تاریخ راک اند رول
75,000 تومان
راک اندرول زمانی که به دنیای موسیقی و بازار آن پا گذاشت صنعت موسیقی آن را خیلی جدی نمیگرفت. رؤسای شرکتهای ضبط و پخش، مدیران ایستگاههای رادیویی و برگزارکنندگان کنسرتها آن را نوعی هوس احمقانه میدانستند و معتقد بودند خیلی زود از صحنه روزگار محو خواهد شد. راک اندرول که بعدها به راک معروف شد، موسیقی غالب قرن بیستم است. نزدیک به نیم قرن پس از به صحنه آمدن اولین گروههای راک، این موسیقی هنوز تا حدود زیادی موجودیت خود را حفظ کرده است. این موسیقی هنوز طرفداران خود را دارد.
نه تنها در سراسر جهان موسیقی روز و حال میلیونها نفر است و میتواند وزن و نفوذی عظیم را به دوش بکشد، که در ضمن موسیقی پسزمینه زندگی روزمره هم هست و صدایش در همه جا از تلویزیون و رادیو تا سوپر مارکتها و مراکز خرید به گوش میرسد.
معروف است که تعریف «راک» سخت است اگر از یک دو جین نوازنده و هوادار راک بخواهید آن را برای شما تعریف کند یک دوجین پاسخ متفاوت خواهید شنید، شاید بهتر است بگوییم شاخههای متعدد راک از اولین خوانندگان راکاندرول دهه ١٩٥٠ ریشه گرفتهاند.
فقط 1 عدد در انبار موجود است
تاریخ راک اند رول
نویسنده |
آدام ووگ
|
مترجم |
آرش عزیزی
|
نوبت چاپ | ٤ |
تعداد صفحات | ١٦٠ |
نوع جلد | سلفون |
قطع | رقعی |
سال نشر | ١٤٠١ |
سال چاپ اول | ١٣٩٣ |
موضوع |
تاریخ
|
نوع کاغذ | تحریر |
وزن | ٤٢٦ گرم |
شابک |
9789643118099
|
وزن | 0.426 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Samaneh Fathi
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
قلعه مرغی؛ روزگار هرمی
شبکههای هرمی و حکایت پولدار شدن. اگه پول داشته باشی همه چیز داری. زن، بچه، همهچی. « قلعه مرغی؛ روزگار هرمی » داستان پسر نوجوانی را روایت میکند که بر اثر حوادثی به سمت شبکههای هرمی کشیده میشود و با اتفاقات غیر قابل پیشبینی روبرو میشود . داستان یک تم اجتماعی دارد و در محلهای از محلههای جنوب شهر ( قلعهمرغی ) میگذرد : « پول خوشبختی نمیآره. همه میدونن. برو از هر کسی میخواهی بپرس. مگه همین اصغر نبود. اون همه پول پیدا کرد، آخرشم اون جور شد. » اصغر مقنی را همه میشناختند.
چند سال پیش سمت قزلقلعه، موقع چاه کنی خورده بود به یک زیر خاکی. توی یک چشم به هم زدن زندگیاش زیر و رو شد. زبان بسته از بس ذوق زده شده بود، چنان ریخت و پاشی کرد که سال نشده به خودش آمد، دید همان یک زنی هم که داشت از چنگش درآمده و خداحافظ.
- برندهی جایزهی بهترین رمان اول بنیاد هوشنگ گلشیری ۱۳۹۱
قلعۀ کارپاتها
در وِرست، یکی از روستاهای ترانسیلوانی در کشور رومانی، ماجراهای مرموزی در حال وقوع است و منشأ همۀ این ماجراها قلعۀ متروکه و مخوفی معروف به قلعۀ کارپاتهاست. اهالی ورست بر این باورند که این قلعه در تسخیر ارواح و اشباح است، از این رو احدی جرئت نمیکند حتی به آنجا نزدیک شود. همچنین باور دارند که افتادن آخرین شاخۀ درخت راشِ نزدیک قلعه مصادف خواهد شد با نابودی و ویرانی قلعه. تا اینکه یک روز فریکِ چوپان، به لطفِ دوربینی دوچشمی، میبیند که دود از دودکش قلعه برمیخیزد و این اتفاق به شایعاتی دامن میزند حول اینکه آیا موجوداتی انسانی آنجا ساکن شدهاند یا موجوداتی ماورایطبیعی. اهالی روستا به قدری کنجکاو میشوند که تصمیم میگیرند دل را به دریا بزنند و راهی آن قلعۀ مرموز شوند، بلکه از راز آن سردربیاورند. اما چه کسی جرئت میکند؟ فقط نیک دک، جنگلبان شجاع، و دکتر پاتاک، البته دومی بهاجبار. اما...
در این داستان با شخصیتهای جذابی آشنا میشویم از جمله بارون رودولف دوگورتز، آخرین بازماندۀ خاندان دوگورتز و مالک قلعۀ کارپاتها، و فرانس دوتِلِک، نجیبزدهای عاشقپیشه، که اگر نبود جسارت و نیز شیفتگیِ او نسبت به داستانهای اسرارآمیز، راز ساکنانِ قلعه هرگز فاش نمیشد.
ممکن است حین خواندن این داستان فکر کنید ژول ورن، برخلاف اغلب کتابهایش، از عناصر علمیِ چندانی بهره نبرده است. اما اینطور نیست، چراکه او از طریق اورفانیک، دانشمند و نابغهٔ قدرنادیدهٔ داستان، از «الکتریسیته»، که بهدرستی «روح جهان» نام گرفته، و نیز از تلفن و حتی گرامافون برای رسیدن به مقاصد شومش بهرۀ وافری میبرد، به طوری که ممکن است، تحت تأثیر وقایع داستان، از این اختراعات مفید بشری بیزار شوید.
گمان بر این است که برام استوکر، نویسندۀ ایرلندی، از این رمان ژول ورن برای نوشتن رمان خودش دراکولا در سال ۱۸۹۷ الهام گرفته است.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.