جغرافیای کاربردی و آمایش سرزمین

2,600 تومان

این کتاب برای دانشجویان رشته جغرافیا در مقطع کارشناسی به عنوان منبع اصلی دروس «برنامه‌ریزی شهری، برنامه‌ریزی ناحیه‌ای، برنامه‌ریزی منطقه‌ای» به ارزش 2 واحد تدوین شده است.

فهرست:
مقدمه
فصل اول: ضرورت و اهداف ساماندهی نظام استقرار جمعیت و فعالیت …
فصل دوم: تعریف و اهداف جغرافیای کاربردی
فصل سوم: تعریف و اهداف آمایش سرزمین
فصل چهارم: ساخت محیطی و توسعه ناحیه‌ای
فصل پنجم: وجوه مشترک جغرافیای کاربردی و آمایش سرزمین
فصل ششم: تعریف و تشریح سیستم فضایی ـ فعالیتی نواحی
فصل هفتم: توسعه پایدار و آمایش سرزمین در سطوح ناحیه‌ای
فصل هشتم: تعریف، اهداف و روند پیدایش طرحهای توسعه و …
فصل نهم: مهم‌ترین موضوعهای (شرح خدمات) جغرافیایی مورد مطالعه در …
فصل دهم: تجزیه و تحلیل و استنتاج از بررسیها
فصل یازدهم: منطقه‌بندی کاربری پیشنهادی اراضی
فصل دوازدهم: ضوابط و مقررات کاربری اراضی
پیوست
منابع

فقط 2 عدد در انبار موجود است

توضیحات

جغرافیای کاربردی و آمایش سرزمین

نویسنده
دکتر رحیم سرور
مترجم
——-
نوبت چاپ 8
تعداد صفحات 252
نوع جلد شومیز
قطع وزیری
سال نشر 1395
سال چاپ اول ——
موضوع
مطالعات محیطی
نوع کاغذ ——
وزن 345 گرم
شابک
9789644599422
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.345 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “جغرافیای کاربردی و آمایش سرزمین”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF

خلاصه کتاب

 

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

چشمهایش و ملکوت

110,000 تومان
کتاب چشمهایش و ملکوت نوشته جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان، داستان های فارسی به چاپ رسیده است. بخشی از متن کتاب «بهرام صادقی نه اهل سیاست بود و نه هیچ سر و کاری با هیچ محفل و دار و دسته‌ای داشت. حتا کافه هم نمی‌رفت. قهوه‌خانه می‌رفت و به جاهای پرت و پلا. اما دوستان دلسوز و روشنفکری که در کمین او بودند او را پیدا کردند و به کافه‌ها بردند و به جلسه‌های ادبی و شعرخوانی و داستان‌خوانی کشاندند. هرچند این تلاش‌ها به جایی نرسید و اگر هم به جایی رسید، دوام چندانی پیدا نکرد. حتا وقتی که دوستان تصمیم گرفتند داستان‌های پراکنده‌ای را که در مجلّه‌های سخن و فردوسی و صدف و کتاب هفته چاپ کرده بود جمع و جور کنند و یک مجموعهٔ آبرومندی برای او ترتیب بدهند، خودِ او در دسترس نبود و در گرداوری و ویرایش متن داستان‌هایی که داشت چاپ می‌شد هیچ نظارت و مُراقبتی نکرد و هیچ نقشی نداشت. سالها پیش از انتشار این مجموعهٔ آبرومند و یکی دو ماه پیش از آن که دستنوشتهٔ «ملکوت» را به دست چاپ بدهد، در نامه‌ای به ابوالحسن نجفی می‌نویسد «به دنیای ذهنی خودم پناه برده‌ام» و از احساسی حرف می‌زند که از کودکی با او بوده است و این اواخر در وجودش به شدّت قوّت گرفته است. می‌گوید «از همان اوایل بچگی گاهی حس می‌کردم مثل این که روی زمین نیستم، یعنی به فاصلهٔ چند سانتی‌متر از خاک قدم برمی‌دارم...» و تعریف می‌کند که یک روز آفتابی که با خانواده رفته است باغ و دسته جمعی نشسته‌اند روی ایوانی که جوی آبی از کنارش می‌گذرد، ناگهان احساس می‌کند که سرش داغ شده و خودش را می‌بیند که سبک شده و از روی قالی بلند می‌شود و به هوا می‌رود. «همه چیز وضوح خودش را از دست داد و مه عجیب و غریبی سراسر باغ و گُلها و ایوان را گرفت و همه چیز حاشیه‌دار شد و من احساس کردم که وجودم از خودم مثل این که جدا شد و دیگر در دنیای پدر و مادرم و بچه‌ها و باغ نیستم، مثل این که به جای دیگری رفته‌ام... بعداً به من گفتند که تکانم داده بودند و من فوراً خوب شدم.» اما او هرگز خوب نشد. این واقعه هر چند سالی یک بار تکرار می‌شد و تا بزرگسالی و تا زمانی که این نامه را می‌نوشت و تا سالها بعد ادامه پیدا کرد. به قول خودش، احساس «بیگانگی» به «همه چیز» و تنهایی: «تنهای تنهایم. دیگر همه‌شان را شناخته‌ام... ولشان کن!» عین همین واقعه را در «ملکوت» از زبان «م.‌ ل.» روایت کرده است: «دوازده سال داشتم و با خانواده‌ام به باغ رفته بودیم. آن روز که در ایوان باغ نشستیم و من با گلهای سرخ باغچهٔ جلو ایوان بازی می‌کردم. جوی آب از کنار باغچه می‌گذشت و پونه‌های خودرو عطر خود را با نسیم تا دوردست می‌فرستادند، بچه‌ها پشت سرم به جست و خیز و بازی مشغول بودند و من باز هم از آنها کناره گرفته بودم. چیزی بود که مثل همیشه مرا بسوی انزوا و تنهایی می‌کشاند. ناگهان مادرم از قفا صدایم زد و در همین وقت بود که غنچه‌ای در انگشتانم له شد. دستم از تیغ خار آتش گرفت و من فریاد زدم می‌سوزد.... همه چیز زرد شد و پرده‌ای نگاهم را کدر کرد و مثل اینکه کمی از زمین بلند شدم. سرم گیج رفت و گرمای کشنده‌ای در سراسر بدنم لول خورد...» دکتر حاتم «ملکوت» هم که به دوست و دشمن و آشنا و بیگانه آمپول مرگ تزریق می‌کند، سرش پیر است و تنش جوان و میان مرگ و زندگی در نوسان است. می‌گوید «یک گوشهٔ بدنم مرا به زندگی می‌خواند و گوشهٔ دیگری به مرگ...» و می‌گوید «درد من این است. نمی‌دانم آسمان را قبول کنم یا زمین را... هر کدام برایم جاذبهٔ بخصوصی دارند...» احساس «انزوا» و «تنهایی» دوران کودکی به اندیشهٔ «مرگ» و «نیستی» در جوانی مُنجر شد. از همان سالهای آخر دبیرستان فکر خودکُشی در میان دوستان و همشاگردی‌ها قوّت گرفته بود. یک جور بازی و مسابقهٔ خودکُشی پیش آمده بود. منوچهر فاتحی یکی از دوستانی بود که چند بار تهدید به خودکُشی کرد، اما خودش را نکُشت. تا لب‌لب مُردن رفت، اما زنده و صحیح و سالم برگشت. یکی از همشاگردی‌ها همهٔ تقصیرها را به گردن معلّمی می‌اندازد که از رشت آمده بود و «اگزیستانسیالیست» بود و طرفداران فراوانی پیدا کرده بود. به این دار و دستهٔ ناامیدی که مُدام دم از خودکُشی می‌زدند «اگزی» می‌گفتند.» فهرست کتاب چشمهایش زمین هوا بزرگ علوی: ورق پاره ها و داستان های دیگر بهرام صادقی: قنقنه ها و داستان های دیگر یادداشت

آموزش‌ گفتار

75,000 تومان
در این‌ کتاب‌ به‌ تمام‌ کسانی‌ که‌ مایلند از گفتاری‌ ساده‌، روشن‌ و روان‌ برخوردار باشند، راه‌ و رسم‌ آن‌ نشان‌ داده‌ شده‌ است‌. زیرا افراد بسیاری‌ حتی‌ برای‌ برآوردن‌ نیازهای‌ روزمره‌ زندگی‌، از سهولت‌ بیانی‌ کافی‌ و لازم‌ برخوردار نیستند. آموزش‌ گفتار کتابی‌ است‌ برای‌ آموزش‌ مسلط‌ بودن‌، جالب‌ شدن‌، توانا بودن‌، جذب‌ و متقاعد کردن‌ دیگران‌.

قصه های شب (جلد 9) – راز کلبه جنگلی

4,000 تومان
كتاب قصه های شب (جلد 9) - راز کلبه جنگلی شامل سيزده داستان زيبا و شيرين براي كودكان است. «غول و خياط پررو»، «امتحان عدس»، «مرد چكمه‌پوش» و ... از قصه‌هاي اين كتاب است. در قصه «راز كلبه جنگلي»، ماجراي دختري را مي‌خوانيد كه براي رساندن غذاي پدرش راهي جنگل مي‌شود. اما او راهش را گم مي‌كند و به كلبه كوچكي مي‌رسد كه يك پيرمرد، يك گاو خال‌خالي، يك مرغ و يك خروس در آن زندگي مي‌كنند. اين كلبه همان جايي است كه دو خواهر بزرگ‌تر دخترك در آن اسير شده‌اند.

کتاب دختر برفی

17,600 تومان
معرفی کتاب دختر برفی کتاب دختر برفی، رمانی نوشته ی ایووین آیوی است که اولین بار در سال 2012 منتشر شد. آلاسکا در سال 1920، جایی سخت برای زندگی بود به خصوص برای تازه واردهایی مثل جک و میبل. آن ها که بچه ای ندارند، در حال فاصله گرفتن از هم هستند: جک زیر فشار کار در مزرعه کمرش خم شده و میبل نیز از تنهایی و ناامیدی در رنج است. وقتی اولین برف سال شروع به باریدن می کند، آن ها کودکی برفی را درست می کنند. صبح روز بعد، خبری از کودک برفی نیست اما آن ها دختری خردسال با موهای طلایی را می بینند که در حال دویدن در میان درختان است. این دختر کوچک که خود را فاینا می نامد، انگار دختری است که در جنگل بزرگ شده است. اما در این مکان زیبا و خشن، اتفاقات معمولا آنطور که به نظر می رسند، نیستند...

دیوان عطار: شرح احوال عطار

385,000 تومان
معرفی کتاب دیوان عطار: شرح احوال عطار
این کتاب، دیوان شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری به تنظیم و نمونه خوانی و نظارت جهانگیر منصور است. در ابتدا شرح احوال عطار را توسط استاد بدیع الزمان فروزانفر داریم. در قسمتی از این شرح چنین می خوانیم: لقب او فريدالدّين است و در اين باب هيچ شك نيست، زيرا عوفى و ابنالفوطى و تمام كسانى كه شرح حالش را نوشتهاند اين لقب را آوردهاند و هم در پايان نسخه خطى ديوان عطار مكتوب در سنه ششصد و هشتاد و دو ]مجلس شماره 1268[ اين لقب مذكور است و از اين همه مسلم مىگردد كه او در قرن هفتم كه در نيمه اول آن قرن به شهادت رسيده و پس از آن، بدين لقب مشهور بوده است. شيخ عطار در قصائد و غزليات و در مثنويّاتش گاه خود را بهعنوان «فريد» ياد مىكند كه بىگمان مخفّف لقب او «فريدالدين» است. بنا بر روش معمول نزد بعضى از محدّثين و مورّخين كه به رعايت احتياط كلمه «الدين» را از پايان القاب مضاف به «دين» حذف مىكردهاند. شيخ ما در غالب قصائد و غزليات و ساير آثار خويش از خود به لفظ «عطّار» نيز ياد مىكند و معاصرين و ديگران هم او را بدين عنوان شناختهاند و شهرت اين عنوان به حدّى است كه نام و عناوين ديگر او را تحتالشعاع قرار داده و تقريبآ از خاطرهها برده است و علت شهرت او بدين نام آن است كه وى داروفروش بوده و طبابت مىكرده و در عرف چنين كس را عطار مىگفتهاند و هنوز هم مىگويند. شيخ ما چنانكه گفتيم عنوان «فريد» و «عطّار» را مانند تخلّص در قصايد و غزليات و در خطاب به خود در مثنوياتش مىآورد و گاه در محل واحد و با فاصله اندك هر دو عنوان را ذكر مىكند و از اينجا استنباط مىشود كه او به مناسبت وزن و يا بر حسب ميل خود گاه لفظ «فريد» و گاه «عطار» را در تعبير از خود اختيار مىنموده و نبايد تصور كرد كه او در اول «فريد» و در آخر عمر «عطار» تخلص مىكرده است زيرا آوردن اين دو تخلص در مثنويات دليل قاطع است كه چنين تصورى مبناى درست ندارد. ای گرفتار تعصب مانده دایماً در بغض و در حب مانده گرتو لاف از عقل و از لب می‌زنی پس چرا دم در تعصب می‌زنی
سفارش:0
باقی مانده:1

1 سال بعد

36,900 تومان
آن ويازِمسکي در ادامه شرح آشنايي‌‌‌اش با ژان لوک گدار -در کتابِ ايام آموختن- حالا در اينجا، يک سالي بعد از آن ايام، از زندگي مشترک و فعاليت سينمايي‌‌‌شان مي‌‌‌گويد، از زمان? پرتلاطم 68، و حضور در جنبش دانشجويي و اعتصاب‌‌‌هاي سراسري، راوي با شرح حضور اجتماعي، از حفظ فرديت و جايگاه خود در جامعه غافل نمانده است. شالوده زندگي زوجِ داستان و رويدادهاي اجتماعي مرحله به مرحله توأمان شکل مي‌‌‌گيرد. ويازِمسکي با پايبندي به اصل واقع‌‌‌گرايي در سبک و زدودن لايه‌‌‌هاي رمانتيک، در اينجا علاوه بر اندوخته‌‌‌هاي ادبي، از آموخته‌‌‌هاي سينمايي‌‌‌اش در ساختار روايت، مشخصاً در تقطيع و توالي‌‌‌ها و نيز از عامل صدا، بهره برده است.