۱۰۰۰ نماد (در هنر و اسطوره شکل به چه معناست)

220,000 تومان

معرفی کتاب ۱۰۰۰ نماد (در هنر و اسطوره شکل به چه معناست)

نمادها در ادبیات، افسانه، اسطوره و هنرهای بصری کاربرد فراوانی دارند. اما همه‌ی نمادها نمود بصری ندارند، چرا که گاه نمادی آن‌چنان قدرتمند است که به تصویر درآوردنش یک تابو شده است. جهان نمادها دنیای استنتاج و پیشنهاد است، نه جهان واقعیات مادی و اظهارات صریح. تعریف ساده‌ی نماد یعنی آن‌چه در فرهنگی خاص، معنای دیگری به خود می‌گیرد. به گفته‌ی یونگ: «نماد عبارت، نام یا حتی تصویری از اشیای زندگی روزمره‌ی ماست که علاوه بر معنای آشکار و متداول خود، معانی ضمنی مشخصی نیز دارد…»
۱۰۰۰ نماد (در هنر و اسطوره شکل به چه معناست) – انتشارات نی

فقط 1 عدد در انبار موجود است

توضیحات
کتاب ۱۰۰۰ نماد (در هنر و اسطوره شکل به چه معناست)
نویسنده
راپرت شفرد, راونا شفرد
مترجم آزاده بیداربخت, نسترن لواسانی
نوبت چاپ 7
تعداد صفحات
372
نوع جلد
شومیز
قطع
خشتی
سال نشر ——
سال چاپ اول ——
موضوع مطالعات فرهنگی
نوع کاغذ ——
وزن 700 گرم
شابک
9789641853282

 

حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.7 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “۱۰۰۰ نماد (در هنر و اسطوره شکل به چه معناست)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF
اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

کتاب توتم و تابو

225,000 تومان
معرفی کتاب توتم و تابو کتاب توتم و تابو، اثری نوشته ی زیگموند فروید است که اولین بار در سال 1913 به چاپ رسید. فروید پس از مطالعات خود دریافت که «جوامع بدوی» و «فرد» می توانند به شکلی دوطرفه به تفسیر یکدیگر کمک کنند و روانشناسی قوم های بدوی، شباهت های مشخصی با روانشناسی افراد مبتلا به اختلالات روانی دارد. فروید با انجام تحقیقات خود بر پایه ی یافته های متخصصین علم مردم شناسی، به این نتیجه رسید که «توتم گرایی» و محدودیت های ناشی از آن در رابطه با ازدواج برون قومیتی، از هراس های ذهنی انسان های بدوی منشأ می گیرد و «تابوها» نیز ارتباط تنگاتنگی با نشانه های برخی از اختلالات روانی دارند. فروید بیان می کند که کشتن «پدر نخستین» و احساس عذاب وجدان پس از آن، رویدادهایی تعیین کننده در شکل گیری تاریخ انسان قبیله ای و تمایلات سرکوب شده ی انسان ها به حساب می آید. بنا بر گفته های فروید، هم توتم و هم تابو در «عقده ی ادیپ» ریشه دارند؛ عقده ای که پایه و اساس تمامی اختلالات روانی است و طبق استدلال فروید، خاستگاه دین، اخلاقیات، جامعه و هنر نیز هست.

کتاب رهش

70,000 تومان

معرفی کتاب رهش

رضا امیرخانی در کتاب رهش به رابطه زوجی معمار پرداخته که بعد از تولد فرزند بیمارشان، از یکدیگر فاصله گرفته‌اند و هر کدام به شکلی با مشکلات زندگی در تهران درگیر هستند. این اثر که با محوریت آسیب‌ توسعه شهری بر کیفیت زندگی تالیف شده، توانست جایزه کتاب برگزیده جلال آل احمد را برای نگارنده خود به ارمغان آورد و با استقبال فراوان خوانندگان مواجه شد. درباره کتاب رهش: علا و لیا با عشق با همدیگر ازدواج کرده‌اند اما حالا در نقطه‌ای هستند که هیچ شباهتی بین یکدیگر نمی‌بینند. یکی از آن‌ها، حالا سمت معاون شهردار را به دست آورده و قبل از هر تصمیم، به اثر آن بر موقعیت شغلی‌اش فکر می‌کند. دیگری اما به دلیل بیماری آسم فرزندشان ایلیا، هر روز بیشتر و بیشتر از معماری مدرن بیزار می‌شود و بعد از تمسخر ایده‌هایش برای ساخت خانه‌هایی با استاندارد مناسب، احساس می‌کند از طرف همکارانش طرد شده و هیچ همراهی ندارد. زندگی این خانواده کوچک در شهر تهران و آسیب‌هایی که از شهرسازی بی‌رویه متحمل می‌شوند داستان کتاب رهش است که مانند سایر آثار رضا امیرخانی محتوایی اجتماعی دارد و می‌تواند خوانندگان گوناگونی را راضی نگه دارد. جدال پایان‌ناپذیر ماشین‌ها و انسان‌ها، بحث همیشگی شهرستان یا پایتخت و مقایسه جنوب شهر با شمال شهر از موضوعات اصلی این رمان ایرانی هستند. علا و لیا، به عنوان نمایندگان هر یک از این دوگانه‌ها، در یک زندگی مشترک گرفتار آمده‌اند، زوجی که با وجود ازدواج عاشقانه‌شان، حالا زبان مشترکی برای ارتباط با هم ندارند و دیگر همدیگر را نمی‌شناسند. در میانه این تفاوت‌ها، پسرشان که به آسم مبتلاست نقش واسطه‌ای را ایفا می‌کند که گاهی باعث نزدیکی و گاهی دلیل دوری است. ریه‌های مریض او نماد نشاطی است که شهر تهران هر روز بیشتر و بیشتر از آن محروم می‌شود و گویی به ما یادآوری می‌کند تنها برنده جنگ همیشگی طبقاتی، سودجویانی هستند که با معامله سلامت جسمی و روحی مردم به منفعت می‌رسند... .

زبان و جایگاه زن

195,000 تومان
معرفی کتاب زبان و جایگاه زن انتشارات رابین تولماخ لاکوف در سال 1975، زبان و جایگاه زن، به طور گسترده ای به عنوان آغاز کننده تحقیقات فمینیستی در مورد رابطه بین زبان و جنسیت شناخته شده است و واکنش قابل توجهی را در میان محققان زبان، فمینیست ها و خوانندگان عمومی برانگیخت. در سی سال گذشته، محققان زبان و جنسیت در حال بحث و توسعه مشاهدات اولیه لاکوف بوده اند.لاکوف با این استدلال که زبان برای نابرابری جنسیتی اساسی است، به دو حوزه اشاره کرد که نابرابری‌ها را می‌توان یافت: زبانی که در مورد زنان استفاده می‌شود، مانند عدم تقارن بین اصطلاحات به ظاهر موازی مانند ارباب و معشوقه، و زبان مورد استفاده توسط زنان، که زنان را در یک موقعیت قرار می‌دهد. پیوند دوگانه بین زنانه بودن و کاملا انسان بودن. استدلال اصلی لاکوف مبنی بر اینکه «زبان زنان» بیانگر ناتوانی است، بحثی را به راه انداخت که تا امروز ادامه دارد. نسخه اصلاح شده و بسط یافته متن کامل نسخه اول اصلی را همراه با مقدمه و حاشیه نویسی لاکوف ارائه می دهد که در آن او متن را یک ربع قرن بعد بازتاب می دهد و برخی از موضوعاتی را که به طور گسترده مورد بحث قرار می گیرد، گسترش می دهد. این جلد همچنین تفسیرهایی از بیست و شش محقق برجسته زبان، جنسیت و تمایلات جنسی، در زمینه زبان‌شناسی، مردم‌شناسی، زبان‌های مدرن، آموزش، علوم اطلاعات و سایر رشته‌ها را گرد هم می‌آورد. تفاسیر نقش کتاب را در تحقیقات فمینیستی در مورد زبان مورد بحث قرار می‌دهد و ارتباط مداوم آن را برای تحقیقات در این زمینه بررسی می‌کند.این نسخه جدید زبان و جایگاه زن نه تنها یک بار دیگر متن پیشگام زبان شناسی فمینیستی را در دسترس قرار می دهد. به همان اندازه که مهم است، متن را در چارچوب نظریه فمینیستی و جنسیتی معاصر برای نسل جدیدی از خوانندگان قرار می دهد.

تجربه ‌دینی‌ بشر(جلد دوم)

35,000 تومان
نویسنده نینیان اسمارت مترجم دکتر محمد محمدرضایی، دکتر ابوالفضل محمودی نوبت چاپ 8 تعداد صفحات 416 نوع جلد شومیز قطع

هیدرولوژی قاره‌ها

22,125 تومان
این کتاب برای دانشجویان رشته جغرافیا در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد به عنوان یکی از منابع اصلی درس «هیدرولوژی و آبهای زیرزمین» به ارزش 4 واحد ترجمه شده است.

چشمهایش و ملکوت

110,000 تومان
کتاب چشمهایش و ملکوت نوشته جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان، داستان های فارسی به چاپ رسیده است. بخشی از متن کتاب «بهرام صادقی نه اهل سیاست بود و نه هیچ سر و کاری با هیچ محفل و دار و دسته‌ای داشت. حتا کافه هم نمی‌رفت. قهوه‌خانه می‌رفت و به جاهای پرت و پلا. اما دوستان دلسوز و روشنفکری که در کمین او بودند او را پیدا کردند و به کافه‌ها بردند و به جلسه‌های ادبی و شعرخوانی و داستان‌خوانی کشاندند. هرچند این تلاش‌ها به جایی نرسید و اگر هم به جایی رسید، دوام چندانی پیدا نکرد. حتا وقتی که دوستان تصمیم گرفتند داستان‌های پراکنده‌ای را که در مجلّه‌های سخن و فردوسی و صدف و کتاب هفته چاپ کرده بود جمع و جور کنند و یک مجموعهٔ آبرومندی برای او ترتیب بدهند، خودِ او در دسترس نبود و در گرداوری و ویرایش متن داستان‌هایی که داشت چاپ می‌شد هیچ نظارت و مُراقبتی نکرد و هیچ نقشی نداشت. سالها پیش از انتشار این مجموعهٔ آبرومند و یکی دو ماه پیش از آن که دستنوشتهٔ «ملکوت» را به دست چاپ بدهد، در نامه‌ای به ابوالحسن نجفی می‌نویسد «به دنیای ذهنی خودم پناه برده‌ام» و از احساسی حرف می‌زند که از کودکی با او بوده است و این اواخر در وجودش به شدّت قوّت گرفته است. می‌گوید «از همان اوایل بچگی گاهی حس می‌کردم مثل این که روی زمین نیستم، یعنی به فاصلهٔ چند سانتی‌متر از خاک قدم برمی‌دارم...» و تعریف می‌کند که یک روز آفتابی که با خانواده رفته است باغ و دسته جمعی نشسته‌اند روی ایوانی که جوی آبی از کنارش می‌گذرد، ناگهان احساس می‌کند که سرش داغ شده و خودش را می‌بیند که سبک شده و از روی قالی بلند می‌شود و به هوا می‌رود. «همه چیز وضوح خودش را از دست داد و مه عجیب و غریبی سراسر باغ و گُلها و ایوان را گرفت و همه چیز حاشیه‌دار شد و من احساس کردم که وجودم از خودم مثل این که جدا شد و دیگر در دنیای پدر و مادرم و بچه‌ها و باغ نیستم، مثل این که به جای دیگری رفته‌ام... بعداً به من گفتند که تکانم داده بودند و من فوراً خوب شدم.» اما او هرگز خوب نشد. این واقعه هر چند سالی یک بار تکرار می‌شد و تا بزرگسالی و تا زمانی که این نامه را می‌نوشت و تا سالها بعد ادامه پیدا کرد. به قول خودش، احساس «بیگانگی» به «همه چیز» و تنهایی: «تنهای تنهایم. دیگر همه‌شان را شناخته‌ام... ولشان کن!» عین همین واقعه را در «ملکوت» از زبان «م.‌ ل.» روایت کرده است: «دوازده سال داشتم و با خانواده‌ام به باغ رفته بودیم. آن روز که در ایوان باغ نشستیم و من با گلهای سرخ باغچهٔ جلو ایوان بازی می‌کردم. جوی آب از کنار باغچه می‌گذشت و پونه‌های خودرو عطر خود را با نسیم تا دوردست می‌فرستادند، بچه‌ها پشت سرم به جست و خیز و بازی مشغول بودند و من باز هم از آنها کناره گرفته بودم. چیزی بود که مثل همیشه مرا بسوی انزوا و تنهایی می‌کشاند. ناگهان مادرم از قفا صدایم زد و در همین وقت بود که غنچه‌ای در انگشتانم له شد. دستم از تیغ خار آتش گرفت و من فریاد زدم می‌سوزد.... همه چیز زرد شد و پرده‌ای نگاهم را کدر کرد و مثل اینکه کمی از زمین بلند شدم. سرم گیج رفت و گرمای کشنده‌ای در سراسر بدنم لول خورد...» دکتر حاتم «ملکوت» هم که به دوست و دشمن و آشنا و بیگانه آمپول مرگ تزریق می‌کند، سرش پیر است و تنش جوان و میان مرگ و زندگی در نوسان است. می‌گوید «یک گوشهٔ بدنم مرا به زندگی می‌خواند و گوشهٔ دیگری به مرگ...» و می‌گوید «درد من این است. نمی‌دانم آسمان را قبول کنم یا زمین را... هر کدام برایم جاذبهٔ بخصوصی دارند...» احساس «انزوا» و «تنهایی» دوران کودکی به اندیشهٔ «مرگ» و «نیستی» در جوانی مُنجر شد. از همان سالهای آخر دبیرستان فکر خودکُشی در میان دوستان و همشاگردی‌ها قوّت گرفته بود. یک جور بازی و مسابقهٔ خودکُشی پیش آمده بود. منوچهر فاتحی یکی از دوستانی بود که چند بار تهدید به خودکُشی کرد، اما خودش را نکُشت. تا لب‌لب مُردن رفت، اما زنده و صحیح و سالم برگشت. یکی از همشاگردی‌ها همهٔ تقصیرها را به گردن معلّمی می‌اندازد که از رشت آمده بود و «اگزیستانسیالیست» بود و طرفداران فراوانی پیدا کرده بود. به این دار و دستهٔ ناامیدی که مُدام دم از خودکُشی می‌زدند «اگزی» می‌گفتند.» فهرست کتاب چشمهایش زمین هوا بزرگ علوی: ورق پاره ها و داستان های دیگر بهرام صادقی: قنقنه ها و داستان های دیگر یادداشت