چگونه ساده تر زندگی کنیم

150,000 تومان

سفارش:0
باقی مانده:2
کتاب « یک زندگی ساده تر» (راهنمای آرامش،آسایش و روشنی بیشتر) نوشته « آلن دوباتن» توسط نشر نخستین منتشر شده است.
ما در دنیایی پیچیده، دیوانه‌وار و پر سر و صدا زندگی می‌کنیم که پر از اطلاعات، محصولات، ایده‌ها و نظرات بسیار است. در نتیجه، بسیاری از ما در آرزوی سادگی هستیم: زندگی کم‌نظیر، آرام‌تر و کمتر به هم ریخته‌تر.این کتاب راهنمای زندگی ساده‌تری است که ما می‌خواهیم و شایسته آن هستیم. در آن با ذن بودیسم، معماری مدرنیستی، صومعه‌ها، روانکاوی و اینکه چرا سه دوست خوب و چند وسیله ارزشمند کافی است، آشنا می‌شویم.
این کتاب با رویکردی روان‌شناختی ما را به سمت سادگی درونی نیز راهنمایی می‌کند. ما برای مدت طولانی در بیش از حد، بهم ریختگی و سردرگمی غرق شده ایم. یک زندگی ساده تر به ما کمک می کند تا وضعیت ایستا را تنظیم کنیم و روی آنچه واقعا مهم است تمرکز کنیم.

فقط 2 عدد در انبار موجود است

توضیحات

چگونه ساده تر زندگی کنیم

نویسنده آلن دوباتن
مترجم مهشید گودرزی
نوبت چاپ 2
تعداد صفحات 180
نوع جلد شوميز
قطع رقعی
سال نشر —–
سال چاپ اول 1401
موضوع
روانشناسی
نوع کاغذ ——
وزن 500 گرم
شابک
9786225753396

 

حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.5 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “چگونه ساده تر زندگی کنیم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

کتاب تبریز مه آلود

650,000 تومان
معرفی کتاب تبریز مه آلود “تبریز مه آلود” اثری است به قلم “محمدسعید اردوبادی” که داستانی عاشقانه و شورانگیز را از درگاه وقایع تاریخی تبریز در عصر مشروطه بیان می کند. “محمدسعید اردوبادی”، کتاب “تبریز مه آلود” را در اصل به زبان ترکی آذربایجانی با نام “دومانلی تبریز” به رشته ی تحریر در آورد اما “رحیم رییس نیا” این اثر را به زبان فارسی بازگردانی نمود. ”تبریز مه آلود” در بحبوحه ی جنگ های تبریز در برابر قوای استبداد شروع می شود. قسمت ابتدایی اثر، بیشتر تلفیقی از مبارزات منطقه ای را با عشق و عاشقی شخصیت ها به تصویر می کشد. مرد جوانی به نام “ابوالحسن بیک” در سفری که از مرز جلفا به تبریز داشت، “نینا” را که یک دختر جوان روس است از چنگال اراذل و اوباش نجات می دهد. تا زمان رسیدن به تبریز، بین “ابوالحسن” و “نینا” عشق سوزانی در می گیرد اما دست سرنوشت “ابوالحسن” را درگیر رویدادهای انقلاب می کند و “نینا” هم از طرف کنسولگری روس، مامور جاسوسی و فراهم ساختن اطلاعات برای انقلابیون قفقاز می شود. در ادامه ی اثر “تبریز مه آلود”، نفوذ روس ها در آذربایجان بیشتر می شود و “ابوالحسن” ناچار به ترک تبریز می گردد. او باز هم مشغول فعالیت های انقلابی است که این بار با دختری به نام “هانا” آشنا می شود و این بار او را که از اتباع آمریکایی است، از دست قزاق ها می رهاند. دیری نمی پاید که “هانا” وارد کنسولگری آمریکا می شود و چون به “ابوالحسن” علاقه دارد، رازها و اخبار کنسولگری را به او اطلاع می دهد. این ماجراهای عشقی جذاب میان “ابوالحسن”، “نینا” و “هانا” در کنار یکی از رویدادهای تاریخی و انقلابی مهم آذربایجان، سبب شده تا “تبریز مه آلود” به یک کتاب خواندنی تبدیل شود و “محمدسعید اردوبادی” برای خلق این اثر ماندگار مورد تحسین قرار بگیرد. .

راهنمای ویرایش

98,000 تومان
کتاب «راهنمای ویرایش» مسائل عملی ویرایش متون را در قالب درس نامه ای دانشگاهی مطرح می سازد. در این کتاب بیشتر وجوه ادبی و فنی ویرایش مورد توجه بوده است و مباحثی چون درست نویسی، واژه گزینی، رعایت رسم الخط و نشانه گذاری، تنظیم و ترتیب فهرستها، جدولها و تصویرها، شکل ظاهری، شماره حروف و آرایش و صفحه بندی کتاب پرداخته شده است. مؤلف نکات یاد شده را با دقت فراوان و با ذکر دقایق و در حدی که یک ویراستار به آنها نیاز دارد، بیان کرده است. با آنکه کتاب جنبه آموزشی دارد، می تواند راهنما و دستور کار و شیوه نامه ای برای نویسندگان و مترجمان به حساب آید.

آموزش فوتسال

17,000 تومان
آموزش فوتسال نویسنده دکتر رضا نوری، دکتر عبدالحسین پرنو، کیوان مرادیان، دکتر صادق امانی شلمزاری، مهناز صادقی سالارآبادی، مترجم —————–

پدیدارشناسی چیست؟

10,000 تومان
نویسنده آندره دارتیگ دکتر محمود نوالی نوبت چاپ 11 تعداد صفحات 204 نوع جلد شومیز قطع وزیری سال نشر 1399

کتاب مجموعه اشعار سید علی صالحی دفتر یکم

220,000 تومان
معرفی کتاب مجموعه اشعار سید علی صالحی دفتر یکم کلمه کلمه، زنده ام و کار می کنم: کلمه به کلمه! روزها… نیمه دوم همه روزها پا به راه روشنایی جهان میشوم. می بینم، می شنوم، یاد می گیرم، ذخیره می کنم: هر چیزی، هر حسی، هر اتفاقی، هر هستی، چه خوب، چه غیر، و لاغیر! شبها وقتی همه زندگان به خواب اندرند، تازه بیداری بی دلیل من آغاز میشود، نه به اختیار، که تا یاد دارم قرار حیات من همین بوده است: از دوران دور کار و نان و دبستان تا همین ساعت ساکت بامدادی که ذره ذره مشغول معامله با کلماتم. عمر خویش را ثانیه ثانیه می دهم تا از آسمان، کلمه کلمه بستانم، بچینم، ببویم و برای هر چرایی خویش، چراغی شاید.

چشمهایش و ملکوت

110,000 تومان
کتاب چشمهایش و ملکوت نوشته جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان، داستان های فارسی به چاپ رسیده است. بخشی از متن کتاب «بهرام صادقی نه اهل سیاست بود و نه هیچ سر و کاری با هیچ محفل و دار و دسته‌ای داشت. حتا کافه هم نمی‌رفت. قهوه‌خانه می‌رفت و به جاهای پرت و پلا. اما دوستان دلسوز و روشنفکری که در کمین او بودند او را پیدا کردند و به کافه‌ها بردند و به جلسه‌های ادبی و شعرخوانی و داستان‌خوانی کشاندند. هرچند این تلاش‌ها به جایی نرسید و اگر هم به جایی رسید، دوام چندانی پیدا نکرد. حتا وقتی که دوستان تصمیم گرفتند داستان‌های پراکنده‌ای را که در مجلّه‌های سخن و فردوسی و صدف و کتاب هفته چاپ کرده بود جمع و جور کنند و یک مجموعهٔ آبرومندی برای او ترتیب بدهند، خودِ او در دسترس نبود و در گرداوری و ویرایش متن داستان‌هایی که داشت چاپ می‌شد هیچ نظارت و مُراقبتی نکرد و هیچ نقشی نداشت. سالها پیش از انتشار این مجموعهٔ آبرومند و یکی دو ماه پیش از آن که دستنوشتهٔ «ملکوت» را به دست چاپ بدهد، در نامه‌ای به ابوالحسن نجفی می‌نویسد «به دنیای ذهنی خودم پناه برده‌ام» و از احساسی حرف می‌زند که از کودکی با او بوده است و این اواخر در وجودش به شدّت قوّت گرفته است. می‌گوید «از همان اوایل بچگی گاهی حس می‌کردم مثل این که روی زمین نیستم، یعنی به فاصلهٔ چند سانتی‌متر از خاک قدم برمی‌دارم...» و تعریف می‌کند که یک روز آفتابی که با خانواده رفته است باغ و دسته جمعی نشسته‌اند روی ایوانی که جوی آبی از کنارش می‌گذرد، ناگهان احساس می‌کند که سرش داغ شده و خودش را می‌بیند که سبک شده و از روی قالی بلند می‌شود و به هوا می‌رود. «همه چیز وضوح خودش را از دست داد و مه عجیب و غریبی سراسر باغ و گُلها و ایوان را گرفت و همه چیز حاشیه‌دار شد و من احساس کردم که وجودم از خودم مثل این که جدا شد و دیگر در دنیای پدر و مادرم و بچه‌ها و باغ نیستم، مثل این که به جای دیگری رفته‌ام... بعداً به من گفتند که تکانم داده بودند و من فوراً خوب شدم.» اما او هرگز خوب نشد. این واقعه هر چند سالی یک بار تکرار می‌شد و تا بزرگسالی و تا زمانی که این نامه را می‌نوشت و تا سالها بعد ادامه پیدا کرد. به قول خودش، احساس «بیگانگی» به «همه چیز» و تنهایی: «تنهای تنهایم. دیگر همه‌شان را شناخته‌ام... ولشان کن!» عین همین واقعه را در «ملکوت» از زبان «م.‌ ل.» روایت کرده است: «دوازده سال داشتم و با خانواده‌ام به باغ رفته بودیم. آن روز که در ایوان باغ نشستیم و من با گلهای سرخ باغچهٔ جلو ایوان بازی می‌کردم. جوی آب از کنار باغچه می‌گذشت و پونه‌های خودرو عطر خود را با نسیم تا دوردست می‌فرستادند، بچه‌ها پشت سرم به جست و خیز و بازی مشغول بودند و من باز هم از آنها کناره گرفته بودم. چیزی بود که مثل همیشه مرا بسوی انزوا و تنهایی می‌کشاند. ناگهان مادرم از قفا صدایم زد و در همین وقت بود که غنچه‌ای در انگشتانم له شد. دستم از تیغ خار آتش گرفت و من فریاد زدم می‌سوزد.... همه چیز زرد شد و پرده‌ای نگاهم را کدر کرد و مثل اینکه کمی از زمین بلند شدم. سرم گیج رفت و گرمای کشنده‌ای در سراسر بدنم لول خورد...» دکتر حاتم «ملکوت» هم که به دوست و دشمن و آشنا و بیگانه آمپول مرگ تزریق می‌کند، سرش پیر است و تنش جوان و میان مرگ و زندگی در نوسان است. می‌گوید «یک گوشهٔ بدنم مرا به زندگی می‌خواند و گوشهٔ دیگری به مرگ...» و می‌گوید «درد من این است. نمی‌دانم آسمان را قبول کنم یا زمین را... هر کدام برایم جاذبهٔ بخصوصی دارند...» احساس «انزوا» و «تنهایی» دوران کودکی به اندیشهٔ «مرگ» و «نیستی» در جوانی مُنجر شد. از همان سالهای آخر دبیرستان فکر خودکُشی در میان دوستان و همشاگردی‌ها قوّت گرفته بود. یک جور بازی و مسابقهٔ خودکُشی پیش آمده بود. منوچهر فاتحی یکی از دوستانی بود که چند بار تهدید به خودکُشی کرد، اما خودش را نکُشت. تا لب‌لب مُردن رفت، اما زنده و صحیح و سالم برگشت. یکی از همشاگردی‌ها همهٔ تقصیرها را به گردن معلّمی می‌اندازد که از رشت آمده بود و «اگزیستانسیالیست» بود و طرفداران فراوانی پیدا کرده بود. به این دار و دستهٔ ناامیدی که مُدام دم از خودکُشی می‌زدند «اگزی» می‌گفتند.» فهرست کتاب چشمهایش زمین هوا بزرگ علوی: ورق پاره ها و داستان های دیگر بهرام صادقی: قنقنه ها و داستان های دیگر یادداشت