پسر اسوئا (داستانی درباره خانه مردم سوئد)
47,500 تومان
پسر اسوئا داستان انساني در قرن بيستم در سوئد است. مردي بدون هيچ عيب و نقص جسماني، اما با شكاف ذهني بزرگ. شكاف ذهني او شكاف ميان ساختهي انسان و امر ضروري است، شكاف بين آنچه انسان به كمك مهندسي ميسازد و ضرورت پذيرش متين جهان چنان كه هست. ذهن او همانند رويكرد سوسيال دموكراتهاي سوئد دوپاره بود، زيرا آنها از يكسو مشتاق ساختن جامعهاي با تحرك اجتماعي بودند و از سوي ديگر تمايل داشتند چنان زندگي مناسبي براي مردم عادي فراهم كنند كه از سهمشان از زندگي راضي باشند و مايل نباشند از هستي اجتماعي خود بگريزند.
لنا آندرشون در رمان جديد خود سرنوشت مردي را در قرن بيستم در سوئد بازگو ميكند و از خلال آن تحولات سياسي، اجتماعي و اقتصادي اين كشور را شرح ميدهد.
فقط 2 عدد در انبار موجود است
پسر اسوئا (داستانی درباره خانه مردم سوئد)
نویسنده | لنا آندرشون |
مترجم | سعید مقدم |
نوبت چاپ | 1 |
تعداد صفحات | 248 |
قطع و نوع جلد | رقعی شومیز |
سال انتشار | 1398 |
شابک | 9789642134243 |
وزن | 0.24 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها
معرفی کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها
کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها نوشتهی آرمان آرین دومین مجلد از مجموعهای به همین نام (پتش خوآرگر) است که بر مبنای اوستا نوشته شده و داستان حول محور نبرد تاریکی و روشنایی میچرخد. این مجموعه برای ردهی سنی نوجوان نوشته شده و از پرمخاطبترین و پرافتخارترین مجموعه کتابهای ایرانی است.
دربارهی کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها داستان کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها چنین آغاز میگردد: در شبی که آسمان به رنگ قیر سیاه بود، سی پاره روشنایی -کمتر یا بیشتر- بر دشتی تیره فرود آمدند. ذرات نور در میانهی آسمان چنان در هم آمیختند که هنگام فرود بر زمین، تنها سه پاره شدند. این سه پاره نور به هیبتی همچون انسان، همراه با دست و پا و سر و تن و البته بالهایی شگفتانگیز از جنس فلز در آمدند. جنس بالهاشان چنان بود که با آنها میتوانستند مهیبترینِ صخرهها را بشکافند و از دل آنها عبور کنند. آن سه پارهی نور، که به شکل سه مرد زیباروی در آمده بودند، در مقابل صفهای آغازین لشکر دیوها ایستادند. حضور نورها همهمهای در قلب سپاهیان تاریکی انداخت و سکوت ظاهری آن شب را در هم شکست. طولی نکشید که دیوها و همهی همقطارانشان آن سه نور فرودآمده را در بر گرفتند و در میان انبوهی از یاران خود محاصره کردند. لحظهبهلحظه حلقهی محاصره تنگتر میشد و تاریکی بیش از پیش سه مرد جوان را در بر میگرفت. بوی تعفن نفس دیوها هر دم بیش از پیش میشد..
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.