
خاطراتی ازسازمان افسران حزب توده ایران
16,000 تومان

جنگاوران 3 لژیونر
21,000 تومان
“مشاوره با کودکان مشکل دار” به سبد شما افزوده شد. مشاهده سبد خرید



جنگاوران 4 گلادیاتور
19,000 تومان
به دنیای گلادیاتورها خوش آمدید. دنیایی عجیب که پر از تضادهاست. جایی که فرومایگان میآموزند با شرافت زندگی کنند و با شرافت بمیرند. در این کتاب، هنرمند به همان اندازه که تحسین میشود، تحقیر میشود و بسیاری از گلادیاتورها، نیز تماشاگران اطراف گود را تحقیر میکنند. کتاب حاضر راهنمای خواننده از اولین گامهای لرزان تا آستانه ورود به مدرسه گلادیاتورهاست.
در انبار موجود نمی باشد
شناسه محصول:
9786002781208
دسته: کتاب, انتشارات ققنوس, انتشارات ققنوس, تاریخ, تاریخ جهان
برچسب: جنگاوران 4 گلادیاتور, حسین بحری, فیلیپ ماتیشاک, کتاب
توضیحات
جنگاوران 4 گلادیاتور
نویسنده |
فیلیپ ماتیشاک
|
مترجم |
حسین بحری
|
نوبت چاپ | ١ |
تعداد صفحات | ٢٧٢ |
نوع جلد | سلفون |
قطع | رقعی |
سال نشر | ١٣٩٤ |
سال چاپ اول | —— |
موضوع | تاریخ جهان |
نوع کاغذ | —— |
وزن | ۴۵۵ گرم |
شابک |
9786002781208
|
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن | 0.455 کیلوگرم |
---|
نظرات (0)
اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “جنگاوران 4 گلادیاتور” لغو پاسخ
خلاصه کتاب PDF
اطلاعات فروشنده
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر
گفتگو با نوه ام درباره جنگ جهانی اول
5,000 تومان
موضوعاتی از قبیل گرسنگی در جهان آن هم در قرن بیست و یکم ، عصر پیش از تاریخ ، فلسفه و واژههای رمزآمیز و علاقه نوجوانان به دانستن معنای زندگی ، مرگ ، عدالت و جنگ همه اینها مسائلی است که هر کسی به نوعی به آنها فکر میکند و میخواهد درباره آن به نحوی بداند . چهار کتاب « گفتگو » به تمامی این رمز و رازها به شکل جذابی پاسخ میدهد آن هم در قالب پرسش و پاسخهایی که فرزندان و نوهها از پدرانشان و پدربزرگهایشان میپرسند و پاسخی درخور مییابند .
چرا سالانه سی میلیون نفر در جهان از گرسنگی میمیرند و چرا صدها میلیون نفر از گرسنگی در عذابند ؟ جهان در دوران پیش از تاریخ چگونه بوده است ؟ آدمها چگونه زندگی و فکر میکردهاند ؟ و آن گاه فلسفه ، چه موضوع دشوار و پیچیدهای و دهها سؤال دیگر . نویسندگان این کتابها در گفتگوهایی شرکت کردهاند که شاید میلیونها نفر تمایل به شنیدن پاسخهایی از این قبیل پرسشها در ذهنشان دارند . مجموعه چهار جلدی گفت و گو درباره گرسنگی ، تاریخ ، فلسفه و جنگ جهانی اول برای نوجوانان علاقهمند به این موضوعات توسط نشر آفرینگان منتشر شده است .
الگوی ارتقای سرمایه فرهنگی در ایران
17,000 تومان
اصطلاح سرمایه فرهنگی را اولین بار پییربوردیو (١٩٣٠-٢٠٠٢) به ادبیات علوم اجتماعی و انسانی وارد کرد. بوردیو متفکری است که موضوع نابرابری فرهنگی و اجتماعی از اهتمامات جدی او بود. بوردیو سرمایه فرهنگی را به سه بخش تقسیم میکند: ١-سرمایه تجسم یافته یا مجسم که با کالبد و بدن فرد مرتبط است و به صورت مهارت و تربیت در فرد دیده میشود. ٢-سرمایه عینیت یافته که به صورت کالاهای فرهنگی چون تصاویر، کتابها، کامپیوتر و هنر بروز میکند.
٣-سرمایه نمادی شده که از طریق مدارک واقعی و دیگر شواهد پایگاه فرهنگی بازنمایی میشود.
هرچند برخی دیگر از دانشمندان اظهار میکنند سرمایه فرهنگی جزئی از سرمایه اجتماعی است و اعضای یک اجتماع با پذیرش مبادلات فرهنگی، پیوندهای اجتماعی را نیز توسعه میدهند، اما بوردیوی فرانسوی چندان قائل به این امر نیست. آنتونی گیدنز میگوید که شیوههای گفتاری و رفتاری کودکان طبقه اجتماعی و خانوادگی فرو دست، به ویژه کودکان گروههای اقلیت قومی، با شیوههای گفتاری و رفتاری مسلط در مدرسه مغایر است.
اگرچه نظریات مطرح شده در زمینه سرمایه فرهنگی در جهت ایجاد تمایز و تولید نابرابری است، دانشگاه میتواند شرایطی یکسان فراهم کند تا هر کسی بنابر استعداد و توانایی خود از آن بهره برد.
دکتر رضا صالحی امیری استاد و مدرس دانشگاه پیش از این آثاری همچون «آسیب شناسی فرهنگی در ایران»، «مفاهیم و نظریههای فرهنگی»، «دیپلماسی فرهنگی» و «حاشیه نشینی و اسکان غیر رسمی» را در کارنامه تاْلیفهای خود در نشر ققنوس دارد.
خوشی ها و روزها
250,000 تومان
کتاب خوشی ها و روزها نوشته مارسل پروست ترجمه مهدی سحابی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان خارجی به چاپ رسیده است.
خوشیها و روزها اولين کتاب پروست انسه بداند. پـروست در اين کتاب عمدهی آثاری را که تا آن زمـان نوشتـه و در نشريات مختلف به چـاپ رسـانده بود، از قصه و مقـاله و شعر منست و در بيستوپنج سالگی او منتشـر شد، امـا اين مـانع آن نبـود که يکی از منتقدان او را، به خاطر همين يک کتاب، از کلاسيکهـای زبان فراظـوم و منثـور، بهطـرزی سازمـانمند و به هم پيوستـه، امـا نه طبـق ملاحظـاتی از قبيل تاريخ انتشـار يا مضمـون، بلکه در ترتيبی دَوَرانی گرد آورد. خـواننده در اين کتاب با برخی از ظريفترين نمونههـای انديشه و نثر پروست، و گهگاه برخی از شيواترين قطعات ادبيات قرن بيستم فرانسه آشنا میشود. اما کسـی که شاهکـار پروست، در جستوجوی زمـان از دست رفته، را بخـواند، از خـواندن اين اثـر دوچندان لـذت خواهد بـرد چـون منشـأ جستوجو و هستههـای آغازين اين منظومهی عظيم را در اين کتاب نسبتاً کوچک و بسيار فشرده میبيند.
معرفی مباحث کتاب خوشی ها و روزها
دیباچه
به دوستم ویلی هیث
مرگ بالداسار سیلواند ویکنت سلوانی
ویولانت یا زندگی محفلی
پراکنده ها از کمدی ایتالیایی
محفل بازی و موسیقی پرستی بووار و پکوشه
ییلاق غمبار خانم دو بریو
تکچهره ها از نقاشان و اهنگسازان
اعتراف یک دختر
مهمانی شام
افسوس ها خیال ها رنگ زمان
جنگ جهانی دوم در اروپا
160,000 تومان
در سپیده دم روز جمعه اول سپتامبر سال ۱۹۳۹، یک سپاه بزرگ آلمانی در پی فرمان آدولف هیتلر، دیکتاتور آلمانی که چند سالی پس از کسب قدرت به بهانههای واهی سودای جهانگشایی در سر میپروراند، به کشور همسایه ، لهستان، حمله و هر چه را بر سر راهش بود ویران کرد. این حمله آلمان نازی، سرآغاز جنگی شش ساله در اروپا بود که به مرگبارترین درگیری تاریخ تبدیل شد. جنگی مخوف و هولناک که جان تقریباً پنجاه میلیون انسان را گرفت.
مردم آلمان، که مشکلات حیرتانگیز اقتصادی و سیاسی دهه ١٩٢٠ و اوایل ١٩٣٠ آنها را به ستوه درآورده بود، پیروی کورکورانه از رهبر پر جنب و جوشی را برگزیدند که وعده میداد زندگی آنها را بهبود بخشد و شکوه و افتخار از دست رفته آلمان را احیا کند. اما هیتلر پس از دستیابی به قدرت کامل در آلمان، به جای عمل به وعدههایش برنامه مرگبار خودش را در پیش گرفت که شامل تسخیر اروپا و روسیه و نابودی جمعی اشخاص نامطلوب بود.
چشمهایش و ملکوت
110,000 تومان
کتاب چشمهایش و ملکوت نوشته جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان، داستان های فارسی به چاپ رسیده است.
بخشی از متن کتاب
«بهرام صادقی نه اهل سیاست بود و نه هیچ سر و کاری با هیچ محفل و دار و دستهای داشت. حتا کافه هم نمیرفت. قهوهخانه میرفت و به جاهای پرت و پلا. اما دوستان دلسوز و روشنفکری که در کمین او بودند او را پیدا کردند و به کافهها بردند و به جلسههای ادبی و شعرخوانی و داستانخوانی کشاندند. هرچند این تلاشها به جایی نرسید و اگر هم به جایی رسید، دوام چندانی پیدا نکرد. حتا وقتی که دوستان تصمیم گرفتند داستانهای پراکندهای را که در مجلّههای سخن و فردوسی و صدف و کتاب هفته چاپ کرده بود جمع و جور کنند و یک مجموعهٔ آبرومندی برای او ترتیب بدهند، خودِ او در دسترس نبود و در گرداوری و ویرایش متن داستانهایی که داشت چاپ میشد هیچ نظارت و مُراقبتی نکرد و هیچ نقشی نداشت.
سالها پیش از انتشار این مجموعهٔ آبرومند و یکی دو ماه پیش از آن که دستنوشتهٔ «ملکوت» را به دست چاپ بدهد، در نامهای به ابوالحسن نجفی مینویسد «به دنیای ذهنی خودم پناه بردهام» و از احساسی حرف میزند که از کودکی با او بوده است و این اواخر در وجودش به شدّت قوّت گرفته است. میگوید «از همان اوایل بچگی گاهی حس میکردم مثل این که روی زمین نیستم، یعنی به فاصلهٔ چند سانتیمتر از خاک قدم برمیدارم...» و تعریف میکند که یک روز آفتابی که با خانواده رفته است باغ و دسته جمعی نشستهاند روی ایوانی که جوی آبی از کنارش میگذرد، ناگهان احساس میکند که سرش داغ شده و خودش را میبیند که سبک شده و از روی قالی بلند میشود و به هوا میرود. «همه چیز وضوح خودش را از دست داد و مه عجیب و غریبی سراسر باغ و گُلها و ایوان را گرفت و همه چیز حاشیهدار شد و من احساس کردم که وجودم از خودم مثل این که جدا شد و دیگر در دنیای پدر و مادرم و بچهها و باغ نیستم، مثل این که به جای دیگری رفتهام... بعداً به من گفتند که تکانم داده بودند و من فوراً خوب شدم.»
اما او هرگز خوب نشد. این واقعه هر چند سالی یک بار تکرار میشد و تا بزرگسالی و تا زمانی که این نامه را مینوشت و تا سالها بعد ادامه پیدا کرد. به قول خودش، احساس «بیگانگی» به «همه چیز» و تنهایی: «تنهای تنهایم. دیگر همهشان را شناختهام... ولشان کن!» عین همین واقعه را در «ملکوت» از زبان «م. ل.» روایت کرده است: «دوازده سال داشتم و با خانوادهام به باغ رفته بودیم. آن روز که در ایوان باغ نشستیم و من با گلهای سرخ باغچهٔ جلو ایوان بازی میکردم. جوی آب از کنار باغچه میگذشت و پونههای خودرو عطر خود را با نسیم تا دوردست میفرستادند، بچهها پشت سرم به جست و خیز و بازی مشغول بودند و من باز هم از آنها کناره گرفته بودم. چیزی بود که مثل همیشه مرا بسوی انزوا و تنهایی میکشاند. ناگهان مادرم از قفا صدایم زد و در همین وقت بود که غنچهای در انگشتانم له شد. دستم از تیغ خار آتش گرفت و من فریاد زدم میسوزد.... همه چیز زرد شد و پردهای نگاهم را کدر کرد و مثل اینکه کمی از زمین بلند شدم. سرم گیج رفت و گرمای کشندهای در سراسر بدنم لول خورد...»
دکتر حاتم «ملکوت» هم که به دوست و دشمن و آشنا و بیگانه آمپول مرگ تزریق میکند، سرش پیر است و تنش جوان و میان مرگ و زندگی در نوسان است. میگوید «یک گوشهٔ بدنم مرا به زندگی میخواند و گوشهٔ دیگری به مرگ...» و میگوید «درد من این است. نمیدانم آسمان را قبول کنم یا زمین را... هر کدام برایم جاذبهٔ بخصوصی دارند...» احساس «انزوا» و «تنهایی» دوران کودکی به اندیشهٔ «مرگ» و «نیستی» در جوانی مُنجر شد. از همان سالهای آخر دبیرستان فکر خودکُشی در میان دوستان و همشاگردیها قوّت گرفته بود. یک جور بازی و مسابقهٔ خودکُشی پیش آمده بود. منوچهر فاتحی یکی از دوستانی بود که چند بار تهدید به خودکُشی کرد، اما خودش را نکُشت. تا لبلب مُردن رفت، اما زنده و صحیح و سالم برگشت. یکی از همشاگردیها همهٔ تقصیرها را به گردن معلّمی میاندازد که از رشت آمده بود و «اگزیستانسیالیست» بود و طرفداران فراوانی پیدا کرده بود. به این دار و دستهٔ ناامیدی که مُدام دم از خودکُشی میزدند «اگزی» میگفتند.»
فهرست کتاب چشمهایش
زمین هوا
بزرگ علوی: ورق پاره ها و داستان های دیگر
بهرام صادقی: قنقنه ها و داستان های دیگر
یادداشت
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.