
تاریخ فلسفهی راتلج 10: فلسفهی معنا، معرفت و ارزش در سدهی بیستم
525,000 تومان
معرفی کتاب تاریخ فلسفهی راتلج – جلد دهم: فلسفهی معنا، معرفت و ارزش در سدهی بیستم
کتاب تاریخ فلسفهی راتلج – جلد دهم: فلسفهی معنا، معرفت و ارزش در سدهی بیستم، در ادامهی نُه مجلد قبلی مجموعهی تاریخ فلسفه راتلج، شرحی از مباحث اصلی فلسفهی غرب را در زمینهی زیباییشناسی، اخلاق، دین و… به خوانندگان ارائه میدهد. گروه نویسندگانی که در نگارش این اثر مشارکت داشتهاند، به سرپرستی جان کنفیلد، در هر کدام از بخشهای کتاب، به یکی از وجوه فلسفهی غربی در قرن بیستم پرداختهاند.
دربارهی کتاب تاریخ فلسفهی راتلج – جلد دهم: فلسفهی معنا، معرفت و ارزش در سدهی بیستم
گروهی از نویسندگان که همگی از متخصصان و صاحبنظران حوزهی تاریخ فلسفه به شمار میروند، نگارش بخشهای مختلف کتاب تاریخ فلسفهی راتلج – جلد دهم: فلسفهی معنا، معرفت و ارزش در سدهی بیستم (Philosophy of Meaning, Knowledge and Value in the Twentieth Century) را به عهده داشتهاند.
اثر حاضر واپسین مجلد از دهگانهای محسوب میشود که برای معرفی تاریخ فلسفهی غرب تدوین شده است. سرویراستاری این اثر را جان کنفیلد به عهده داشته است.
در ابتدای کتاب حاضر ابتدا مطالبی مقدماتی در رابطه با موضوعات محوری مجموعهی تاریخ فلسفهی راتلج مطرح شده و برای مخاطبان توضیح داده میشود که قرار است در این اثر با چه مباحث و موضوعاتی روبهرو شوند. در ادامه، یادداشتی از ویراستاران اصلی مجموعه با نامهای جی. آر. اچ. پارکینسون و اس. جی. شانکر بیان شده که مطالب کلی کتاب را برای مخاطبان مشخص میکنند.
برای اینکه با نویسندگان این کتاب و جایگاه علمی ایشان بیشتر آشنا شوید، در همان صفحاتی ابتدایی کتاب، بخشی نیز به معرفی این نویسندگان اختصاص یافته. بدنهی اصلی کتاب چهارده بخش را شامل میشود. در بخش اول به فلسفهی زبان پرداخته شده و در بخش دوم به جهتگیریهای صوری فلسفهی زبان اشاره شده است.
فقط 2 عدد در انبار موجود است
تاریخ فلسفهی راتلج 10: فلسفهی معنا، معرفت و ارزش در سدهی بیستم
نویسنده |
جان کنفیلد
|
مترجم |
علی معظمی
|
نوبت چاپ | 4 |
تعداد صفحات | 742 |
نوع جلد | گالینگور |
قطع | رقعی |
سال نشر | 1403 |
سال چاپ اول | —— |
موضوع |
فلسفه و حکمت
|
نوع کاغذ | —— |
وزن | 0 گرم |
شابک |
9786220110453
|
وزن | 0.0 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: aisa
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
مجوس
در بخشی از کتاب مجوس میخوانیم
آتن گردوخاک بود و خشکی، اُخرایی و خاکستری. حتی نخلها هم به نظر کلافه میآمدند، تمام انسانیتِ انسانها عقب نشسته بود پشت پوستهای تیره و عینکهای حتی تیرهتر. ساعت دوی بعدازظهر شهر و شهروندان لُنگ انداختند؛ خیابانها خالی شدند، تسلیم رخوت و گرما. پشت پردهی کشیدهی اتاقی در هتل پیرئوس روی تختم ولو شدم و چرت زدم. شهر دیگر برایم قابلتحمل نبود. پس از بورانی دیگر نزول به عصر جدید و تشکیلات و اضطرابش کاملاً حالم را دگرگون میکرد. ساعات ملالآور بعدازظهر کش میآمد. هر چه زمان دیدار الیسون نزدیکتر میشد انگیزهام را بیشتر از دست میدادم. میدانستم فقط از سر لجبازی آمدهام آتن. شش روز قبل او برایم حکم کاچی به از هیچی را داشت، ولی دو ساعتی که در هتل گذراندم پستفطرتیام را بدل کرد به احساس گناه. بههرحال اصلاً تمایلی به برقراری رابطهی نزدیک با او نداشتم. فکرش را هم نمیکردم نه به خاطر او، به خاطر لیلی. نمیخواستم گولش بزنم و به نظرم فقط یک روش مرا به هدفم میرساند؛ کاری میکردم دلش به حالم بسوزد و فاصلهام را با او حفظ میکردم. ساعت پنج بلند شدم، حمام کردم و برای فرودگاه تاکسی گرفتم. روی نیمکت درازِ روبهروی پیشخان پذیرش نشستم، اما بعد جایم را عوض کردم چون با عصبانیت متوجه شدم لحظهبهلحظه مضطربتر میشوم. چندین مهماندار سریع از جلوم گذشتند شقورق، مرتب، به شکلی حرفهای زیبا، بیشتر عاشقِ جذاب جلوه کردن بودند تا خودِ جذابیت. ساعت شش شد، شش و ربع. به خودم نهیب زدم بروم سمت پیشخان. دختری آنجا بود با لباسفُرم تنگ و دندان براق و چشمان قهوهای سیر که اداواطوارش به آرایش افراطیاش میآمد.مرگ ايوان ايليچ
در بخشی از کتاب مرگ ایوان ایلیچ میخوانیم
زندگى را در خانهى جدید شروع کردند و وقتى خوب مستقر شدند و به جاى جدید خو گرفتند، چنانکه معمولاً چنین است، دیدند که فقط یک اتاق کم دارند و نیز درآمدشان، گرچه فوقالعاده زیاد شده بود، اگر اندکى فقط پانصد روبل بیشتر مىبود دیگر نقصى در زندگىشان نمىماند. در آغاز کار که هنوز خوب مستقر نشده بودند و چیزهایى مانده بود که بخرند یا سفارش دهند، و این یا آن مبل را جابهجا، یا فلان و بهمان را باهم جور کنند، احساس بسیار خوشایندى داشتند. گرچه اختلافنظرهایى میان زن و شوهر باقى بود ولى هر دو به قدرى خشنود بودند و کارهاى کردنى به قدرى زیاد بود که بىجدال زیاد باهم کنار مىآمدند. وقتى دیگر کارى باقى نماند که کرده شود زندگى اندکى رنگ ملال گرفت و احساس کمبود آشکار شد. اما رفتهرفته آشنایىهایى پیدا مىشد و عادتهایى پدید مىآمد و زندگىشان هر طور بود پر مىشد. ایوان ایلیچ صبح را در دادگاه مىگذرانید و براى ناهار به خانه مىآمد و ابتدا از این روال رضایت داشت و شادکام بود، هر چند که زندگى از اندکى دلآزارى خالى نبود، که تازه آن هم سرچشمهاش همین خانه بود. (کوچکترین لکه روى سفره یا پارچهى دیوارپوش، یا بریدن ریسمان پرده و از این نوع سخت به خشمش مىآورد. به قدرى براى آراستن خانه رنج برده بود که اندکى ضایع شدن صورت ظاهر آن برایش سخت دردناک بود.) اما بهطور کلى زندگىاش طورى مىگذشت که به عقیدهى او بایسته بود، یعنى باآسودگى و لذت و باآبرومندى. ساعت نه از خواب برمىخاست، قهوهاش را مىنوشید و روزنامهاش را مىخواند، بعد اونیفورم قضاوت به تن مىکرد و به دادگاه مىرفت و آنجا طوق اسب عصارى آماده بود و فورا بر گردنش مىافتاد.شاهنامهی فردوسی به نثر (جلد 10، بخش 2): پادشاهی لهراسب تا پایان هفت خوان اسفندیار
در بخشی از کتاب شاهنامه فردوسی - جلد 10: از پادشاهی لهراسب تا پایان هفت خوان اسفندیار میخوانیم
داستان کتایون دختر قیصر تقدیر چنان بود که در این موقع قیصر متوجه شد که دخترش جا افتاده و بخت و اقبالش بلندی گرفته و فهمید که زمان شوهرکردن اوست. پس بزرگان دانشمند و رایزن را در کاخش جمع کرد و هرکس دیگری را که درخور دخترش بود از آن نامآوران بالنده، در کاخ جمع کرد و دختر ماهرویش هم در میان آنها به قصد انتخاب جفت میگشت. کنیزان دورش را گرفته بودند و او در میان آن جمع کسی را به مردی نمیدید. در سراپردهی قیصر، سه دختر نامآور بودند که در قدوبالا و چهره و در آهستگی و سزاواری و شایستگی نظیر نداشتند. نام دختر بزرگتر کتایون و بسیار خردمند و پاکنهاد و شادکام بود. کتایون یک شب در خواب دید که تمام کشور از آفتاب روشن شد و جمعی از مردان پدیدار شدند که از انبوه مردم جدا بودند. سرور آن انجمن بیگانهای دلافروز و فرزانه بود که قد سرو و صورتی ماهگونه داشت و درخور تخت شاهی بود. کتایون دستهگلی به او داد و وقتی از او بازستاند، آن دستهگل پُررنگوبو شد. سحرگاه وقتی خورشید طلوع کرد و تمام نامداران از خواب بیدار شدند، قیصر بزرگ، هرکس را که دلاور و بزرگ بود جمع کرد و همه را به شادی در بارگاهش نشاند و بعد پریچهرهی خود را فراخواند. کتایون با شصت کنیز، درحالیکه دستهگلی بهدست داشت، به بارگاه پدر رفت و آنقدر در میان آن جمع گشت که خسته شد؛ امّا از میان آنها، هیچکس را نپسندید. پس خرامان و گریان و درحالیکه طالب یافتن جفتش بود، عزم رفتن به سراپرده کرد. همان موقع زمین مانند پَر زاغ سیاه شد، تا اینکه ماه همچون چراغی از سر کوه برآمد.فهرست مطالب کتاب
پادشاهی لهراسب پادشاهی گشتاسب هفتخوان اسفندیاردر دفاع از فهم: سخنرانیهای آلبر کامو (1958_1936)
معرفی کتاب در دفاع از فهم: سخنرانیهای آلبر کامو 1958 - 1936
کتاب در دفاع از فهم، دربردارندهی متن سیوچهار سخنرانی آلبر کامو است که طی حدود بیست سال، با موضوعات مختلف و در محافل گوناگون بیان شدهاند. عمدهی مضامین این کتاب یا در حوزهی فلسفه، سیاست و تاریخ میگنجند یا دیگر وجوه حیات انسانی را مد نظر داشتهاند. کتابی که مقابلتان قرار گرفته، شما را با مبانی فکری یکی از داستاننویسان و فلاسفهی مطرح جهان بیشتر آشنا خواهد کرد.دربارهی کتاب در دفاع از فهم
ممکن است بیشتر مخاطبان، آلبر کامو (Albert Camus) را با آثار ادبی برجسته و ماندگارش به یاد بیاورند و او را صرفاً داستاننویسی نابغه در تاریخ ادبیات معاصر بدانند. چنین مخاطبانی حتماً متعجب خواهند شد اگر پی ببرند که کامو علاوهبر نویسندگی، در سخنرانیهای پرشور و خطابههای اعتراضی نیز ید طولایی داشته است. برای اینکه با اندیشههای وی در خلال سخنرانیهایش آشنا شوید، پیشنهاد ما این است که هرچه سریعتر کتاب در دفاع از فهم (Conférences et discours) را تهیه کنید تا به گنجینهای از تمامی سخنرانیهای کامو، به مناسبتهای گوناگون و با موضوعات متنوع، دسترسی داشته باشید. آنچه در اثر حاضر میخوانید، مجموعهای است از متن سیوچهار سخنرانی کامو طی سالهای 1936 تا 1958. با وجود اینکه آلبر کامو با سخنرانی میانهی خوبی نداشته و تصور میکرده سخنران خوبی نیست، اما به نظر میرسد در سخنرانیهایش نیز مانند رمانها، مقالات و جستارهایش، خوش درخشیده و توانسته رضایت خاطر مخاطبان را جلب کند. جالب است بدانید او با اینکه هنگام ارائهی سخنرانیهایش، نویسندهی سرشناسی بوده اما در هیچکدام از سخنرانیها، هیچ اشارهای به متنها و داستانهایش نکرده است! بااینحال، مسئلهی «تعهد هنرمند» در سخنانش بهوضوح دیده میشود. بنابراین، اگرچه کامو در خطابههایش، سخنی از کتابها و رمانهایش به میان نیاورده اما همواره هویت خود را بهعنوان یک هنرمند حفظ کرده و آن را در سخنرانیهایش نیز نشان داده است. این متفکر روشنفکر، در تلاش بوده تا هنگام سخنرانیهایش، تعهد خود را بهعنوان یک انسان و مسئولیتی را که نسبت به سایر انسانها داشته، شرح بدهد. همچنین صدای اعتراض نسلی باشد که لابهلای محدودیتها، در حال نابود شدن است. کامو چه در آثار ادبی و چه بهعنوان یک فیلسوف و سخنران، به دنبال راهی برای درک «بحران بشر» و نشان دادن چهرهی پلید آن بوده است. همچنین میکوشیده تا مرهمی برای زخمهای دیرینهی بشریت عرضه کند. او معتقد بود در میان انواع و اقسام مشاغل امروزی، شغلی نیز با عنوان «انسان بودن» وجود دارد. وظیفهی کسانی که به این شغل روی آوردهاند، چیزی نیست جز مبارزه با فلاکت آدمی یا کاستن از شدت آن. از مشخصههای قابل توجه کتاب حاضر، میتوان به مشخص بودن بُعد زمانی و مکانی سخنرانیهای کامو اشاره کرد. به عبارت دیگر، در ابتدای متن هر سخنرانی، توضیحی کوتاه در مورد اوضاع زمانی آن، مراسمی که کامو در آن به سخنرانی پرداخته و نشریهای که متن سخنرانی را نخستین بار چاپ کرده، بیان شده است که قطعاً مطالعهی دقیق آنها، برای درک بهتر سخنرانیها، یاریگر خوانندگان خواهد بود. به همین شکل، گوشهای از شرح حال کامو، هنگام ارائهی سخنرانیهایش مطرح شده که خواندن آن نیز میتواند درک کلی اما دقیقی را از شخصیت کامو برای مخاطبان به ارمغان بیاورد.مومی ترولها 6/ افسون زمستون
با مومیترولها آشنا شوید! جانورهای گِرد و کوچکِ افسانهای و بامزه که مثل اسب آبی پوزهی کشیده دارند.
اما اسب آبی نیستند!
مومیترولها در روزگاران گذشته توی خانهی آدمها و کنار پریانِ خانگی، پشت بخاری زندگی میکردند.
اما الان زندگیشان عوض شده. ماجراهای جالب و هیجانانگیزشان را بخوانید.
ترولک وسط زمستان از خواب میپرد، در حالی که بقیهی افراد خانواده در خوابِ زمستانیاند. انگار زمستانِ سرد، خانهی آشنا و دوستداشتنیشان را صاحب شده.
خورشید گم شده و ترولک با موجودات ناآشنا و نچسب روبهرو میشود؛ حتی آنهایی را هم که میشناسد، رفتاری غیرِعادی از خودشان نشان میدهند.
ترولک سردرگم و افسرده با ماجراهای جورواجوری روبهرو میشود تا اینکه...
ناخدای هفت دریا 1/ گنج ناخدا باراکودا
محصولات مشابه
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-روشنگری
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-ژاک لکان
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-فلسفۀ تکنولوژی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-عشق
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-فلسفۀ اخلاق کانت
دانشنامه فلسفه استنفورد 2: فلسفه و مسائل زندگی
موضوع | فلسفه |
نویسنده | جان ماریال، تادئوس مِتس، دن هِیبرون، تاد کالدر، بِنِت هِلم، رونالد دِ سوسا، کرولین مک لاود، الیزابت برِیک، جوزف میلم، رابین س.دیلون، استیون لوپر |
مترجم | امیرحسین خداپرست، مریم خدادادی، غلامرضا اصفهانی، ابوالفضل توکلی شاندیز، حسین عظیمی، ایمان شفیعبیک، ندا مسلمی، مهدی غفوریان، راضیه سلیمزاده |
سرپرست و ویراستار مجموعه | مسعود علیا |
نوبت چاپ | ٢ |
تعداد صفحات | ٦٨٠ |
سال نشر | ١٤٠٢ |
سال چاپ اول | ١٤٠٠ |
نوع جلد | گالینگور روکشدار |
قطع | رقعی |
نوع کاغذ | تحریر |
وزن | ٨٧٢ |
شابک | ١ -٠٣٨٢-٠٤-٦٢٢- ٩٧٨ |
تولید کننده | ققنوس |
دانشنامه فلسفه استنفورد 5: زیباییشناسی
نویسنده | استنفورد |
مترجم | مسعود علیا |
تعداد صفحات | ٦٨٠ |
قطع | وزیری |
سال نشر | ١٤٠١ |
موضوع | فلسفه |
نوع کاغذ | تحریر |
وزن | ١٣٥٤ |
شابک | ٧ -٤٦٣-٠٤٠-٦٢٢- ٩٧٨ |
نوع جلد | گالینگور روکشدار |
دانشنامه فلسفه استنفور 1: زیباییشناسی آلمانی
نویسنده | پل گایر، هانا گینزبورگ، استیون هولگِیت، ایئن تامسون و نیکولاس دیوی |
مترجم | سید مسعود حسینی، داود میرزایی، گلنار نریمانی و وحید غلامیپورفرد |
سرپرست و ویراستار مجموعه | مسعود علیا |
نوبت چاپ | ٣ |
سال نشر | ١٤٠٢ |
سال چاپ اول | ١٣٩٩ |
تعداد صفحات | ٥٣٦ |
نوع جلد | گالینگور روکشدار |
قطع | رقعی |
موضوع | فلسفه |
نوع کاغذ | تحریر |
شابک | ٦ -٣٤٥-٠٤٠-٦٢٢- ٩٧٨ |
وزن | ٧٨٨ |
تولید کننده | ققنوس |
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.