گلستان سعدی (سلفون)

130,000 تومان

سفارش:2
باقی مانده:2

کتاب‌ گلستان‌ را شیخ‌ مشرّف‌بن‌ مصلح‌ سعدی‌ شیرازی‌ (متوفی‌ به‌ سال‌ ٦٩١ یا ٦٩٤ هجری‌ قمری‌) به‌ سال‌ ٦٥٦ تصنیف‌ کرد. این‌ کتاب‌ مشتمل‌ است‌ بر مقدمه‌ای‌ در نعت‌ خدا و سبب‌ تحریر کتاب‌ و آن‌گاه‌ هشت‌ باب‌ گلستان‌ می‌آید: در سیرت‌ پادشاهان‌، در اخلاِ ق درویشان‌، در فضیلت‌ قناعت‌، در فواید خاموشی‌، در عشق‌ و جوانی‌، در ضعف‌ و پیری‌، در تأثیر تربیت‌، در آداب‌ صحبت‌؛ که‌ هر کدام‌ دارای‌ چندین‌ و چند حکایت‌ است‌ در آن‌ باب‌، بجز باب‌ هشتم‌، در آداب‌ صحبت‌، که‌ بیش‌تر جملات‌ قصار است‌ و در مواعظ‌ و حکم‌.

فقط 2 عدد در انبار موجود است

توضیحات

گلستان سعدی (سلفون)

این‌ کتاب‌ مشتمل‌ است‌ بر مقدمه‌ای‌ در نعت‌ خدا و سبب‌ تحریر کتاب‌ و آن‌گاه‌ هشت‌ باب‌ گلستان‌ می‌آید: در سیرت‌ پادشاهان‌، در اخلاِق درویشان‌، در فضیلت‌ قناعت‌، در فواید خاموشی‌، در عشق‌ و جوانی‌، در ضعف‌ و پیری‌، در تأثیر تربیت‌، در آداب‌ صحبت‌
نویسنده
شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی
مصحح
محمدعلی فروغی
نوبت چاپ ٣٠
تعداد صفحات ١٦٨
نوع جلد سلفون
قطع رقعی
سال نشر ١٣٩٨
سال چاپ اول ١٣٨٢
موضوع
——
نوع کاغذ تحریر
وزن ٣٣١ گرم
شابک
9789643114756
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.331 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “گلستان سعدی (سلفون)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Samaneh Fathi
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

همۀ دختران دریا

21,000 تومان
همه‌ی دختران دریا به روایتِ موازی زندگی زنی که همسرش عضو گروه منافقین بوده با سه زن جوان امروزی می‌پردازد. زن‌ها دغدغه یکسانی دارند. دغدغه اصلی هم رفتن یا ماندن است. این کتاب به نوعی ماجرای پلیسی دارد. در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم: اولین گاز را که به سیب زد بغضش ترکید. توی تمام تنهایی‌ها صدهزار بار به سرش زده بود برود و خودش را معرفی کند و بگوید چه شکری خورده و حالا شوهرش راست راست این‌جا می‌چرخد و برای ملت خودش چاله می‌کَند. اما ترسیده بود. طاقت زندان و شکنجه را نداشت. البت که خانه ننه‌سهیلی هم چیزی کم از زندان نداشت. تک‌اتاق کنج حیاط و مارمولک‌های سبز و سیاهی که از در و دیوار بالا می رفتند. گرما و بوی گندیدگی خور که حالا دیگر عادتش شده بود. و سروکله زدن با پیرزنی که هر از گاهی گریه و بی‌قراری او به وقت نبودن صلاح کلافه‌اش می‌کرد و فحش می‌کشید به جان یدو و هفت پشتش که این آش را برایش پخته و گولش زده بود که این آقا صلاح همشهری دامادتان است. زمستان با طعم آلبالو و سامار از جمله رمان‌های دیگر الهام فلاح است که توسط انتشارات ققنوس به چاپ رسیده است. نقدی بر این کتاب

دارند در می‌زنند

8,000 تومان
داستان‌های این مجموعه بیش‌تر حول و حوش مسئله ازلی ابدی خیر و شر و تصمیم نهایی میان این دو خط است. جدا از فضای داستان‌ها که بعضی بومی هستند و بعضی شهری و آشنا، هسته اصلی داستان‌ها همین تصمیم است و البته جدال درونی برای شکستن مرزهایی که به درست یا غلط بر ما و رفتار ما حاکم‌اند. می‌توان گفت به نوعی شخصیت‌ها در کشاکش تصمیم و انتخاب به سر می‌برند و آنها که تصمیم می‌گیرند به هیچ وجه فارغ از دغدغه نمیشوند و این کشمکش روحی همچنان همراهشان هست. سعی نویسنده بر این بوده که این اصل بدیهی را رعایت کند که تناسب با فضا و جوهره داستان، زبان در خوری نیز بیافریند. "دارند در می‌زنند" مجموعه‌ای است از تلاش‌ها و دغدغه‌های انسان‌هایی درگیر انتخاب، چه کرده و چه ناکرده! منیرالدین بیروتی متولد ١٣٤٩ با مجموعه داستان "تک خشت" جایزه بهترین مجموعه داستان اول سال ٨٣ بنیاد گلشیری را از آن خود کرد. او سال‌ها پیش داستان‌هایش را در مطبوعات منتشر می‌کرد. رمان "چهار درد" او برنده بهترین رمان سال ٨٥ بنیاد گلشیری شد.‏

سلمانی وارطان

35,000 تومان
سلمانی وارطان مجموعه‌ای است شامل پنج داستان دربارۀ سرخورد‌گان، طردشد‌گان، آدم‌هایی که از تحولات پرشتابجامعه بازمانده‌اند و ناگزیر به کنج عزلت خود خزیده‌اند. کتاب روایتگر تقلای آدمیانی است که به هر نشانۀ آشنایی، ولو ناچیز، چنگ می‌زنند تا شاید در پیوند به گذشته بتوانند تکه‌ای از خویش را بازیابند. در بخشی از داستان اول می‌خوانیم: سی سال پیش که داود چمدانش را در خاک آلمان زمین گذاشت، کار پیدا نمی‌شد، زبان نمی‌دانست و توی خیابان‌ها گم می‌شد. مدتی گذشت تا توانست در سوپرمارکت زنجیره‌ای بزرگی کار پیدا کند. صبح خیلی زود با بقیه کارگر‌ها منتظر می‌ماند تا کامیونِ‌ِ بارها از راه برسد و کارتن اجناس فروشگاه را منتقل کند به انبار که مثل سردابه‌های قرون‌وسطایی زیرزمینی نمور و سرد بود در قعر ساختمانی امروزی. درد کمر آمیزه‌ای بود از چاییدن پهلوها در سوز و سرمای گرگ‌و‌میش و التهاب عصب کمر از سنگینی کارتن‌ها.  وقتی درد کمر امان داود را برید و برای اولین بار روبه‌روی دکتر آلمانی نشست، نمی‌دانست این‌ها را چطور برای دیلماج تشریح کند. آن‌قدر به درد دقیق شد و دنبال کلمۀ درست گشت که درد از یادش رفت. حتی وقتی زبان آلمانی یاد گرفت فهمید آدم فقط به زبان مادری درد می‌کشد.

باغ‌ گمشده‌

24,000 تومان
شاهی و به همراه دو برادرش طرلان و شهباز از نوادگان یکی از شاهزاده‌های قاجار هستید. شاهزاده‌ای که به فرمایش با رعیت وصلت می‌کند. هر فصل این کتاب در بازه‌ی زمانی خاصی می‌گذرد و فصل به فصل پازل داستان با سرگذشت نسل‌های بعد از شاهزاده تکمیل‌تر می‌شود. داستان‌های جواد مجابی سرشار از جزئیات و اشارات و طنز و تعبیر است. با طنزی زیرپوستی که انگار بخشی جداناشدنی از شخصیت نویسنده‌ی داستان شده باشد. تفاوت‌های نسلی به‌خوبی نمایش داده می‌شود. اما وقت خواندن این رمان باید این نکته را درنظر داشته باشیم که این کتاب با چند سال تاخیر به بازارنشر آمده و طبعا طی این سال‌ها جوامع و روابط انسانی دستخوش تغییراتی شده‌اند. از طرفی دیگر جنبه‌های مختلف شخصیت نویسنده به خوبی در جا به جای این رمان خودش را نشان می‌دهد و همه‌ی این‌ها کمک می‌کند تا خواننده‌ی کتاب در دنیایی متفاوت از دنیای زندگی روزمره سیر کند.

خط تیره، آیلین

8,500 تومان
رمان خط تیر آیلین با میهمانی دوره‌ای زن‌ها شروع می‌شود. ریخت و پاش و سر و صدای میهمانی به سکوت و خلوت مهرانگیز می‌رسد. شکست عشقی فرانک ــ خواهر مهرانگیز ــ گره اصلی نیست ولی محور پنهان این رمان است. گره اصلی داستان با آمدن آیلین شکل می‌گیرد. صمیمت همسر مهرانگیز با آیلین، روابط آن‌ها را سردتر می‌کند تا اینکه فردین به ایران برمی‌گردد و... . انسان‌های دیگرگون شده با زمان و عشق‌هایشان، انسان‌های جامانده از زمان و عشق‌هایشان. انسان‌های پیش افتاده از زمان و عشق‌هایشان، انسان‌های .... و که می‌داند کدام راه از این هزار راه تو در تو ختم به افسوس نیست. این کتاب جذاب و ژرف ، مجالی است برای دیدن دیگر باره خود، دیگر و ما.

من‌ مجردم‌ خانوم

4,500 تومان
درِ یکی‌ از اتاِها بسته‌ بود. آن‌ را باز کرد و بی‌آن‌ که‌ تو برود گردن‌ کشید و داخلش‌ را دید. در را بست‌ و به‌ آن‌ یکی‌ رفت‌. چشمش‌ به‌ تشک‌ و متکای‌ دونفره‌ای‌ که‌ روی‌ زمین‌ پهن‌ بود افتاد. گودیِ به‌ جا مانده‌ از دونفری‌ که‌ تویش‌ خوابیده‌ بودند هنوز دست‌ نخورده‌ مانده‌ بود. مینا نزدیک‌ درِ اتاِ آمد و گفت‌: «باید ببخشین‌ که‌ یه‌کم‌ به‌ هم‌ ریخته‌ است‌. می‌خواستم‌ روتشکی‌ها رو بشورم‌ که‌...»