اسپینوزا ما را تا کجا خواهد برد؟

250,000 تومان

در ادامۀ مجلد نخست، یعنی بازیابی مکرر: قدرت اسپینوزا از کجا می‌آید؟ مجموعه‌ای است از شانزده جستار به قلم فیلسوفان معاصر در خصوص فلسفۀ باروخ اسپینوزا فیلسوف هلندی سدۀ هفدهم. این مجموعه که ذیل دو بخش الف) برپایی عملیات و ب) پیشروی لشکریان، تنظیم شده است شامل نوشته‌هایی است از کسانی همچون ژیل دلوز، الکساندر ماترون، آنتونیو نگری، اتی‌ین بالیبار، پی‌یر فرانسوا مورو، وارن مونتاگ، تد استولز، فیلیپو دل لوکزّه، فردریک لوردون و هاسانا شارپ. این مجموعه با بحث دربارۀ دلالت‌ها و پیامدهای درون‌ماندگاری در سیاست اسپینوزیستی آغاز می‌شود و سپس به مسائل ریز و درشت این نوع از سیاست همچون دموکراسی، شر، بخت، تاریخ، سکسوالیته، قهر، شورش، انبوه خلق، ایدئولوژی، اخلاق، فاجعه، ترس، تروریسم و … می‌پردازد. جستارهای مجموعۀ حاضر می‌تواند در عین ارایۀ آزمایشگاه یا میدانی برای سنجش قدرت فلسفۀ اسپینوزا و رصد افق‌هایی که فلسفۀ وی ما را بدان‌جا رهنمون می‌شود، در فهم بسیاری از مسائلی به ما یاری رساند که گریبان زمانۀ ما را رها نمی‌کند: از ترس گرفته تا دموکراسی.

فقط 1 عدد در انبار موجود است

توضیحات

اسپینوزا ما را تا کجا خواهد برد؟

نویسنده آنتونیو نگری، اتی‌ین بالیبار و …
مترجم فواد حبیبی، امین كرمی
نوبت چاپ ٢
تعداد صفحات ٤٤٠
نوع جلد شومیز
قطع رقعی
سال نشر ١٤٠٢
سال چاپ اول  –
موضوع فلسفه
نوع کاغذ بالکی
وزن ٣٥٢ گرم
شابک 9786220402886
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.352 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “اسپینوزا ما را تا کجا خواهد برد؟”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF

خلاصه کتاب

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: samanehfathi
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

کیمیاگر

150,000 تومان

معرفی رمان کیمیاگر:

کیمیاگر رمانی از نویسندۀ برزیلی پائولو کوئیلو است که اولین بار در سال 1988 منتشر شد. این کتاب در اصل به زبان پرتغالی و به سبک رئالیسم جادویی (ژانر ادبی که در آن یک روایت واقع‌گرایانه به‌صورت تفکیک‌ناپذیر و بی‌نقصی با عناصر سورئال، فانتزی و رؤیایی ترکیب می‌شود) نوشته شده و از بسیاری جهات خیره‌کننده و تحسین‌برانگیز است. این کتاب با زبان ساده‌اش حاوی احساسات قدرتمند، شخصیت‌های جالب و عمیق، پیچش‌های طرحی و حکمت‌های الهام‌بخش است که ما را وادار می‌کند به واقعیتی متفاوت و دور فکر کنیم، حتی اگر دردناک باشد. قهرمان داستان که راوی تنها دو بار او را سانتیاگو می‌نامد، احساس می‌کند که این جهان جای او نیست. این پسر تمایل شدیدی به سفر در جهان دارد و همین تمایل باعث می‌شود او رؤیای سفر عجیبی را ببیند و این رؤیا علتی است که طرح داستان را به جریان می‌اندازد.

واکنش‌های جهانی به رمان کیمیاگر:

 

پائولو کوئیلو با اینکه به‌شدت مورد انتقاد منتقدان مطرح کتاب است اما بدون شک یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان برزیلی است. اکثریت آثار او بر اساس عرفان و علم به چیزهایی است که مردم عادی آن را درک نمی‌کنند.

«کتاب کیمیاگر افسانه‌ای حکیمانه و الهام‌بخش در مورد رسیدن به رویاهای شخصی و سفر واقعی زندگی است.» - اِم. اسکات پِک «این جادوگر برزیلی (پائولو کوئيلو) باعث می‌شود کتاب‌ها از کتابفروشی‌ها ناپدید شود.» - نیویورک تایمز «کیمیاگر داستانی زیبا است که پیامی برای هر خواننده دارد.» -جوزف گیرزون، نویسندۀ کتاب جاشوا

چرا باید رمان کیمیاگر را بخوانیم؟

 

کیمیاگر کتابی عالی برای هرکسی در هر سنی است که علاقه به خواندن کتاب‌های رشد فردی و ادبی دارد و برای هرکسی که می‌خواهد رؤیایش را بخواند شدیداً توصیه می‌شود. خواندن کتاب کیمیاگر نیازمند زمان و آمادگی بالا برای مطالعه است. این کتاب با اینکه رگه‌های طنز و کمدی دارد اما برای سرگرمی نوشته نشده است. بلکه کتابی است که نوشته شده تا خواننده بتواند خودش را بازیابد.

جملات درخشانی از کتاب کیمیاگر:

 

«اسمش سانتیاگو بود. وقتی روز سرازیر شد و آسمان به تاریکی زد، با گله‌اش به کلیسای متروک و مخروبه‌ای رسید که سقف آن سال‌ها پیش فرو ریخته بود و درخت چنار بزرگ و پرشاخ و برگی از محل نمازخانه آن سر برآورده، رو به آسمان داشت. تصمیم گرفت شب را آن‌جا بخوابد. گوسفندها را از درگاهیِ فروریخته، وارد محوطه کلیسا کرد. منطقه را می‌شناخت و می‌دانست گرگی در کار نیست ولی... یادش آمد، یک بار، یکی از میش‌هایش با استفاده از تاریکی فرار کرده بود و او تمام روز بعد را به جستجوی حیوان گمشده گذرانده بود. بهتر دید، درگاه را با تخته پاره بپوشاند تا مانع فرار آن‌ها در تاریکی شب شود. بالاپوشش را روی زمین پهن کرد و دراز کشید. کتابی را که تازه از خواندنش فارغ شده بود، زیر سر گذاشت. فکر کرد بهتر است کتاب‌های پرحجم‌تری بخواند تا هم دیرتر تمام شوند و هم بالش‌های راحت‌تری برای شب‌ها باشند. وقتی بیدار شد، آسمان هنوز تاریک بود. نگاهش از پسِ خرابه‌ها در نیمه‌راه آسمان، در آن دورها، به ستاره‌ها می‌رسید، ستاره‌هایی که سوسو می‌زدند. به خود گفت: «کاش بیش‌تر می‌خوابیدم.» چون... خوابی دیده بود، خوابی ناتمام، همان خواب هفته پیش که یک بار دیگر در سایه‌روشن ذهنش دویده بود و باز قبل از این‌که به صحنه‌های پایانی برسد، بیدار شده بود.»

«جوان فکر کرد که اگر علت را برای دخترک بگوید، او چیزی نخواهد فهمید بنابراین بهتر دید به سؤالش جواب ندهد، و به ادامه شرح ماجراهای سفر پرداخت. می‌دید که چشمان دخترک از تعجب گاه بزرگ و از هراس گاه بسته می‌شوند. زمان می‌گذشت و او آرزو داشت... آرزو داشت روز به غروب ننشیند، کار پدر دخترک آن‌قدر زیاد شود تا از او بخواهد سه روز تمام به انتظار بماند. خود را در حالت متفاوتی می‌دید، چیزی در درونش می‌دوید، احساسی که تا آن روز برایش ناشناخته بود. میل داشت برای همیشه در همان شهر، با همان دخترک موسیاه، با چشمان سیاه درخشان، باقی بماند... برای همیشه، آن‌هم در روزهای لبریز از بی‌خیالی، روزهایی که هرگز شبیه به هم نباشند. اما... بازرگان سر رسیده بود و از او خواسته بود پشم چهار گوسفند را برایش بچیند، پولش را هم داده بود و دعوتش کرده بود سال آینده دوباره بیاید. اکنون... چهار روز دیگر راه در پیش دارد تا به آن شهر برسد. ناباور بود و بسیار ملتهب. نکند دخترک فراموشش کرده باشد. کم نیستند چوپانانی که از آن‌جا گذشته‌اند و پشم گوسفندهایشان را به بازرگان عرضه داشته‌اند.» «با خود اندیشید، شاید این مکان مخروبه، این کلیسای متروکه، که درخت چناری از نمازخانه آن سر به آسمان کشیده، محل آمد و رفت کولی‌های جادوگر باشد... یا شاید، اجنه... فضای آن را اشغال کرده‌اند که چنین پراکنده اندیشید و چنین فکری در ذهنش جان گرفت. و در ادامه این فکر از خود پرسید، آیا... خواب ناتمامی که دوبار به سراغش آمد، نمی‌تواند علت افکار درهمش باشد؟ و نمی‌تواند سبب شود آن‌چنان تصوری در ذهنش بدود و بخواهد عصبانیتش را بر سر دوستان همیشه وفادارش، بر سر گوسفندهایش خالی کند؟ فکرش به جایی نرسید. شراب باقیمانده از شب قبل را سرکشید و بالاپوش خود را دور بدنش پیچید. می‌دانست که تا چند ساعت دیگر، با نیش خورشید، هوا گرم می‌شود و او نخواهد توانست گله‌اش را به اطراف ده ببرد. تابستان، در این ساعت، همه اسپانیا خوابیده است و گرما تا شب ادامه دارد. او ناگزیر بود، تمام روز، بالاپوش خود را همراه داشته باشد، گاه و بی‌گاه به سرش می‌زد که این بار اضافی را از خود دور کند.»

تحلیلی بر رمان کیمیاگر‌:

 

کوئیلو در کتاب کیمیاگر به تضاد درونی عشق و افسانه شخصی درون سانتیاگو می‌پردازد و در نهایت عشق را به‌عنوان ابزاری پشتیبان، برای رسیدن به افسانه شخصی پیشنهاد می‌کند و می‌گوید که عشق محرک بزرگی در زمان و نحوۀ رسیدن به رؤیاهاست. به گفتۀ کوئیلو، رؤیاها هزینه دارند اما نزیستن رؤیاها هزینۀ سنگین‌تری دارد. دنبال‌کردن رؤیاهایمان و متعهدشدن به انجام آن‌ها باعث می‌شود که تمام کائنات دست‌به‌دست هم بدهند تا آنچه را که می‌خواهید به شما ببخشند. کیمیای زندگی قوی‌ترین عنصر هدایت‌کنندۀ احساسات و افکار و خواسته‌ها و نیازهای ماست و باتکیه‌ بر اصل «هرآنچه که از جهان و کائنات طلب کنیم، به ما بخشیده می‌شود» به امکان تحقق یافتن رؤیاهای ما اشاره می‌کند. کوئیلو در این کتاب نمادین و تأمل‌برانگیز، مفهوم مهمی را که درکش برای همۀ مردم واجب است بیان می‌کند: در زندگی، هیچ‌چیز زیباتر از خود زندگی وجود ندارد.

چرا کیمیاگر بسیار موفق شد؟

 

کیمیاگر کتاب بسیار موفقی است و هنوز هم به‌خاطر روایت عالی و پرسیدن عمیق‌ترین سؤالات دربارۀ زندگی، کتاب پرفروشی حساب می‌شود. کیمیاگر از دیدگاه سوم‌شخص روایت می‌شود و خواننده به‌راحتی می‌تواند با شخصیت اصلی، اضطراب‌ها و تردیدهای او همدلی و همذات‌پنداری کند. کوئیلو با زبانی ساده دانش گسترده‌ای را که دربارۀ موضوعات متنوعی چون عرفان و معنویت و روح انسانی دارد با ما به اشتراک می‌گذارد. این کتاب به ما می‌آموزد که باید به قلبمان گوش دهیم و به اهدافمان وفادار بمانیم تا قدرتی کسب کنیم که از هر مانعی بر سر راهمان قوی‌تر است. کتاب کیمیاگر نه فقط به‌خاطر داستان شگفت‌انگیزش بلکه به‌خاطر روایت ساده و درک‌پذیرش بسیار لذت‌بخش است. پائولو کوئیلو در این اثر با زبانی ساده نشان می‌دهد که کیمیاگری نه تبدیل مس به طلا بلکه تبدیل روحی کوچک و ساده به خردمندی بزرگ است. کتاب کیمیاگر شخصیت تکراری ندارد و چون هرکدام از شخصیت‌ها به روش خودش به‌نوعی به سانتیاگو کمک می‌کند، هرکدام ویژگی‌های منحصربه‌فرد خودشان را دارند. زن کولی به او اجازۀ پذیرش رؤیا و درک امکاناتش را داد، شاه پیر به او فال گرفتن آموخت و یک جفت سنگ به او داد تا بتواند با آن فالش را بخواند، مرد انگلیسی به او یادگیری و تحقیق آموزش داد و کیمیاگر نشانش داد تا دربارۀ شگون و آینده‌اش بیشتر بداند. همذات‌پنداری با کتاب کیمیاگر بسیار ساده است. شاید به همین دلیل است که این کتاب بسیار محبوب شده است. همۀ ما رؤیایی داریم و مایلیم تحت هر شرایطی آن را دنبال کنیم، اما واقعیت زندگی اغلب بر خلاف ما حرکت می‌کند و تلاش می‌کند به رؤیای ما پایان ببخشد. همین اتفاق برای چوپان کتاب کیمیاگر می‌افتد، او برای رسیدن به رؤیا و اهدافش تلاش می‌کند، درست مانند اغلب ما، او نیز می‌خواهد تسلیم شود و به منطقۀ امن خود بازگردد اما پشیمانی دست‌کشیدن از رؤیایش او را رها نمی‌کند. این تشابهات بین داستان و واقعیت زندگی ماست که باعث می‌شود بعد از شروع کتاب کیمیاگر دلمان نخواهد که پیش از تمام شدنش آن را زمین بگذاریم.

خلاصۀ داستان کیمیاگر

 

کتاب کیمیاگر قصۀ سانتیاگو، چوپان جوان اندلسی را بازگو می‌کند که به‌قصد جستجوی گنجی واهی که در خواب‌دیده در زیر اهرام مصر مدفون شده است، میهن خود را ترک کرده و در آفریقای شمالی سرگردان می‌شود. او با یک کولی، مردی که ادعا می‌کند پادشاه است و یک کیمیاگر آشنا می‌شود. سانتیاگو به دلیل برخورد با شخصیت‌های رازآلود مختلف، مفاهیم ابتدایی وجودگرایی را می‌آموزد. اساسی‌ترین مفاهیم را خردمندترین استاد یعنی کیمیاگر به او می‌آموزد. او به‌تنهایی اثری عمیق و تحول برانگیز بر زندگی سانتیاگو می‌گذارد اما هیچ یک از آن‌ها نمی‌دانند که گنج چوپان دقیقاً چیست و آیا سانتیگو موفق می‌شود بر موانع راه غلبه کرده و گنجش را به دست بیاورد یا نه؟ سفری که در ابتدا به‌قصد مال دنیا آغاز شده رفته‌رفته به ماجراجویی برای کشف خود و غنای روحی تبدیل می‌شود. سانتیگو از گوسفندچرانی ساده تبدیل به خردمندی می‌شود که در روح جهان غوطه‌ور شده است. کتاب کیمیاگر نمادی جاودان از اهمیت دنبال‌کردن رؤیاها و گوش‌دادن به ندای قلبمان است.

مضامین اصلی کتاب کیمیاگر

 

جزءجزء کتاب کیمیاگر پر از نماد است. سفر سانتیاگو و مواجه او با اهرم مصر به‌شدت مملو از معناست. در هر سطر این کتاب پیامی قدرتمند نهفته است که تاکید می‌کند معنای واقعی زندگی نه در امور مادی و زائد بلکه در درک افسانه شخصی و کیمیای زندگی است و بر ما ضروری است که افسانه شخصی خودمان را شکوفا کنیم. مضمون کلی کتاب آن است که همه چیز اهمیت خاص خود را دارد، همه چیز باید تکامل یابد و همه چیز، از کوچک‌ترین اتم‌ها تا بزرگ‌ترین و دورترین ستاره‌ها در جهان، همه تکه‌هایی از یک کل هستیم: روح جهان.

مانع ترس یکی از خطرناک‌ترین موانعی که کتاب به آن پرداخته است موضوع ترس است. ترس از شکست است که ما را از افسانه شخصی‌مان دور می‌سازد و غلبه بر آن پیروزی بزرگی است. بنا به گفتۀ خود کوئیلو: «ترس از رنج بدتر از خود رنج است. هیچ قلبی نیست که در پی آرزوهایش باشد ولی رنج نبرد، چون آرزوها بی‌پایان و دور از دسترس‌اند و راه، راه دشواری است. همت می‌خواهد و تلاش و هر لحظه آن می‌تواند لحظه پایانی باشد. لحظه دیدار با خدا یا لحظه پیوستن به ابدیت ...» خرد وقتی سانتیاگو از کولی تقاضا می‌کند خواب تکراری‌اش را برایش تعبیر کند از شنیدن تعبیر پیش‌پاافتاده او ناامید می‌شود. کولی در پاسخ به این ناامیدی برایش توضیح می‌دهد: «... چیزهای ساده با وجود سادگی‌هایشان رویدادهای شگفت‌انگیزی هستند. فقط متفکران و عالمان هستند که آنها را می‌بینند و به بررسی می‌گذارند...» قدرت اجتناب‌ناپذیر ایمان در جایی از داستان قهرمان می‌کوشد که ندای سرنوشتش را فراموش کند اما پیرمردی با لباسی عربی سرنوشت پاکش را به او یادآوری می‌کند و می‌گوید: «این که در یک‌لحظه از حیات خود، مالکیت و فرمان زندگی را از دست می‌دهیم و تصور می‌کنیم سرنوشت بر زندگی مسلط شده است، همین نکته، بزرگ‌ترین فریب دنیاست.» در هر اندیشه یک تصمیم نهفته است. جایی در میان آفریقا یک تاجر مکار پول سانتیاگو را بالا می‌کشد. بعد از آن قهرمان داستان باید انتخاب کند که چه واکنشی نسبت به این رخداد نشان دهد. آیا باید خود را قربانی بداند و ناله و اظهار شکست کند یا تصمیم بهتری وجود دارد؟ درنهایت او تصمیم می‌گیرد که خیال کند ماجراجویی در جستجوی گنج است.

معنی نمادها در کتاب کیمیاگر:

 

گوسفندها گوسفندهای سانتیاگو نمادی از وجود و زندگی افرادی است که نسبت به افسانه‌های شخصی‌شان نابینا هستند. سانتیاگو گوسفندانش را دوست دارد اما به‌خاطر تمایل حیوانی آنها به آب و غذا، نسبت به آنها بی‌احترامی پنهانی می‌ورزد. او احساس می‌کند که گوسفندانش قدر سرزمین‌های بی‌نظیری را که او در طول سفر کشف می‌کند نمی‌دانند و از اینکه آنها آن‌قدر کورکورانه به او اعتماد دارند که به‌راحتی می‌تواند آنها را بکشد نیز در عذاب است. این گوسفندها نماد شخصیت‌هایی مانند نانوا یا تاجر بلور هستند که افسانه‌های شخصی خود را رها کرده و مانند گوسفندان تسلیم خواسته‌های مادی خود و میل به مقبولیت اجتماعی شده‌اند. در نتیجه آنها به‌خاطر دیدگاه‌های محدودشان، توانایی درک جنبه‌های خاصی از خلقت و بسیاری فرصت‌های زندگی را از دست می‌دهند.

کیمیاگری کیمیاگری به فرایند تبدیل یک فلز بی‌ارزش به فلزی بسیار باارزش مانند طلا گفته می‌شود. اما در این داستان کیمیاگری فراتر از فلزات می‌رود. سانتیاگو در این کتاب فلزی است که تحت‌تأثیر کیمیاگری قرار می‌گیرد. سفر و تجربیات سفرش او را از چوپانی ساده به کیمیاگری خردمند تبدیل می‌کند. همچنین تحقق افسانه شخصی هر فرد خود نوعی کیمیاگری است. به زبان کتاب، فلز باید خود را از شر تمام ناخالصی‌ها خلاص کند تا به تکامل برسد. سانتیاگو نیز باید خود را از شر ناخالصی‌هایش مانند تمایل به پذیرش توسط والدینش، زندگی به‌عنوان چوپان یا حتی زندگی با فاطمه خلاص کند تا به افسانه شخصی‌اش پی ببرد و رشد شخصیتی داشته باشد. بیابان صحرا، با شرایط سخت و جنگ‌های قبیله‌ای، نمادی از مشکلات جدی‌ است و در انتظار هرکسی است که در تعقیب افسانه شخصی خود است، اما همچنین به‌عنوان معلم مهم سانتیاگو در طول سفر او به اهرام عمل می‌کند. همان‌طور که کیمیاگر می‌گوید، آزمون‌ها بخشی ذاتی از تمام افسانه‌های شخصی هستند، زیرا برای ایجاد رشد معنوی ضروری هستند. بیش از گرمای بیابان؛ سکوت، پوچی و یکنواختی کویر سانتیاگو را آزمایش می‌کند.

بهیموت (یا پارلمان طولانی)

160,000 تومان

معرفی کتاب بهیموت

انگیزه‌ی انتخاب بهیموت برای ترجمه، نه‌تنها اهمیت آن به‌دلیل تحلیل علل و عوامل و شرح تاریخ انقلاب انگلستان، به‌عنوان نخستین انقلاب در عصر مدرن، بلکه و به‌ویژه ربط و پیوند نظری آن به کتاب لویاتان است. لویاتان توصیف و تحلیل گذار از وضع طبیعی به جامعه‌ی مدنی و دولت و استقرار قدرت و حاکمیت و تبعیت و فرمانبرداری است در حالی که بهیموت توصیف روند قهقرایی یعنی فروپاشی حاکمیت و دولت و گسترش نافرمانبرداری و بازگشت به وضع طبیعی و عودت ددمنشی و جنگ همه بر ضد همه است. بهیموت تنها کاربرد نظریه‌ی عمومی لویاتان در یک نمونه‌ی خاص تاریخی نیست، بلکه زمینه‌ی پیدایش حوزه‌ی فکری دیگری در اندیشه‌ی هابز را فراهم می‌کند و به تولید «دانش سیاسی» جدید می‌انجامد که می‌توان از آن به‌عنوان آموزش یا تربیت سیاسی نام برد.
برگرفته از مقدمه‌ی کتاب
کتاب «بهیموت یا پارلمان طولانی» برای هر خواننده ای که به بافت تاریخی اندیشه «توماس هابز» علاقه مند است، از ضروریات به حساب می آید. هابز، این فیلسوف بزرگ سیاسی در کتاب مشهور دیگرش به نام "لویاتان" ، چارچوبی تحلیلی برای بحث در مورد فتنه ، عصیان و تجزیه سلطه ارائه کرده بود. اما از کاربرد این چاچوب در مسائل انضمامی تا حدودی طفره رفته بود. هابز برای رفع این مشکل کتابی دیگر را از خود به جا گذاشت. کتابی با عنوان "بهیموت" که حدود سال 1668 به اتمام رسید و در اصل به عنوان کتابی مکمل در کنار لویاتان قرار میگیرد. و می شود گفت اساسا این کتاب نشان دهنده کاربرد سیستماتیک این چارچوب وضع شده در جنگ داخلی انگلیس است. لویاتان توصیف و تحلیل گذار از وضع طبیعی به جامعه ی مدنی و دولت و استقرار قدرت و حاکمیت و تبعیت و فرمانبرداری بود، درحالی که بهیموت توصیف روند قهقرایی یعنی فروپاشی حاکمیت و دولت و گسترش نافرمانبرداری و بازگشت به وضع طبیعی و عودت ددمنشی و شرارت مردم و جنگ همه بر ضد همه است. بهیموت تنها کاربرد نظریه ی عمومی لویاتان در یک نمونه ی خاص تاریخی نیست، بلکه زمینه ی پیدایش حوزه ی فکری دیگری در اندیشه ی سیاسی هابز را فراهم می کند و به تولید «دانش سیاسی» جدیدی می انجامد، که می توان از آن به عنوان «آموزش یا تربیت سیاسی» نام برد.

ویتگنشتاین در تبعید

95,000 تومان
نویسنده کتاب حاضر می‌گوید: «این کتاب تلاش من برای نگریستن به ابعاد مهمی از کار لودویگ ویتگنشتاین(١٨٨٩-١٩٥١) در نسبت با زندگی او و طرز تلقی‌اش از خویش است، تلاشی نه برای پوشش دادن جملگی ابعاد زندگی یا کار او، بلکه برای دیدن راههایی که این دو با هم می‌خوانند.»
روز یکشنبه ششم اکتبر ١٩٢٩، لودویگ ویتگنشتاین در یکی از اتاق هایش در کیمبریج، از خواب آشفته‌ای پرید. با رمز ساده الفبای معکوسش نوشت: ناتوان از فکر، افکار کابوس وار و تکراری. سپس با الفبای روشن خوابش را ثبت کرد، خوابی راجع به استیصال از مشاجره بر سر تلاش نومیدانه برای تعمیر دستگاهی که یک بار تنظیمش کرده بود. او شرح خواب را چنین پایان برد: فکر کردم مجبورم با کسانی زندگی کنم که نمی‌توانم خودم را حالی‌شان کنم. این فکری است که در واقع اغلب اوقات دارم. در عین حال احساس می‌کنم عیب از خودم است. ویتگنشتاین بعد از تلاشی مختصر و تاحدی سرسری برای تعبیر این خواب، رمزنویسی خود را دوباره از سر گرفت و نوشت: حال در این‌جا، خودم را خیلی بیگانه احساس می‌کنم. کاملاً متکی به خود. کتاب حاضر اولین اثر مستقل جیمز کلاگ، ویتگنشتاین‌پژوه و استاد فلسفه در دانشگاه ویرجینیا است.
سفارش:0
باقی مانده:4

مقدمه بر علوم انسانی

290,000 تومان
ویلهلم دیلتای (١٩١١- ١٨٣٣) عضو یکی از نحله‌های فلسفی آلمان پس از کانت محسوب می‌شود که به آن‌ها «نوکانتی» می‌گویند. آن‌ها مابعدالطبیعه به سبک کانت را نفی می‌کنند. رگه‌های اصلی تفکر این اندیشمند را می توان فلسفه زندگی، تاریخ‌گرایی یا نگرش تاریخی، هرمنوتیک و علوم انسانی به عنوان شاخه‌ای متمایز از علوم طبیعی برشمرد. در میان این عنوان‌ها، علوم انسانی موضوع اصلی فلسفه دیلتای است. سعی او بر این است که موضوع، منطق، روش و غایت این علوم را از خاصیت زیستی انسان استنتاج کند و علوم انسانی را به عنوان مجموعه‌ای متمایز از علوم طبیعی (هم در موضوع هم در روش و هم در غایت) معرفی کند. آنچه امروز «علوم انسانی» نامیده می‌شود در مقطع تاریخی بین ارسطو تا ویلهلم دیلتای شکل گرفته است. برای تعریف علوم انسانی (متمایز از علوم طبیعی) و تدوین منطق آن و تعیین هدف یا غایت آن ارسطو قدم‌های اولیه را برداشت. در قرن هجدهم ویکو، هیوم، ولتر و مونتسکیو این مفاهیم را پیش بردند. در قرن نوزدهم اگوست کنت، جان استوارت میل و سرانجام دیلتای تکمیل صورت تاریخی این علوم را به انجام رساندند.

نظریه‌پردازی انقلاب‌ها

380,000 تومان

معرفی کتاب نظریه‌پردازی انقلاب‌ها

آیا عصر انقلاب‌ها به سر آمده است و سال ۱۹۸۹ پایان عصر انقلاب‌هاست؟ برخلاف نظر برخی، نمی‌توان پذیرفت که دوره‌ی انقلاب در جهان به‌سر آمده است. این واقعه می‌تواند باز هم در این یا آن گوشهٔ کره‌ی زمین روی دهد. هرچند ممکن است گفتمان و محل وقوع انقلاب‌ها تغییر کند، اما به‌هرحال، در آینده‌ای که فعلاً پیش رو داریم، وقوع انقلاب‌ها امری ناممکن نیست. در کتاب نظریه‌پردازی انقلاب‌ها، بعضی از نامدارترین اندیشمندان به بررسی نقادانه‌ی بسیاری از چارچوب‌های نظری پرداخته و در فهم انقلاب کوشش کرده‌اند. رویکردهای نظری در این کتاب، بر محور مفاهیم و جستارهایی از قبیل دولت و کارگزاران انقلاب‌ها، نظریه‌ی ساختگرایی، الگوهای نخبگی و نظریه‌های جمعیت‌شناختی، مطالعات قومی/نژادی، مطالعات فرهنگی، و فمینیسم قرار دارد؛ از لحاظ زمانی، کتاب به دوره‌ی تاریخی بین انقلاب فرانسه در اواخر قرن هجدهم تا تحولات اروپای شرقی در اواخر قرن بیستم می‌پردازد، هرچند گاهی به رویدادهای پیش از این دوره نیز پرداخته است. شاید بتوان با توجه به شرایط کنونی و آینده‌ی جهان ادعا کرد که بررسی انقلاب‌ها مهم‌ترین اشتغال ذهنی دانشوران اجتماعی، به‌ویژه جامعه‌شناسان امروز است. مطالعه‌ی نقادانه کتاب حاضر می‌تواند به سهم خود گامی در این زمینه باشد. جان فورن استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه سنتاباربارای کالیفرنیا است. نظریه‌پردازی انقلاب‌ها - انتشارات نی

و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود

110,000 تومان
کتاب و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می‌شود یک رمان تاثیر‌گذار و سرشار از تصویرپردازی‌های بی‌نظیر است که به قلم فردریک بکمن، نویسنده پرفروش نیویورک تایمز به رشته تحریر درآمده. این اثر با الهام گرفتن از موضوع ترس از مرگ و عشق به زندگی، روابط عاشقانه و صمیمی یک نوه و پدربزرگ را روایت می‌کند.

درباره کتاب و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می‌شود:

بار دیگر اثری کوتاه، جذاب و تاثیرگذار به قلم یکی از پرفروش‌ترین نویسندگان نیویورک تایمز... داستان و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می‌شود (And every morning the way home gets longer and longer) از ذهن پیرمردی آغاز می‌شود که دچار آلزایمر شده است. او تقریبا تمام گذشتۀ خود را به باد فراموشی داده و خاطراتش هر روز کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شود. تنها دلخوشی‌ این پیرمرد، نوۀ محبوبش است که روزها را با وی سپری می‌کند. خاطرات جدیدی که او با نوه‌اش دارد گویی یگانه عنصری است که وی را به این جهان دلبسته نگه می‌دارد. فردریک بکمن، هدفش را از نوشتن این داستان، صراحتا اعلام می‌کند و می‌گوید این داستان را نوشته‌ام تا به ذهن و افکارم آرامش بخشم. او در این داستان تاثیرگذار، نبرد دو نیروی عشق و ترس را به زیبایی هر چه تمام‌تر به تصویر کشیده است. البته تاکنون داستان‌های بسیاری با موضوع مرگ و نیستی به چاپ رسیده؛ اما رویکرد متفاوت این اثر سبب شده تا مخاطبین بی‌شماری از سراسر دنیا شیفته و مجذوب این اثر شوند.