امپراتوری هیتلر

180,000 تومان

مجموعه تاریخ جهان می کوشد چشم اندازی گستر ده وژرف ازسیر تاریخ عرضه کند. این مجموعه باارائه زمینه های فرهنگی رخدادهای تاریخی، خواننده رامجذوب خود می سازد. مجموعه تاریخ جهان اندیشه های سیاسی ، فرهنگی وفلسفی تاثیر گذار رادر گذر مشعل تمدن ازبین النهرین ومصر باستان به یونان، روم، اروپای قرون وسطی ودیگر تمد ن های جهانی تاروزگار ما پی می گیرد. این مجموعه نه تنها برای آشنایی خوانندگان بامبانی تاریخ تدوین شده است ، بلکه همچنین درپی آگاه ساختن آن ها از این واقعیت است که زندگیشان بخشی ازسرگذشت کلی انسان هاست.هرجلد ازاین مجموعه برداشتی جامع وروشن ازیک دوره مهم تاریخی را به خوانندگان ارائه می کند.

فقط 1 عدد در انبار موجود است

توضیحات

امپراتوری هیتلر

نویسنده
گیل بی. استوارت
مترجم
مهدی حقیقت‌خواه
نوبت چاپ ١٧٦
تعداد صفحات ١٢
نوع جلد سلفون
قطع رقعی
سال نشر ١٤٠٢
سال چاپ اول ١٣٨٣
موضوع
——
نوع کاغذ تحریر
وزن ٤٢٩ گرم
شابک
9789643115593
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.429 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “امپراتوری هیتلر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF

خلاصه کتاب

 

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Samaneh Fathi
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

حالم خوب نیست

5,500 تومان

١٤ داستان مجموعه حالم خوب نیست داستان‌های کوتاهی است از زندگی آدم‌های امروزی که اتفاقات داستان‌ها در فضای شهر می‌گذرد. آدم‌هایی که هر کدام قصه خودشان را دارند هر چند از بیرون درگیر زندگی روزمره‌اند. در اینجا آدم‌ها فقط آدمند. اسم ندارند. گاهی حتی روی جنسیت آنها تاکید نمی‌شود. فقط وقتی جنسیت پر رنگ می‌شود که نقطه تمرکز داستان قرار می‌گیرد.

داستان‌های این مجموعه آنقدر کوتاهند که زندگی شهری طبقه متوسط تاب و تحمل زمان گذاشتن روی آنها را داشته باشد. داستان‌های خاک خیس، کافی شاپ، کفش‌های نه‌چندان تمیز، حالم خوب نیست، نیمکت، وصیت‌نامه و ... نام برخی داستانهای این مجموعه‌اند:

«دستمال کوچکی بر می‌دارم و گردوخاک کتابخانه را با آن پاک می‌کنم. با دستمال کوچک دیگری اشک‌هایم را. اما گردوخاک دلم را با کدام دستمال پاک کنم؟...»

 نقدی بر این کتاب

رودخانه‌ی تباهی

22,000 تومان
وقتی تا سر حد مرگ گرسنگی بکشی چربی لب‌ها و بینی‌ات از بین می‌رود. وقتی لب‌هایت غیب شوند دندان‌هایت مثل سگی وحشی همیشه بیرون‌اند... «ما چیزی نبودیم جز اشباحی گرسنه، ما مردگانِ در قید حیات بودیم.» رودخانۀ تباهی داستان واقعی مردی است که در سیزده سالگی به همراه خانواده‌اش از ژاپن به کرۀ شمالی می‌رود و در چهل و نه سالگی از «بهشت روی زمین» فرار می‌کند. او از چهار دهه تحقیر و توهین و تبعیض و از گرسنگی و فقر و نبودِ آزادی می‌گوید. از مرگ انسان‌های بی‌گناه و زندگی میان مردگان متحرک. «داستانی واقعی و هولناک دربارۀ زندگی در کرۀ شمالی... داستان شگفت‌آور و غم‌انگیز تحقیر همه جانبۀ ملت به دست دولت.» کِرکِس ریویو «ایشیکاوا در زندگی‌نامۀ دردناک خود وضعیت سهمگینی را به تصویر می‌کشد که حکومتی مستبد و فرقه‌گرا بر ملتش تحمیل کرده است... او داستان عشق استوارش به خانواده را در عمق ناامیدی و سرخوردگی اما با طنزی تلخ روایت می‌کند و به اخبار بی‌روحی که از کرۀ شمالی می‌شنویم وجهه‌ای انسانی می‌بخشد.» بوک لیست

مردگان

7,000 تومان
چیزی که در این نامه ها عجیب است. علاوه بر ادعای پیرمرد بر این که با شیطان ملاقات می کرده، دیگر این است که مدعی شده در آن  شب به خصوص، نزدیک کامل شدن مهتاب در یکی از روزهای ماه شعبان به خواست شیطان و صدالبته ناخواسته و ناخودآگاه، راهی قبرستان بزرگ وادی السلام شده و...

آنچه با خود حمل می کردند

14,000 تومان
وقوع جنگ همیشه و در هر حالتی اجتناب‌ناپذیر است. به هر حال رخ می‌دهد و با خود رعب و وحشت و نیستی و آوارگی می‌آورد. رمان آنچه با خود حمل می‌کردند گونه‌ای از داستان است که واقعیت و خیال با هم پیوند می‌خورد و در آن تصویری از واقعیت جنگ به طور کلی روایت می‌شود: «ستوان یکم «جیمی کراس» با خود نامه‌هایی حمل می‌کرد از دختری به نام مارتا، دانشجوی سال سوم کالج ماونت سیبسچن در نیوجرزی. نامه‌ها عاشقانه نبودند ولی ستوان کراس امیدوار بود و نامه‌ها را تا کرده بود و درون پلاستیکی در ته کوله‌پشتی‌اش نگهداری می‌کرد. عصرها دیر وقت، پس از راهپیمایی روزانه و کندن سنگر، دست‌ها را با آب قمقمه می‌شست، نامه‌ها را بیرون می‌آورد و با نوک انگشت نگه می‌داشت و آخرین ساعت روشنایی را به خیالپردازی می‌گذراند. در خیال خود سفرهای اردویی عاشقانه‌ای به کوهستان وایت در نیوهمپشر تجسم می‌کرد. گاهی هم لبه چسب‌دار پاکت را که لابد جای زبان نویسنده بر آن مانده بود با زبان لمس می‌کرد. بیش از هر چیز دلش می‌خواست که مارتا همان طور که او دوستش داشت دوستش بدارد، ولی لحن نامه‌ها بیشتر دوستانه بود و در آن‌ها از عشق خبری نبود.» «تیم اوبراین» در این اثر، ضرباهنگ‌های نبض مانند و مخاطره‌های عصب خردکن جنگ را به نحوی تصویر می‌کند که در صدر فهرست بهترین آثاری جا می‌گیرد که در باره هر جنگی نوشته شده است. روایت در این کتاب در مدارهایی دایره شکل می‌چرخد، و بازگویی رویدادها، رقص خاطره را‌ در ذهن خواننده شکل می‌دهد: «آنچه حمل می‌کردند بیشتر به نیازهایشان بستگی داشت. این نیازها یا نیمه نیازها عبارت بودند از قوطی بازکن، چاقوهای جیبی، قرص‌های الکل جامد، ساعت مچی، کارت شناسایی، مواد دورکننده حشره و... .» واشینگتن پست درباره این کتاب می‌نویسد: «ترس و عشق و نفرت و بی‌رحمی و شفقت چنان زنده در این کتاب تصویر شده‌اند که مرد می‌خواهد که با خواندن آن دنبال دستمال نگردد.»

فیودور داستایفسکی: نگاهی به زندگی و آثار

125,000 تومان

«رابرت برد» نویسنده این کتاب در تمامی سطوح اندیشه و زندگی فیودور داستایفسکی به ویژه سویه‌های فرهنگی، سیاسی و ادبی، تحلیلی کامل ارائه داده است. بازتاب بیشتر این موارد به روشنی در آثار این نویسنده بزرگ قرن ١٩ روسیه هویداست. نویسنده این کتاب با بهره مندی از منابعی که تا کنون در اختیار داستایفسکی پژوهان نبوده است، پرده از زوایایی از زندگی فکری و شخصی داستایفسکی برداشته که در نقد و تحلیل آثار او بس ارزشمند جلوه می‌نماید.

دیوار

14,000 تومان
کتاب «دیوار» رمانی جذاب و ژرف است، هشداری که هنرمندانه روح خواننده را لمس می‌کند تا یک نفس خوانده شود و برای همیشه چون خاطره‌ای تأمل برانگیز در ذهن او برجای بماند. دیوار، نفوذناپذیر و نامرئی، ناگهان قد علم می‌کند و دنیا برای راوی یکی از جذاب‌ترین و ژرف‌ترین رمان‌ها دوپاره می‌شود. آن سوی دیوار همه چیز چون تصویری ابدی متوقف است و در این سو جهانی ناشناخته است و زنی تنها. «امروز، پنجم نوامبر، نگارش گزارشم را آغاز می‌کنم. تا آن‌جا که مقدور باشد همه چیز را کاملاً دقیق خواهم نوشت. هر چند حتی نمی‌دانم که امروز به راستی پنجم نوامبر باشد. زمستان گذشته حساب چند روز از دستم رفت. و نمی‌دانم امروز کدام روز هفته است. البته خیال نمی‌کنم این چندان مهم باشد. مأخذ گزارشم یادداشت‌های کوتاهم هستند. کوتاه از این‌رو که هرگز فکر نمی‌کردم روزی دست به نگارش چنین گزارشی بزنم. می‌ترسم که خیلی چیزها در خاطرم نقش دیگری گرفته باشند تا واقعیت. بگذریم که همه گزارش‌ها چنین نقصی دارند. انگیزه من برای نوشتن شوق به نویسندگی نیست، بلکه چنین پیش آمده است که اگر بخواهم عقل از کف ندهم باید بنویسم. آخر اینجا هیچ کس نیست که با من همفکری و غمخواری کند. من تنهای تنها هستم و باید بکوشم ماه‌های بلند زمستان را تاب بیاورم چرا که...»