آب پرتقال سن ایچ
300,000 تومان
ویژگیهای برجسته آب پرتقال سن ایچ
- طعم طبیعی و خالص
- منبع غنی از ویتامین C
- بستهبندی مناسب و بهداشتی
- فاقد قند افزوده و مواد شیمیایی
- مناسب برای تمامی سنین
- تقویت سیستم ایمنی بدن
- حفظ سلامت پوست
- افزایش انرژی و نشاط
- کمک به هضم غذا
- پیشگیری از سنگ کلیه
فقط 1 عدد در انبار موجود است
آب پرتقال سن ایچ
آب پرتقال یکی از محبوبترین و خوشمزهترین نوشیدنیها در دنیا است که علاوه بر طعم عالی، خواص بیشماری برای سلامت بدن دارد. آب پرتقال سن ایچ یکی از برندهای معروف و معتبر در تولید آبمیوههای طبیعی و باکیفیت است که با استفاده از تازهترین میوهها و رعایت استانداردهای بهداشتی، نوشیدنیای غنی و سالم را به دست مصرفکنندگان میرساند. این آب پرتقال طبیعی با طعم تازه و دلپذیر خود، بهترین انتخاب برای شروع روز یا نوشیدن در هر زمانی است.
ویژگیهای برجسته آب پرتقال سن ایچ
1. طعم طبیعی و خالص:
آب پرتقال سن ایچ با استفاده از پرتقالهای تازه و باکیفیت تهیه میشود و هیچگونه مواد نگهدارنده یا طعمدهنده مصنوعی به آن افزوده نمیشود. این آب پرتقال طعمی طبیعی و خالص دارد که شما را به یاد پرتقالهای تازه و شیرین میاندازد.
2. منبع غنی از ویتامین C:
پرتقالها بهطور طبیعی حاوی مقادیر زیادی ویتامین C هستند و آب پرتقال سن ایچ نیز بهعنوان یک منبع غنی از این ویتامین شناخته میشود. ویتامین C به تقویت سیستم ایمنی بدن، مبارزه با بیماریها و پیشگیری از سرماخوردگی کمک میکند.
3. بستهبندی مناسب و بهداشتی:
آب پرتقال سن ایچ در بستهبندیهای مقاوم و بهداشتی عرضه میشود که از ورود هوا و نور به داخل محصول جلوگیری میکند و طعم و خواص آن را بهطور کامل حفظ میکند. این بستهبندیها بهویژه برای مصرف خانگی و بیرونبر مناسب هستند.
4. فاقد قند افزوده و مواد شیمیایی:
آب پرتقال سن ایچ فاقد هرگونه قند افزوده، رنگدهندهها و مواد شیمیایی است، بنابراین میتوانید با خیال راحت از طعم و خواص طبیعی آن بهرهمند شوید. این ویژگی آب پرتقال سن ایچ را به یک گزینه سالم برای خانوادهها تبدیل میکند.
5. مناسب برای تمامی سنین:
آب پرتقال سن ایچ مناسب برای تمامی اعضای خانواده است. از کودکان گرفته تا بزرگسالان، همه میتوانند از طعم شیرین و انرژیبخش این نوشیدنی لذت ببرند.
خواص و فواید آب پرتقال سن ایچ
1. تقویت سیستم ایمنی بدن:
آب پرتقال سن ایچ بهدلیل دارا بودن ویتامین C فراوان، یکی از بهترین نوشیدنیها برای تقویت سیستم ایمنی بدن است. مصرف منظم این آب پرتقال به بدن کمک میکند تا بهتر با ویروسها و باکتریها مقابله کند و احتمال ابتلا به بیماریهای فصلی مانند سرماخوردگی را کاهش دهد.
2. حفظ سلامت پوست:
ویتامین C موجود در آب پرتقال، علاوه بر تقویت سیستم ایمنی، به تولید کلاژن در پوست کمک میکند و میتواند به حفظ جوانی و زیبایی پوست کمک کند. این ویتامین از ایجاد چین و چروک جلوگیری کرده و به درخشندگی پوست کمک میکند.
3. افزایش انرژی و نشاط:
آب پرتقال سن ایچ با طعم شیرین و طبیعی خود، به شما انرژی میدهد و بهعنوان یک نوشیدنی طبیعی میتواند در طول روز شما را پرانرژی و شاداب نگه دارد. مصرف این نوشیدنی در صبح بهویژه برای شروع یک روز پرانرژی عالی است.
4. کمک به هضم غذا:
آب پرتقال بهطور طبیعی اسیدی است و مصرف آن به بهبود فرآیند هضم و جذب مواد مغذی کمک میکند. این خاصیت آن را به یک نوشیدنی مفید پس از وعدههای غذایی سنگین تبدیل میکند.
5. پیشگیری از سنگ کلیه:
پرتقالها بهدلیل داشتن اسید سیتریک، به پیشگیری از تشکیل سنگ کلیه کمک میکنند. مصرف آب پرتقال سن ایچ بهویژه در افرادی که مستعد ابتلا به سنگ کلیه هستند، مفید است.
چرا آب پرتقال سن ایچ را انتخاب کنیم؟
طعم طبیعی و اصیل: آب پرتقال سن ایچ از پرتقالهای تازه و باکیفیت تهیه میشود که طعم و عطر طبیعی آن را بهخوبی حفظ کرده است. این ویژگی باعث میشود که آب پرتقال سن ایچ طعمی متفاوت و دلپذیر داشته باشد.
فاقد مواد شیمیایی و قند افزوده: آب پرتقال سن ایچ فاقد هرگونه مواد نگهدارنده، رنگدهنده و قند افزوده است. این ویژگی آن را به یک نوشیدنی سالم و طبیعی تبدیل میکند که برای سلامتی شما هیچگونه ضرری ندارد.
منبع غنی از ویتامینها: این آب پرتقال بهعنوان یک منبع غنی از ویتامین C، به تقویت سیستم ایمنی بدن، سلامت پوست و افزایش انرژی شما کمک میکند.
بستهبندی مناسب و بهداشتی: آب پرتقال سن ایچ در بستهبندیهای مقاوم و بهداشتی عرضه میشود که باعث حفظ طعم و خواص آن میشود. این بستهبندیها بهویژه برای مصرف در خانه یا محل کار مناسب هستند.
وزن | 3 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: samanehfathi
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
پیشرفت علم و مسائل آن (در جستوجوی نظریهای در باب رشد علم)
معرفی کتاب پیشرفت علم و مسائل آن (در جستوجوی نظریهای در باب رشد علم)
دفترچه یادداشت 60 برگ طرح دار
یادداشتهای فؤاد روحانی (ناگفتههایی دربارهی سیاست نفتی ایران در دههی پس از ملیشدن)
معرفی کتاب یادداشتهای فؤاد روحانی (ناگفتههایی دربارهی سیاست نفتی ایران در دههی پس از ملیشدن)
کیمیاگر
معرفی رمان کیمیاگر:
واکنشهای جهانی به رمان کیمیاگر:
پائولو کوئیلو با اینکه بهشدت مورد انتقاد منتقدان مطرح کتاب است اما بدون شک یکی از بزرگترین نویسندگان برزیلی است. اکثریت آثار او بر اساس عرفان و علم به چیزهایی است که مردم عادی آن را درک نمیکنند.
«کتاب کیمیاگر افسانهای حکیمانه و الهامبخش در مورد رسیدن به رویاهای شخصی و سفر واقعی زندگی است.» - اِم. اسکات پِک «این جادوگر برزیلی (پائولو کوئيلو) باعث میشود کتابها از کتابفروشیها ناپدید شود.» - نیویورک تایمز «کیمیاگر داستانی زیبا است که پیامی برای هر خواننده دارد.» -جوزف گیرزون، نویسندۀ کتاب جاشواچرا باید رمان کیمیاگر را بخوانیم؟
کیمیاگر کتابی عالی برای هرکسی در هر سنی است که علاقه به خواندن کتابهای رشد فردی و ادبی دارد و برای هرکسی که میخواهد رؤیایش را بخواند شدیداً توصیه میشود. خواندن کتاب کیمیاگر نیازمند زمان و آمادگی بالا برای مطالعه است. این کتاب با اینکه رگههای طنز و کمدی دارد اما برای سرگرمی نوشته نشده است. بلکه کتابی است که نوشته شده تا خواننده بتواند خودش را بازیابد.
جملات درخشانی از کتاب کیمیاگر:
«اسمش سانتیاگو بود. وقتی روز سرازیر شد و آسمان به تاریکی زد، با گلهاش به کلیسای متروک و مخروبهای رسید که سقف آن سالها پیش فرو ریخته بود و درخت چنار بزرگ و پرشاخ و برگی از محل نمازخانه آن سر برآورده، رو به آسمان داشت. تصمیم گرفت شب را آنجا بخوابد. گوسفندها را از درگاهیِ فروریخته، وارد محوطه کلیسا کرد. منطقه را میشناخت و میدانست گرگی در کار نیست ولی... یادش آمد، یک بار، یکی از میشهایش با استفاده از تاریکی فرار کرده بود و او تمام روز بعد را به جستجوی حیوان گمشده گذرانده بود. بهتر دید، درگاه را با تخته پاره بپوشاند تا مانع فرار آنها در تاریکی شب شود. بالاپوشش را روی زمین پهن کرد و دراز کشید. کتابی را که تازه از خواندنش فارغ شده بود، زیر سر گذاشت. فکر کرد بهتر است کتابهای پرحجمتری بخواند تا هم دیرتر تمام شوند و هم بالشهای راحتتری برای شبها باشند. وقتی بیدار شد، آسمان هنوز تاریک بود. نگاهش از پسِ خرابهها در نیمهراه آسمان، در آن دورها، به ستارهها میرسید، ستارههایی که سوسو میزدند. به خود گفت: «کاش بیشتر میخوابیدم.» چون... خوابی دیده بود، خوابی ناتمام، همان خواب هفته پیش که یک بار دیگر در سایهروشن ذهنش دویده بود و باز قبل از اینکه به صحنههای پایانی برسد، بیدار شده بود.»
«جوان فکر کرد که اگر علت را برای دخترک بگوید، او چیزی نخواهد فهمید بنابراین بهتر دید به سؤالش جواب ندهد، و به ادامه شرح ماجراهای سفر پرداخت. میدید که چشمان دخترک از تعجب گاه بزرگ و از هراس گاه بسته میشوند. زمان میگذشت و او آرزو داشت... آرزو داشت روز به غروب ننشیند، کار پدر دخترک آنقدر زیاد شود تا از او بخواهد سه روز تمام به انتظار بماند. خود را در حالت متفاوتی میدید، چیزی در درونش میدوید، احساسی که تا آن روز برایش ناشناخته بود. میل داشت برای همیشه در همان شهر، با همان دخترک موسیاه، با چشمان سیاه درخشان، باقی بماند... برای همیشه، آنهم در روزهای لبریز از بیخیالی، روزهایی که هرگز شبیه به هم نباشند. اما... بازرگان سر رسیده بود و از او خواسته بود پشم چهار گوسفند را برایش بچیند، پولش را هم داده بود و دعوتش کرده بود سال آینده دوباره بیاید. اکنون... چهار روز دیگر راه در پیش دارد تا به آن شهر برسد. ناباور بود و بسیار ملتهب. نکند دخترک فراموشش کرده باشد. کم نیستند چوپانانی که از آنجا گذشتهاند و پشم گوسفندهایشان را به بازرگان عرضه داشتهاند.» «با خود اندیشید، شاید این مکان مخروبه، این کلیسای متروکه، که درخت چناری از نمازخانه آن سر به آسمان کشیده، محل آمد و رفت کولیهای جادوگر باشد... یا شاید، اجنه... فضای آن را اشغال کردهاند که چنین پراکنده اندیشید و چنین فکری در ذهنش جان گرفت. و در ادامه این فکر از خود پرسید، آیا... خواب ناتمامی که دوبار به سراغش آمد، نمیتواند علت افکار درهمش باشد؟ و نمیتواند سبب شود آنچنان تصوری در ذهنش بدود و بخواهد عصبانیتش را بر سر دوستان همیشه وفادارش، بر سر گوسفندهایش خالی کند؟ فکرش به جایی نرسید. شراب باقیمانده از شب قبل را سرکشید و بالاپوش خود را دور بدنش پیچید. میدانست که تا چند ساعت دیگر، با نیش خورشید، هوا گرم میشود و او نخواهد توانست گلهاش را به اطراف ده ببرد. تابستان، در این ساعت، همه اسپانیا خوابیده است و گرما تا شب ادامه دارد. او ناگزیر بود، تمام روز، بالاپوش خود را همراه داشته باشد، گاه و بیگاه به سرش میزد که این بار اضافی را از خود دور کند.»تحلیلی بر رمان کیمیاگر:
کوئیلو در کتاب کیمیاگر به تضاد درونی عشق و افسانه شخصی درون سانتیاگو میپردازد و در نهایت عشق را بهعنوان ابزاری پشتیبان، برای رسیدن به افسانه شخصی پیشنهاد میکند و میگوید که عشق محرک بزرگی در زمان و نحوۀ رسیدن به رؤیاهاست. به گفتۀ کوئیلو، رؤیاها هزینه دارند اما نزیستن رؤیاها هزینۀ سنگینتری دارد. دنبالکردن رؤیاهایمان و متعهدشدن به انجام آنها باعث میشود که تمام کائنات دستبهدست هم بدهند تا آنچه را که میخواهید به شما ببخشند. کیمیای زندگی قویترین عنصر هدایتکنندۀ احساسات و افکار و خواستهها و نیازهای ماست و باتکیه بر اصل «هرآنچه که از جهان و کائنات طلب کنیم، به ما بخشیده میشود» به امکان تحقق یافتن رؤیاهای ما اشاره میکند. کوئیلو در این کتاب نمادین و تأملبرانگیز، مفهوم مهمی را که درکش برای همۀ مردم واجب است بیان میکند: در زندگی، هیچچیز زیباتر از خود زندگی وجود ندارد.
چرا کیمیاگر بسیار موفق شد؟
کیمیاگر کتاب بسیار موفقی است و هنوز هم بهخاطر روایت عالی و پرسیدن عمیقترین سؤالات دربارۀ زندگی، کتاب پرفروشی حساب میشود. کیمیاگر از دیدگاه سومشخص روایت میشود و خواننده بهراحتی میتواند با شخصیت اصلی، اضطرابها و تردیدهای او همدلی و همذاتپنداری کند. کوئیلو با زبانی ساده دانش گستردهای را که دربارۀ موضوعات متنوعی چون عرفان و معنویت و روح انسانی دارد با ما به اشتراک میگذارد. این کتاب به ما میآموزد که باید به قلبمان گوش دهیم و به اهدافمان وفادار بمانیم تا قدرتی کسب کنیم که از هر مانعی بر سر راهمان قویتر است. کتاب کیمیاگر نه فقط بهخاطر داستان شگفتانگیزش بلکه بهخاطر روایت ساده و درکپذیرش بسیار لذتبخش است. پائولو کوئیلو در این اثر با زبانی ساده نشان میدهد که کیمیاگری نه تبدیل مس به طلا بلکه تبدیل روحی کوچک و ساده به خردمندی بزرگ است. کتاب کیمیاگر شخصیت تکراری ندارد و چون هرکدام از شخصیتها به روش خودش بهنوعی به سانتیاگو کمک میکند، هرکدام ویژگیهای منحصربهفرد خودشان را دارند. زن کولی به او اجازۀ پذیرش رؤیا و درک امکاناتش را داد، شاه پیر به او فال گرفتن آموخت و یک جفت سنگ به او داد تا بتواند با آن فالش را بخواند، مرد انگلیسی به او یادگیری و تحقیق آموزش داد و کیمیاگر نشانش داد تا دربارۀ شگون و آیندهاش بیشتر بداند. همذاتپنداری با کتاب کیمیاگر بسیار ساده است. شاید به همین دلیل است که این کتاب بسیار محبوب شده است. همۀ ما رؤیایی داریم و مایلیم تحت هر شرایطی آن را دنبال کنیم، اما واقعیت زندگی اغلب بر خلاف ما حرکت میکند و تلاش میکند به رؤیای ما پایان ببخشد. همین اتفاق برای چوپان کتاب کیمیاگر میافتد، او برای رسیدن به رؤیا و اهدافش تلاش میکند، درست مانند اغلب ما، او نیز میخواهد تسلیم شود و به منطقۀ امن خود بازگردد اما پشیمانی دستکشیدن از رؤیایش او را رها نمیکند. این تشابهات بین داستان و واقعیت زندگی ماست که باعث میشود بعد از شروع کتاب کیمیاگر دلمان نخواهد که پیش از تمام شدنش آن را زمین بگذاریم.
خلاصۀ داستان کیمیاگر
کتاب کیمیاگر قصۀ سانتیاگو، چوپان جوان اندلسی را بازگو میکند که بهقصد جستجوی گنجی واهی که در خوابدیده در زیر اهرام مصر مدفون شده است، میهن خود را ترک کرده و در آفریقای شمالی سرگردان میشود. او با یک کولی، مردی که ادعا میکند پادشاه است و یک کیمیاگر آشنا میشود. سانتیاگو به دلیل برخورد با شخصیتهای رازآلود مختلف، مفاهیم ابتدایی وجودگرایی را میآموزد. اساسیترین مفاهیم را خردمندترین استاد یعنی کیمیاگر به او میآموزد. او بهتنهایی اثری عمیق و تحول برانگیز بر زندگی سانتیاگو میگذارد اما هیچ یک از آنها نمیدانند که گنج چوپان دقیقاً چیست و آیا سانتیگو موفق میشود بر موانع راه غلبه کرده و گنجش را به دست بیاورد یا نه؟ سفری که در ابتدا بهقصد مال دنیا آغاز شده رفتهرفته به ماجراجویی برای کشف خود و غنای روحی تبدیل میشود. سانتیگو از گوسفندچرانی ساده تبدیل به خردمندی میشود که در روح جهان غوطهور شده است. کتاب کیمیاگر نمادی جاودان از اهمیت دنبالکردن رؤیاها و گوشدادن به ندای قلبمان است.
مضامین اصلی کتاب کیمیاگر
جزءجزء کتاب کیمیاگر پر از نماد است. سفر سانتیاگو و مواجه او با اهرم مصر بهشدت مملو از معناست. در هر سطر این کتاب پیامی قدرتمند نهفته است که تاکید میکند معنای واقعی زندگی نه در امور مادی و زائد بلکه در درک افسانه شخصی و کیمیای زندگی است و بر ما ضروری است که افسانه شخصی خودمان را شکوفا کنیم. مضمون کلی کتاب آن است که همه چیز اهمیت خاص خود را دارد، همه چیز باید تکامل یابد و همه چیز، از کوچکترین اتمها تا بزرگترین و دورترین ستارهها در جهان، همه تکههایی از یک کل هستیم: روح جهان.
مانع ترس یکی از خطرناکترین موانعی که کتاب به آن پرداخته است موضوع ترس است. ترس از شکست است که ما را از افسانه شخصیمان دور میسازد و غلبه بر آن پیروزی بزرگی است. بنا به گفتۀ خود کوئیلو: «ترس از رنج بدتر از خود رنج است. هیچ قلبی نیست که در پی آرزوهایش باشد ولی رنج نبرد، چون آرزوها بیپایان و دور از دسترساند و راه، راه دشواری است. همت میخواهد و تلاش و هر لحظه آن میتواند لحظه پایانی باشد. لحظه دیدار با خدا یا لحظه پیوستن به ابدیت ...» خرد وقتی سانتیاگو از کولی تقاضا میکند خواب تکراریاش را برایش تعبیر کند از شنیدن تعبیر پیشپاافتاده او ناامید میشود. کولی در پاسخ به این ناامیدی برایش توضیح میدهد: «... چیزهای ساده با وجود سادگیهایشان رویدادهای شگفتانگیزی هستند. فقط متفکران و عالمان هستند که آنها را میبینند و به بررسی میگذارند...» قدرت اجتنابناپذیر ایمان در جایی از داستان قهرمان میکوشد که ندای سرنوشتش را فراموش کند اما پیرمردی با لباسی عربی سرنوشت پاکش را به او یادآوری میکند و میگوید: «این که در یکلحظه از حیات خود، مالکیت و فرمان زندگی را از دست میدهیم و تصور میکنیم سرنوشت بر زندگی مسلط شده است، همین نکته، بزرگترین فریب دنیاست.» در هر اندیشه یک تصمیم نهفته است. جایی در میان آفریقا یک تاجر مکار پول سانتیاگو را بالا میکشد. بعد از آن قهرمان داستان باید انتخاب کند که چه واکنشی نسبت به این رخداد نشان دهد. آیا باید خود را قربانی بداند و ناله و اظهار شکست کند یا تصمیم بهتری وجود دارد؟ درنهایت او تصمیم میگیرد که خیال کند ماجراجویی در جستجوی گنج است.معنی نمادها در کتاب کیمیاگر:
گوسفندها گوسفندهای سانتیاگو نمادی از وجود و زندگی افرادی است که نسبت به افسانههای شخصیشان نابینا هستند. سانتیاگو گوسفندانش را دوست دارد اما بهخاطر تمایل حیوانی آنها به آب و غذا، نسبت به آنها بیاحترامی پنهانی میورزد. او احساس میکند که گوسفندانش قدر سرزمینهای بینظیری را که او در طول سفر کشف میکند نمیدانند و از اینکه آنها آنقدر کورکورانه به او اعتماد دارند که بهراحتی میتواند آنها را بکشد نیز در عذاب است. این گوسفندها نماد شخصیتهایی مانند نانوا یا تاجر بلور هستند که افسانههای شخصی خود را رها کرده و مانند گوسفندان تسلیم خواستههای مادی خود و میل به مقبولیت اجتماعی شدهاند. در نتیجه آنها بهخاطر دیدگاههای محدودشان، توانایی درک جنبههای خاصی از خلقت و بسیاری فرصتهای زندگی را از دست میدهند.
کیمیاگری کیمیاگری به فرایند تبدیل یک فلز بیارزش به فلزی بسیار باارزش مانند طلا گفته میشود. اما در این داستان کیمیاگری فراتر از فلزات میرود. سانتیاگو در این کتاب فلزی است که تحتتأثیر کیمیاگری قرار میگیرد. سفر و تجربیات سفرش او را از چوپانی ساده به کیمیاگری خردمند تبدیل میکند. همچنین تحقق افسانه شخصی هر فرد خود نوعی کیمیاگری است. به زبان کتاب، فلز باید خود را از شر تمام ناخالصیها خلاص کند تا به تکامل برسد. سانتیاگو نیز باید خود را از شر ناخالصیهایش مانند تمایل به پذیرش توسط والدینش، زندگی بهعنوان چوپان یا حتی زندگی با فاطمه خلاص کند تا به افسانه شخصیاش پی ببرد و رشد شخصیتی داشته باشد. بیابان صحرا، با شرایط سخت و جنگهای قبیلهای، نمادی از مشکلات جدی است و در انتظار هرکسی است که در تعقیب افسانه شخصی خود است، اما همچنین بهعنوان معلم مهم سانتیاگو در طول سفر او به اهرام عمل میکند. همانطور که کیمیاگر میگوید، آزمونها بخشی ذاتی از تمام افسانههای شخصی هستند، زیرا برای ایجاد رشد معنوی ضروری هستند. بیش از گرمای بیابان؛ سکوت، پوچی و یکنواختی کویر سانتیاگو را آزمایش میکند.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.