
حافظهای برای فراموشی (اوت، بیروت، ۱۹۸۲)
240,000 تومان

هل اول (رازها و رمزهای خلق، حفظ و رشد ثروت در ایران)
350,000 تومان
“اصول ریاضی فلسفه طبیعی” به سبد شما افزوده شد. مشاهده سبد خرید
آغازین بنیادهای متافیزیکی منطق با رهسپارشدن از لایبنیتس
330,000 تومان
معرفی کتاب آغازین بنیادهای متافیزیکی منطق با رهسپارشدن از لایبنیتس
جلد ۲۶ مجموعه آثار هایدگر متن درسگفتاری است که در تابستان ۱۹۲۸ تحت عنوان «منطق» در ماربورگ ارائه شده است. هایدگر بر این باور است که نزد لایبنیتس نهتنها سنت باستانی و قرون وسطاییِ منطق در یک صورت جدید تجمیع میشود، بلکه او همزمان به تکانهای برای پرسشگریهای نو در منطق تبدیل میگردد. هایدگر بر همین اساس در این درسگفتار میکوشد با مبنا قراردادن تفکر لایبنیتس، خصوصاً نظریة حکم و اصل بنیاد او، مبانی متافیزیکی منطق را نمایان سازد، و از این طریق منطق را فلسفی کند. در تفسیر هایدگر روشن میشود که چگونه مفاهیم منطقی به اگزیستانس بشری و مسئلة آزادی گره خوردهاند.
فقط 1 عدد در انبار موجود است
شناسه محصول:
9786220606192
دسته: کتاب, اقتصاد, الهیات و فلسفه, انتشارات, انتشارات نی, فلسفه
برچسب: آغازین بنیادهای متافیزیکی منطق با رهسپارشدن از لایبنیتس, انتشارات نی, طالب جابری, کتاب, مارتین هایدگر
توضیحات
کتاب آغازین بنیادهای متافیزیکی منطق با رهسپارشدن از لایبنیتس
نویسنده |
مارتین هایدگر
|
مترجم |
طالب جابری
|
نوبت چاپ | 1 |
تعداد صفحات | 350 |
نوع جلد |
شومیز
|
قطع |
رقعی
|
سال نشر | —— |
سال چاپ اول | —— |
موضوع |
متون کلاسیک فلسفه
|
نوع کاغذ | —— |
وزن | 400 گرم |
شابک |
9786220606192
|
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن | 0.4 کیلوگرم |
---|
نظرات (0)
اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “آغازین بنیادهای متافیزیکی منطق با رهسپارشدن از لایبنیتس” لغو پاسخ
اطلاعات فروشنده
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: samanehfathi
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر
دفتر طراحی 40 برگ
200,000 تومان
انتخاب گزینه ها
این محصول دارای انواع مختلفی می باشد. گزینه ها ممکن است در صفحه محصول انتخاب شوند
دفتر یادداشت و مشق
170,000 تومان
انتخاب گزینه ها
این محصول دارای انواع مختلفی می باشد. گزینه ها ممکن است در صفحه محصول انتخاب شوند
دیوبندان (۲۶)
98,000 تومان
معرفی کتاب دیوبندان (۲۶)
پدر نگریستم. اسبی در آتش میسوخت. ترسیدم. روی بهسوی دیگر کردم. باز اسبی دیدم که در آتش میسوخت. هولزده روی بهسوی دیگر کردم. باز آن اسب دیدم که در آتش میسوخت. دلم از آنچه بود به درد آمد. چشم بر هم نهادم. به سمرقند بودم. به باغ سلطان سمرقند. من در آتشی فرو بودم که اسب در آن میسوخت. سرخپوش آنجا بود و مرد. تیغی به دستم بداد. گفت.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.