

افق
43,000 تومان
در ديفنباكستراسه جلو ميرفت. رگبار شروع شد، رگباري تابستاني كه با راه رفتن او و پناه گرفتنش زير درختها، كم و كمتر ميشد.
مدتها فكر كرده بود مارگارت مرده است. دليلي وجود ندارد، نه، دليلي وجود ندارد.
حتا در سال تولد هر دو ما، وقتي اين شهر از بالا شبيه تل آوار بود، ياسها ته باغها و بين ويرانهها گل ميدادند.
ـ از متن کتاب
فقط 1 عدد در انبار موجود است
افق
نویسنده |
پاتریک مودیانو
|
مترجم |
حسین سلیمانینژاد
|
نوبت چاپ | 5 |
تعداد صفحات | 152 |
نوع جلد | شومیز |
قطع | رقعی |
سال نشر | 1400 |
سال چاپ اول | —— |
موضوع |
ادبیات
|
نوع کاغذ | —— |
وزن | 144 گرم |
شابک |
9789643628536
|
وزن | 0.144 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: aisa
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
بچهمحل نقاشها 2/ زمانی که همسایهی میکلآنژ بودم
معرفی کتاب بچه محل نقاش ها 2 اثر محمدرضا مرزوقی
هنر و ادراک بصری : روان شناسی چشم خلاق
فهرست:
دیباچه ویراست جدید مقدمه فصل اول: تعادل فصل دوم: شکل فصل سوم: فُرم فصل چهارم: رشد فصل پنجم: فضا فصل ششم: نور فصل هفتم: رنگ فصل هشتم: حرکت فصل نهم: پویاییشناسی فصل دهم: بیان یادداشتها کتابشناسی واژهنامه نمایهدور برگردان
معرفی کتاب دوربرگردان
کتاب دوربرگردان نوشتهی میثم کیانی، دربردارندهی 10 داستان کوتاه جذاب و تأثیرگذار است که با درون مایهای اجتماعی، جنگی، پلیسی و... شما را مجذوب خود میکند. داستانهای «دوربرگردان» در فضاهایی کاملا شهری و اجتماعی اتفاق میافتد و یکی از آنها هم در میدان جنگ ایران و عراق میگذرد. در مواقعی شما حس میکنید که مرز بین خیال و واقعیت در موضوعات داستان مشخص نیست. نوع روایت داستانهای کتاب دوربرگردان یک حالت پیوستگی دارند. وقتی شروع به خواندن داستانهای این کتاب میکنید، از زمان حال شروع میکنید و سپس اتفاقات گذشته گفته میشود و دوباره زمان داستان به حال پیوند میخورد. بعد از آن اتفاقات آینده روایت میشود و دوباره این چرخه دایرهای استمرار مییابد. زمینهی روایات میثم کیانی داستانهای موقعیت هستند، موقعیتهای مکانی و یا حادثهای چون جنگ و نبرد. او در نوشتن داستانهای این کتاب، سعی کرده است فضاهای متفاوت را تجربه کند. تم و زمینههای معمایی، وهم، گوتیک، جنگی و... را میتوان در این داستانها مشاهده نمود. در کل، فضای داستانهای کتاب دوربرگردان، به جز داستان «شبی خون» که تنها داستان جنگی آن است، دارای موضوعات اجتماعی میباشند. برای مثال داستان «نُتهای خیس» درباره کودکان کار و آسیبهای روحی و روانی است که این ضربهها در آیندهی زندگیشان مشخص میشود. در نتهای خیس از زمان حال شروع کرده و بعد به گذشته نگاه میکنید و گذشتهی یکی از همین بچهها را میبینید و دوباره زمان حال او را بازبینی میکنید. در بخشی از کتاب دوربرگردان میخوانیم: سیزده گلوله و ترکش، راحت میتواند کار آدم را بسازد. وقتی دراز به دراز افتاده بود و از لای باریکِ چشمها زل زده بود به کسی که سابق بر آن فرمانده خطابش میکردند و حالا مقابل او، درست به همان حالت، میدیدش. دوباره به خودش اینها را گفت: سیزده گلوله و ترکش... و به فرمانده نگاه کرد که با او لحظههای آخرش را سپری میکرد. برای بار سوم از پایین تا بالا، حفرههای پر از خون را یکی یکی شمرد؛ سهتا در پاها و هفت گلوله در سینه و شکم، و با نیمچرخ سر به راست و چپ، جای سه زخم کاری هم در دستها، در مجموع میشدند سیزده جای گِرد و جوشان از خون. میدانست تا تخلیه شدن کُلِ خون بدن کمتر از چند ثانیه فرصت دارد، یکجا و بعد دیگر خلاص... سعی کرد آرامتر نفس بکشد تا خون کمتری از حفرهها بیرون بریزد. بین صدای انفجارها و نالههایی که اطرافش را پُر کرده بودند، تشخیص صدای زنی که در همان اطراف شیون میکرد، کار سختی نبود. جنس صدا ظریف بود و مهربان. انگار میشناختش. عکس صداهای دیگر. سرش را که به سمت صدا چرخاند، دوباره فرمانده را پایین پاهایش دید، کنار یک خاکریز، به او زل زده بود و داشت زیرلب چیزی زمزمه میکرد. میتوانست بشنود. کلمهها توی سرش بودند. انگار خودش باشد که چیزی میگوید. انگار لبهای او بودند. شنیده بود در لحظههای آخر حواس انسان اعجابانگیز عمل میکند، زورش زیاد میشود انگار. باور نمیکرد. خودش را آرام آرام کشاند نزدیک فرمانده.اما ابرها
مدرسهی خیالبافها 3/ آقای مدیر یک موشِ خونآشام است
چند تا دوست خوب دارم که با هم به یک مدرسه میرویم. اما مشکلاتی هم دارم؛ مثلاً اینکه خیلی وقتها مامان، بابا و معلمها حرفهای من و دوستهایم را باور نمیکنند.
البته این موضوع اصلاً باعث نمیشود که ما دربارهی چیزهای مشکوک تحقیق نکنیم. با ما همراه باشید تا شما هم نتیجهی تحقیقهایمان را بفهمید.
ماجرای این کتاب دربارهی مدیر جدید مدرسه است.
وقتی با جودی و زَک و مِیسی میرویم که او را ببینیم، شوکه میشویم. موهای آقای مدیر جدید سیاه است، شنل میپوشد و لبهای کِرممانند بامزهای دارد.
یک بار از دفترش صدای هیسهیس میشنویم و تازه زیر نور آفتاب هم پوستش قرمز میشود!
در روزِ خوراک ایتالیایی، میفهمیم نان سیردار قدغن شده، مدیرمان خونآشام است و با ارتش موشهای خونآشامش میخواهد مدرسه را بگیرد!
ای وااااای!!!
برندهی جایزهی کتاب کودک سال
رِد هاوس بریتانیا
دل مردگي
معرفی کتاب دلمردگی
ژان پل سارتر در کتاب دلمردگی به مسألهی آزادی که یکی از مهمترین اصول فلسفهی اگزیستانسیال است پرداخته و دلمشغولی کسانی را سوژهی تفکر خود قرار میدهد که باوجود بیاعتنایی به جنگ در ابتدای امر، به همبستگی و همدلی با ستمدیدگان پرداختهاند و در مقابل اشغالگری نازیها احساس مسئولیت میکنند. این کتاب آخرین اثر از سهگانهی «راههای آزادی» است که دو جلد دیگر آن با نامها سن عقل و تعلیق پیشتر منتشر شدهاند.درباره کتاب دلمردگی:
«کودکی سربهزیرم که تا دم مرگ فرمان خواهم برد. ولی از خودم.» جملهی بالا از فیلسوف برجستهی فرانسوی، ژان پل سارتر، گویای آن چیزیست که او در رمان دلمردگی (Iron in the Soul) مفصلاً به آن پرداخته است: مفهوم آزادی... حقیقت این است که استخوانبندی جهان امروز به صورت علمی درآمده و زیستن در عصری که همهچیز در آن قابل تقلیل به زبان علمی و ریاضیاتیست، امری تکراری است. این الگو بیوقفه و چهبسا بیرحمانه بر میلیونها تن از مردم زمانهی ما تحمیل شده است. صداهای اضطرابآمیز از گوشه و کنار برمیخیزد و آدمیزاد برای حفظ زندگی خویش به تلاش و تقلا میافتد. اینگونه است که روزبهروز عناوین گوناگون کتابهای خودیاری و انگیزشی به فهرست ناشران اضافه میگردد؛ آثاری که اغلب به هیچ طریقی مغاک بیانتهای تنهایی و اضطراب آدمی را پر نخواهند کرد. کتابهایی با توصیههای تصنعی و تکراری که نمیتوانند برای اوضاع و احوالی که بر انسان مسلط میشود و روح او را تباه میسازد، کاری کنند. در این میان، فلسفهی اگزیستانسیالیسم یکی از بزرگترین کوششها برای درهمشکستن قیود خفقانآور است. فلسفهای که ژان پل سارتر را یکی از سردمداران آن بهویژه در اروپای قارهای میدانند. بنا بر تعریفی که سارتر از این فلسفه ارائه میدهد و در رمان شاهکار خود، دلمردگی نیز به آن اشاره میکند، انسان موجودی آزاد است. و یا به عبارت دقیقتر، محکوم است که آزاد باشد. نوعی آزادی که او را بر دیگر موجودات برتری میدهد و درعینحال، زمینهساز اضطرابهای وجودی دیگری نیز است. ژوئن سال 1940 است. سربازان فرانسوی در حالی که روحیهی خود را به طور کامل از دست دادهاند، آتشبس را به انتظار نشستهاند. آنها روزبهروز، ساعتبهساعت، لحظهبهلحظه در حال رنج کشیدن و غرقِ در عذاب روح هستند. تجربهای نزدیک به دلمردگی... سارتر در این اثر پرترهای دلهرهآور، تأملبرانگیز و البته تأثیرگذار از جنگ، معنای آزادی و فقدان را پیش روی مخاطب خود قرار میدهد. گفتنیست این اثر نخستین بار در سال 1949 منتشر شد و همانطور که پیشتر نیز به آن اشاره کردیم، آخرین جلد از سهگانهی سارتر به نام راههای آزادی «Les Chemins de la Liberté» است و دو جلد دیگر آن تعلیق و سن عقل نام دارند. او در این رمان که دنبالهای بر دو اثر پیشین است، به تبیین اصول فلسفهی خود میپردازد. سارتر در این کتاب، همچون دو مجلد قبلی، هنرمندانه میکوشد تا آن گوهر رازناکی که آزادی مینامندش را از هر گزندی به دور و در امان نگه دارد. آزادی همانطور که همهی پیروان اگزیستانسیال بر سر آن اتفاق نظر دارند، تنها به معنای توانایی آری یا نه گفتن نیست. بلکه آزادی آنچنان است که انسان را به آفرینش چیزهای خوب و نو نیز قادر کند. سارتر فیلسوفی بود که قصد داشت کلیات فلسفی را از آسمان به روی زمین بیاورد. از همین روی به نوشتن داستان، رمان و نمایشنامه پرداخت. و عجیب نیست که در کتاب دلمردگی (همچنان که در تعلیق، سن عقل، تهوع و سایر آثار او مشاهده میکنیم) همان شیوهی منجز بیان را وارد داستانش کرده است.محصولات مشابه
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-تاریخ هستی شناسی هنر
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-این همانیشخصی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-فلسفۀ شوخی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-دوستی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-عقل به روایت کانت
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-فلسفۀ اخلاق کانت
آدمکش کور
دانشنامه فلسفه استنفورد 3: شاخهها و مکتبها
نویسنده | استنفورد |
مترجم | مسعود علیا |
نوبت چاپ | ٢ |
تعداد صفحات | ٧٣٥ |
سال نشر | ١٤٠١ |
نوع جلد | گالینگور روکشدار |
موضوع | فلسفه |
نوع کاغذ | تحریر |
قطع | رقعی |
وزن | ٨٩٧ |
شابک | ٦ -٣٩٠-٠٤٠-٦٢٢- ٩٧٨ |
تولید کننده | ققنوس |
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.