

جادوهای آرژانتینی 3/ فریبکاران فریب خورده
105,000 تومان
فقط 1 عدد در انبار موجود است
جادوهای آرژانتینی 3/ فریبکاران فریب خورده
نویسنده |
فرناندو سورنتینو
|
مترجم |
رضا اسکندری
|
نوبت چاپ | — |
تعداد صفحات | 117 |
نوع جلد | سخت |
قطع | — |
سال نشر | — |
سال چاپ اول | —— |
موضوع |
جوان
|
نوع کاغذ | —— |
وزن | 0 گرم |
شابک |
9786008025269
|
وزن | 0.5 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: aisa
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
دور برگردان
معرفی کتاب دوربرگردان
کتاب دوربرگردان نوشتهی میثم کیانی، دربردارندهی 10 داستان کوتاه جذاب و تأثیرگذار است که با درون مایهای اجتماعی، جنگی، پلیسی و... شما را مجذوب خود میکند. داستانهای «دوربرگردان» در فضاهایی کاملا شهری و اجتماعی اتفاق میافتد و یکی از آنها هم در میدان جنگ ایران و عراق میگذرد. در مواقعی شما حس میکنید که مرز بین خیال و واقعیت در موضوعات داستان مشخص نیست. نوع روایت داستانهای کتاب دوربرگردان یک حالت پیوستگی دارند. وقتی شروع به خواندن داستانهای این کتاب میکنید، از زمان حال شروع میکنید و سپس اتفاقات گذشته گفته میشود و دوباره زمان داستان به حال پیوند میخورد. بعد از آن اتفاقات آینده روایت میشود و دوباره این چرخه دایرهای استمرار مییابد. زمینهی روایات میثم کیانی داستانهای موقعیت هستند، موقعیتهای مکانی و یا حادثهای چون جنگ و نبرد. او در نوشتن داستانهای این کتاب، سعی کرده است فضاهای متفاوت را تجربه کند. تم و زمینههای معمایی، وهم، گوتیک، جنگی و... را میتوان در این داستانها مشاهده نمود. در کل، فضای داستانهای کتاب دوربرگردان، به جز داستان «شبی خون» که تنها داستان جنگی آن است، دارای موضوعات اجتماعی میباشند. برای مثال داستان «نُتهای خیس» درباره کودکان کار و آسیبهای روحی و روانی است که این ضربهها در آیندهی زندگیشان مشخص میشود. در نتهای خیس از زمان حال شروع کرده و بعد به گذشته نگاه میکنید و گذشتهی یکی از همین بچهها را میبینید و دوباره زمان حال او را بازبینی میکنید. در بخشی از کتاب دوربرگردان میخوانیم: سیزده گلوله و ترکش، راحت میتواند کار آدم را بسازد. وقتی دراز به دراز افتاده بود و از لای باریکِ چشمها زل زده بود به کسی که سابق بر آن فرمانده خطابش میکردند و حالا مقابل او، درست به همان حالت، میدیدش. دوباره به خودش اینها را گفت: سیزده گلوله و ترکش... و به فرمانده نگاه کرد که با او لحظههای آخرش را سپری میکرد. برای بار سوم از پایین تا بالا، حفرههای پر از خون را یکی یکی شمرد؛ سهتا در پاها و هفت گلوله در سینه و شکم، و با نیمچرخ سر به راست و چپ، جای سه زخم کاری هم در دستها، در مجموع میشدند سیزده جای گِرد و جوشان از خون. میدانست تا تخلیه شدن کُلِ خون بدن کمتر از چند ثانیه فرصت دارد، یکجا و بعد دیگر خلاص... سعی کرد آرامتر نفس بکشد تا خون کمتری از حفرهها بیرون بریزد. بین صدای انفجارها و نالههایی که اطرافش را پُر کرده بودند، تشخیص صدای زنی که در همان اطراف شیون میکرد، کار سختی نبود. جنس صدا ظریف بود و مهربان. انگار میشناختش. عکس صداهای دیگر. سرش را که به سمت صدا چرخاند، دوباره فرمانده را پایین پاهایش دید، کنار یک خاکریز، به او زل زده بود و داشت زیرلب چیزی زمزمه میکرد. میتوانست بشنود. کلمهها توی سرش بودند. انگار خودش باشد که چیزی میگوید. انگار لبهای او بودند. شنیده بود در لحظههای آخر حواس انسان اعجابانگیز عمل میکند، زورش زیاد میشود انگار. باور نمیکرد. خودش را آرام آرام کشاند نزدیک فرمانده.بیا با جغدها دربارهی دیابت تحقیق کنیم
شناخت اساطیر ایران
معرفی کتاب شناخت اساطیر ایران اثر جان هینلز
داستانهای پس از مرگ
معرفی کتاب داستانهای پس از مرگ
کتاب داستانهای پس از مرگ به روایت سه داستان از آخرین داستانهای جی. دی. سلینجر میپردازد که تا زمان حیاتش اجازهی چاپ آنها را نداده بود. داستان اول این کتاب یعنی اقیانوسِ پُر از گویهای بولینگ از جمله مهمترین آثار منتشر نشدهی سلینجر محسوب میشود و درآمدی است بر کتاب ناتور که محبوبترین اثر اوست. این داستان جادویی، شیرین و غمناک است و نمیتوان درک کرد که چرا داستان مخفی نگه داشته شده است. این اثر به مرگ شخصیتی به نام کِنِت کالفیلد که در ناتور به هیئت برادر هولدن، اَلی، پرورش یافته است، اشاره دارد. داستان دوم با نام پسری که روز تولدش بود داستانی است ساده و روان، که سبک نویسندگی جی. دی. سلینجر (J. D. Salinger) کاملا در آن مشهود است. و پائولا، تنها داستانی از سیلنجر است که در سبک ترسناک و دلهرهآور به رشته تحریر درآمده است. جی. دی. سلینجر، نویسنده داستانهای معروف آمریکایی از جمله ناتور دشت است که در لیست صد کتاب برتر قرن بیستم قرار گرفته. فیلم هامون و فیلم پری از داریوش مهرجویی نیز با برداشتی آزاد از رمان فرانی و زویی او ساخته شده است. در واقع سلینجر را با همین رمان میشناسند. پس از موفقیتی که این رمان به دست آورد چند مجوموعه داستان کوتاه و چند رمان کوتاه هم از او منتشر شد اما سلینجر در اواخر عمرش تصمیم گرفت داستانهایش را چاپ نکند و معتقد بود چاپ نکردن آثار آرامشی شگفتآور دارد. وقتی چاپ نشود مردم نمیدانند و میتوان آنها را برای خود نگه داشت. خبر پیدا شدن سه داستان آخر سلینجر ابتدا در سایت تعاملی ردیت مشخص شد پس از آن در دیگر رسانهها هم آن را منتشر کردند. البته نسخه اصلی آنها شناخته شده نیستند اما یک نسخه جلد کاغذی از آن در سایت حراج ایبی فروخته شد که گمان میرود یکی از 25 نسخهای باشد که در سال 1999 به طور مخفیانه در انگلستان به چاپ رسید. کتابهای دوم و سوم این مجموعه قطعاتی ناتمام هستند. خواندن آنها اما دستکم از این لحاظ جالب است که شما را به درکی از فرآیند این نویسنده میرساند. پسری که روز تولدش بود دربارهی مرد جوانی است که احتمالاً در یک مرکز ترک اعتیاد به الکل بستری است. رِی با موهای قهوهای روشنش که انگار به دستِ یک مادر، مرتب شانه شده و یقهبرگردانهای ربدوشامبر خالخالیاش که تا گلوی تقریباً بیریشش بالا کشیده شده بودند در تختش دراز کشیده است. به عبارت دیگر، او هم کودک مانده است. این داستان دربارهی مرد جوانی در آستانهی جنون است، اما سلینجر آشکارا در اینجا به دنبال قالبی برای یک خط داستانی میگشته، که هرگز به طور کامل هم پیدایش نکرده است. و پائولا قصهی یک فرد مطرود دیگر، و دربارهی زوج جوانی به نام آقا و خانم هینچر است. خانم هینچر فکر میکند باردار است، و از همسرش تقاضا میکند بگذارد او در طول دورهی بارداری در تخت خواب بماند. از قضا معلوم میشود که او واقعاً باردار نیست. آخرین پاراگرافها عملاً نه بخشی از داستان، که یادداشتهایی در مورد آنچه هستند که ممکن بود رخ بدهد، است. این سه داستان - به خصوص دو داستان پایانی - پیشنویسهایی هستند با اشتباههای املایی و لغزشهای دستوری که ممکن است به خاطر رونوشت برداری باشند یا نباشند.باران بمبئي
عقايد يک دلقک
جملاتی از متن کتاب عقاید یک دلقک
دلقکی که الکل را درمان دردش قرار دهد، سقوطش از بالای شیروانی به مراتب خیلی سریعتر از یک شیروانیساز مست اتفاق میافتد. وقتی با حالت مستی وارد صحنه میشوم، در هنگام اجرای نمایش خطاهای زیادی مرتکب میشوم، چون دیگر آن دقتی را که لازم است داشته باشم را ندارم و همین سبب میشود که دچار دامی پردردسر شوم. یعنی به رفتاری که روی صحنه به نمایش در میآورم میخندم، که این خود بسیار نگران کننده و ترسناک است. ولی تا موقعی که هوشیار هستم، هول و استرس قبل از روی صحنه رفتن تا زمان اجرای نمایش زیاد میشود (اکثراً باید با زور و هل روی صحنه بروم) و آن چیزی که برخی منتقدان نامش را «شادی حیاتی پنهانی در تپش قلب» نهادهاند برای من چیزی جزء یک سرمای مأیوس کننده نبود که به سبب آن تبدیل به یک عروسک خیمه شببازی میشدم و ترسناکتر از آن زمانی بود که نخ این عروسک پاره میشد و من باید فقط به خودم متکی میشدم. احساس میکنم کسانی همچون راهبان که در هنگام مراقبه به عنوان یک تارک دنیا عمیق میشوند هم به چنین حالتی رسیدهاند و به عنوان یک تجربه آن را پشت سر گذاشتهاند.محصولات مشابه
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-تاریخ هستی شناسی هنر
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-ماکس شلر
بسیاری از علاقهمندان به فلسفه در ایران که با فضای مجازی بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد را شنیدهاند و چه بسا از این مجموعه کم نظیر بهره هم برده باشند. این دانشنامه حاصل طرحی است که اجرای آن در سال ١٩٩٥ در دانشگاه استنفورد آغاز شد و همچنان ادامه دارد. این مجموعه از مدخلهای مناسبی برای ورود به گسترههای متنوع فلسفی برخوردار است و کسی که میخواهد برای اولین بار با مسأله یا مبحثی در فلسفه آشنا شود، یکی از گزینههای راهگشایی که پیش رو دارد این است که ابتدا به سراغ مدخل یا مدخلهای مربوط به آن در این دانشنامه برود.
نگارش، تدوین و انتشار مدخلهای دانشنامه فلسفه استنفورد به سرپرستی "دکتر ادوارد. ن. زالتا" افزون بر اینکه پیوندی فراگیر میان فضای دانشگاهی و عرصه عمومی برقرار کرده، ویژگیهای درخور توجه دیگری هم دارد و آن اینکه این دانشنامه به ویژه به کار دانشجویان و محققانی میآید که میخواهند در زمینهای خاص پژوهش کنند.
ترجمه و انتشار تدریجی این دانشنامه به زبان فارسی و فراهم کردن امکان مواجهه شمار هرچه بیشتری از خوانندگان علاقهمند با آن از جمله اهدافی بوده که چه بسا مورد نظر بانیان این طرح بوده لذا "انتشارات ققنوس" با همکاری گروهی از مترجمان به سرپرستی "دکترمسعودعلیا" و با کسب اجازه از گردانندگان دانشنامه فلسفه استنفورد (SEP) اقدام به ترجمه و انتشار این دانشنامه مینماید و امیدوار است چاپ این مجموعه استمرار پیدا کند.
نقدی بر این کتاب
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.