




چگونه از دست آدمهای عوضی خلاص شویم؟
28,000 تومان
حتماً در طول زندگی با آدمهایی برخورد داشتهاید که به شما احساس بدی دادهاند؛ باعث شدهاند که احساس حقارت یا بیارزشی کنید و انرژیتان را برای انجام دادن کارهایتان کم کرده یا بهکلی دلسردتان کردهاند. اگر بدشانس باشید هر روز در محیط کار یا دانشگاه یا خانواده با آدمهایی از این دست سروکار دارید.
این جور آدمها به محیط کار یا درس یا محیطهای دوستانه محدود نیستند. حتی در مکانهای عمومی، مترو، اتوبوس، هواپیما یا حتی پیادهرو هم ممکن است با این آدمها روبهرو شوید. گاهی فقط برخورد یکباره است و دیگر هیچوقت آن آدم را نمیبینید و گاهی کسی است که هر روز با او در محیط کار، درس و … سروکار دارید؛ و حتی گاهی عضوی از خانوادهتان است. راهحلِ مقابله با این آدمها یکی نیست.
رابرت ساتن، استاد روانشناسی دانشگاه استنفورد، در کتابِ چگونه از دست آدمهای عوضی خلاص شویم؟ انواع مشکلاتی را که آدمهای عوضی برایمان به وجود میآورند از هم جدا میکند، مثالهای واقعی زیادی میزند و راههای مختلفِ خلاصی از دست این آدمها را پیشنهاد میکند؛ از مواجه نشدن با آنها گرفته تا مقابله به مثل با آنها. به نظر او، هر کسی در مورد مشکلِ خاصی که دارد باید دو یا چند راهحل مختلف را با هم ترکیب کند و به راهحل مخصوصِ آن مورد برسد. هدف این راهحلها این است که اجازه ندهید آدمهای عوضی به شما احساس بدی دهند، روزتان را خراب کنند، در مسیر موفقیت شغلی و تحصیلی شما مانعتراشی کنند و به شما حس بیارزشی دهند.
در انبار موجود نمی باشد
چگونه از دست آدمهای عوضی خلاص شویم؟
نویسنده |
رابرت آی.ساتن
|
مترجم |
یاسر پوراسماعیل
|
نوبت چاپ | ٢ |
تعداد صفحات | ٢٤٨ |
نوع جلد | شومیز |
قطع | رقعی |
سال نشر | ١٣٩٨ |
سال چاپ اول | ١٣٩٧ |
موضوع |
رفتار سازمانی – اختلاف بین اشخاص
|
نوع کاغذ | بالکی |
وزن | ٢٢٥ گرم |
شابک | 9786002784599 |
وزن | 0.225 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
نتایج انقلاب ایران
3 استاد (ادای احترامی به ابراهیم گلستان شمیم بهار و قاسم هاشمینژاد)
راهنمای نگارش
ثروت مشترک
کتاب قزاقان
ما اينجا داريم مي ميريم
جملاتی از کتاب ما اینجا داریم میمیریم
خوشبختیها را گم کردهایم، همهشان گم شدهاند. دستمان خالی است دیگر هیچ نوری توی دستهامان نیست.
گاهی همین قدر که بنشینم و ده دقیقه توی حال خودم باشم و کارگرهای ساختمان روبرو تیرآهن خالی نکنند و دلم برای چیزی شور نزند و تسمه کولر پاره نشود به گمانم خوشبختم.
خوبی تهران همین است که همهچیز گم میشود توی های و هوی شهر.
طلاپری میداند که هر ستاره مال کدام آدمیزاد است و حال میبینیم که آدمیزادها همیشه با جام چای کنار پنجره میایستند و هیچوقت پریهای جنگل را صدا نمیزنند. آدمیزادها عاشق آسمان هستند و مدام دنبال ستارههایشان میگردند.
مادرش همیشه میگفت هیچ کار خدا بیحکمت نیست. بعد هم غشغش میخندید که یک خدایا شکر بگو و خودت را راحت کن. تا آن سر دنیا هم که بدوی نمیفهمی چرا بلاهای ریز و درشت سر آدم میآید.
آدمیزادها هیچوقت صدایی را که نمیبینند، نمیشنوند. حتی گاهی خوشبختیهای کوچکشان را هم نمیبینند.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.