تنبل نالان (مجموعه مطلقا کامل و عمدتا تراژیک آخرین نوشتههای اندرو ویتکر)
43,500 تومان
من اين نامه را ننوشتهام كه از كار حرف بزنم، يا راستش (بهاصطلاح) پاي غيبتهاي قديمي را وسط بكشم. من دوستي دارم كه نيازمند كمك است. البته نه دوستي از پوست و گوشت، هرچند از آن دوستها هم به اجبار دارم. منظورم مجله صابون است، نشريه ادبي كوچكي كه من صاحبامتياز و سردبيرش هستم، كه ضميمههايي سالانه تحت عناوين صابون اكسپرس و بهترينهاي صابون هم دارد. تصور ميكنم چيزهايي در مورد ما در نشريات كوچكتر شنيده باشي، هرچند ممكن است از نقش من در مجله بيخبر بوده باشي (من اسمم را روي جلد مجله بهرخ نميكشم). … با اين وضعيت اقتصادي – و ناتواني بارز آدمهاي نيكسون براي رتق و فتق امور – درآمد شخصي من كم شده، در واقع به صفر رسيده، درحاليكه هزينهها چند برابر شده. اگر اقدام جدي نكنم، صابون به كل از رده خارج ميشود.
از متن يكي از نامههاي اندرو ويتكر، بنيانگذار و سردبير مجله صابون
فقط 2 عدد در انبار موجود است
تنبل نالان (مجموعه مطلقا کامل و عمدتا تراژیک آخرین نوشتههای اندرو ویتکر)
نویسنده | سم سوج |
مترجم | پوپه میثاقی |
نوبت چاپ | 1 |
تعداد صفحات | 232 |
قطع و نوع جلد | رقعی شومیز |
سال انتشار | 1398 |
شابک | 9789642134489 |
وزن | 0.231 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
فلسفۀ سیاسی
کافه روستر
ضحاک ماروَش
قصههای بترس برای بچههای نترس 3/ داس مرگ
از این چیزها میترسی؟ میترسی و میلرزی؟ میلرزی و خیس میشی؟
اگه فکر میکنی بچهی نَترسی هستی، بیا وسط!
اگه دلت میخواد ترس رو توی داستان مزهمزه کنی، دلت رو بزن به دریا و بیا جلو!
اگه دلت میخواد با موجودات عجیبوغریب و ترسناک آشنا بشی، این کتاب رو از توی قفسه بکش بیرون و بخون!
به افتخار همهی بچههای نترس!
جیغ و داد و هیولای بلند
کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها
معرفی کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها
کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها نوشتهی آرمان آرین دومین مجلد از مجموعهای به همین نام (پتش خوآرگر) است که بر مبنای اوستا نوشته شده و داستان حول محور نبرد تاریکی و روشنایی میچرخد. این مجموعه برای ردهی سنی نوجوان نوشته شده و از پرمخاطبترین و پرافتخارترین مجموعه کتابهای ایرانی است.
دربارهی کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها داستان کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها چنین آغاز میگردد: در شبی که آسمان به رنگ قیر سیاه بود، سی پاره روشنایی -کمتر یا بیشتر- بر دشتی تیره فرود آمدند. ذرات نور در میانهی آسمان چنان در هم آمیختند که هنگام فرود بر زمین، تنها سه پاره شدند. این سه پاره نور به هیبتی همچون انسان، همراه با دست و پا و سر و تن و البته بالهایی شگفتانگیز از جنس فلز در آمدند. جنس بالهاشان چنان بود که با آنها میتوانستند مهیبترینِ صخرهها را بشکافند و از دل آنها عبور کنند. آن سه پارهی نور، که به شکل سه مرد زیباروی در آمده بودند، در مقابل صفهای آغازین لشکر دیوها ایستادند. حضور نورها همهمهای در قلب سپاهیان تاریکی انداخت و سکوت ظاهری آن شب را در هم شکست. طولی نکشید که دیوها و همهی همقطارانشان آن سه نور فرودآمده را در بر گرفتند و در میان انبوهی از یاران خود محاصره کردند. لحظهبهلحظه حلقهی محاصره تنگتر میشد و تاریکی بیش از پیش سه مرد جوان را در بر میگرفت. بوی تعفن نفس دیوها هر دم بیش از پیش میشد..
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.