آسیبشناسی روانی جلد اول جیمز باچر ویرایش شانزدهم 2014
46,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
کتاب آسیب شناسی روانی جلد اول باچر ویراست شانزدهم 2014 بر اساس DSM 5 نوشته جیمز باچر، جیل هولی، سوزان مینکا با ترجمه یحیی سید محمدی، توسط انتشارات ارسباران با موضوع روانشناسی، آسیب شناسی روانی، ارزیابی و تشخیص بالینی, عوامل و دیدگاه های علیتی به چاپ رسیده است.
آسیبشناسی روانی باچر و همکاران مقدمه ای جامع و جالب توجه به اختلالات روانی عمده است که در رشته روانشناسی مطالعه شده اند. نویسندگان این کتاب رویکرد زیستی- روانی- اجتماعی را اختیار کرده اند که به دانشجویان کمک می کند به درک کلنگرانهای از موقعیتی دست یابند که در آن نابهنجاری های رفتار روی می دهند.
این کتاب سابقه طولانی نشر در ایالات متحده دارد و جزو با سابقه ترین کتاب های آسیب شناسی روانی در آن کشور است. این منبع در دو جلد به زبان فارسی ترجمه شده است و دانشجویان بازخورد خوبی از مطالعه آن به مترجم داده اند. علت ترجمه کتاب های آسیب شناسی روانی در دو جلد این است که با آسیبشناسی روانی ۱ و ۲ در دانشگاه ها مطابقت داشته باشند و رشته های دیگری که فقط یک درس آسیبشناسی روانی دارند بتوانند از فقط یک جلد آن بهرهمند شوند.
معرفی مباحث کتاب آسیب شناسی روانی
آسیب شناسی روانی مروری کلی
دیدگاه های تاریخی و امروزی رفتار نابهنجار
عوامل و دیدگاه های علیتی
ارزیابی و تشخیص بالینی
استرس و سلامت جسمانی و روانی
وحشتزدگی، اضطراب، وسواس ها و اختلالات آنها
اختلالات نشانه جسمانی و تجزیه ای
نویسنده | جیمز باچر |
مترجم | یحیی سیدمحمدی |
نوبت چاپ | دهم |
تعداد صفحات | 568 |
قطع و نوع جلد | وزیری شومیز |
سال انتشار | 1400 |
شابک | 9786007385036 |
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
زبانشناسی سوسور ساختارگرایی و پدیدارشناسی (دوره زبانشناسی عمومی پس از 1 قرن)
کتاب فوائد گیاهخواری
ما اينجا داريم مي ميريم
جملاتی از کتاب ما اینجا داریم میمیریم
خوشبختیها را گم کردهایم، همهشان گم شدهاند. دستمان خالی است دیگر هیچ نوری توی دستهامان نیست.
گاهی همین قدر که بنشینم و ده دقیقه توی حال خودم باشم و کارگرهای ساختمان روبرو تیرآهن خالی نکنند و دلم برای چیزی شور نزند و تسمه کولر پاره نشود به گمانم خوشبختم.
خوبی تهران همین است که همهچیز گم میشود توی های و هوی شهر.
طلاپری میداند که هر ستاره مال کدام آدمیزاد است و حال میبینیم که آدمیزادها همیشه با جام چای کنار پنجره میایستند و هیچوقت پریهای جنگل را صدا نمیزنند. آدمیزادها عاشق آسمان هستند و مدام دنبال ستارههایشان میگردند.
مادرش همیشه میگفت هیچ کار خدا بیحکمت نیست. بعد هم غشغش میخندید که یک خدایا شکر بگو و خودت را راحت کن. تا آن سر دنیا هم که بدوی نمیفهمی چرا بلاهای ریز و درشت سر آدم میآید.
آدمیزادها هیچوقت صدایی را که نمیبینند، نمیشنوند. حتی گاهی خوشبختیهای کوچکشان را هم نمیبینند.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.