بی همان
390,000 تومان
ماجرای این رمان در سال های ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۲ اتفاق می افتد و تصویری بی نظیر از وضعیت آشفته برلین آن زمان و نیروهای نازی ارائه می دهد. این اثر دو کاراکتر فعال دارد؛ یک پیرمرد و یک پیرزن عاشق که البته در دادن احساسات به یکدیگر بسیار امساک می کنند و به سختی به همدیگر ابراز علاقه می کنند. اما همین افراد کسانی هستند که می توانند به راحتی فضای اس اس ها و فضای زمان هیتلری را چنان به هم بریزند که انسان باورش نمی شود.
«بی همان» پس از مرگ نویسنده اش منتشر شد و خیلی زود به فهرست کتاب های پرفروش در کشورهای امریکا، بریتانیا، فرانسه و کانادا راه یافت. حتی نیویورک تایمز آن را رویداد ادبی سال ۲۰۰۹ اعلام کرد.
فقط 1 عدد در انبار موجود است
بی همان
نویسنده | هانس فالادا |
مترجم | محمد همتی |
نوبت چاپ | 1 |
تعداد صفحات | 596 |
نوع جلد | شوميز |
قطع | رقعی |
سال نشر | —– |
سال چاپ اول | 1398 |
موضوع |
داستان تاریخی
|
نوع کاغذ | —— |
وزن | 500 گرم |
شابک |
9786008957140
|
وزن | 0.5 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها
معرفی کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها
کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها نوشتهی آرمان آرین دومین مجلد از مجموعهای به همین نام (پتش خوآرگر) است که بر مبنای اوستا نوشته شده و داستان حول محور نبرد تاریکی و روشنایی میچرخد. این مجموعه برای ردهی سنی نوجوان نوشته شده و از پرمخاطبترین و پرافتخارترین مجموعه کتابهای ایرانی است.
دربارهی کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها داستان کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها چنین آغاز میگردد: در شبی که آسمان به رنگ قیر سیاه بود، سی پاره روشنایی -کمتر یا بیشتر- بر دشتی تیره فرود آمدند. ذرات نور در میانهی آسمان چنان در هم آمیختند که هنگام فرود بر زمین، تنها سه پاره شدند. این سه پاره نور به هیبتی همچون انسان، همراه با دست و پا و سر و تن و البته بالهایی شگفتانگیز از جنس فلز در آمدند. جنس بالهاشان چنان بود که با آنها میتوانستند مهیبترینِ صخرهها را بشکافند و از دل آنها عبور کنند. آن سه پارهی نور، که به شکل سه مرد زیباروی در آمده بودند، در مقابل صفهای آغازین لشکر دیوها ایستادند. حضور نورها همهمهای در قلب سپاهیان تاریکی انداخت و سکوت ظاهری آن شب را در هم شکست. طولی نکشید که دیوها و همهی همقطارانشان آن سه نور فرودآمده را در بر گرفتند و در میان انبوهی از یاران خود محاصره کردند. لحظهبهلحظه حلقهی محاصره تنگتر میشد و تاریکی بیش از پیش سه مرد جوان را در بر میگرفت. بوی تعفن نفس دیوها هر دم بیش از پیش میشد..
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.