آینه در آینه

240,000 تومان

سفارش:2
باقی مانده:2

وقتی از رفاقت حرف می‌زنیم نخستین چیزی که به ذهن متبادر می‌شود فیلم‌های مسعود کیمیایی، سینماگر شناخته شده، است. کسانی که «ضیافت» را دیده‌اند، یادشان است موضوع‌اش رفیق و رفاقت است. موضوعی که خالق این اثر علاقه‌ی زیادی به آن دارد.

در ساحت‌های دیگر فرهنگ و هنر این سرزمین نیز می‌توان آثاری که نتیجه‌ی رفاقت هستند را سراغ گرفت. مجموعه‌ی اشعار «آینه در آینه» مشتی است از نمونه‌ی خروار دوستی، رفاقت، همدلی و همراهی میان اهالی ادب و فرهنگ این دیار.

دکتر محمد‌رضا شفیعی کدکنی، شاعر، نویسنده، استاد دانشگاه و مترجم شناخته شده که از دیرباز زیر سایه‌ی رفاقت امیر هوشنگ ابتهاج بوده و با اشعارش انس و الفت داشته، در یکی از دیدارها‌شان در بهار سال 1369 در شهر کلن آلمان، در حضور دوست سالیان‌اش، از حافظه و زمانی با مراجعه به مجموعه‌های شعری او، منتخبی از آن‌ها را برگزیده و ابتهاج با بزرگواری، ولی بی‌هیچ اعمال سلیقه‌ای، پذیرفته منتشر شود.

سایه، در انواع سخن، شعر خوب و درخشان بسیار دارد. اما مقصود اصلی از این گزینش، ارائه‌ی نموداری از مراحل مختلف خلاقیت هنری و نمونه‌هایی از تجارت گوناگون او در عرصه‌ی شعر و شاعری بوده است.

از این روست که به جای اشعار دوران کمال او، تعدادی از آثار نخستین دفتر شعرش – مجموعه‌ی سراب – انتخاب شده است.

فقط 2 عدد در انبار موجود است

توضیحات

آینه در آینه

نویسنده
هوشنگ ابتهاج
مترجم
محمدرضا شفیعی کدکنی
نوبت چاپ 54
تعداد صفحات 220
نوع جلد شومیز
قطع رقعی
سال نشر 1402
سال چاپ اول ——
موضوع
ادبیات
نوع کاغذ ——
وزن 0 گرم
شابک
9789646194212
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.0 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “آینه در آینه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF
اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: aisa
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

مثل عکسی سیاه و سفید: 100 نامه‌ی فرانسوآ تروفو

39,000 تومان

در بخشی از کتاب مثل عکسی سیاه و سفید می‌خوانیم

روبر عزیزم؛ از هسدن که برگشتم هر دو‌تا نامه‌ات به دستم رسید. برسون را دیدم. آدم فوق‌العاده‌ای‌ است. دیروز، یعنی یکشنبه شب، با ژاکلین رفتیم تماشای فیلمِ وارث در سینمای اگریکولتور. بعد هم رفتیم به خانه‌اش و باهم شام خوردیم. پدر و مادرش رفته‌اند به سفری یک‌هفته‌ای و ما هم تقریباً هر شب داریم باهم شام می‌خوریم. تا ساعت یکِ صبح داشتیم بحث می‌کردیم و بعد هم خسته و درب‌وداغان به خانه برگشتم. ژانین خاطراتِ یک فریب را بهش قرض داده. باور کن خیلی گرفتار شده‌ام ولی حواسم به کارهای تو هم هست و حتماً روزنامه‌ها و مجله‌ها را برایت می‌فرستم؛ دلم می‌خواهد بخوانم‌شان. هرجورشده باید این مجله‌ها را بخرم و البته برای تو هم بفرستم. صد فرانک هم می‌گذارم کنارِ نامه‌ی بعدی که به دستت می‌رسد. ژرالد هم دیگر حاضر نیست پا توی خانه‌ات بگذارد؛ چون ساس‌ها خانه را گذاشته‌اند روی سرشان. اگر یک‌ذره عقل توی کله‌ات پیدا می‌شد باید به همه‌ی فرش‌ها و روزنامه‌ها گوگردی چیزی می‌زدی و هر هفته هم کفِ اتاق را درست‌وحسابی ضدعفونی می‌کردی. اگر این کارها را کرده بودی الان می‌شد آن‌جا زندگی کرد. به‌هرحال هر کاری که خودت صلاح می‌دانی بکن. کارم این‌قدر زیاد شده که رسماً دارم خُل می‌شوم. دیروز ناهار را با آریان پاته و میشل مور خوردم. باید مقاله‌ای درباره‌اش بنویسم؛ چهار پنج مقاله‌ی دیگر هم هست: درباره‌ی کشیش روستا و عکس و تلفن و مقاله‌ای درباره‌ی مور و یک قرار ملاقات و بحث و سخنرانی در فوبورگ، و تازه بعدِ همه‌ی این‌ها باید گزارشی هم برای اِل بنویسم. راستش خودم هم نمی‌دانم با این‌همه کار باید چه کنم. تازه باید جواب نامه‌ی شُنیل را هم بدهم. نامه‌ای هم باید به آندره بازَن بنویسم. به‌نظرم دو روزی با ل. برویم پیشِ بازَن. خانه‌اش پانزده‌کیلومتری پاریس است.

فيلم نامه نويسي آلترناتيو

40,000 تومان

بخشی از کتاب فیلم‌نامه‌نویسی آلترناتیو

شخصیت اصلی فیلم‌نامه، از همان ابتدا، برای تماشاگر به معنای تجربهٔ داستان است. تماشاگران درگیر داستان می‌شوند تا با شخصیت اصلی همذات‌پنداری کنند و خود را در موقعیتِ او قرار دهند. شخصیت از طریق شرایط خاص ظاهر یا رفتارش قابل‌تشخیص است. هر چند در یک لحظهٔ خاص شخصیت خودش را آدمی نادان و آسیب‌پذیر نشان می‌دهد، ولی همدلی و همذات‌پنداری ما با آن شخصیت از قبل محفوظ مانده. به طور کلی، شخصیت اصلی پُرانرژی ظاهر می‌شود و کاری می‌کند که میزان کشمکش تا انتهای داستان کم نشود. شخصیت اصلی به شیوه‌های مختلفی از شخصیت‌های درجه‌دو (یا همان شخصیت‌های فرعی) قابل‌تشخیص است. اصلی‌ترین تفاوت شخصیت اصلی این است که در طول داستان دچار دگرگونی اساسی می‌شود. از طرفی دیگر، شخصیت‌های درجه‌دو تغییر نمی‌کنند و در واقع از همان ابتدا ریشهٔ ایجاد تضاد با شخصیت اصلی هستند و در طول برخورد با شخصیت اصلی به پیش‌بُرد داستان کمک می‌کنند.

من شماره سه

170,000 تومان

معرفی کتاب من، شماره سه اثر عطیه عطارزاده

عطیه عطارزاده که نویسنده ای جوان و متولد دهه ی شصت می باشد، در دومین رمان خود با نام من، شماره سه به سراغ یکی از جذاب ترین موضوعات داستان نویسی رفته و آن هم قصه ای است که در یک آسایشگاه روانی اتفاق می افتد.
قهرمان و راوی داستان به سبب جنونی که به آن دچار است، از نحوه ی توصیف و روایت خاصی برخوردار است که به خوبی خواننده را با ذهن پریشان و دنیای آشفته اش آشنا می کند.
او از طریق نقاشی و خطوط، دنیای خود را به دیگران عرضه می کند. دنیایی که غالبا در آسایشگاه شکل گرفته. فضای داستان هم در همین آسایشگاه روانی نزدیک تهران رخ می دهد و به دهه ی پنجاه شمسی و زمانی که هنوز انقلاب نشده برمی گردد.
راوی جوان و نوزده ساله ی قصه، از کودکی در این آسایشگاه بستری بوده و همانجا پرورش یافته است. بنابراین می توان گفت که فضای ذهن قهرمان با فضای آسایشگاه گره خورده و تصویری سورئال به مخاطب عرضه می دارد.
در این روایت جذاب و تکان دهنده، قهرمان داستان با شخصیت های زیادی سرو کار دارد که نقش های فرعی داستان بوده و هر کدام روایت خاص و منحصر به فردی خود را دارند. داستان هایی متنوع از رویدادهایی که زندگی هر کدام از آن ها را تغییر داده است.
وجه اتصال این افراد همان جنون و پریشانی است که سبب شده در این مکان به خصوص، گرد هم بیایند. نگارنده برای جزییات و ترتیب وقایع اهمیت خاصی قائل است اما به دلیل ارائه ی نمایشی هر چه بهتر، از یک ذهن خاص و پریشان، جملات را کوتاه و پراکنده نوشته و به این ترتیب، جزییات افکار راوی داستان به نحو احسن قابل درک است.
سفارش:0
باقی مانده:1

سوز سفيد

42,000 تومان

معرفی کتاب سوز سفید اثر علی چنگیزی

کودکی ما با رمان بزرگ ملویل گذشته است؛ با نسخه‌های تلخیص شده، اقتباس‌های سینمایی، تلویزیونی و کارتونی‌اش. ماجرای آنکه می‌خواست اسماعیل صدایش کنیم و کاپیتان ایهب که سرنوشت را می‌ساخت.
این‌ها با نسل‌های بسیاری مانده و نهنگ سفید از اذهان‌شان دور نشده و برابر چشمان‌شان در حرکت است.
علی چنگیزی با «سوز سفید» دریای آبی موبی‌دیک را به سفیدی برف‌های کوهستان پیوند داده و شخصیت‌هایش در جست‌وجویی که گویی تمام‎نشدنی‌ست، فقط می‌خواهند با آن موجودیتی روبرو شوند که نمی‌دانند چیست ولی می‌دانند که مهیب است و درنده‌خو.
سوز سفید حکایت همه‌ی ترس‌ها و افسون‌های برآمده از دل اعصار است که با اسطوره و افسانه به گونه‌ای عجین است که گویی واقعیت هیچ نیست جز تاریخ اسطوره، دروغ و عصیان، هراس و خون‌.
رمان کوتاه چنگیزی، جست‌وجویی‌ست میان زنده‌ها و مرده‌ها که انگار معلوم نیست چه کسانی در پی چه کسانی هستند و فقط خون و قرمزی مانده بر سفیدی‌ست که پاسخ است و همه‌ی این‌ها در سوزی سفید در دل طبیعتی قهار و بی‌رحم گرد هم آمده‌اند.

خواستم بگویم خون را ببین

12,000 تومان

معرفی کتاب خواستم بگویم خون را ببین

رویا شکیبایی در کتاب خواستم بگویم خون را ببین، وضعیت دردآور زندگی زنان افغانی را به تصویر می‌کشد؛ زنانی که در شرایطی بسیار سخت و دشوار به کار و تحصیل می‌پردازند و رنج‌های زیادی را متحمل می‌شوند.

درباره‌ی کتاب خواستم بگویم خون را ببین:

در این کتاب با ماجرای زندگی دختری ایرانی به نام سیما آشنا می‌شوید که روزی از طرف یکی از سازمان‌های امنیتی به کابل می‌رود. این سازمان جهت بهبود زمینه‌های اجتماعی-اقتصادی مردم افغانستان و به خصوص توانمندسازی زنان این کشور تشکیل شده است. سیما به همراه دختری افغانی به نام زیبا با طالبان و افغان‌های زیادی صحبت کرده است و در مورد نحوه‌ی رفتار و اعتقاداتشان درباره زنان گزارشی تهیه می‌کند؛ گزارشی که راهکارهایی جدید درباره‌ی علل بدرفتاری مردان با زنان و چگونگی رفع آن‌ها در اختیار این کشور می‌گذارد. رویا شکیبایی این کتاب را برای زنان افغانستان نوشته و معتقد است که از لحاظ فرهنگی میان ایران و افغانستان شباهت‌های زیادی وجود دارد؛ ایرانِ سال‌های دور و گذشته! این کتاب از شرایط دشوار زنانی می‌گوید که تمایل به تحصیل و اشتغال دارند اما برای رسیدن به رویاهایشان باید سختی‌های زیادی را تحمل کنند.

کتاب خواستم بگویم خون را ببین برای چه کسانی مناسب است؟

اگر می‌خواهید درباره فرهنگ و سبک زندگی مردم افغانستان اطلاعات بیشتری به دست بیاورید، کتاب "خواستم بگویم خون را ببین" را حتما مطالعه کنید.

در بخشی از کتاب خواستم بگویم خون را ببین می‌خوانیم:

کنار زیبانسا نشسته بودم. باهم گزارش مالی آماده می‌کردیم. باید همان روز آن را برای دفتر مرکزی در نیویورک ایمیل می‌کردیم. دکتر شینواری رقم بودجه و هزینه‌ی پروژه‌های خودش را آورد و گذاشت روی میز کناردست زیبانسا. کاش در مدتی که این‌جا هستم بتوانم رابطه‌ی زیبانسا و دکتر شینواری را درست کنم. «زیبانسا؛ خیلی خوب داره باهات همکاری می‌کنه. مگه نه؟» زیبانسا همان‌طور که به مانیتور زل زده بود گفت: «بلی. بلی.» دیگر چیزی نگفتم. اگر زیبانسا را عصبانی می‌کردم گزارش نیمه‌کاره می‌ماند. باشد برای بعد. مایک داشت فریاد می‌کشید. باز هم سر فرید. برای همین به زیبانسا اصرار کرده بودم بیاید اتاق من گزارش را بنویسیم. می‌دانستم این‌جا همیشه سروصداست. ولی زیبا هم راست می‌گفت. همه‌ی پرونده‌های پروژه‌ها در قسمت پروگرام بود و این‌جا سریع‌تر کار تمام می‌شد.

عکس دسته‌جمعی با پدرخوانده: سفر به سه‌گانه‌ی کاپولا

62,000 تومان

در بخشی از کتاب عکس دسته جمعی با پدرخوانده: سفر به سه گانه‌ی کاپولا می‌خوانیم

زن امریکایی، آری، همه‌ی نقش کِی در پدرخوانده‌ها همین است. او تنها کسی در میان شخصیت‌های اصلی است که رگ‌و‌ریشه‌ی ایتالیایی ندارد. تبار ایرلندی تام هگن هم شاید یکی از دلایل دور نگه داشتنِ گاه‌گاهی‌اش از مسائل مربوط به خانواده باشد، اما تام درهرحال از بچگی در میان ایتالیایی‌تبارها بزرگ شده است، و حتی یک‌بار با مایکل به ایتالیایی حرف می‌زند. کِی تنها بیگانه‌ی واقعی داستان است. در کتاب پوزو، مایکل برایش مفصلاً توضیح می‌دهد که چرا دن کورلیونه هیچ اعتقادی به نظم و قانون امریکایی ندارد و تحقق هر دو را خودش و خانواده‌ی بزرگش به عهده گرفته‌اند. آن‌جا البته کِی، که خودش و پدر و مادر نیوهمشایری‌اش دقیقاً همان امریکاییِ نمونه‌ای خوب‌اند که معمولاً وقت گرفتاری «پیش پلیس می‌روند»، خودش را از بازی کنار می‌کشد و این‌طور تسکین می‌دهد که عشقش به مایکل همه‌چیز را توجیه می‌کند. دایان کیتن اما هیچ چنین نیست. او در مرز میان بی‌خبری و خودفریبی بازی می‌کند و از لحظه‌ی قیامش علیه مایکل در فیلم دوم عملاً آدم دیگری می‌شود. همین جا باید به آن حکم کلی اشاره کنم که نوشته بودم مکان در پدرخوانده‌ها معمولاً معرفی نمی‌شود. آدم‌ها در تاریک‌روشناهای گوردن ویلیس جایی جمع می‌شوند که چندان معلوم نیست کجاست، و چیزهایی می‌گویند که چندان معلوم نیست که به چه معنی است. اما یکی از نمونه‌های نادر معرفی مکان در همین دعوای زن و شوهری، که پیامد عصیان کِی است، رخ می‌دهد. پیش از آمدن کِی به اتاق مایکل، نمایی بیرونی از سر‌در هتل دیده می‌شود. اتفاق هم سراسر در نور روز می‌افتد. اما نکته این‌جاست که سویه‌ی خانوادگی داستان در این فصل موضوع اصلی است، خانواده به مفهوم رایج و نه مافیایی کلمه.
سفارش:0
باقی مانده:1