نظریهای در باب عدالت
490,000 تومان
نظريهاي در باب عدالت، اثر جان رالز، يكي از كتابهايي ست كه آيندگان به واسطهاش زمانه ما را ياد خواهند كرد. به جرات ميتوان گفت اين كتاب مهمترين اثر فلسفه اخلاقي و سياسي در سده بيستم است، اثري كلاسيك همسنگ آثار ايمانوئل كانت و جان استوارت ميل. رالز در اين كتاب استدلال ميكند كه اصول صحيح در زمينه عدالت آنهايي ست كه انسانهايي آزاد و عاقل، استقرار يافته در «وضعيت آغازين»، در پس پرده بي خبري، بر سرش توافق خواهند كرد: آنها در پس اين پرده از جايگاه خود در جامعه، از طبقه، نژاد، يا جنسيت خويش، از استعدادها، هوش، و قوت بازوي خويش بيخبراند، و حتي نميدانند چه برداشتي از خير، يا آرمان نهايي زندگي خود، دارند. وي بر اين اساس دو اصل عدالت را براي توزيع آزاديها و خيرهاي اجتماعي و اقتصادي استنتاج ميكند. در سال 1975، براي نخستين ترجمه كتاب به زبان بيگانه- چاپ آلمان اثر- در نسخه اصلي بازنگريهاي عمدهاي صورت گرفت. آن بازنگريها، كه به باور مولف در برگيرنده اصلاحات مهمي است در همه ترجمههاي بعدي و سپس در سال 1999 در آخرين ويراست انگليسي اثر گنجانده شد. ترجمه فارسي حاضر براساس همين نسخه است.
فقط 1 عدد در انبار موجود است
نظریهای در باب عدالت
نویسنده | جان رالز |
مترجم | مرتضی نوری |
نوبت چاپ | 4 |
تعداد صفحات | 208 |
قطع و نوع جلد | وزیری گالینگور |
سال انتشار | 1399 |
شابک | 9789642132393 |
وزن | 0.959 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
ما اينجا داريم مي ميريم
جملاتی از کتاب ما اینجا داریم میمیریم
خوشبختیها را گم کردهایم، همهشان گم شدهاند. دستمان خالی است دیگر هیچ نوری توی دستهامان نیست.
گاهی همین قدر که بنشینم و ده دقیقه توی حال خودم باشم و کارگرهای ساختمان روبرو تیرآهن خالی نکنند و دلم برای چیزی شور نزند و تسمه کولر پاره نشود به گمانم خوشبختم.
خوبی تهران همین است که همهچیز گم میشود توی های و هوی شهر.
طلاپری میداند که هر ستاره مال کدام آدمیزاد است و حال میبینیم که آدمیزادها همیشه با جام چای کنار پنجره میایستند و هیچوقت پریهای جنگل را صدا نمیزنند. آدمیزادها عاشق آسمان هستند و مدام دنبال ستارههایشان میگردند.
مادرش همیشه میگفت هیچ کار خدا بیحکمت نیست. بعد هم غشغش میخندید که یک خدایا شکر بگو و خودت را راحت کن. تا آن سر دنیا هم که بدوی نمیفهمی چرا بلاهای ریز و درشت سر آدم میآید.
آدمیزادها هیچوقت صدایی را که نمیبینند، نمیشنوند. حتی گاهی خوشبختیهای کوچکشان را هم نمیبینند.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.