برفک
360,000 تومان
کتاب برفک نوشته دان دلیلو با ترجمه پیمان خاکسار است. کتابی که مجله تایم آن را در فهرست صد رمان برتر انگلیسی زبان منتشر شده بین سال های ۱۹۲۳ تا ۲۰۰۵ آورده است.
برفک در لیست ۱۰۰۱ کتابی که پیش از مرگ باید خواند گاردین هم حضور دارد. در سال انتشارش هم جایزهی ملی کتاب آمریکا را دریافت کرد.
در سال ۲۰۰۶، نیویورک تایمز طی یک نظرسنجی از صدها نویسنده و منتقد و ویراستار خواست تا بهترین آثار ۲۵ سال گذشته آمریکا را انتخاب کنند. کتاب برفک دان دلیلو یکی از آن ها بود.
پیمان خاکسار، مترجم کتاب میگوید: ترجمه آثار دن دلیلو بسیار سخت است و اگر مترجم ذره ای بی حوصلگی به خرج بدهد، ترجمه کتاب، غیرقابل خواندن از کار در می آید. من روی هیچ ترجمه ای در عمرم این همه کار نکرده ام.
فقط 2 عدد در انبار موجود است
برفک
نویسنده |
دان دلیلو
|
مترجم |
پیمان خاکسار
|
نوبت چاپ | 8 |
تعداد صفحات | 341 |
نوع جلد | شومیز |
قطع | رقعی |
سال نشر | 1401 |
سال چاپ اول | —— |
موضوع |
ادبیات
|
نوع کاغذ | —— |
وزن | 0 گرم |
شابک |
9786002295538
|
وزن | 0.0 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: aisa
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
شکستن امواج: سینمای لارس فونترییه
بخشی از کتاب سینمای لارس فون ترییه
اغلب از فون ترییه نیز همانند هیچکاک، به عنوان کارگردانی زنستیز یاد میشود هر چند خودش ادعا میکند شخصیتهای زن فیلمهایش «کمالگرا» هستند (کاپلوف، ۲۰۰۳: ۱۹۷) و از شخصیتهای زن، بهویژه در سهگانهٔ «قلب طلایی» تصویری قوی و محکم ارایه داده است. (اسمیت، ۲۰۰۰: ۲۵) رسانههای جهانی پیوسته به وجود نوعی رابطهٔ «پورنوگرافیک احساسی» بین او و بیورک در زمان فیلمبرداری رقصنده در تاریکی اشاره میکنند (اسکات، ۲۰۰۰؛ راکول، ۲۰۰۱) یا از نیکول کیدمن نقلقول میکنند که فون ترییه او را از نظر احساسی آزار داده (مارو، ۲۰۰۴؛ بیلن، ۲۰۰۶) و شباهتهای آشکاری بین رفتار فون ترییه و رفتار سختگیرانه و وسواسآمیز هیچکاک با بازیگران زن فیلمهایش مانند تیپی هدرن، اینگرید برگمن، جَنِت لی و اوا مری سنت به چشم میخورد. فون ترییه اذعان کرده که «خوک» بودن هیچکاک را ستایش میکند (لارسن، ۱۹۸۴: ۴۵) و این موجب بحثهای فراوانی دربارهٔ فمینیستی خواندن آثار فون ترییه و امکان استفاده از تفسیرها و تحلیلهای فمینیستی دربارهٔ آنها شده است. (برای بررسی بیشتر این موضوع به فصل شش مراجعه کنید.) یکی از نکات بسیار جالب توجه، روش مشترکی است که هم هیچکاک و هم فون ترییه در فیلمهایشان به کار میبرند، بدین شکل که شخصیتهایشان را در میانهٔ موقعیتهای دشوار انسانی (و بهشدت جنسیتی) قرار میدهند تا بتوانند تأثیرپذیریهای روانی آنها را هر چه بهتر تجزیهوتحلیل کنند. در هستهٔ مرکزی آثار هر دو کارگردان، درونمایههای مشترکی مانند رنج کشیدن، کمالگرایی و لذتها و نگرانیهای مرتبط با این تجربهها قرار دارند؛ هر دو به منظور بازتاب دادن و تشدید استعارههای روایی، در فرم فیلمهاشان دستکاری میکنند و به نتایج بسیار موفقی دست مییابند که بهخوبی مستند شدهاندبداهه پردازی نمایشنامه بلند: هنر تئاتر خودجوش
تاریخ جهان 3: تمدن هند و چین باستان
معرفی کتاب تاریخ جهان 3: تمدن هند و چین باستان
مطالب گسترده و تصاویر جالبی که جمعی از نویسندگان پیرامون دو تمدن کهن هند و چین در کتاب تاریخ جهان 3: تمدن هند و چین باستان عرضه کردهاند، برای مخاطبان کودک و نوجوان، هم آموزنده و هم بسیار سرگرمکننده خواهد بود. کتاب حاضر که سومین مجلد از مجموعهی تاریخ جهان است و در زمرهی سری کتابهای چ به چاپ رسیده، اطلاعات ارزشمندی را در زمینهی سیر تحولات تاریخی، سیاسی و... در دو سرزمین چین و هند به مخاطبان عرضه کرده.دربارهی کتاب تاریخ جهان 3: تمدن هند و چین باستان
چین و هند از کهنترین تمدنهایی هستند که تاریخ از دوران باستان تاکنون به خود دیده. اگرچه تفاوتهای بسیاری در آداب، سنن، عناصر فرهنگی، ارزشهای اجتماعی، همچنین چهره و استانداردهای ظاهری ایشان دیده میشود اما هر دو در برخوردار بودن از پیشینهای کهن، مشابهاند. همانطور که میدانید نخستین تمدنها غالباً در مناطقی نزدیک به رودها شکل گرفتهاند؛ به این سبب که آب و دسترسی به آن شرط لازم برای بقای انسان بوده، همچنان که امروزه نیز هست. تمدنهای هند و چین باستان نیز از این قاعده مستثنی نبودهاند. بهطوری که تمدن هند در کنار رود سند و تمدن چین نیز در جوار رود زرد، حیات خود را آغاز کردند. در کتاب تاریخ جهان 3: تمدن هند و چین باستان، نهتنها با نحوهی شکلگیری این تمدنها آشنا خواهید شد، بلکه اطلاعات قابلتوجهی را نیز در زمینهی اعتقادات دینی این اقوام و نبردهایی که با دشمنان خود داشتند، دریافت خواهید کرد. توجه داشته باشید که نگارش این اثر، به کوشش گروهی از اساتید دانشگاه توکیو صورت گرفته و شوسابورو کیمورا نیز، بر طرح و تدوین اطلاعات کتاب پیشرو نظارت داشته است. یکی از مشخصههای درخور توجه این کتاب، وجود تصاویر گوناگونی است که در تمامی صفحات آن گنجانده شده. بهگونهای که تعداد و حجم تصاویر از متنهایی که در کتاب وجود دارند، پیشی گرفته و به صورت کتاب کمیک به مخاطبان عرضه شدهاند. از آنجایی که این اثر برای نوجوانان و کودکان تهیه شده، به نظر میرسد توجه گستردهی مؤلفان به انبوه تصاویر کتاب، توجیه منطقی داشته باشد. کودکان و نوجوانان از این طریق راحتتر میتوانند با موضوع کلی کتاب ارتباط برقرار کرده و نکتههای تاریخی آن را به حافظه بسپارند. از سوی دیگر، گاه تصاویر حالتی طنز به خود میگیرند و به این شکل، هم موجب سرگرمی مخاطبان خواهند شد و هم به درک و دریافت سریعتر مطالب کمک خواهند کرد. فومیو هیساماتسو تصویرگری کتاب تاریخ جهان 3: تمدن هند و چین باستان را به عهده داشته. دیوار چین که سالها نحوهی ساخت آن به معمایی برای پژوهشگران بدل شده بود، همینطور تمدن هند و سنن آن که سرشار از اسرار و اعتقاد به نیروهای جادویی هستند، از موضوعات جالبی به شمار میروند که نهتنها برای بزرگسالان که برای مخاطبان خردسال و نوجوان نیز مجذوبکننده خواهند بود. کتابی که پیش رو دارید بهترین فرصت برای آشنایی مرحلهبهمرحله با وجوه متنوع این دو تمدن است که امروزه نیز با عبور از دوران باستان، و با وجود تغییرات گستردهای که در شیوهی زندگی انسانها حاصل شده، همچنان بر آداب پیشین خود پایبند ماندهاند و بخشی از سنتهای دوران باستان را در زندگی و امور روزمرهی خود حفظ کردهاند. نشر چشمه این کتاب خواندنی را با برگردان تاکاموری به مرحلهی چاپ و انتشار رسانده است.مردي به نام اوه
قسمتی از متن کتاب مردی به نام اوه
اوه چند ساعت همان جا نشست و دست زنش را توی دستش نگه داشت تا اینکه کارمند بیمارستان آمد و با لحنی آرام و حرکاتی محتاط بهش فهماند که باید جسد سونیا را ببرند اُوه بلند شد، با سر حرف پرستار را تأیید کرد و به دفتر خاکسپاری رفت تا کارهای مربوطه را انجام دهد. مراسم خاکسپاری روز یکشنبه بود. اوه روز دوشنبه سرکار رفت؛ ولی اگر کسی ازش میپرسید زندگی اش چگونه است، پاسخ می داد تا قبل از اینکه زنش پا به زندگی اش بگذارد، اصلاً زندگی نمی کرده و از وقتی تنهایش گذاشت هم دیگر زندگی نمیکند. اوه تمام چیزهایی را درک میکرد که بتواند ببیند و توی دست بگیرد. چیزهایی مانند بتون و سیمان، شیشه و استیل، ابزار کار، چیزهایی که آدم میتواند با آن حساب و کتاب کند، زاویه نود درجه و دستورالعملهای واضح را میفهمید، نقشه و طرح خانه را، چیزهایی را که آدم بتواند روی کاغذ پیاده کند. او یک مرد سیاه و سفید بود و همه چیز را از نزدیک باید لمس میکرد. درست بعد از پایان مراسم خاکسپاری پدر اوه کشیش می خواست دربارهی کمکهای یتیم خانه با اوه صحبت کند، ولی اوه جوری رفتار کرد که کشیش بلافاصله فهمید آن پسر صدقه قبول نمیکند. همان موقع، اوه به کشیش گفت دیگر از این به بعد برایش جای خالی در کلیسا نگه ندارد. به کشیش توضیح داد درست است که به خدا اعتقاد دارد ولی به این نتیجه رسیده که خدا به او نظر لطفی ندارد!ملوي
در بخشی از کتاب ملوی میخوانیم
آشپزخانه از دور انگار در تاریکی فرورفته بود. و از جهتی چنین بود. اما از جهتی دیگر چنین نبود. چون چشمانم را که به شیشهی پنجره چسباندم نوری ملایم و مایل به قرمز دیدم که نمیتوانست از اجاق باشد، چون اجاق نداشتم، فقط یک گاز ساده داشتم. بگوییم یک اجاق، اما یک اجاقگاز. یعنی در آشپزخانه یک اجاق واقعی هم بود، اما خراب. متأسفم، اما همین است، در خانهای که یک اجاقگاز نداشته باشد احساس راحتی نمیکنم. شبها، وقتی پاورچینپاورچین رفتنم را متوقف میکنم، دلم میخواهد بروم سمت شیشه، چه روشن باشد چه تاریک، و داخل اتاق را نگاه کنم، ببینم چه خبر است. صورتم را با دستانم میپوشانم و از لای انگشتانم با دقت نگاه میکنم. چندتایی همسایه را به همین شکل ترساندهام. دستپاچه بیرون میآید، کسی را نمیبیند. آن وقت از تاریکیشان تاریکترین اتاقها در برابرم پدیدار میشود، گویی هنوز توأم با چابکی روزِ ناپدیدشده یا نوری که دمی پیش خاموش شده، شاید به دلایلی که هر قدر دربارهشان کمتر گفته شود بهتر است. اما شفق در آشپزخانه از جنسی دیگر بود و از چراغخواب میآمد با دودکش سرخ که، در اتاق مارتا، دیواربهدیوار آشپزخانه، مدام میسوخت پای مریم عذرای کوچک که روی چوب کندهکاری شده بود، آویخته بر دیوار. مارتا که از تابخوردن خسته شده بود آمده بود تو و بر تختخوابش دراز کشیده بود، درِ اتاقش را باز گذاشته بود تا کوچکترین صداهای خانه را از دست ندهد. اما شاید خوابش برده بود. دوباره رفتم طبقهی بالا. پشت درِ اتاق پسرم ایستادم. دولا شدم و گوشم را به سوراخ کلید چسباندم. برخی چشمشان را میچسبانند، من گوشم را، به سوراخ کلیدها. چیزی نمیشنیدم، در کمال تعجب. چون پسرم موقع خواب سروصدا میکرد، با دهان باز. خیلی مراقب بودم در را باز نکنم. چون این سکوت ماهیتی داشت که ذهنم را مشغول میکرد، تا مدتی کوتاه. به اتاقم رفتم.راهنمای طراحی یافته های باستان شناختی
محصولات مشابه
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-بخت اخلاقی
زیر نظر دکتر مسعود علیا بسیاری از علاقهمندان به فلسفه در ایران که با فضای مجازی بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد را شنیدهاند و چه بسا از این مجموعه کم نظیر بهره هم برده باشند. این دانشنامه حاصل طرحی است که اجرای آن در سال ١٩٩٥ در دانشگاه استنفورد آغاز شد و همچنان ادامه دارد. این مجموعه از مدخلهای مناسبی برای ورود به گسترههای متنوع فلسفی برخوردار است و کسی که میخواهد برای اولین بار با مسأله یا مبحثی در فلسفه آشنا شود، یکی از گزینههای راهگشایی که پیش رو دارد این است که ابتدا به سراغ مدخل یا مدخلهای مربوط به آن در این دانشنامه برود.
نگارش، تدوین و انتشار مدخلهای دانشنامه فلسفه استنفورد به سرپرستی "دکتر ادوارد. ن. زالتا" افزون بر اینکه پیوندی فراگیر میان فضای دانشگاهی و عرصه عمومی برقرار کرده، ویژگیهای درخور توجه دیگری هم دارد و آن اینکه این دانشنامه به ویژه به کار دانشجویان و محققانی میآید که میخواهند در زمینهای خاص پژوهش کنند. ترجمه و انتشار تدریجی این دانشنامه به زبان فارسی و فراهم کردن امکان مواجهه شمار هرچه بیشتری از خوانندگان علاقهمند با آن از جمله اهدافی بوده که چه بسا مورد نظر بانیان این طرح بوده لذا "انتشارات ققنوس" با همکاری گروهی از مترجمان به سرپرستی "دکترمسعودعلیا" و با کسب اجازه از گردانندگان دانشنامه فلسفه استنفورد (SEP) اقدام به ترجمه و انتشار این دانشنامه مینماید و امیدوار است چاپ این مجموعه استمرار پیدا کند.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.