کتابت بهار

2,000 تومان

« کتابت بهار » از ١٢ داستان کوتاه تشکیل شده است که نویسنده در این داستانها به نگاه فلسفی برخی آدم‌ها در رابطه آنها با دنیای درونی‌شان و نسبت این ارتباط با پیرامونشان پرداخته است . انسان‌های این مجموعه داستان به دنبال فلسفه تازه‌ای در زندگی‌شان هستند . برخی به سایه‌ای دل خوش کرده‌اند و گروهی هم به دنبال رهایی از خاطره یا نشانی می‌گردند تا به زندگی‌شان انگیزه و اصالتی بدهند و از این طریق به نیازهای درونی‌شان پاسخ گویند . زبان و شیوه نگارش داستان‌های « کتابت بهار» به اقتضای هر داستان متفاوت می‌شود .

به عبارت دیگر هر داستان زبان خودش را انتخاب می‌کند ، طوری که در یک داستان ، زبان بسیار ساده است و در دیگری ، زبان ، بیان نمایشی را برعهده می‌گیرد که قرار است اجرا شود . « وقتی فروغ زنگ زد و گفت: بابا رفته ، چمدانش را هم برده . آنقدر درگیر کارهای آخر سال بودم که به این فکر نکردم رفتن بابا ممکن است چه عواقبی داشته باشد . هفته آخر سال بود و سه‌شنبه آخر سال هم تعطیل بود و همین یک روز از فرصتمان کم می‌کرد و باید قبل از آن تمام حقوق و پاداش عقب افتاده کارمندان نوشته می‌شد و می‌رفت حسابداری . » « سه‌شنبه آخر سال » ، « کسی نیست » ، « فقط کمی سکوت » ، « به همین سادگی» و . . . از داستان‌های این مجموعه هستند . مرعشی سال ١٣٨٧ کتاب « نفس تنگ » را منتشر کرده بود .

در انبار موجود نمی باشد

شناسه محصول: 9789643118242 دسته: , برچسب: , , ,
توضیحات

کتابت بهار

نویسنده
مهدی مرعشی
مترجم
——-
نوبت چاپ ١
تعداد صفحات ۱۰۳
نوع جلد شومیز
قطع رقعی
سال نشر ١٣٨٨
سال چاپ اول ——
موضوع
——
نوع کاغذ ——
وزن ۱۸۰ گرم
شابک
9789643118242
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.18 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتابت بهار”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Samaneh Fathi
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

کُتلت سرد

4,000 تومان
آخرین بار که دیدمش جمع شده بودیم توی واحد من و او داشت کتلت می‌خورد ، مدام به من تعارف می‌کرد و میان حرف‌هایمان می‌پرید . گفتم : دوست ندارم . با آرد نخودچی و سیب‌زمینی آب‌پز که اصلاً دوست ندارم . شانه‌هایی استخوانی داشت و چشمانی نگران . خوشحال بود . از ته دل . هیچ وقت ندیده بودم با کسی آن طور حرف بزند . با این که پنج شش ماهی همخدمت بودیم اما تا قبل از آن شب هیچ وقت از خانواده‌اش صحبت نکرده بود . آن شب توی واحد موتوری شام خوردیم . داستانهای « کتلت سرد » مضامینی اجتماعی دارند که سال‌ها دغدغه نویسنده آن بوده است : همه سکه صدایش می‌کردند بجز عزیز که صداش می‌زد حلیمه خانم و آقا جون که خودش این اسم را روی او گذاشته بود . توی خواستگاری‌اش گفته بود : این سکه شانس منه . اما یک سال بعد با اینکه برایش بچه به دنیا آورده بود فقط او بود که صداش می‌زد ده شاهی . کتلت سرد ، آیرخ ، مایل به خاکستری ، سکه ده شاهی و . . . عناوین مجموعه داستانهایی هستند که امید پناهی‌آذر نوشته است .

دربارۀ عرفان مسیحی

15,000 تومان
هدف از گردآوری و ترجمه مجموعه مقالات این کتاب، راهنمایی برای مطالعه عرفان مسیحی است. مقالات این کتاب به قلم نویسندگان صاحب‌نظر و همراه با کتاب‌شناسی غنی
نوشته شده، کتابی که پژوهشگران و هم خوانندگانِ علاقه‌مند به حوزه عرفان مسیحی با مطالعه آن می‌توانند در مورد بعضی از مهم‌ترین اصولِ عرفانِ مسیحی و مسائل بحث‌برانگیزِ آن اطلاعاتی کلّی و معتبر حاصل کنند و سررشته‌ای برای مطالعه بیشتر به دست آورند. دربخش اول کتاب سعی شده بعضی ازمهم‌ترین اصول عرفان مسیحی همچون اتحاد عرفانی و شهود معرفی شود. مقالات این بخش به قلم افرادی نوشته شده‌‌اند که در آن حوزه صاحب‌نظر و صاحب اثر هستند. خواننده با مطالعه هر مقاله اطلاعاتی کلّی درباره موضوع مقاله به دست می‌آورد و از مهم‌ترین آرا، آثار، و جریانات مربوط به آن نیز آگاه می‌شود. دربخش دوم مقالاتی درباره دو مسئله بحث‌برانگیزعرفان مسیحی آمده است. فصل اول بخش دوم به دیدگاه اصلاح‌گران پروتست ان درباره عرفان می‌پردازد و فصل دوم به بررسی عرفان درسنت‌های ابراهیم یوهند و بودایی. مجموعه مقالات حاضر، چه در بخش اول و چه در بخش دوم، تعدادی از موضوعات را در بر می‌گیرد، زیرا خود صرفاً بر بنیانِ انتخاب از مقالاتِ دو کتاب شکل گرفته است.   مطالعه بخشی از کتاب 

هجوم آفتاب

1,500 تومان
مجموعه داستان‌های این کتاب روایتی است از اضمحلال یک خانواده در قالب ویرانی یک خانه. «بولدوزرها فردا می‌آیند. این بار توپشان حسابی پر است. عزمشان را جزم کرده‌اند. خط و نشان کشیده‌‌اند که ملاحظه هیچ کس را نخواهند کرد. رئیسشان گفته کارها نباید بیش از این معطل بماند. دیروز دو نفر آمده بودند سرکشی ساختمان.» قباد آذرآئین نویسنده اهل جنوب کشورمان که پیش از این مجموعه داستان حضور و پسری آن سوی پل را از او خوانده‌ایم، این بار با ده داستان کوتاه زندگی انسان‌هایی را روایت می‌کند که با رنج و کار بیگانه نیستند.

پرتو سبز

210,000 تومان

دوشیزه هلنا کمبل عهد کرده است تا وقتی پرتو سبز را ندیده، ازدواج نکند. چراکه طبق افسانه‌ای قدیمی، پرتو سبز این خاصیت را دارد که هر کس ببیندش، دیگر به‌هیچ‌وجه در مسائل احساسی اشتباه نمی‌کند. کسی که بخت با او یار باشد و یک بار ببیندش، به‌وضوح حس می‌کند که در دل خود و دیگران چه می‌گذرد.

از این رو، دایی‌هایش ساموئل و سباستین ملویل تصمیم می‌گیرند هر طور شده این خواستۀ او را برآورده کنند. پس  همگی راهیِ سفری ماجراجویانه می‌شوند.

اما هر بار کسی یا چیزی، مثلاً هوای ابری، دسته‌های پرندگان یا بادبان‌های قایق‌هایی در دوردست، مانع از تحقق این خواسته می‌شوند.

برای اینکه بفهمید عاقبت دوشیزه کمبل موفق به دیدن پرتو سبز می‌شود یا نه، با او و مابقی مسافران همراه شوید.

به نظر می‌رسد ژول ورن در این اثر قصد دارد دیدگاهی مخالف با بقیۀ آثارش داشته باشد. در این داستان، روحیۀ مثبت و علمی‌ای که در آریستوبولوس اورسیکلوس، دانشمند پرمدعا و کسل‌کننده، تجسم یافته است، در ماجرای عاشقانه‌ای که روایت می‌شود، تسلیم هنر، خیالپردازی و تخیل شاعرانه می‌شود.

اریک رومر، کارگردان نامی موج نو فرانسوی، از ایدۀ "پرتو سبز" برای خلق فیلمی به همین نام در سال ۱۹۸۶ بهره برده است.

تمساح بودایی نیوزلندی محبوب من

2,000 تومان
این مجموعه از ٨ داستان کوتاه تشکیل شده است . داستان « صبح به خیر شادپری » اوج کسالت‌بار بودن و اندوه بی‌پایان یک زن را روایت می‌کند : « ساعت نزدیک ٦ صبح است ، ساعت ده باید بروم تشییع جنازه شوکت خانم . فکرشو بکن ؟ اونم مرد . بدبخت . . . خوشبخت . . . چه می‌دونم ؟ چی بگم ؟ بگم اونم راحت شد ؟ آخه یه زن ، نه اصلاً یه آدم ، اونم آدمی مثل اون ، مجبور باشه پنج سال با چشم کور تو یه خونه بی کولر و بی بخاری رو تخت بخوابه ، کم‌کم از زور درد پا نتونه راه بره . » دیگر داستانهای این مجموعه عبارتند از : باد ، باران ، برف ، خاک ، تمساح بودایی نیوزلندی محبوب من ، صبح به خیر شادپری ، ماهی‌ها ، مردی که مرد نبود و خون می‌چکید از قلبش و افلیا ، افلیا . . . . « از پله‌ها پایین می‌روند و دست همدیگر را می‌گیرند . اتاق انتظار ساکت است . موزاییک‌ها سفید و رگه رگه است . نور بی‌ حال مهتابی‌ها ، روی میزها و صندلی‌های تمیز افتاده است . برگ‌ها و گل‌های مصنوعی زیر باد کولر تکان می‌خورند . پشت میز پذیرش مردی مو جوگندمی نشسته است و از تلویزیونی که به دیوار روبرو چسبیده فوتبال نگاه می‌کند . » « آسیه نظام شهیدی » ساکن مشهد نویسنده‌ای است که با بیانی موجز و کوتاه حرف و خواسته‌های درونی‌اش را بیان می‌کند .

شهریور هزار و سیصد و نمی دانم چند

11,000 تومان
داستان حاوی سه بخش از زندگی زنی آشفته که وقایع و رویدادهای زندگی‌اش را در دوران قبل از سال ٥٧، انقلاب ٥٧، و بعد از آن به خصوص جنگ و پیامدهای آن بازگو می‌کند. در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم: حال و هوای این شهر با این فاصله کم با شهر من به اندازه فاصله این دنیا و آن دنیا. شاید هم بهشت و جهنم. مردهای شهر من. عمویم. یک دیکتاتور. اگر زنی اسم سینما را بیاورد، از نظر او خونش مباح است. تازه او که یک آدمِ باسواد است و از توده‌ای‌های سال سی و دو. کلی هم به خودش افتخار می‌کند. با وجود آن‌همه نوازش که از کودکی جای دست‌هاش روی سرم باقی مانده. و تنها حامی ما از دور و نزدیک. و همیشه تاریکی، تنهایی و بی‌پدری را برایمان از جان مایه گذاشته. ولی ترسی از او با من است. همیشه احساس می‌کنم پشتِ سرم دارد راه می‌آید و مرا می‌پاید. همین حالا اگر پیدایش شود؟!... این رمان برنده پنجمین دوره جایزه پروین اعتصامی و همچنین نامزد نهایی جایزه دوسالانه مهرگان ادب، ٩٢ است. نقدی بر این کتاب