آشنایی با مارکس
140,000 تومان
نقد ویرانگر کارل مارکس از سرمایه داری و پیشنهاد او درباره ی کمونیسم به عنوان پاسخی به شکست های نظام سرمایه داری، بزرگترین ثمرات خود را در قرن بیستم با تشکیل دولت کمونیستی در اتحاد جماهیر شوروی به بار آورد. این سرمایه گذاری بزرگ اکنون به طور کامل شکست خورده است. با این حال، نیروی باور کمونیستی چشم انداز «عدالت در این زمین» را به تعداد بی شماری ارائه کرد. و نقد مارکس بر نسلهای متفکری که خود را مارکسیست مینامند، تأثیر گذاشته است.
پل استراترن در کتاب «آشنایی با مارکس» گزارشی مختصر و تخصصی از زندگی و عقاید مارکس ارائه میکند و تأثیر آنها را بر مبارزه ی انسان برای درک وجودش در جهان توضیح میدهد. این کتاب همچنین شامل گزیده هایی از نوشته های مارکس است و همچنین فهرست مختصری از کتاب های پیشنهادی برای کسانی که میخواهند ادامه دهند. و گاهشماری هایی که مارکس را در عصر خودش و در طرح وسیع تر فلسفه قرار می دهد. این کاوشهای مختصر و روشنگرانه ی بزرگترین متفکران ما، ایدههای آنها را به شیوهای سرگرمکننده و قابل دسترس زنده میکند. اندیشه ی فلسفی در این مجموعه کتاب ها رمزگشایی شده و تقریبا برای همه جامع و جالب می شود. هر کتاب به دور از تازگی، ارزیابی بسیار دقیقی از فیلسوف و آثار او است، و معتبر و به وضوح ارائه شده است. هر یک از این کتابهای کوچک این مجموعه که باب آشنایی را فلاسفه باز می کنند شوخ طبع و دراماتیک هستند و حس زمان، مکان و شخصیت را ایجاد میکنند.
Katherine A. Powers, Boston Globe در مورد این مجموعه می نویسد:
«.. من نمیتوانم به راه بهتری برای معرفی کسی به تمدن غرب بیاندیشم.»
فقط 1 عدد در انبار موجود است
آشنایی با مارکس
نویسنده | پل استراترن |
مترجم | کاظم فیروزمند |
نوبت چاپ | 5 |
تعداد صفحات | 72 |
قطع و نوع جلد | رقعی شومیز |
سال انتشار | 1403 |
شابک | 9789642130818 |
وزن | 0.075 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
راههای ابریشم نو (اکنون و آینده جهان)
خودیاری در بیماریهای عصبی
ما اينجا داريم مي ميريم
جملاتی از کتاب ما اینجا داریم میمیریم
خوشبختیها را گم کردهایم، همهشان گم شدهاند. دستمان خالی است دیگر هیچ نوری توی دستهامان نیست.
گاهی همین قدر که بنشینم و ده دقیقه توی حال خودم باشم و کارگرهای ساختمان روبرو تیرآهن خالی نکنند و دلم برای چیزی شور نزند و تسمه کولر پاره نشود به گمانم خوشبختم.
خوبی تهران همین است که همهچیز گم میشود توی های و هوی شهر.
طلاپری میداند که هر ستاره مال کدام آدمیزاد است و حال میبینیم که آدمیزادها همیشه با جام چای کنار پنجره میایستند و هیچوقت پریهای جنگل را صدا نمیزنند. آدمیزادها عاشق آسمان هستند و مدام دنبال ستارههایشان میگردند.
مادرش همیشه میگفت هیچ کار خدا بیحکمت نیست. بعد هم غشغش میخندید که یک خدایا شکر بگو و خودت را راحت کن. تا آن سر دنیا هم که بدوی نمیفهمی چرا بلاهای ریز و درشت سر آدم میآید.
آدمیزادها هیچوقت صدایی را که نمیبینند، نمیشنوند. حتی گاهی خوشبختیهای کوچکشان را هم نمیبینند.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.