام... بعداً به من گفتند که تکانم داده بودند و من فوراً خوب شدم.» اما او هرگز خوب نشد. این واقعه هر چند سالی یک بار تکرار می‌شد و تا بزرگسالی و تا زمانی که این نامه را می‌نوشت و تا سالها بعد ادامه پیدا کرد. به قول خودش، احساس «بیگانگی» به «همه چیز» و تنهایی: «تنهای تنهایم. دیگر همه‌شان را شناخته‌ام... ولشان کن!» عین همین واقعه را در «ملکوت» از زبان «م.‌ ل.» روایت کرده است: «دوازده سال داشتم و با خانواده‌ام به باغ رفته بودیم. آن روز که در ایوان باغ نشستیم و من با گلهای سرخ باغچهٔ جلو ایوان بازی می‌کردم. جوی آب از کنار باغچه می‌گذشت و پونه‌های خودرو عطر خود را با نسیم تا دوردست می‌فرستادند، بچه‌ها پشت سرم به جست و خیز و بازی مشغول بودند و من باز هم از آنها کناره گرفته بودم. چیزی بود که مثل همیشه مرا بسوی انزوا و تنهایی می‌کشاند. ناگهان مادرم از قفا صدایم زد و در همین وقت بود که غنچه‌ای در انگشتانم له شد. دستم از تیغ خار آتش گرفت و من فریاد زدم می‌سوزد.... همه چیز زرد شد و پرده‌ای نگاهم را کدر کرد و مثل اینکه کمی از زمین بلند شدم. سرم گیج رفت و گرمای کشنده‌ای در سراسر بدنم لول خورد...» دکتر حاتم «ملکوت» هم که به دوست و دشمن و آشنا و بیگانه آمپول مرگ تزریق می‌کند، سرش پیر است و تنش جوان و میان مرگ و زندگی در نوسان است. می‌گوید «یک گوشهٔ بدنم مرا به زندگی می‌خواند و گوشهٔ دیگری به مرگ...» و می‌گوید «درد من این است. نمی‌دانم آسمان را قبول کنم یا زمین را... هر کدام برایم جاذبهٔ بخصوصی دارند...» احساس «انزوا» و «تنهایی» دوران کودکی به اندیشهٔ «مرگ» و «نیستی» در جوانی مُنجر شد. از همان سالهای آخر دبیرستان فکر خودکُشی در میان دوستان و همشاگردی‌ها قوّت گرفته بود. یک جور بازی و مسابقهٔ خودکُشی پیش آمده بود. منوچهر فاتحی یکی از دوستانی بود که چند بار تهدید به خودکُشی کرد، اما خودش را نکُشت. تا لب‌لب مُردن رفت، اما زنده و صحیح و سالم برگشت. یکی از همشاگردی‌ها همهٔ تقصیرها را به گردن معلّمی می‌اندازد که از رشت آمده بود و «اگزیستانسیالیست» بود و طرفداران فراوانی پیدا کرده بود. به این دار و دستهٔ ناامیدی که مُدام دم از خودکُشی می‌زدند «اگزی» می‌گفتند.» فهرست کتاب چشمهایش زمین هوا بزرگ علوی: ورق پاره ها و داستان های دیگر بهرام صادقی: قنقنه ها و داستان های دیگر یادداشت