تاریخ ترجمه در ایران

85,000 تومان

از دوران باستان تا پایان عصر قاجار
ویراستار: کامران فانی
نوشتن تاریخ ترجمه هر زبانی، یا هر کشوری، کار چند و چندین تن نیست. تا زمانی که همه آثار ترجمه شده یا دست کم بخش‌هایی از همه ترجمه‌ها را مقابله‌گران مسلط به دو زبان مبدأ و مقصد و موضوع اثر با اصل آنها مطابقت ندهند و جمع بندی حاصل از ارزشیابی مجموع ترجمه‌ها، با توجه به عامل‌های موثر بر آنها به دست نیامده باشد راه برای نگارش تاریخ ترجمه در معنای واقعی آن هموار نخواهد شد.
عبدالحسین آذرنگ از پژوهشگران مطلع تاریخ نشر ایران این بار به سراغ تاریخ ترجمه رفته است. تاریخ ترجمه در ایران، از دیرینه ترین روزگار تا عصر کنونی‌ ما، شاهد بروز و ظهور چند جنبش ترجمه در چند دوره متفاوت تاریخی بوده است. مانند جنبش‌هایی در عصر ساسانیان، سامانیان، قاجاریان، دهه‌های ١٣٢٠-١٣٤٠ شمسی و پس از انقلاب ١٣٥٧.
کتاب حاضر تا پایان دوره قاجار به انتهای تحقیق و پژوهش خود می‌رسد و نویسنده تأکید دارد که باید همه ترجمه‌ها از سال ١٣٠٠ خورشیدی تا ١٣٥٧ بررسی و ارزیابی شود تا بتوان تاریخ ترجمه بعد از دوره قاجار تا پایان دوره پهلوی را به نگارش درآورد.
ویراستاری و نظارت محتوایی کتاب تاریخ ترجمه در ایران را همانگونه که نویسنده درخواست کرده استاد کامران فانی به انجام رسانده است. عبدالحسین آذرنگ محقق و پژوهشگر تاریخ نشر است که پیش تر از او کتابهای  مختلفی در حوزه تاریخ نشر ایران منتشر شده است.

فقط 1 عدد در انبار موجود است

توضیحات

تاریخ ترجمه در ایران

نویسنده
عبدالحسین آذرنگ
مترجم
——-
نوبت چاپ ٣
تعداد صفحات ٤٤٠
نوع جلد شومیز
قطع رقعی
سال نشر ١٤٠٠
سال چاپ اول ١٣٩٤
موضوع
ادبیات فارسی – تاریخ و نقد
نوع کاغذ تحریر
وزن 510 گرم
شابک
9786002781796
حمل و نقل
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تاریخ ترجمه در ایران”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Samaneh Fathi
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

روژی یار

6,000 تومان
روژی یار قصه دختری است به همین نام که روزگار با او سر ناسازگاری دارد: «پدرم در جوانی عاشق دختر کُردی بود به نام روژی یار. اسم او را روی من گذاشت. دوست داشت صدام کند، خسته نمی‌شد از این کار. صدا زدن من براش عادت شده بود، شاید هم یک جور کیف ساده و گذرا نصیبش می‌کرد.» روژی یار عاشق این است که بچه‌دار شود و هر بار در ازدواج‌هایش بخاطر این موضوع ناکام می‌ماند: «این که دلم می‌خواست بچه داشته باشم فقط به خاطر زن بودنم یا جوان بودنم نبود. بیشتر زن‌ها دوست دارند بچه‌دار شوند، به همین سادگی. عالم و آدم بگویند بچه‌دار نمی‌شوی زیر بار نمی‌روم. باید بچه‌دار شوم، سم قاطر که نخورده‌ام... وقتی چیزی را می‌خواستم، با تمام وجود می‌خواستم و...» روژی یار در روایتی که بازگو می‌کند تقصیرها و ناکامی‌ها را به همسرش نسبت می‌دهد و آنگاه که از او جدا می‌شود تن به ازدواج دیگر می‌دهد. اما این بار هم ناکام می‌ماند و پدر او را روانه دکتر می‌کند شاید که افاقه کند، اما... در مرور خاطرات روژی یار در می‌یابیم زندگی بی رحمانه تر از آن است که به او لبخند بزند، مخاطراتی پیش روست که او فکر بچه دار شدن را از سر بیرون می‌کند: «فکر بچه دار شدن را از سرم بیرون کرده بودم، بیرون که نه، فرستادم بودمش گوشه‌ای پرت و دور از ذهنم داشتم مثل آدمیزاد زندگی‌ام را می‌کردم تا اینکه...» «فریده خرمی» نویسنده و مترجم، پیش از این کتاب «دختر خاله ونگوگ» را نوشته است.

تاریخ ایران

440,000 تومان

تاریخ ایران کتابی ارزنده و درخور توجه از نشریات دانشگاه آکسفورد است. این کتاب در عین مجمل بودن، منبعی راهگشا، مفید و قابل اعتماد دربارۀ تاریخ ایران است. آنچه این کتاب را از دیگر آثاری که در این زمینه نوشته شده‌اند متمایز می‌کند نگاه یکسان آن به دوره‌های مختلف تاریخ ایران است. کتاب با مقاله‌ای دربارۀ دوران پارینه سنگی و ظهور شاهنشاهی هخامنشی آغاز می‌شود و با مقاله‌ای با عنوان «ایران پس از انقلاب (۱۳۵۷_۱۳۸۸ ه.ش)» پایان می‌پذیرد.این پژوهش در شانزده مقالۀ تخصصی، که حاصل تلاش کارشناسان دوره‌های مختلف تاریخ ایران است، اطلاعات مفید و ارزشمندی در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دهد.

آینه تال

16,000 تومان
«بی‌مَردی» شاید اولین دلیل باشد که زنِ راویِ رمان «آینه تال» بخواهد خودش را ثابت کند. بعد از سال‌ها مدیریت کترینگی کوچک که تنها جشن‌های جمع‌وجور تولد و نامزدی و گودبای‌پارتی را برگزار می‌کرده و با مشتری‌های بدحساب، پرتوقع و تازه‌به‌دوران رسیده سر و کله می‌زده، یک‌باره تصمیم می‌گیرد بپرد وسط یک چالش بزرگ. قرارداد برگزاری یک جشن بزرگ ششصدنفره را امضا می‌کند تا برای پسر یک کارخانه‌دار معروف عروسی‌ای شاهانه برپا کند... بی‌خبر از آخر و عاقبت این ریسک بزرگ، صابون همه دوندگی‌ها و هماهنگی‌های بی‌پایان با ظروفچی‌ها و خالتورها و آشپزها و آتش‌بازها را به تن می‌مالد. در عین حال می‌ایستد روبه‌روی مادر، ناپدری و بهرام‌خانی که می‌خواهد جوانی کند و پسربچه پنج‌ساله‌اش که حالا مرد کوچکی شده با انگشتی که نشانه می‌رود و متهم می‌کند... همه این‌ها زن راوی «آینه تال» را تا آن‌جا می‌برد که برای گرفتن حقش در خانه‌‌ای را با لگد بکوبد، چهارزانو وسط کوچه بست بنشیند و... در قسمتی از کتاب می‌خوانیم: تایلندی راست‌راستی تایلندی نیست، فقط چون از تایلند جنس می‌آورد، اسمش شده تایلندی؛ مثل نون‌خشکی که مسلماً اسمش نون‌خشک نیست!  قدیم‌ها یک ترکیه‌ای هم بود و قبل‌تر از آن یک قشمی، اما اب نادرخان با آن‌ها توی یک جوی نرفت...   نقدی بر این کتاب

ما در عکس‌ها زندگی می‌کنیم

7,000 تومان
ناشر: هیلا رمان « ما در عکس‌ها زندگی می‌کنیم » ماجرای دختری است به نام پری که نیمی از زندگی‌اش را در ایران گذرانده است و خیلی عاشق حرفه عکاسی است . او رابطه خاصی با مادربزرگش دارد . پری از سال‌های دور عاشق عکس‌های سیاه و سفید بوده اما نامزدش این عکس‌ها را دوست ندارد . حتی برایش این عکس‌ها دلهره آورند . چرا که در اوایل آشنایی با عماد ، او یک روز مؤدبانه فاش کرد که از سه چیز در دنیا خوشش نمی‌آید و حتی از آنها می‌هراسد : عکس‌های سیاه و سفید ، موزه‌های بزرگ و سلسله قاجار . باران بند آمده ، اما هنوز شیشه‌ها تر است . عماد و پسرک کمک کرده‌اند تا ظرف‌ها را جمع کنم ، همه را کوه کرده‌ام توی سینک و ایستاده‌ام به شستن . پسرک خیره مانده است به من ، پرسیده که کمک نمی‌خواهم ؟ گفتم که نه این طوری راحت‌ترم . بعد یک دفعه از دهنم پریده : مردها الان پیپ می‌کشند اگر می‌خواهید حوصله‌تان سر نرود ، می‌توانید نگاهی به قاب‌های روی دیوار بیندازید . پری‌ناز رئیسی در اولین کتاب خود روایتگر زوایای جسته گریخته سه دهه از زندگی یک زن ایرانی است . « ما در عکس‌ها زندگی می‌کنیم » روایتی غیرخطی از حال و گذشته زنی است شیفته عکاسی که در ایران پس از انقلاب به دنیا آمده و بزرگ شده و اکنون جزو مهاجران نسل سوم ایرانیان مقیم اروپا به شمار می‌رود . این کتاب در ١٥٢ صفحه  منتشر شده است .

ماجرا از این قرار بود که . . .

2,700 تومان
همه آدم‌ها ، تقریباً همه آدم‌ها ، وقتی زیادی ناراحت می‌شوند از چشمشان اشک می‌آید ، موقع خنده صدایی شبیه هق‌هقی سرخوشانه از گلو بیرون می‌دهند و وقتی هم به سفر می‌روند سعی می‌کنند سر خودشان را با دیدنی‌های شهر تازه گرم کنند . همه شهرها هم ، تقریباً همه شهرها ، برای خودشان دیدنی‌هایی دارند و شنیدنی‌هایی . . . و البته بوئیدنی‌هایی و . . . صد البته خوردنی‌هایی . گفتن ندارد که بعضی شهرها و بعضی آدم‌ها هم اینطور نیستند . بعضی شهرها را جان به جانشان کنی نمی‌توانند به معنای سرگرم‌کننده قضیه ، سرگرم‌کننده به حساب بیایند . یک نفر هم هست که جان به جانش کنی نمی‌تواند مثل همه آدم‌ها ، تقریباً همه آدم‌ها ، خوشحال یا ناراحت بشود . یعنی نمی‌تواند مثل همه آدم‌ها ، تقریباً همه آدم‌ها گریه کند یا بخندد . این آدم برای سرگرمی هم روش‌های خاص خودش را دارد ، اینطور که واقعاً نمی‌تواند مثل همه آدم‌ها ، تقریباً همه آدم‌ها ، مثل آدم سر خودش را گرم کند . . . . گندش را بالا می‌آورد ، کوچکترین اتفاقی می‌تواند باعث شود شاخ دربیاورد و پاش بیفتد واقعاً شاخ هم درمی‌آورد ، واقعاً یک شاخ واقعی ، جداً یک شاخ جدی . حالا تصور کنید این یک نفر تصمیم بگیرد برود به یکی از آن بعضی شهرها . . . . خب ، این ماجرای همان یک نفر است در یکی از آن بعضی شهرها .

شهرزاد چاه

17,000 تومان
زن جوانی که در تهران زندگی می‌کند، دایه پیر او، مادربزرگش و یک راوی دانای کل، هر یک گوشه‌ای از زندگی گذشته و ماجراهایی را که در زمان حال می‌گذرد بازگو می‌کنند: «صبح، عوض این‌که وایستم روی چهارپایه روشویی دست و رو بشورم. می‌روم لب حوض. لبه دامنم رو می‌کنم زیر کمربند، شیر روی ستون سنگی ‌رو که ننه نیلو سفت‌سفت می‌بنده به زور وا می‌کنم. تا آخر می‌پیچونمش تا آب از دهن پرنده بزنه بیرون. بعد سرم رو می‌برم جلو و صورتم، موهام، بلوز و دامنم خیس می‌شه. ننه نیلو همیشه دعوا می‌کنه ولی این قده کیف داره...! پرنده‌هه سفید و پادراز و کاکلیه. خانوم خانوما بهش می‌گه حواصیل. ننه نیلو می‌گه دریاسری. دستش رو می‌گیره جلو دهنش، صداش رو در می‌آره. صدای دریاسری بَده ولی خودش خیلی قشنگه. همین که ننه نیلو موهام رو می‌بافه و چشم‌نظر صدفی رو به پیرهنم سنجاق می‌کنه، از اتاق رو به آفتاب می‌دُوم بیرون که برم پیش خانم خانوما. خانم خانوما بعضی روزا که فقط خودش می‌دونه و خانومای همسایه توی اتاق مهمونخونه، که سردرش یه خورشید خانوم گنده و دوتا خورشید خانوم کوچولو داره، زن‌ها رو می‌بینه. زن‌ها می‌آن خوابشون رو براش تعریف می‌کنن. اونم یه چیزایی واسه‌شون تعریف می‌کنه. بعضیا می‌ترسن، بعضیا می‌خندن، بعضیا گریه می‌کنن. دو ساعت مونده به اذون ظهر، ننه نیلو دیگه کسی رو راه نمی‌ده. تا صدای اذون از مسجد می‌آد، خانوم خانوما داره لب حوض دست و رو می‌شوره. دم سجاده‌اش می‌شینم تا نمازش تموم بشه و ننه نیلو سفره ناهارو پهن کنه... .» حوادث این داستان، در تهران و در روستایی در گیلان به نام «سیاه آتش» و نیز در گوشه‌هایی از سرزمین هفتاد و دوملت یعنی هندوستان می‌گذرد. روابط، مرتبط و حکایات به هم پیوسته‌اند و نوعی پازل را در کنار یکدیگر، تشکیل می‌دهند.