


حیرانی
32,000 تومان
«هرکس اینجا عاشق بشود سنگ میشود.» داستانی از عاشقیت و دلدادگی. اما چرا او سنگ نشده؟ دختر در پاسخش گفت چون خود دیو سیاه عاشق اوست و سنگش نکرده. جوان پرسید چرا نگریختی؟ دختر گفت چون پابند اینجاست و جوان بیشتر از پیش عاشقش شد و گفت چه باید بکنم ای عشق؟ دختر به حسرت از گل سرخی گفت در دل غاری که با بوییدنش طلسمشان میشکند. جوان عزمش را جزم کرد و دختر پای چشمه نور به انتظار ماند.
جوان از بادستان و خارستان و مارستان و تشستان گذشت و به غار دیو سیاه رسید و با او جنگید که ما تنها صداش را شنیدیم. صدای غرش آسمان و جرقههای نوری که چشم را آزار میداد. ناگاه نعرههای دیو با فریاد دلخراشش خاموش شد و چشمان نگران دختر برفی که به انتظار نشسته بود به وحشت باز شد. سکوت و سیاهی همه جا را گرفت. کم کمَک از دل تاریکی صحنه نور سرخی سوسو زد. تکثیر شد، آینه پشت آینه، شد جو باریکهای سرخ و کوچک، رسید به پای چشمه نور و آن هم سرخ شد. آنگاه… محمد علی سجادی نویسنده و کارگردان سینمای ایران این بار داستانی را نقل میکند که حیرانی نامیدهاش.
حیرانی از سرنوشت و تقدیر در دل طوفان حوادث این روزگار… . داستان حیرانی سالها در انتظار انتشار باقی ماند تا در اردیبهشتی از انتظار به شکوفه بنشیند. سجادی پیش از این در سال ١٣٨٩ رمان «با نوشته کشتن» را منتشر کرده بود.
در انبار موجود نمی باشد
حیرانی
نویسنده |
محمدعلی سجادی
|
مترجم |
——-
|
نوبت چاپ | ١ |
تعداد صفحات | ٥١٢ |
نوع جلد | شومیز |
قطع | رقعی |
سال نشر | ١٣٩٥ |
سال چاپ اول | —— |
موضوع |
——
|
نوع کاغذ | —— |
وزن | 575 گرم |
شابک |
9789643119263
|
وزن | 0.575 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Samaneh Fathi
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
این طور مردها
در هزار توی نیچه
نویسنده این کتاب «الن وایت» نوشتههای نیچه را نوعی هزارتو میداند که هیچ راه یگانهای در آن وجود ندارد و این عنوان را از آن جهت بر میگزیند که بتواند خوانندگان و مخاطبان را در این مسیر تو در تو به دنبال خود بکشاند. کتاب در هزارتوی نیچه در سه بخش و نه فصل به یکی از مضامین عمده فلسفه نیچه میپردازد: بازگشت جاودان. نویسنده در اثر فوق پیوندی هم با ادبیات برقرار کرده و از میلان کوندرا و ایتالیوکالوینو نقل قولهایی آموزنده آورده است. «مسعود حسینی» مترجم این کتاب در کارنامه خود ترجمه کتابهای «هگل» نوشته فردریک بیزر، «لایب نیتس» نوشته نیکولاس جالی و «نظریه سوبژکتیویته در فلسفه فیخته» نوشته فردریک نویهاوزر را دارد.
رکسانه و اسکندر
یه کار تر و تمیز
بیست و یک داستان کوتاه تشکیل دهنده این کتاب است. گویش محلی شیرازی در اولین داستان- راشه- به چشم میآید: «شب عروسی برایش چای دو رنگ بردم. کوچکه یه بیست تومنی نو گذاشت کنار سینی و استکان رو برداشت و لاجرعه هورت کشید. اما راشه لبتر نکرد. مواظبش بودم همهاش به اندازه «ها» که بگه لباش از هم فاصله داشت... میگفتن لوله رنگو وقتی رفته بوده اشکلک دید وکوچکه رو مجبور کرده یکی برایش بخره.
کوچکه گفت از بی گوشتی مردیم بریم؟ گفتم بریم. برف تا کمرمون میرسید. ابر از زمین تا آسمونو پر کرده بود. شول همی طوره آدم یا بالای ابره یا قاطی ابره. هنوزم که هنوزه قصابی نداره سالی به دوازده ماه بوی گوشت سرسیخ حسرت رو دله. همی شد که یکی یه حسن موسی رو کول انداختیم و دست به کمر، خم، از شیب تند جیر محله راه افتادیم رو به بالا...»
داستانهای دیگر این مجموعه «آقای دوست داشتنی»، «چارهای نیس»، «باید خودم را جا بگذارم»، «خندهها و پنجره خاکستری»، «خواهر مرگ»، «درویش و بانو»، «رنگ تلخ»، «دوشنبهها» و ... هستند که مهناز کریمی از سال ها پیش برای انتشار آن را آماده کرده بود اما به دلایلی منتشر نشدند.
«مهناز کریمی» نویسنده شیرازی مقیم آمریکا پیش از این رمان «سنج و صنوبر» را منتشر کرده است.
علائم حیاتی یک زن
حالم خوب نیست
١٤ داستان مجموعه حالم خوب نیست داستانهای کوتاهی است از زندگی آدمهای امروزی که اتفاقات داستانها در فضای شهر میگذرد. آدمهایی که هر کدام قصه خودشان را دارند هر چند از بیرون درگیر زندگی روزمرهاند. در اینجا آدمها فقط آدمند. اسم ندارند. گاهی حتی روی جنسیت آنها تاکید نمیشود. فقط وقتی جنسیت پر رنگ میشود که نقطه تمرکز داستان قرار میگیرد.
داستانهای این مجموعه آنقدر کوتاهند که زندگی شهری طبقه متوسط تاب و تحمل زمان گذاشتن روی آنها را داشته باشد. داستانهای خاک خیس، کافی شاپ، کفشهای نهچندان تمیز، حالم خوب نیست، نیمکت، وصیتنامه و ... نام برخی داستانهای این مجموعهاند:
«دستمال کوچکی بر میدارم و گردوخاک کتابخانه را با آن پاک میکنم. با دستمال کوچک دیگری اشکهایم را. اما گردوخاک دلم را با کدام دستمال پاک کنم؟...»
محصولات مشابه
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-بخت اخلاقی
زیر نظر دکتر مسعود علیا بسیاری از علاقهمندان به فلسفه در ایران که با فضای مجازی بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد را شنیدهاند و چه بسا از این مجموعه کم نظیر بهره هم برده باشند. این دانشنامه حاصل طرحی است که اجرای آن در سال ١٩٩٥ در دانشگاه استنفورد آغاز شد و همچنان ادامه دارد. این مجموعه از مدخلهای مناسبی برای ورود به گسترههای متنوع فلسفی برخوردار است و کسی که میخواهد برای اولین بار با مسأله یا مبحثی در فلسفه آشنا شود، یکی از گزینههای راهگشایی که پیش رو دارد این است که ابتدا به سراغ مدخل یا مدخلهای مربوط به آن در این دانشنامه برود.
نگارش، تدوین و انتشار مدخلهای دانشنامه فلسفه استنفورد به سرپرستی "دکتر ادوارد. ن. زالتا" افزون بر اینکه پیوندی فراگیر میان فضای دانشگاهی و عرصه عمومی برقرار کرده، ویژگیهای درخور توجه دیگری هم دارد و آن اینکه این دانشنامه به ویژه به کار دانشجویان و محققانی میآید که میخواهند در زمینهای خاص پژوهش کنند. ترجمه و انتشار تدریجی این دانشنامه به زبان فارسی و فراهم کردن امکان مواجهه شمار هرچه بیشتری از خوانندگان علاقهمند با آن از جمله اهدافی بوده که چه بسا مورد نظر بانیان این طرح بوده لذا "انتشارات ققنوس" با همکاری گروهی از مترجمان به سرپرستی "دکترمسعودعلیا" و با کسب اجازه از گردانندگان دانشنامه فلسفه استنفورد (SEP) اقدام به ترجمه و انتشار این دانشنامه مینماید و امیدوار است چاپ این مجموعه استمرار پیدا کند.دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-روشنگری
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-فلسفۀ شوخی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-سعادت
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-هرمنوتیک
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-زيبایشناسی هگل
آدمکش کور
دانشنامه فلسفه استنفور 1: زیباییشناسی آلمانی
نویسنده | پل گایر، هانا گینزبورگ، استیون هولگِیت، ایئن تامسون و نیکولاس دیوی |
مترجم | سید مسعود حسینی، داود میرزایی، گلنار نریمانی و وحید غلامیپورفرد |
سرپرست و ویراستار مجموعه | مسعود علیا |
نوبت چاپ | ٣ |
سال نشر | ١٤٠٢ |
سال چاپ اول | ١٣٩٩ |
تعداد صفحات | ٥٣٦ |
نوع جلد | گالینگور روکشدار |
قطع | رقعی |
موضوع | فلسفه |
نوع کاغذ | تحریر |
شابک | ٦ -٣٤٥-٠٤٠-٦٢٢- ٩٧٨ |
وزن | ٧٨٨ |
تولید کننده | ققنوس |
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.