تصرف عدوانی

110,000 تومان

کتاب تصرف عدوانی نوشته لنا آندرشون ترجمه سعید مقدم توسط انتشارات مرکز با رمان, رمان های خارجی, داستان های سوئدی به چاپ رسیده است.
وقتی آدم عاشق است و عشقش پذیرفته شده ،تنش احساس می کند وزنش سه برابر شده است .عشق نوپا روی لبه ی باریکی می رقصد .ممکن است آدم دوباره وزن واقعیش را احساس نکند،که این خود می تواند در آدم های مضطرب ،باتجربه و اینده نگر ،یا در آن هایی که مثل استر این قدر امیدوار و خوش باور نیستند،میزانی از تردید پدید آورد….

فقط 2 عدد در انبار موجود است

شناسه محصول: 9789642132980 دسته: , , برچسب: ,
توضیحات

تصرف عدوانی

نویسنده لنا آندرشون
مترجم سعید مقدم
نوبت چاپ چهل و هفتم
تعداد صفحات 176
قطع و نوع جلد رقعی شومیز
سال انتشار 1403
شابک 9789642132980
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.175 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تصرف عدوانی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

ماکاموشی، جزیره‌ی جوندگان جسور 11/ نفرین هِرَمِ پنیری

130,000 تومان
درباره نویسنده کتاب
الیزلبت دمی (Elisabetta Dami) (1958- ) نویسنده ایتالیایی ادبیات کودک است که به دلیل نگارش سری کتاب‌هایجرونیمو استیلتن مشهور است.
درباره ناشر کتاب
هوپا ناشر کتاب‌های کودک، نوجوان و جوان و بازی‌های فکری – آموزشی است که از سال 1392 فعالیت خود را آغاز کرده است. فعالیت هوپا با ارائه‌ی نسل جدیدی از بازی‌های فکری – آموزشی شروع شد، بر اساس تولید داخلی و با کیفیتی قابل مقایسه با محصولات بین‌المللی در این حوزه. پس از موفقیت هوپا در بخش بازی‌های فکری، از سال 1394 برنامه‌ریزی آن برای انتشار کتاب‌های مناسب کودک، نوجوان و جوان آغاز گشت و سرانجام در اردیبهشت 1395، مصادف با نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، نخستین کتاب‌های هوپا به بازار عرضه شد.  
سفارش:0
باقی مانده:2

ماکاموشی، جزیره‌ی جوندگان جسور 16/ معبد یاقوت آتش‌زا

130,000 تومان
درباره نویسنده کتاب
الیزلبت دمی (Elisabetta Dami) (1958- ) نویسنده ایتالیایی ادبیات کودک است که به دلیل نگارش سری کتاب‌هایجرونیمو استیلتن مشهور است.
درباره ناشر کتاب
هوپا ناشر کتاب‌های کودک، نوجوان و جوان و بازی‌های فکری – آموزشی است که از سال 1392 فعالیت خود را آغاز کرده است. فعالیت هوپا با ارائه‌ی نسل جدیدی از بازی‌های فکری – آموزشی شروع شد، بر اساس تولید داخلی و با کیفیتی قابل مقایسه با محصولات بین‌المللی در این حوزه. پس از موفقیت هوپا در بخش بازی‌های فکری، از سال 1394 برنامه‌ریزی آن برای انتشار کتاب‌های مناسب کودک، نوجوان و جوان آغاز گشت و سرانجام در اردیبهشت 1395، مصادف با نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، نخستین کتاب‌های هوپا به بازار عرضه شد.
سفارش:0
باقی مانده:2

سفر فیل

16,000 تومان
کتاب سفر فیل، رمانی نوشته ی ژوزه ساراماگو است که نخستین بار در سال 2008 به چاپ رسید. پادشاه پرتغال در سال 1551، هدیه ی ازدواج عجیبی به دوستش، دوک ماکسیمیلیان می دهد: فیلی به نام سالومون. در این داستان جذاب که ترکیبی از واقعیت و خیال است، سالومون و نگهدارنده اش، سوبرو، مسیر خود را در شرایطی ملال انگیز و در گوشه و کنارهای فراموش شده ی قصر آغاز می کنند. زمانی که پادشاه و ملکه تصمیم می گیرند که یک فیل، هدیه ی مناسبی برای ازدواج خواهد بود، همه به تقلا می افتند تا سوبرو و سالومون را آماده ی این مراسم کنند. این دو شخصیت به همراه دوک و همسر جدیدش و البته محافظین سلطنتی، شروع به سفر در قاره ای جنگ زده می کنند در مسیر رسیدن به شهرهای شمال ایتالیا، دانشمندان، تاریخ نگاران و مردم متحیر زیادی را از نظر می گذرانند.
سفارش:2
باقی مانده:1

کافه روستر

285,000 تومان
یسنده این کتاب را همگی با داستانهای حقوقی میشناسند. «کافه روستر» بیست و پنجمین رمان تریلر حقوقی نوشته جان گریشام است. گریشام پس از خواندن مقاله ای با عنوان “کلاهبرداری مدرسه حقوق” که در مجله آتلانتیک در سال 2014 منتشر شد، برای خلق این داستان الهام گرفت. سه دانشجوی سال سوم حقوق – مارک فریزر، تاد لوسرو، و زولا مال – همگی در دانشکده حقوق Foggy Bottom (FBLS)، یک موسسه رده سوم D. C با شهرت به عنوان یک کارخانه دیپلم تحصیل می‌کنند. زولا وقتی با مارک و تاد تماس می گیرد که دوست پسرش، گوردون تانر، مصرف دارو را برای تشدید اختلال دوقطبی خود متوقف می کند. آنها متوجه می شوند که گوردون در شیدایی خود در حال جمع آوری شواهدی است که نشان می دهد هیندز راکلی، سرمایه گذار صاحب FBLS، شبکه ای از مدارس، شرکت های حقوقی و بانک ها را اداره می کند که تضمین می کند دانش آموزان FBLS در چرخه بدهی گیر کرده اند در حالی که راکلی میلیون ها دلار درآمد دارد. در این فرآیند اگرچه این عمل غیرقانونی نیست، گوردون متقاعد شده است که برای یک دادخواست دسته جمعی کافی است که حداقل کلاهبرداری راکلی را افشا کند. بعدا در همان شب، گوردون مست می شود و از آپارتمان فرار می کند و دستگیر می شود. این سه نفر با کمک دارل کراولی، یک وکیل حرفه ای ، او را نجات می دهند و مارک تلاش می کند تا دکتر گوردون را پیدا کند. اما گوردون قبل از اینکه بتواند دوباره فرار کند، با پریدن از روی پل خودکشی میکند و…

ما اينجا داريم مي ميريم

42,000 تومان

جملاتی از کتاب ما این‌جا داریم می‌میریم

خوشبختی‌ها را گم کرده‌ایم، همه‌شان گم شدهاند. دستمان خالی است دیگر هیچ نوری توی دستهامان نیست.
گاهی همین قدر که بنشینم و ده دقیقه توی حال خودم باشم و کارگرهای ساختمان روبرو تیرآهن خالی نکنند و دلم برای چیزی شور نزند و تسمه کولر پاره نشود به گمانم خوشبختم.
خوبی تهران همین است که همه‌چیز گم می‌شود توی های و هوی شهر.
طلاپری می‌داند که هر ستاره مال کدام آدمیزاد است و حال می‌بینیم که آدمیزادها همیشه با جام چای کنار پنجره می‌ایستند و هیچ‌وقت پری‌های جنگل را صدا نمی‌زنند. آدمیزادها عاشق آسمان هستند و مدام دنبال ستاره‌های‌شان می‌گردند.
مادرش همیشه می‌گفت هیچ کار خدا بی‌حکمت نیست. بعد هم غش‌غش می‌خندید که یک خدایا شکر بگو و خودت را راحت کن. تا آن سر دنیا هم که بدوی نمی‌فهمی چرا بلاهای ریز و درشت سر آدم می‌آید.
آدمیزادها هیچ‌وقت صدایی را که نمی‌بینند، نمی‌شنوند. حتی گاهی خوشبختی‌های کوچک‌شان را هم نمی‌بینند.

گزارش یک مرگ

79,500 تومان
کتاب گزارش یک مرگ نوشته گابریل گارسیا مارکز ترجمه لیلی گلستان توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان خارجی به چاپ رسیده است. ظهر روزی از ماه اوت، درحالی‌که با دوستانش گلدوزی می‌کرد، حضور کسی را در نزدیکی خانه‌اش حس کرد. لازم نبود سرش را بلند کند تا بداند که آمده. به من گفت: «چاق شده بود، موهایش بفهمی‌نفهمی ریخته بود، برای نزدیک دیدن محتاج عینک بود. اما خودش بود. به خداوندی خدا، خودش بود!» دیوانه شده بود. حتماً مرد هم فکر کرده بود که او هم پیر شده. اما مرد، برخلاف دختر، فاقد ذخیره‌ی عشقی بود که باعث تحمل می‌شد. پیراهنش از عرق خیس بود، مثل همان بار اول روز جشن خیریه، همان کمربند و همان کیف‌های چرمی درزشکافته‌ی سگک‌نقره‌ای را داشت. بایاردو سان رومان بی‌اینکه به باقی کسانی که گلدوزی می‌کردند و مبهوت مانده بودند اهمیتی بدهد، یک قدم جلو آمد. کیف‌هایش را روی چرخ خیاطی انداخت و گفت: ــ خب، من آمدم.