آشنایی با فلسفه علم معاصر

214,000 تومان

کتاب حاضر متنی آموزشی است که به معرفی مکاتب اصلی فلسفه علم در قرن بیستم می پردازد. در این کتاب ضمن بحث درباره سه مکتب اثبات پذیری، ابطال پذیری و نسبی گرایی، زمینه های پیدایش این سه مکتب معرفی می شود. امتیاز کتاب در این است که با بیان نقدهای هر یک از این مکاتب نسبت به یکدیگر، هم زمان با تکیه بر بیانی از عقل گرایی معتدل، از عینیت دانش تجربی دفاع می کند.

از ذات گرایی و اصل علیت به عنوان دو پیش فرض عقل گرایی و از ماتریالیسم و ادعای جدایی دانش از ارزش، به عنوان دو پیش فرض تجربه گرایی بحث شده است.

فقط 1 عدد در انبار موجود است

شناسه محصول: 9786000202040 دسته: , , برچسب: , ,
توضیحات
نویسنده دکتر رضا صادقی
مترجم ویراستار : لیلا احمدی کمرپشتی
نوبت چاپ 3
تعداد صفحات 428
نوع جلد شومیز
قطع وزیری
سال نشر 1402
سال چاپ اول  ————
موضوع الهیات و فلسفه
نوع کاغذ  —————
وزن 570 گرم
شابک
9786000202040
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.570 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “آشنایی با فلسفه علم معاصر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF
اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

کتاب دیوان عبدالرزاق اصفهانی

125,000 تومان
معرفی کتاب دیوان عبدالرزاق اصفهانی اصفهان در طول قرون متمادی یکی از کانونهای داغ ادب پارسی بود و گویندگان و نویسندگان خوش نامی از آن خطه ظهور کرده اند ؛ یکی از گویندگان پر آوازه ی آن دیار استاد جمال الدین محمد ابن عبدالرزاق اصفهانی است که از قصیده پردازان قرن ششم محسوب می شود. دیوان وی سفره ی رنگارنگی را می ماند که از انواع خوردنی ها می . . .

چشمهایش و ملکوت

110,000 تومان
کتاب چشمهایش و ملکوت نوشته جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان، داستان های فارسی به چاپ رسیده است. بخشی از متن کتاب «بهرام صادقی نه اهل سیاست بود و نه هیچ سر و کاری با هیچ محفل و دار و دسته‌ای داشت. حتا کافه هم نمی‌رفت. قهوه‌خانه می‌رفت و به جاهای پرت و پلا. اما دوستان دلسوز و روشنفکری که در کمین او بودند او را پیدا کردند و به کافه‌ها بردند و به جلسه‌های ادبی و شعرخوانی و داستان‌خوانی کشاندند. هرچند این تلاش‌ها به جایی نرسید و اگر هم به جایی رسید، دوام چندانی پیدا نکرد. حتا وقتی که دوستان تصمیم گرفتند داستان‌های پراکنده‌ای را که در مجلّه‌های سخن و فردوسی و صدف و کتاب هفته چاپ کرده بود جمع و جور کنند و یک مجموعهٔ آبرومندی برای او ترتیب بدهند، خودِ او در دسترس نبود و در گرداوری و ویرایش متن داستان‌هایی که داشت چاپ می‌شد هیچ نظارت و مُراقبتی نکرد و هیچ نقشی نداشت. سالها پیش از انتشار این مجموعهٔ آبرومند و یکی دو ماه پیش از آن که دستنوشتهٔ «ملکوت» را به دست چاپ بدهد، در نامه‌ای به ابوالحسن نجفی می‌نویسد «به دنیای ذهنی خودم پناه برده‌ام» و از احساسی حرف می‌زند که از کودکی با او بوده است و این اواخر در وجودش به شدّت قوّت گرفته است. می‌گوید «از همان اوایل بچگی گاهی حس می‌کردم مثل این که روی زمین نیستم، یعنی به فاصلهٔ چند سانتی‌متر از خاک قدم برمی‌دارم...» و تعریف می‌کند که یک روز آفتابی که با خانواده رفته است باغ و دسته جمعی نشسته‌اند روی ایوانی که جوی آبی از کنارش می‌گذرد، ناگهان احساس می‌کند که سرش داغ شده و خودش را می‌بیند که سبک شده و از روی قالی بلند می‌شود و به هوا می‌رود. «همه چیز وضوح خودش را از دست داد و مه عجیب و غریبی سراسر باغ و گُلها و ایوان را گرفت و همه چیز حاشیه‌دار شد و من احساس کردم که وجودم از خودم مثل این که جدا شد و دیگر در دنیای پدر و مادرم و بچه‌ها و باغ نیستم، مثل این که به جای دیگری رفته‌ام... بعداً به من گفتند که تکانم داده بودند و من فوراً خوب شدم.» اما او هرگز خوب نشد. این واقعه هر چند سالی یک بار تکرار می‌شد و تا بزرگسالی و تا زمانی که این نامه را می‌نوشت و تا سالها بعد ادامه پیدا کرد. به قول خودش، احساس «بیگانگی» به «همه چیز» و تنهایی: «تنهای تنهایم. دیگر همه‌شان را شناخته‌ام... ولشان کن!» عین همین واقعه را در «ملکوت» از زبان «م.‌ ل.» روایت کرده است: «دوازده سال داشتم و با خانواده‌ام به باغ رفته بودیم. آن روز که در ایوان باغ نشستیم و من با گلهای سرخ باغچهٔ جلو ایوان بازی می‌کردم. جوی آب از کنار باغچه می‌گذشت و پونه‌های خودرو عطر خود را با نسیم تا دوردست می‌فرستادند، بچه‌ها پشت سرم به جست و خیز و بازی مشغول بودند و من باز هم از آنها کناره گرفته بودم. چیزی بود که مثل همیشه مرا بسوی انزوا و تنهایی می‌کشاند. ناگهان مادرم از قفا صدایم زد و در همین وقت بود که غنچه‌ای در انگشتانم له شد. دستم از تیغ خار آتش گرفت و من فریاد زدم می‌سوزد.... همه چیز زرد شد و پرده‌ای نگاهم را کدر کرد و مثل اینکه کمی از زمین بلند شدم. سرم گیج رفت و گرمای کشنده‌ای در سراسر بدنم لول خورد...» دکتر حاتم «ملکوت» هم که به دوست و دشمن و آشنا و بیگانه آمپول مرگ تزریق می‌کند، سرش پیر است و تنش جوان و میان مرگ و زندگی در نوسان است. می‌گوید «یک گوشهٔ بدنم مرا به زندگی می‌خواند و گوشهٔ دیگری به مرگ...» و می‌گوید «درد من این است. نمی‌دانم آسمان را قبول کنم یا زمین را... هر کدام برایم جاذبهٔ بخصوصی دارند...» احساس «انزوا» و «تنهایی» دوران کودکی به اندیشهٔ «مرگ» و «نیستی» در جوانی مُنجر شد. از همان سالهای آخر دبیرستان فکر خودکُشی در میان دوستان و همشاگردی‌ها قوّت گرفته بود. یک جور بازی و مسابقهٔ خودکُشی پیش آمده بود. منوچهر فاتحی یکی از دوستانی بود که چند بار تهدید به خودکُشی کرد، اما خودش را نکُشت. تا لب‌لب مُردن رفت، اما زنده و صحیح و سالم برگشت. یکی از همشاگردی‌ها همهٔ تقصیرها را به گردن معلّمی می‌اندازد که از رشت آمده بود و «اگزیستانسیالیست» بود و طرفداران فراوانی پیدا کرده بود. به این دار و دستهٔ ناامیدی که مُدام دم از خودکُشی می‌زدند «اگزی» می‌گفتند.» فهرست کتاب چشمهایش زمین هوا بزرگ علوی: ورق پاره ها و داستان های دیگر بهرام صادقی: قنقنه ها و داستان های دیگر یادداشت

کتاب دمیان

190,000 تومان
«دمیان» یکی از مشهورترین آثار هرمان هسه، نویسنده و برنده جایزه نوبل ادبیات آلمانی است. این رمان بلافاصله پس از جنگ جهانی اول نوشته شد و آیینه تمام‌نمای دوران پس از جنگ و بیداری معنوی نسل جوان آن زمان است. در این کتاب، هسه به بررسی مسائل روحی و معنوی انسان می‌پردازد و به دنبال پاسخ به سوالات وجودی است. داستان زندگی شخصیت اصلی، اميل سينکلر، که جستجوگرِ هویت و معنا در زندگانی‌ است، محور اصلی داستان است. سراسر کتاب «دمیان» مملو از تمثیل‌های پر معناست. دو قهرمان داستان، اميل سينکلر و دمیان، هر چند در سرنوشت مشترک و اسرارآمیزی که دارند مکمل وجود یکدیگرند، اما در واقع دو بخش از یک شخصیت واحد هستند که نماد دوگانگی درونی انسان و مبارزه بین نیروهای خیر و شر در درون اوست.  هسه در این اثر به ترسیم سفر معنوی انسان از کودکی پرشور تا جوانی ایدئولوژی‌زده می‌پردازد. او با استفاده از نمادها و تمثیل‌های عرفانی، مسیر تکامل روحی و معنوی انسان را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه انسان می‌تواند با شناخت خویشتن و درک دوگانگی درونی خود، به وحدت و آرامش درونی دست یابد. در مجموع، «دمیان» اثری ماندگار و تاثیرگذار است که با زبانی شاعرانه و نمادین، مسائل وجودی انسان را مطرح می‌کند و به دنبال پاسخ به سوالات بنیادین زندگی استکتاب «دمیان» یکی از مشهورترین آثار «هرمان هسه» در سال ۱۹۱۹ منتشر شده است و به موضوعاتی از جمله فردیت، کشف خود و بیداری معنوی می‌پردازد. داستان این رمان توسط شخصیت اصلی آن که «امیل سینکلر» نام دارد روایت می‌شود. امیل با ماکس دمیان، همکلاسی متفاوت خود آشنا می‌شود و دوست جدیدش او را به دنیایی پر از ایده‌های فلسفی می‌برد. هر چه شخصیت اصلی رمان، تحت تأثیر دیدگاه‌های دمیان قرار می‌گیرد، او بیشتر به سمت کشف خود و شورش علیه سنت‌های جامعه سوق داده می‌شود. اگر به دنبال یک رمان عمیق و معنوی هستید که مطالعه‌ی آن منجر به تأمل و اندیشیدن در مسائل فلسفی و انسانی شود، کتاب «دمیان» انتخاب بسیار مناسبی برایتان به شمار می‌آید. در کتاب «دمیان» اثر هرمان هسه، تفکرات نیچه و آموزه‌های یونگ به وضوح قابل مشاهده است.

کتاب بحران های هویت

220,000 تومان
معرفی کتاب بحران های هویت هرچند امروز مقوله پست مدرن در فضای فرهنگی جهان حضوری مستمر یافته است، اما کمتر توجهی به شرایط اجتماعی برآمدن آن شده است. رابرت دان، نویسنده کتاب بر این نظر است که تبیین نظریه پست مدرن به واسطه نقد مدرنیته، یعنی به واسطه نقد فاعل شناسایی قدر قدرت، نه فقط کفاف درک وضعیت پست مدرنیته را نمی دهد بلکهفضای مخدوشی را به وجود می آورد

ماشین بازی جلد 4، موتور سواری می کنم

15,000 تومان
ماشین بازی جلد 4 نویسنده امیلی بومون مترجم راضیه خوئینی نوبت چاپ ——- تعداد صفحات 16 نوع جلد شوميز ـ

کتاب برادران جمال‌زاده

75,000 تومان

معرفی کتاب برادران جمال‌زاده

کتاب برادران جمال‌زاده اثر احمد اخوت، یک مجموعه داستان با حال و هوایی شاعرانه است. در این اثر شانزده داستان کوتاه روایت می‌شود که در بسیاری از آن‌ها شخصیت‌های تاریخی هم حضور دارند. این اثر در سال 1382 برندۀ بهترین مجموعۀ داستان از جایزۀ ادبی اصفهان شده است.

دربارۀ کتاب برادران جمال‌زاده

احمد اخوت در کتاب برادران جمال‌زاده شانزده داستان کوتاه را روایت می‌کند. کتاب نامبرده دارای فضایی شاعرانه و تشبیه‌ها استعاره‌های بدیعی است که لذت خواندن آن را دو چندان می‌سازند. اخوت با ارجاع به زمان‌های گذشته و خاطره‌های مربوط به آن، فضایی نوستالژیک را در این کتاب ترسیم می‌کند. گذشته‌ای که او آن را در داستان‌هایش توصیف می‌کند، در مقابل تنهایی و گوشه‌گیری امروز قرار می‌گیرد. به گفته‌ی خودش،‌ او این کتاب را در اوایل دهۀ هفتاد نوشته اما آن را یک دهه بعد، یعنی در اوایل دهۀ هشتاد منتشر کرده است. احمد اخوت در داستان‌هایش ماجراهای «من» و «دیگری» را تعریف می‌کند که این توصیف تا حدی به کتاب یک وجهۀ فلسفی می‌دهد. تعدادی از شخصیت‌های تاریخی نیز در این میان به مرور مطرح می‌شوند. نویسنده گاهی اوقات مرز میان زندگی واقعی خود و ماجرای داستان را درهم می‌آمیزد و فضایی جذاب را می‌آفریند. گفته می‌شود که او در نوشتن این کتاب از خورخه لوئیس بورخس تأثیراتی گرفته است و این تأثیر را در حال و هوای داستان‌ها می‌توان احساس کرد.