تنهایی در انجمن نوابغ و احمق‌ها

11,000 تومان

دراین فكرم كه باید سفری به تهران بروم، وسایلم را بیاورم و پول رهن انبار را بگیرم،لازمم خواهدشد.

بعد برمی گردم، یعنی ذهننم برمیگردد و گذشته را دوره می كند.یاد خانم مهندس پارسی گو می افتم و یاد زنم، كه حالا دیگر حتما باید بگویم زن سابقم.

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات

تنهایی در انجمن نوابغ و احمق‌ها

نویسنده
ونداد جلیلی
مترجم
——-
نوبت چاپ ١
تعداد صفحات ١٥٨
نوع جلد شوميز
قطع رقعی
سال نشر ١٣٩٦
سال چاپ اول ——
موضوع
——
نوع کاغذ ——
وزن 170 گرم
شابک
9786005639650
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.170 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تنهایی در انجمن نوابغ و احمق‌ها”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF

خلاصه کتاب

 

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Samaneh Fathi
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

مثنوی معنوی ۳ جلدی

450,000 تومان
مولانا جلال‌الدّین‌ محمد بلخی‌ مشهور به‌ مولوی‌ در میانِ بزرگان‌ اندیشه‌ و شعر ایران‌ شأن‌ والایی‌ دارد و هر کس‌ یا گروهی‌ از نظرگاه‌ خاصی‌ تحسینش‌ می‌کند. وی‌ در نزد ایرانیان‌ و بیشتر صاحب‌نظران‌ جهان‌، در مقام‌ عارفی‌ بزرگ‌، شاعری‌ نامدار، فیلسوفی‌ تیزبین‌ و انسانی‌ کامل‌ شناخته‌ شده‌ است‌ که‌ هر یک‌ از وجوه‌ شخصیتش‌ شایسته‌ هزاران‌ تمجید و اعجاب‌ است‌. جایگاه‌ او در جهان‌ شعر و شاعری‌ چنان‌ رفیع‌ است‌ که‌ گروهی‌ او را بزرگترین‌ شاعر جهان‌ می‌دانند و دسته‌ای‌ بزرگترین‌ شاعر ایرانش‌ می‌خوانند و جمعی‌ وی‌ را یکی‌ از چهار یا پنج‌ تن‌ شاعران‌ بزرگ‌ ایران‌ می‌شمارند.

هیچ کس مقصر نیست

3,800 تومان
گاهی اوقات دلت می‌خواهد به یک جایی و به یک کسی وابسته باشی اما نیستی ، و چون نمی‌توانی ، پس باید یک جورهایی از پس زندگی بربیایی . باید اختراعش کنی . اگر زمان مناسب نبود در زمان دیگری و در جای دیگری . پس یک روز ، تمام زندگیت را برمی‌داری ، یک چمدان و می‌گویی دارم می‌روم . « هیچکس مقصر نیست » داستان آدم‌هایی است که سالهایی از عمر را سپری کرده‌اند اما هنوز با محیطشان هماهنگ نیستند ، سازش نکرده‌اند و از نظر درونی چنان با خود کنار نیامده‌اند که انگار هرگز زندگی نکرده‌اند . با زره در برابر دیگران ظاهر می‌شوند و با اینکه رفتارشان هوشمندانه است خیلی اوقات در برابر یک ارتباط دائم ناکام می‌مانند . از تنهایی می‌ترسند ، از کامل زندگی نکردن ، می‌دانند خودشان را گول می‌زنند و در عین حال می‌دانند فریب‌دادن خود در مورد زندگی ویران‌کننده است و بهایش را می‌پردازند . این داستان از زبان ٣ نفر روایت می‌شود و خودکاوی آنان را در بر می‌گیرد .

آخر بازی‌/در انتظار گودو

85,000 تومان
نمایشنامه‌های‌ بکت‌ در بستر قرن‌ بیستم‌ دوره‌ای‌ انتقالی‌ را مشخص‌ می‌کنند: دوره‌ای‌ انتقالی‌ از مدرنیسم‌ تا پسامدرنیسم‌. آثار او تصاویری‌ از فرسایش‌ ارائه‌ می‌دهند که‌ در آن‌ جهان‌ و افرادی‌ که‌ در آن‌ زندگی‌ می‌کنند به‌ آرامی‌، اما به‌ ناگزیر رو به‌ افول‌ می‌روند. «در انتظار گودو» و «آخر بازی‌» دو نمایشنامه‌ای‌ است‌ که‌ شهرت‌ و جهانی‌شدن‌ را برای‌ بکت‌ به‌ ارمغان‌ آورد، با این‌ همه‌ او اعتقاد داشت‌ که‌ این‌ موفقیت‌ بر سوتفاهمی‌ بنیادین‌ استوار است‌ و منتقدان‌ و مردم‌ به‌ طور یکسان‌ بر تفسیری‌ نمادین‌ و تمثیلی‌ از اثری‌ اصرار ورزیده‌اند که‌ همواره‌ برای‌ پرهیز از تعریف‌ تلاش‌ کرده‌ است‌. مایکل‌ وارتون‌، منتقد و استاد ادبیات‌ فرانسه‌ در دانشگاه‌ یونیورسیتی‌ کالج‌ (لندن‌) حق‌ را با بکت‌ می‌داند، با این‌ حال‌ یک‌یک‌ مخاطبان‌ را در مخالفت‌ با او محق‌ می‌شناسد و خود در بازخوانش‌ این‌ دو نمایشنامه‌ بر کنایه‌های‌ فلسفی‌ این‌ دو اثر تأکید می‌ورزد. ساموئل‌ بکت‌ در سال‌ ١٩٦٩ جایزه‌ نوبل‌ را از آن‌ خود کرد.

چشم‌های‌ سیمونه‌

4,500 تومان
در چشم‌های « سیمونه سوله » چه رازی نهفته بود که ماریانا چنین دلبسته او شده بود . سالها پیش ، هنگامی که سیمونه پسر بچه‌ای بیش نبود در خانه او خدمتکاری می‌کرد . ماریانا با خانواده‌اش آشنایی داشت . خانواده‌ای فقیر ولی شریف و از نسلی ماندگار . پدر و مادر هر دو بیمار و رنجور و خواهرانش ، دخترانی زیبا که فقط برای رفتن به کلیسا از خانه خارج می‌شدند و در گوشه تاریکی در نزدیکی محراب ، جایی که خود ماریانا نیز می‌نشست ، زانو می‌زدند . « گراتزیا دلددا » اولین نویسنده‌ زنی که جایزه نوبل ادبی را از آن خود کرد این بار در چشم‌های سیمونه تصویرگر تنهایی‌های زنی است که رباینده تنها گنجینه‌ای را که مالک مطلق آن است ، انتظار می‌کشد . و چه کسی می‌تواند راز گذر از حصار پیرامون آن گنجینه را دریابد ، جز سیمونه ، چشم‌های یک راهزن ! « چشم‌های سیمونه » داستان راز این چشم‌هاست .

زندگی‌ام همه چیز من است: مجموعه گفتگوها با کیشلوفسکی

9,500 تومان
امروز همه فرهیختگان و روشنفکران اروپایی «کریستف کیشلوفسکی» کارگردان شهیر لهستانی را می‌شناسند. البته این شناخت دیگر فقط مختص اروپایی‌ها نیست. فیلم‌های او در بزرگ‌ترین جشنواره‌های بین‌المللی دنیا از کن گرفته تا ونیز، برلین و شیکاگو، استراسبورگ، نیویورک، هنگ کنگ و سائوپائولو جایزه گرفته‌اند. موضوعاتی که کیشلوفسکی برای تماشاچی بازگو و مسائلی که مطرح می‌کند، ساده و بنیادی‌اند به طوری که هر کس به روش خودش با این مسائل کنار می‌آید، اما کیشلوفسکی در فیلم‌هایش جاهای دردناک این موضوع‌ها را مانند جراحان می‌شکافد و با جرئت تمام به عمقشان فرو می‌رود. اعماقی که شاید در نظر برخی رسیدن تا آنجا دور از ذهن، «خارج از دسترس» یا کاملاً غیر ممکن باشد. این کار کیشلوفسکی نشان می‌دهد که خودش سخت درگیر این موضوعات بوده و فقط به لمس کردن آنها کفایت نمی‌کرده، به عبارت دیگر او از کنار مسائل حیاتی ساده نمی‌گذشت. کتاب حاضر در برگیرنده گفتگوها و صحبت‌های شخصی کیشلوفسکی است که از منابع متفرق گرد آوری شده‌اند، از برنامه‌های تلویزیونی ضبط شده تا نوشته‌های دوستان و همکاران این کارگردان که درباره کار و روابط‌شان با او حرف زده بودند و در مجله‌ها و کتاب‌های مختلف به چاپ رسیده‌اند. شاید مخاطبان این کارگردان در ایران یکی از فیلم‌های مجموعه سه رنگ (آبی، قرمز، سفید) یا «زندگی دوگانه ورونیکا» را دیده باشند، این فیلم‌ها توانسته‌اند نظر مخاطبانی از طبقات و گروه‌های مختلف اجتماعی را به خود جلب کنند.

درازکش در ساعت خواب

42,000 تومان
داستان دو راوی دارد، دو مرد که هر کدام نماینده دو طبقه متفاوت از جامعه هستند. داستانِ این دو قهرمان در امتداد هم روایت می‌شود. آن‌ها در عین حال که دو دنیای کاملاً متفاوت دارند سرنوشتی به‌هم‌گره‌خورده دارند. نویسنده به خوبی عشق، بی‌قراری، تردید، پس‌زدگی، واماندگی، خیانت و انتقام را به تصویر می‌کشد. در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:   نگاهی به سرتاپایم می‌اندازد، سری تکان می‌دهد و می‌نشیند پشت فرمان. استارت می‌زند و نوربالایش را می‌اندازد توی چشم‌هایم و از کنارم رد می‌شود و پشت پیچ کوچه محو. همان‌طور که تمام این هفت سال از جلوِ چشمم محو شده بود و چه اهمیتی داشت دارد چه غلطی می‌کند. همین خوب بود. همین بی‌خبری. می‌روم سمت ساختمان نیمه‌کاره دنبال چاقو پیدایش نمی‌کنم. رنگ قرمزی که روی لبه‌اش ماسیده دیگر خوشحالم نمی‌کند. خودم را گلوله می‌کنم روی زمین و برای چند دقیقه از ته قلبم می‌خوابم. بلند می‌شوم خودم را می‌تکانم و می‌روم زیر نور تک‌چراغ سر کوچه دوباره به رد خون چاقو نگاه می‌کنم. کاش کتایون می‌فهمید.