- شما نمی توانید این مقدار را به سبد خرید خود بیافزایید — ما مجموعا 2 موجودی در انبار داریم و قبلا 2 در سبد خرید شما موجود می باشد مشاهده سبد خرید
افسانۀ استر و مردخای
210,000 تومان
افسانهی استر و مردخای داستانی قدیمی در کتاب مقدس یهودیان، «عهد عتیق» است. این داستان در میان تاریخدانان محل شک و تردید است که واقعیت تاریخی دارد یا صرفا افسانه است. مرتضی عربزادهی سربنانی در کتاب افسانهی استر و مردخای از همهی جوانب، بررسی و تحلیل کرده است. در بخشی از عهد عتیق داستانی آمده است که با تاریخ هخامنشیان در دورهی خشایارشاه پیوند خورده است. در این افسانه آمده است که دختری به نام استر ناخواسته وارد دربار هخامنشیان شده و بعد از چندی ملکهی دربار و معشوقهی خشاریارشاه گشته است. او هنگامی که به این درجه میرسد قوم یهود را حمایت و پشتیبانی فراوان میکند. استر همهی مراحل را با راهنمایی و تدبیر مردخای که پدرخوانده و قیم اوست و علاوه بر این، یکی از وزیران خشایارشاه بوده پیش برده.
آنها با کمک و همراهی یکدیگر دسیسهها و توطئههایی را که در دربار علیه خودشان و قوم یهود برنامهریزی میشده است، خنثی کرده و یهودیان را از مهلکهی بزرگ مرگ و نابودی نجات میدهند. در انتهای داستان به خاطر پیروزی استر و مردخای بر بدخواهان جشنی میگیرند که پس از آن، به نام عید پوریم شناخته میشود و یهودیان آن را همهساله جشن میگیرند. افسانهی استر و مردخای در میان تاریخدانان محل شک است. عدهی زیادی از مورخان بر این باورند که این داستان وجود خارجی ندارد. مورخان یونانی مانند هرودت از استر نامی نبردهاند و نام ملکهی غیریهودی دیگر را به خشایارشاه نسبت میدهند. از طرف دیگر عید پوریم یکی از مهمترین اعیاد یهودیان است که با تاریخ ایران نسبتی تنگاتنگ دارد.
حالا با تمام این اوصاف سوالاتی هنوز دربارهی این داستان مطرح است: آیا داستان استر از نظر تاریخی واقعیت دارد؟ این داستان چه اهمیتی برای مطالعات تاریخی دارد؟ خاستگاه عید پوریم چیست؟ آیا یهودیان در زمان خشایارشاه دهها هزار ایرانی را قتلعام کردند؟
مرتضی عربزادهی سربنانی در کتاب افسانهی استر و مردخای (واکاوی خاستگاه جشن پوریم) این سوالات را تحلیل کرده است. کتاب حاضر، چهار بخش دارد که در بخش اول به روابط هخامنشیان و یهودیان میپردازد، بخش دوم آن دربارهی کتاب استر است که بخشی از عهد عتیق است، بخش سوم آن داستان استر به صورت کامل آورده شده است. آخرین بخش کتاب نیز به عید پوریم و خاستگاههای آن پرداخته شده است.
فقط 1 عدد در انبار موجود است
افسانۀ استر و مردخای
نویسنده |
مرتضی عربزاده سربنانی
|
مترجم |
——-
|
نوبت چاپ | ١ |
تعداد صفحات | ١٦٠ |
نوع جلد | سلفون |
قطع | وزیری |
سال نشر | ١٤٠٢ |
سال چاپ اول | —— |
موضوع |
عید پوریم – تاریخ ایران پیش از اسلام
|
نوع کاغذ | تحریر |
وزن | ٤٠٦ گرم |
شابک |
9786220405146
|
وزن | 0.406 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
تاریخ اجتماعی مردن
کتاب تصور کن
تاریخ فلسفهی راتلج (جلد9): فلسفهی علم، منطق و ریاضیات در قرن بیستم
معرفی کتاب تاریخ فلسفهی راتلج - جلد نهم: فلسفه علم، منطق و ریاضیات در قرن بیستم
در کتاب تاریخ فلسفهی راتلج - جلد نهم: فلسفه علم، منطق و ریاضیات در قرن بیستم به موضوعاتی چون فلسفهی منطق و ریاضیات، فلسفهی فیزیک، فلسفهی علم، پوزیتیویسم منطقی و سایبرنتیک پرداخته شده و آرای فیلسوفانی چون فرگه و ویتگنشتاین توضیح داده میشود. استوارت جی. شانکر، استاد فلسفهی دانشگاه یورک کانادا، ویراستار جلد نهم تاریخ فلسفهی راتلج است.دربارهی کتاب تاریخ فلسفهی راتلج - جلد نهم: فلسفه علم، منطق و ریاضیات در قرن بیستم
بیشتر کسانی که در تاریخ فلسفهی علم سررشته دارند، میدانند اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم دو دورهی تأثیرگذار در این حوزه هستند. در این دوران تعامل میان علومی چون ریاضی، فیزیک، زیستشناسی و علوم اعصاب به اوج خود رسیده بود و مرتباً آثاری نگاشته میشد که باعث دگرگونی جهان علم میگشت. دانشمندانی چون ماکس پلانک، آلبرت انیشتین، ارنست رادرفورد، الکساندر فلمینگ، ریچارد فاینمن و... جملگی در این عصر میزیستند و به جامعهی علمی خدمات زیادی کردند. استوارت جی. شانکر (Stuart G. Shanker) در جلد نهم تاریخ فلسفهی راتلج مجموعهای از مقالات را گرد آورده که بیشتر در حوزهی فلسفهی علم، منطق و ریاضیات هستند. شانکر خود استاد فلسفه و روانشناسی دانشگاه یورک کاناداست و در باب فلسفهی ویتگنشتاین و هوش مصنوعی آثاری ارزنده نگاشته استکتاب کات منطقه ممنوعه
ما اينجا داريم مي ميريم
جملاتی از کتاب ما اینجا داریم میمیریم
خوشبختیها را گم کردهایم، همهشان گم شدهاند. دستمان خالی است دیگر هیچ نوری توی دستهامان نیست.
گاهی همین قدر که بنشینم و ده دقیقه توی حال خودم باشم و کارگرهای ساختمان روبرو تیرآهن خالی نکنند و دلم برای چیزی شور نزند و تسمه کولر پاره نشود به گمانم خوشبختم.
خوبی تهران همین است که همهچیز گم میشود توی های و هوی شهر.
طلاپری میداند که هر ستاره مال کدام آدمیزاد است و حال میبینیم که آدمیزادها همیشه با جام چای کنار پنجره میایستند و هیچوقت پریهای جنگل را صدا نمیزنند. آدمیزادها عاشق آسمان هستند و مدام دنبال ستارههایشان میگردند.
مادرش همیشه میگفت هیچ کار خدا بیحکمت نیست. بعد هم غشغش میخندید که یک خدایا شکر بگو و خودت را راحت کن. تا آن سر دنیا هم که بدوی نمیفهمی چرا بلاهای ریز و درشت سر آدم میآید.
آدمیزادها هیچوقت صدایی را که نمیبینند، نمیشنوند. حتی گاهی خوشبختیهای کوچکشان را هم نمیبینند.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.