افق

43,000 تومان

سفارش:0
باقی مانده:1

در ديفن‌باكستراسه جلو مي‌رفت. رگبار شروع شد، رگباري تابستاني كه با راه رفتن او و پناه گرفتنش زير درخت‌ها، كم و كمتر مي‌شد.

مدت‌ها فكر كرده بود مارگارت مرده است. دليلي وجود ندارد، نه، دليلي وجود ندارد.

حتا در سال تولد هر دو ما، وقتي اين شهر از بالا شبيه تل آوار بود، ياس‌ها ته باغ‌ها و بين ويرانه‌ها گل مي‌دادند.

 

ـ از متن کتاب

فقط 1 عدد در انبار موجود است

توضیحات

افق

نویسنده
پاتریک مودیانو
مترجم
 حسین سلیمانی‌نژاد
نوبت چاپ 5
تعداد صفحات 152
نوع جلد شومیز
قطع رقعی
سال نشر 1400
سال چاپ اول ——
موضوع
ادبیات
نوع کاغذ ——
وزن 144 گرم
شابک
9789643628536
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.144 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “افق”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF
اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: aisa
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

بلارت 3/ پسری که با گاو به دریا زد

75,000 تومان

معرفی کتاب بلارت 3 اثر دومینیک بارکر

داستانی خلاقانه، پرکشش، مملو از اتفاق، خنده آور و خواندنی درباره بلارت، شوالیه ای جوگیر که بی خبر از حضور دو سیاه پوش از افراد آناتولی خوش قیافه که قصد جانش را کرده اند، در تختش به خواب عمیقی فرو رفته و رویا می بیند، اما گاو نری که در رویا به او حمله ور می شود جانش را نجات می دهد!
تا بلارت بخواهد از ماجرا سر در بیاورد صدای بلند ناقوس که خبر از فاجعه ای بزرگ دارد، در قصر الماس می پیچد؛ شاهدخت لوییس را دزدیده اند! حالا او به همراه چند همکار عتیقه تر از خودش راهی ماموریتی هیجان انگیز و خطرناک می شوند تا شاهدخت را نجات دهند.
بلارت با خیال راحت توی تختش خوابیده که دو نفر قصد جانش را می‌کنند! ای بابا این دفعه دیگر چه خبر است؟

آخ آخ!

شاهدخت‌لوییس را دزدیده‌اند! دست تقدیر یقه‌ی بلارت را ول نمی‌کند. این بار حتی کاپابلانکا هم نمی‌تواند کمکش کند چون مشغول زالودرمانی است. بلارت، شوالیه‌ی جوگیر بیو، دانشمند عتیقه هرگولوز و متفکر بی‌مغز اولاف‌آقا همراه دوست جدیدشان راهی سفری پرماجرا می‌شوند تا شاهدخت‌لوییس را نجات دهند. این بار چه بلایی قرار است سرشان بیاید؟

اوه اوه!

آن‌ها باید با گاو به دلِ دریا بزنند!

سفارش:0
باقی مانده:1

مسافران زمان 2/ ماجرای خانواده‌ی بالبوئنا و آخرین شوالیه

350,000 تومان

معرفی کتاب مسافران زمان 2 اثر روبرتو سانتیاگو

نویسنده و تصویرگر روبرتو سانتیاگو کتاب جدیدی را در مجموعه کتاب مسافران زمان 2 (ماجرای خانواده ی بالبوئنا و آخرین شوالیه) ارائه کرده است. در این کتاب قرار است داستانی راجع به جنگلی نفرین شده بخوانیم.. اژدهایان خفته و شوالیه های مقتدر. من اهل موراتالاز هستم ، محله ای از مادرید ، و در آن کمانداران قاتل ، قلعه ، جنگل های نفرین شده و هیچ نوع اژدهایی نداریم. اما اکنون با خانه فاصله زیادی دارم. من با برادرانم ، همسایگانم و پدرم در زمان و مکان سفر کرده ایم. اکنون ما در قرون وسطی هستیم. ماجراجویی جدیدی تازه آغاز شده است.... روبرتو سانتیاگو در سال 1968 در مادرید متولد شد. وی در دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه کامپلوتنس مادرید و آفرینش ادبی در دانشکده ادبیات مادرید در رشته تصویر و صدا تحصیل کرد. در سال های اخیر او به یکی از پرفروش ترین نویسنده های مجموعه های ادبیات کودک در کشور های مختلف تبدیل شده است.آثار او به چندین زبان ترجمه شده اند.
ده‌ها تیر سیاه به درخت فرومی‌روند. قایم شده‌ایم و منتظر لحظه‌ی فراریم. ولی یک پسر یازده‌ساله، جلوی بیش از صد یاغیِ آدم‌کش چه‌کار می‌کند؟
برای جواب‌دادن به این سؤال، باید کمی درباره‌ی قلعه‌ی بارلوبِنتو و جنگل نفرین‌شده و انجمن سلطنتی شوالیه‌ها و اژدهاهای خفته توضیح بدهم. نه، نه. فکر نکنید دیوانه‌ام. من اهل موراتالاسم، محله‌ای در شهر مادرید. آنجا نه خبری از شورشی‌های آدم‌کش هست، نه قلعه، نه جنگل نفرین‌شده و نه هیچ‌جور اژدهایی. ولی الان خیلی از خانه دورم. الان آمده‌ام توی... قرون‌وسطا.
سفارش:0
باقی مانده:1

ماجراهای مگسی ویززز و سرمگس 5/ برو خال آسمان سرمگس!

70,000 تومان

معرفی کتاب رو خال آسمان سرمگس! اثر تد آرنولد

روزی از روزها ویز گفت: «دیگر شده وقت سفر.» سرمگس هم دلش می خواست برود. اما مامان گفت: «سرمگس خیلی خیلی کوچولوست، شاید گم شود.»
سرمگس و ویززز و مامان و بابا به سفر می روند.
حدس می زنی سرمگس گم می شود یا مامان و بابا؟ بابا گفت: «ببخشید ویز! سرمگس توی خانه می ماند.»
سَرمگس و ویززز و مامان و بابا به سفر می‌روند.
حدس می‌زنی سَرمگس گم می‌شود یا مامان و بابا؟
سفارش:0
باقی مانده:1

کارآگاه کرگدن در باغ‌وحش مرموز 6/ ماجرای شی‌واوای قلدر

20,000 تومان

برشی از متن کتاب

شی واوا گفت: بهره وری. کلمه ش اینه. همه مان گفتیم: بهره... چی چی؟ پیپو شی واوا با غرور تکرار کرد: به ره و ری. موهایش را که بالا زده بود، دوباره مرتب کرد. تمام حیوانات بخش جنوبی باغ وحش سردرگم و متعجب او را نگاه می کردند. یکی گفت: خب یعنی چی؟ شی واوا گفت: خیلی ساده ست. مثلاً تو! به پرث تنبل اشاره ای کرد. تو یه... یکی گفت: یه تنبـ... شی واوا پرید وسط حرفش و گفت: یه حیوون میمون شکل عجیب و غریب هستی. حالا بی خیال. هر چی هستی. اصل ماجرا اینجاست که چی کار بلدی بکنی؟ تنبل گفت: من؟... خب... بلدم بخوابم. شی واوا گفت: بخوابی؟ ای تنبل! باید کار درست و حسابی بکنی. کاری که باعث بشه سودی به باغ وحش برسه. همه مان دوباره پرسیدیم: سووووووود؟ شی واوا گفت: از درخت بیا پایین. این جارو رو بگیر و همه ی باغ وحش رو جارو بزن. می خوام یه ساعت دیگه همه جا از تمیزی برق بزنه ها. پرث تنبل مکثی کرد. موکاکالا رفت طرفش. همین که رفت طرفش و نگاه تندی به پرث انداخت، حیولان بیچاره از درخت آمد پایین. تند تند کف زمین را جارو کرد. شی واوا فریاد زد: تو! تو کرگدن پیر! معلوم است که جوابش را ندادم. اسم من کارآگاه کرگدن است... نه کرگدن پیر. او هم این را می دانست. گفت: دارم با تو حرف می زنم پیر مرد! با تو و اون پرنده ی احمقی که روی شونت نشسته. گوش هاتون سنگینه؟ طوطی پلیسه زد زیر خنده و گفت: ها ها ها ها! شنیدی کرگدن جون؟ گفت پرنده ی احمق! اگه با من این طوری حرف می زد ناراحت می شدم... حسابی ناراحت می شدم... وایسا ببینم!... من که نشستم رو شونه ی تو... اون حرف رو به من زدی. من احمقم؟ پیپو خیلی آرام آمد طرف ما. دیدم که کلید کوچولو را با روبانی به گردنش بسته و کلیده دارد تکان تکان می خورد. شی واوا گفت: مردم اصلاً دوست ندارن پول بدن و کرگدنی رو تماشا کنن که توی حوض گلش وامیسته یا می شینه. با خودم گفتم: آخ آخ آخ! حوض گِل عزیزم! چقدر دوست داشتم الان مشغول گل بازی بودم و پاهام رو کرده بودم توی گِل! شی واوا گفت: حیوون های آروم و سنگین و پیر اصلاً خوب نیستن. می خوام حسابی تکون بدین. تکون بخورین. تحرّک... کلمه ش همینه. بینسنتینا فیله از روی سادگی پرسید: ولی مگه کلمه هه بهره وری نبود؟ پیپو گفت: چیزه... بهره وری و تحرّک. این ها دو کلمه ان. حسابی کلافه شده بود، گفت: فکر کنم خیلی وقت ببره که دوباره این باغ وحش رو سرسامون بدم. همه مان دوباره پرسیدیم: سر و... چی چی؟
سفارش:1
باقی مانده:1

پیشه‌ی دربه‌دری: زندگی و آثار بزرگ علوی

13,000 تومان
کتاب پیشه‌ی دربه‌دری از تالیفات حسن میرعابدینی، نویسنده، پژوهشگر و منتقد ادبی معاصر ایران است. «مجموعه‌ی کلاسیک‌های ادبیات معاصر» با این هدف شکل گرفته است که خواننده، در قالب کتابی موجز و از منظری انتقادی، با جنبه‌های گوناگون کار ادبی نویسندگان طراز اول ایران آشنا شود. در این رویکرد، به‌ویژه تأکید بر نوآوری‌ýهاییý است که جواز ورود هر نویسنده به تاریخ ادبیات تلقی می‌ýشود. نخستین دفتر این مجموعه به جمالýزاده اختصاص یافت و این دفتر ویژه‌ی بزرگ علوی است. در تک‌نگاری‌های «مجموعه‌ی کلاسیک‌های ادبیات معاصر» به نویسندگانی پرداخته شده که خواندن داستان‌های‌شان برای کتاب‌خوانان فارسی ‌زبان و به ویژه جوانانی که سودای نوشتن در سر دارند ضروری است. بزرگ علوی خالق آثاری چون چمدان، چشم‌هایش، نامه‌ها و ورق‌پاره‌های زندان است که می‌توان او را از پیشگامان داستان‌نویسی ایران دانست. دستاوردهای زیباشناختی و سبک بدیع علوی همواره زیر غبار چپ‌گرایی او از نظرها پنهان مانده است. مؤلف این اثر به دنبال خوانش متفاوت آثار علوی و شناساندن راز نوگرایی او به مخاطبان است. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «در عرصه‌ی نقد ادبی، علوی به عنوان مشهورترین نویسنده‌ی چپ‌گرای ایران، موضوع بخث و جدل بوده است. برایش دل سوزانده‌اند یا بر او خرده گرفته‌اند که هنر خود را به نفع تبلیغات حزبی فروکاسته است. واقعیت این است که او دچار دوگانگی عمیقی است.»

ناخدای هفت دریا 2/ ناخدا باراکودا، آخر دنیا

34,000 تومان

ناخدای هفت دریا ۲ | ناخدا باراکودا، آخر دنیا

ناخدای هفت دریا ۲ | ناخدا باراکودا، آخر دنیا این کتاب از بخش های مختلفی تشکیل شده و توسط انتشارات هوپا به چاپ رسیده است. از من می‌شنوید، بهترین روش روبه‌روشدن با موقعیت‌های سخت این است که نقشه‌ای بکشید و هر اتفاقی هم که بیفتد، آن را دنبال کنید. این کار آرامتان می‌کند و کاری برای انجام‌دادن پیش پایتان می‌گذارد. چون قبلاً بهتان گفته‌ام، دیگر نمی‌گویم که من دروغ نمی‌گویم و نترسیده بودم. ترسیده بودم‌ها؛ ولی ترس مثل سگِ پشتِ حصار است: هرچقدر بیشتر محلش بگذاری، بیشتر برایت واق‌واق می‌کند. باید دندان‌هایت را به هم فشار بدهی و با چیزی که سر راهت سبز می‌شود، روبه‌رو شوی. اگر شجاع نیستی، جوری رفتار کن که انگار هستی. خواه…
ناخدا باراکودا و خدمه‌ی کشتی‌اش غیبشان زده. برای همین، جرقه تصمیم می‌گیرد پیدایشان کند، حتی اگر آخر دنیا باشند. بدبختی اینجاست که واقعاً آخر دنیایند... ولی خیالی نیست: با شجاعت، ذکاوت، یک مقدار شانس و کمک رفقا، چیزی جلودارِ جرقه نیست.
سفارش:0
باقی مانده:2