کتاب چنین گفت زرتشت

325,000 تومان

معرفی کتاب چنین گفت زرتشت
کتاب چنین گفت زرتشت، اثری فلسفی نوشته ی فردریش نیچه است که نخستین بار در سال 1891 به انتشار رسید.
نیچه، یکی از جریان سازترین و نوآورترین متفکرین فلسفه ی غرب بود و کتاب چنین گفت زرتشت، هنوز هم به عنوان شناخته شده ترین و تأثیرگذارترین اثر او در نظر گرفته می شود. نیچه در این کتاب توضیح می دهد که چگونه زرتشت، پیامبری کهن از دیار پارس، از خلوتکده ی خود در کوهستان پایین می آید تا خبری را به مردم اعلام کند و بگوید که ابَرانسان، یا انسانی که تجلی الوهیت است، جانشین خلف و ادامه دهنده ی راه او خواهد بود.

اندیشه های نیچه، همچون نظریه ی ابَرانسان و میل به قدرت، سال ها بعد توسط برخی متفکران از جمله اندیشمندان نازی مورد تحریف قرار گرفتند. این فیلسوف بزرگ آلمانی با نثری فوق العاده درخشان و شاعرانه استدلال می کند که معنای هستی از طریق تفکرات پیشین و اطاعت صرف از قدرت ها یافت نخواهد شد بلکه آن را می توان در زندگی ای پرشور، آشوبناک و آزادانه پیدا کرد.

موجود در انبار

توضیحات

کتاب چنین گفت زرتشت

نویسنده
فردریش نیچه
مترجم
داریوش آشوری
نوبت چاپ 52
تعداد صفحات 384
نوع جلد شومیز
قطع رقعی
سال انتشار 1403
سال چاپ اول ——
موضوع
فلسفی
نوع کاغذ ———
وزن 385 گرم
شابک
9789643290153

 

حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.385 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب چنین گفت زرتشت”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF

 

 

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: HN2004
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

مفهوم شکل زندگی نزد ویتگنشتاین

115,000 تومان
معرفی کتاب مفهوم شکل زندگی نزد ویتگنشتاین زندگی پدیده ای روانشناختی یا فیزیولوژیک نیست که شاخه های مقتضی علم بتوانند مطالعه و کنترلش کنند. با وجود این، ما همچنان تمایل دارین زندگی را (به قول نیچه) «یک معما، مسئله ای مربوط به شناخت» تلقی کنیم که یک بار برای همیشه باید حل شود... این کتاب توسط دیوید کیشیک نوشته شده و با ترجمه ی آقای عادل مشـایخی در انتشارات نگاه به چاپ رسیده است.

زندگی در راه

125,000 تومان
معرفی کتاب زندگی در راه در یکی از روزهای اوایل تابستان ۱۳۸۲ با علی اشرف درویشیان در نشر چشمه وعده دیدار داشتم. آن روز قرار بود درویشیان مرا به یکی دیگر از یاران مصطفی شعاعیان معرفی کند. به اتفاق قدم زنان راهی ساختمانی شدیم که در کوچه ای منشعب از خیابان فلسطین واقع شده بود. وقتی برای اولین بار با پرویز مختاری در دفتر کارش روبرو شدم سیمای مردی را دیدم که با موی سفید و سبیل معروفش همانند عارفی جلوه می نمود. این را در همان دیدار نخست به او گفتم، خندید و خاطره های از گذر عمرش تعریف کرد که بی ارتباط با تصور من نبود. در ادامه آشنایی با گذشته اش فراز و نشیب های زندگیش را تلفیق غریبی از مبارزه سیاسی، احساس مسئولیت در روابط اجتماعی و تلاش برای پیشرفت در زندگی شخصی یافتم، نمونه ای قابل توجه در میان سرنوشت هم نسلانش که کنش سیاسی هیچ گاه او را از احساس مسئولیت در محیط کار و خانواده باز نداشت.

کتاب محموعه اشعار محمد علی بهمنی

765,000 تومان
معرفی کتاب محموعه اشعار محمد علی بهمنی “محمدعلی بهمنی”، از شاعران مطرح و توانای معاصر است که شعر گفتن را از همان کودکی و نوجوانی آغاز کرد. در آن دوران، “فریدون مشیری” مسئولیت یک صفحه ی شعر و ادب با عنوان هفت تار چنگ را در مجله ی روشنفکر بر عهده داشت و آشنایی “محمدعلی بهمنی” با “فریدون مشیری” که در چاپخانه صورت گرفته بود، منجر به این شد که شعری از او در مجله ی روشنفکر به چاپ برسد. از همان زمان، اشعار “محمدعلی بهمنی” به صورت پراکنده در نشریه ها و مجلات مختلف ایران منتشر شده است اما در اثر پیش رو، مجموعه ی دفاتر و اشعار او تحت عنوان “مجموعه اشعار محمدعلی بهمنی”، یکجا و در قالب یک کتاب در اختیار مخاطب قرار گرفته است. این اثر با مجموعه ی “باغ لال” از “محمدعلی بهمنی” آغاز می شود و در ادامه مجموعه های “در فصل عطسه های پیاپی”، “در بی وزنی”، “لحظه های شماره شده”،”دغدغه های ثبت شده”، “امانم بده”، “فصلی دیگر” و “گاهی دلم برای خودم تنگ می شود” آمده است. بعد از این قسمت مثنوی های “محمدعلی بهمنی” قرار گرفته که شامل مثنوی “پدر”، “مست”، “چراغ”، “سکوت”، “اخوان رفت” و “هفت پشت عطش” می باشد. در ادامه مجموعه اشعار “شاعر شنیدنی ست”، “این خانه واژه های نسوزی دارد”، شش شعر با عنوان های سرکنگی یک تا شش، “چتر برای چه؟! خیال که خیس نمی شود”، “من زنده ام هنوز و غزل فکر می کنم” با بیست و هشت شعر و “تنفس آزاد با پنجاه و نه شعر در “مجموعه اشعار محمدعلی بهمنی” منتشر شده اند. کتاب پیش رو که بیش از هشتصد صفحه از آثار شاعر را دربردارد، حاصل بیش از چهار دهه فعالیت “محمدعلی بهمنی” در زمینه ی شعر و غزل را یکجا در اختیار مخاطب قرار می دهد. . . .

دعوت به دعای عهد زنان

21,000 تومان
معرفی کتاب دعوت به دعای عهد زنان دریغا، من خود نیز در نوشتن این متن، بی تکلف نبوده ام، اما همه سعی ام این بوده در این سی و چهار سال؛ تا روح گفتار را در نوشتن شهود خویش (شعر) درک کنم. بهْکرد زبان مادری ما در گرو عبور از «ادبیّت مسموم» است. باید باور کنیم که زبان دیوانی و این نوع نوشتار عاریتی، سنگواره شده است. تیپ زبان ما نه ارعاب زبان و لغت عرب است، نه خودخواهی ترکیبات جفاکار اهل غرب! چهره زیبا و صبور زبان مادری ما، زبان بخشنده و فراپذیر گفتار است؛ در همه حوزه ها: ادبی، علمی، فلسفی، فنی، صنعتی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، هنری و ...! نه آنقدر متعصب هستیم که غیر به خویش راه ندهیم، نه آنقدر مظلوم و تسلیم ... که کلمهْ کش دیگران. ما «نیروهای جهانی زبان» را در جان و گفت خویش گوارده می کنیم تا در زیستْ بوم تازه خود، «حس تبعید» و «حصر معنا» نداشته باشند. آن چه خواندید بخشی از مقدمه ی کتاب «دعوت به دعای عهد زنان» است

جعبه ابزار آزادی بیان

8,500 تومان
معرفی کتاب جعبه ابزار آزادی بیان: جعبه ابزار آزادی بیان سهم و مشارکت یونسکو در موضوع آزادی بیان است و به قصد استفاده دانشجویان و دانش آموزان دبیرستانی و یا سطوح بالاتر تدوین شده است. این جعبه ابزار مفاهیم و مسائل اساسی را دربر می گیرد و با اسلوبی روان و شیوه ای آسان یاب و در قالب گفت و گو تنظیم شده است. یونسكو تنها نهاد نماینده سازمان ملل است که متعهد به ارتقای آزادی بیان و دفاع از آزادی مطبوعات است. به عبارت دیگر، یونسکو نماینده ای پیشقدم در ترویج، دفاع، آگاهی بخشی و حمایت از آزادی بیان و آزادی مطبوعات به عنوان حق اساسی انسانی در مجموعه سازمان ملل متحد به شمار می رود. جعبه ابزار آزادی بیان بر اساس این فکر شکل گرفت که آزادی بیان، آزادی مطبوعات و آزادی اطلاعات، اصولی لازم برای دستیابی به همه حقوق بشر هستند.  

اینم شد زندگی

210,000 تومان
بخشی از کتاب اینم شد زندگی اولین خاطره ایی که از دوران بچگی ام به خاطردارم آتش است. مادرم بیدارم کرد و کیسه زر دوز قرآن را به گردنم آویخت. خواهر کوچکم را از گهواره برداشت. او دعا می کرد، ناله می کرد، گیس هایش را می کند. آتش از پنجره ای که پرده هایش پاره پاره بودند می آمد تو و به صورتم می زد، یکدفعه در باز شد آدم های جورواجوری ریختند توی اتاق و هرچه به دستشان می آمد کول می کردند و می بردند بیرون مادرم فکر می کرد این ها آدم های خیر خواهی هستند و برای نجات ما آمدند اما آنها با اثاثیه هایی که غارت کرده بودند چنان با عجله و دستپاچه فرار می کردند که چیزی نمانده بود خواهرم را زیر پا لگد کنند و بکشند. چشمم به مادرم افتاد که در یک دستش ماشین خیاطی و در دست دیگرش یک قرآن بود و داشت فرار می کرد. به نظرم رسید عید است و دارند آتش بازی می کنند! اصلا نترسیدم، بعد از آنکه از آتش نجات یافتیم به یک گورستان رفتیم تمام اهالی محل که مثل ما گدا و گشنه بودند و خانه هایشان سوخته بود آنجا جمع بودند و تو هم می لولیدند. بعدها اسم محله ای که آن شب سوخت فهمیدم (یی چشمه)