خاطره اي درونم است

58,000 تومان

سفارش:0
باقی مانده:1

معرفی کتاب خاطره‌ای در درونم است: گزینه شعرهای عاشقانه

شعر روسیه در قرن بیستم نوابغِ بسیاری را به صحنه‌ی ادبیات جهان معرفی نمود.

آنا آخماتووا یکی از بزرگ‌ترینِ این نوابغ به شمار می‌رود. در کتاب خاطره‌ای در درونم است مخاطب گزیده‌ای از اشعار عاشقانه‌ی این شاعر نامدار و بی‌همتا خواهید؛ گزیده‌ای خواندنی که پرده از عمیق‌ترین احساسات، ژرف‌ترین بینش‌ها و الهام‌بخش‌ترین وجوهِ هنرِ شاعر برمی‌دارد.

درباره کتاب خاطره‌ای در درونم است

هنر شعر در روسیه، از اویل قرن بیستم، تحولی چشم‌گیر را از سر گذراند. پیش از این تاریخ، شعر روسی عمدتاً از جنس و سیاقِ اشعار رمانتیک‌های سده‌های گذشته‌ی انگلستان و فرانسه بود.

در کار شاعران سده‌های هجده و نوزده روسیه، معناگرایی، توجهِ وافر به الهامات شاعرانه، احساسات تند و آتشین و شیوه‌های بیانی اغراق‌آمیز و پرابهت، خصائص اصلی به شمار می‌روند. اشعار این گروه از شاعران، تصویر گوشه‌نشینانی تنها و منزوی را به ذهن متبادر می‌کند، که فارغ از هیاهوی جهان، به غور در احساسات و عواطف شخصی خویش می‌پردازند، و وقعی به آن‌چه در جامعه در حال رخ دادن است، نمی‌نهند. (پیداست که در این میان استثناهایی نظیر پوشکین نیز وجود داشته است.)

اما همزمان با آغاز قرن بیستم، و در پیِ ظهور بحران‌های سیاسی و اجتماعی عظیم در روسیه، که به انقلاب بلشویکی در سال 1917 منتهی شد، شعر نیز در روسیه رنگ‌وبویی سیاسی – اجتماعی به خود گرفت. این امر منجر به ظهور دو مکتب شعری مهم و تأثیرگذار شد: یکی فوتوریسم، و دیگری آکمه‌ایسم.

اشعار آنا آخماتووا که گزیده‌ای از خواندنی‌ترینِ آن‌ها در کتاب خاطره‌ای در درونم است گرد آمده، تحت تأثیر موازین دو مکتب نامبرده سروده شده‌اند.

داعیه‌ی فوتوریست‌ها و آکمه‌ایست‌ها چه بود؟ ایشان بیش از هر چیز به لزومِ خلاص‌سازیِ شعر روسی از درون‌مایه‌های عرفانی و بینش‌های فردی و شخص‌محور اعتقاد داشتند.

از همین رو، از همان ابتدا بیرق دشمنی با اصول رمانتیسم و سمبولیسم را برافراشتند؛ دو مکتبی که کار شاعرانِ وابسته بدان‌ها، لزوماً به نادیده انگاشتنِ مناسبات سیاسی و اجتماعی کشیده می‌شد. حال‌آن‌که فوتوریست‌ها و آکمه‌ایست‌های روسی بر آن بودند که شعر و ادبیات را به آینه‌ای برای بازتاب وقایع دوران‌سازی بدل سازند که آن زمان در سرزمین مادری‌شان در حال رخ دادن بود.

از همین رو، ایشان به زدودن زبان شعر از اضافات پرداختند، و در کار خویش، بیانی هرچه روشن‌تر و شفاف‌تر را اختیار کردند؛ بیانی نزدیک به بیانِ توده‌ی مردم. چه، شعر ایشان بنا بود که تصویرگر آمال و آرزوها و تقلاهای توده‌های اجتماعی باشد.

آنا آخماتووا که پیشتر از او نام بردیم، از بزرگان مکتب آکمه‌ایسم به شمار می‌رود. اشعارِ او ساخته‌شده از بیان و زبانی بی‌اندازه روشن، و دارای تصاویر و استعاره‌هایی بدیع و دلکش و هنجارشکن‌اند. پیشتر به خصلتِ اجتماعی – سیاسیِ شاعران آکمه‌ایست اشاره کردیم.

اینجا اما باید این نکته را اضافه کنیم، که شعر آنا آخماتووا در کنار مضامین پررنگ سیاسی – اجتماعی، سرشار از درون‌نگری‌های عمیق و ژرف است.

این امر خصوصاً درباره‌ی اشعار عاشقانه‌ی او صادق است. سروده‌هایی که در کتاب خاطره‌ای در درونم است آمده، عمدتاً از میان همین آثار عاشقانه انتخاب شده‌اند. این سروده‌ها توسط احمد پوری برگزیده شده و به زبان فارسی ترجمه گشته‌اند.

فقط 1 عدد در انبار موجود است

توضیحات

خاطره اي درونم است

نویسنده
 آنا آخماتووا
مترجم
احمد پوری
نوبت چاپ 9
تعداد صفحات 124
نوع جلد شومیز
قطع رقعی
سال نشر 1401
سال چاپ اول ——
موضوع
شعر
نوع کاغذ ——
وزن 0 گرم
شابک
9789646194953
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.0 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “خاطره اي درونم است”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF

خلاصه کتاب

 

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: aisa
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

رویای امریکایی/ داستان باغ وحش

23,000 تومان

معرفی کتاب رؤیای آمریکایی

کتاب رویای آمریکایی نوشته هاوارد زین امتیاز ویژه‌ای را به علاقه‌مندان فارسی زبان می‌دهد تا به دور از آثار پژوهشی و علمی آکنده از عبارات و اصطلاحات دانشگاهی، اثری تاریخی، اما روان و سلیس را دربارهٔ تاریخ مردم آمریکا پیش رو داشته باشند. هاوارد زین به عنوان مورخی مارکسیست، مدعی است که تاریخ آمریکا را از نگاه کارگران، مردم‌گرایان، سیاه‌پوستان، زنان، بردگان و سرخ‌پوستان این کشور ارائه کرده است. شیوهٔ او، در واقع دادخواستی علیه سفیدپوستان و نظام سرمایه‌داری «ایالات متحدهٔ آمریکا» است. او تأسیس جمهوری آمریکا را، اقدامی در راستای کنترل ظالمانهٔ یک اکثریت توسط یک اقلیت سودجو، توصیف می‌کند و در توصیفی که از صدور اعلامیهٔ استقلال ارائه می‌کند، آن را نه یک بیانیهٔ انقلابی حقوقی؛ بلکه ابزاری خودخواهانه برای واداشتن گروه‌های عامهٔ مردم، به سرنگون ساختن پادشاه به نفع ثروتمندان می‌شناسد. حقوقی که ظاهرا اعلامیهٔ استقلال آن را تضمین می‌کرد، به زندگی، آزادی و شادمانی مردان سفید و در واقع مردان سفید ثروتمند منحصر می‌شد؛ زیرا حقوق یاد شده، بردگان سیاه را در برنمی‌گرفت و نابرابری‌های موجود در زمینهٔ مالکیت را نادیده می‌انگاشت. به بیان دیگر، این اعلامیه متضمن حقوق اجتماعی مردم آمریکا نبود. هاوارد زین اتهام داده‌های تاریخی را می‌پذیرد؛ زیرا از نظر او انعکاس عینیت غیرممکن و نامطلوب است و آن را به نفع پیشبرد آرمان‌های بشری و عدالت به نحوی که یک مارکسیست آن را ترجمه و بیان می‌کند نمی‌شناسد. اندیشمندی که با تأمل، این اثر تاریخی هاوارد زین را مطالعه می‌کند، در می‌یابد که وی، به دلیل رویکرد سوسیالیستی، نه تنها با طول و تفصیل بیشتری از جنبش‌های مارکسیستی و کمونیستی سخن می‌گوید؛ بلکه ضمن دوری گزیدن از نقد این جنبش‌ها با نوعی سهل‌گیری، از کنار مهم‌ترین جنایات خمرهای سرخ در «کامبوج» هم می‌گذرد. با توجه به رویکرد انتقادی هاوارد زین، نسبت به جامعهٔ امپریالیستی آمریکا، امروز شاهدیم، نام او که نویسندهٔ پرخواننده‌ترین متون دانشگاهی این کشور است، در کتابی به نام «پرفسورها» به قلم دیوید هووتیز، در کنار یکصد نفر از اساتیدی آورده شده که برای ایالات متحده خطرناک هستند. پروفسور هاوارد زین (Howard Zinn)، مورخ، نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس، متفکر و استاد علم سیاست در «دانشگاه بوستون» بود. او بیش از بیست عنوان کتاب را به رشتهٔ تحریر درآورد، که کتاب «تاریخ مردم ایالات متحده» پرفروش‌ترین و تاثیرگذارترین اثر او به شمار می‌رود. زین، از فعالان حوزهٔ حقوق مدنی، آزادی‌های اجتماعی، حقوق گروه‌های نژادی و جنبش ضد جنگ بود. او در محله‌ای فقیر نشین در «بروکلین» در خانواده‌ای به دنیا آمد که پیش از وقوع جنگ جهانی اول به تازگی به «آمریکا» مهاجرت کرده بودند. جنگ جهانی دوم، نقطه عطف مهم زندگی زین به شمار می‌رفت. او که با شروع این جنگ به نیروی هوایی ارتش پیوست، به عنوان خدمهٔ بمب‌افکن‌های هواپیماهای جنگی به خدمت گمارده شد. این تجربه یکی از عوامل مؤثر در فعالیت‌های ضد جنگ زین در سال‌های بعد بود؛ زیرا دریافت حملات هوایی که او در آن‌ها نقش دارد، موجب کشته شدن بیش از هزار غیرنظامی فرانسوی و سرباز آلمانی شده است. به گفتهٔ وی، تجربهٔ خدمت در جنگ جهانی دوم، تحقیقاتش دربارهٔ علل این جنگ و نیز تأثیرات بمباران‌ها، حساسیت او را برانگیخت است و سبب شد که به انتقاد از حملات نظامی «آمریکا» و بمباران شهرهای درزدن، «هیروشیما» و «ناکازاکی» در جنگ جهانی دوم، جنگ «ویتنام» و حمله به «عراق» و «افغانستان» که موجب کشتار غیرنظامیان و مردم بیگناه شده بود، بپردازد. کتاب رویای آمریکایی (A young people’s history of the United States) از زمان چاپ اولین نسخه‌اش در سال 1980 میلادی به جایگزینی برای کتب رسمی درس تاریخ در دبیرستان‌های «آمریکا» مبدل شد و به عنوان مشهورترین اثر منتقدانه از تاریخ ایالات متحده شناخته شد. کتاب حاضر در سال 1981 میلادی برندهٔ جایزهٔ کتاب ملی در آمریکا شد. این کتاب به زبان‌های مختلف ترجمه شده و در کشورهای متعدد، جایزه‌هایی نصیب خود کرده است. زین در سال 2003 میلادی جایزهٔ دوستان انجمن دیپلماتیک را به خاطر نسخهٔ فرانسوی کتابش دریافت نمود. در بخشی از کتاب رویای آمریکایی می‌خوانیم: زنان معدودی در امور اجتماعی و همگانی مثل سیاست، شرکت می‌جستند، اما طی «انقلاب آمریکا»، فشارهای جنگ، برخی زنان را به عرصهٔ اجتماعی کشاند. آن‌ها گروه‌های وطن‌پرستانه تشکیل می‌دادند، فعالیت‌های ضدانگلیسی می‌کردند و دربارهٔ استقلال، مقالاتی می‌نوشتند. حتی در سال 1777 م. زنان، نسخهٔ منحصر به فرد خود از مهمانی چای بوستون را منتشر کردند. ابیگیل آدامزدر نامه‌ای به همسرش جان آدامز که حقوقدان و از پدران بنیان‌گذار بود، مهمانی را توصیف کرد. او نوشت: هنگامی که یک تاجر ثروتمند حاضر نشد قهوه را با قیمت منصفانه بفروشد، دسته‌ای از زنان به طرف انبارش حرکت کردند. پس از آنکه یکی از زن‌ها تاجر را به داخل گاری پرت کرد، مجبور شد کلیدهایش را به آن‌ها تحویل دهد. زنان قهوه‌های خود را برداشتند و رفتند.

حقوق مدنی اشخاص و محجورین

132,000 تومان
حقوق مدنی اشخاص و محجورین نویسنده دکتر سید حسین صفائی، دکتر سید مرتضی قاسم‌زاده مترجم —————– نوبت چاپ 32 تعداد

مهماني تلخ

70,000 تومان

در بخشی از کتاب مهمانی تلخ می‌خوانیم

با انگشت جلو را نشان داد. خواستم راه بیفتم که دیدم دنده عقب گرفت و به سرعت آمد طرفم. جلوام که رسید، زد روی ترمز، طوری که لاستیک‌ها چند سانتی روی آسفالت کشیده شدند. سرم را خم کردم و کنار شیشه‌ی نیمه پایین گفتم: « پارک‌وی. » با انگشت شست، صندلی عقب را نشان داد.

وقتی در را باز کردم، زنی که عقب نشسته بود، رفت کنار شیشه. سوار شدم. راننده زد توی دنده. گفت: « حالا تا نیایش بریم. » « من پیاده می شم. » خواستم دستگیره را بکشم که گفت: « بشین، آقاجون. بالاخره یه کاریش می‌کنیم. » برگشته بود. گفتم: « نمی خوام وسط راه تاکسی عوض کنم. » پایش را گذاشت روی گاز و ماشین از جایش کنده شد.

شاید هنوز بیست متر نرفته بود که گفت: « خیلی زود جوش می آری،آقا. » « جوش نمی آرم. گفتم که نمی خوام تاکسی عوض کنم. » « اصلاً اون جا که شما وایساده بودی تا صبح هم کسی سوارت نمی‌کرد. » از توی آینه نگاهی به من انداخت.

بعد سرش را چرخاند طرف مردی که صندلی جلو نشسته بود. گفت: « شما دیدینش، آقا؟ » مرد بی آن که نگاهش کند، گفت: « من اصلاً حواسم به خیابون نبود.» زن گفت: « من دست شونو دیدم. » « آره، منم همون یه دستو دیدم که از لای درخت ها اومده بود بیرون. معلوم می شه شما هم مثل من حواس تون خیلی جَمعه. » گفتم: « می خواستین بیام وایسم وسط اتوبان؟ »

« دیگه آخه شما هم خیلی رفته بودی کنار. تا آدم می اومد بفهمه چی به چیه، پنجاه متر رفته بودجلو. » مردی که جلو نشسته بود، گفت: « اتفاقاً ایشون کار درستی کردن. تو این شهر تا بخوای جوون الکی خوش هست. می زنن به آدم و درمی رن. بعدش هم هیچی به هیچی. جنازه ت افتاده وسط اتوبان. » زن گفت: « آره، واقعاً. » کیفش را که گذاشته بود روی زانویش، باز کرد و دستمالی بیرون آورد

 گفت: « اگه تا پارک وی می رین، من هم می آم. » راننده از توی آینه نگاهش کرد. « تا تجریش هم بخواین می رم. می خوام برم اون جا بنزین بزنم.«من همون پارک وی پیاده می شم.» دوباره توی آینه نگاهش کرد. گفت: «رو چشمم، خانم.» لبخند زد.

کمی بعد، وقتی داشتیم به پل گیشا نزدیک می شدیم، راننده شیشه اش را تا آخر پایین کشید. آرنجش را گذاشت لب پنجره و به ماشین بغلی نگاه کرد که داشت نزدیک ما حرکت می کرد. از پنجره‌ی بازش صدای آهنگ ملایمی به گوش می‌رسید.

گفت: «لامسب، انگار نه انگار پاییز شده. هوا از تابستون هم گرم تره». دست راستش را گذاشت به صورتش. حدس زدم دارد با سبیلش ور می‌رود. باز توی آینه نگاهی به من انداخت. وقتی دید حواسم به اوست، نگاهش را دزدید. با این حال هنوز چشم‌های ریزش پیدا بود.

قصه‌های من و مامان (جلد 1)

24,000 تومان
انتشارات چشمه منتشر کرد: شب موقع خواب دلم نیامد که آدامس صورتی بادی را که دوستش داشتم بیرون بیندازم، و حالا که صبح شده و من آماده‌ی رفتن به مدرسه بودم ناگهان او رالای موهایم پیدا کردم، نه او دل از موهایم می‌کند و نه موهایم او را ول می‌کردند. مامان هم هرکاری کرد بی فایده بود. دیرم شده بود، ناگهان قیچی خیاطی مامان را برداشتم و موهای آدامسی را چیدم. مامان وقتی کله‌ام را دید قاه‌قاه خندید وگفت «تا تو باشی به حرف بزرگ‌ترها گوش کنی، اگر موقع خواب آدامست را از دهابیرون نیندازی ممکن است که توی حلقت برود و تو را خفه کند.» ...
سفارش:0
باقی مانده:1

سيرکي که مي گذرد

48,000 تومان

معرفی کتاب سیرکی که می گذرد

کتاب سیرکی که می‌گذرد اثر دیگری از پاتریک مودیانو، نویسنده معاصر فرانسوی است. این اثر با ترجمهٔ نسیم موسوی پاک در نشر چشمه چاپ شده است. عنوانِ کتاب نمادین است و به این مضمون اشاره می‌کند که زندگی مانند سیرکی است که می‌گذرد. فضای حاکم بر این داستان، مانند دیگر آثار مودیانو، مرموز و اسرارآمیز است و خواننده را به دنبال کردن داستان ترغیب می‌کند. مودیانو در اغلب آثارش زندگی روزمرهٔ افراد عادی را به تصویر می‌کشد و با نگاهی تازه به واقعیات زندگی، آثاری بدیع می‌آفریند. آن‌چه موجب متمایز شدن داستان‌های او می‌شود، لذت همراهی خواننده با قهرمان داستان است که گاه بی‌هیچ هدف مشخصی صفحات زندگی را ورق می‌زند.

درباره کتاب سیرکی که می‌گذرد

سیرکی که می‌گذرد که در سال ۱۹۹۲ منتشر شد، زندگی نوجوانی ۱۸ ساله را روایت می‌کند که بعد از آشنایی با دختری جوان، زندگی‌اش دستخوش حوادث گوناگونی می‌شود و قدم به دنیایی پر از رمز‌وراز می‌گذارد. پدر پسرک او را ترک کرده و با زنی که از خودش بیست سال جوانتر است ازدواج کرده است، درست مانند پدر نویسنده. مادرش هم بازیگر تئاتر است و او هم فرزندش را ترک کرده است و در این میان دختری جوان همچون فرشته‌ای است که سرمی‌رسد. با این‌که شخصیت‌های این رمان در پردهٔ ابهام باقی می‌مانند، خواننده نسبت به تک‌تک آن‌ها احساس نزدیکی می‌کند، زیرا شخصیت‌های مودیانو متعلق به دنیای واقعی‌اند. مودیانو در این رمان گاه گذشته را با زمان حال می‌آمیزد و در این سفر به خاطرات، خواننده را با خودش همسفر می‌کند و با چنان تبحری او را به این سفر اسرارآمیز می‌برد که خواننده می‌پندارد تمام حوادث را از دریچهٔ چشمان خود دیده است. مودیانو در این داستان به شش روز از زندگی جوانی می‌پردازد که لذت حضور را به کندوکاو در زندگی گذشتهٔ افراد ترجیح می‌دهد و فارغ از دنیای منطقی، به دنبال به تصویر کشیدن یک زندگی رویایی، دور از هیاهو و دغدغه، است. با این‌که خواننده احساس می‌کند شخصیت‌های اصلی داستان را از سال‌ها پیش می‌شناسد، در حقیقت دربارهٔ گذشته و زندگی آن‌ها چیز زیادی درنمی‌یابد و این هنر نویسندگی مودیانو است که تضادها را به‌هم می‌آمیزد و خواننده را مسحور داستان می‌کند. مودیانو نویسنده‌ای است که دنیای خاص خود را می‌آفریند، دنیایی مملو از خاطرات. او به بازآفرینی گذشته نمی‌پردازد، بلکه با دمیدن به غبار ناشی از گذر زمان، ماجراهای گذشته را جلوه‌گر می‌کند. شخصیت‌های داستانی مودیانو اغلب در خاطرات‌شان زندگی می‌کنند و در پی یافتن پاسخی برای آن‌چه در گذشته رخ داده، سرگردان‌اند. در بیشتر آثار او می‌توان ردپای زندگی واقعی‌اش را مشاهده کرد و بیشتر آثار او جنبهٔ زندگی‌نامه‌ای دارند.
سفارش:0
باقی مانده:1

بیست: رمان ترک سیگار

49,000 تومان
سیگار، ماده‌ی دخانی اعتیاد‌آوری است که معتادان را از نظر روانی به خود وابسته می‌کند. دود کردن‌اش باعث بروز عفونت‌های ریوی - ذات‌الریه و برونشیت -، سرفه‌ی مزمن، عفونت گوش، انواع سرطان‌ها - به خصوص سرطان ریه - بیماری قلبی و ... می‌شود. اکثر قریب به اتفاق سیگاری‌ها روزی از بهترین روزها از خواب بیدار شده و تصمیم می‌گیرند ترک کنند، ولی پس از گذشت چند ساعت یا چند روز دوباره دود کردن‌اش را از سر می‌گیرند. اما شاید با خواندن کتاب «بیست / رمان ترک سیگار» راحت‌تر بتوانند از شر این ماده‌ی مخدر کشنده خلاص شوند. ریچارد بیرد، نویسنده‌ی بریتانیایی که در اکثر آثارش تحت تاثیر آموزه‌های گروه اولیپور (کارگاه ادبیات بالقوه) است، اولین رمان‌اش را در قالب خاصی نوشته است. او برای ایجاد الگوی ذهنی مشابه فردی سیگاری محدودیت‌های خاص و ساختاری برای خودش ایجاد کرد. کتاب، قصه‌ی بیست روز نخست تلاش راوی داستان (گرگوری سیمپسون) برای ترک سیگار پس از کشیدن بیست نخ سیگار در روز به مدت ده سال را روایت می‌کند. راوی تصمیم می‌گیرد هر بار هوس دود کردن سیگار می‌کند، با نوشتن دست‌های‌اش را مشغول کاری کند و چون موقعی که هوس سیگار می‌کند دست به قلم می‌شود، هر چه می‌نویسد درباره‌ی این ماده دخانی است: «دکتر ویلیام بارکلی می‌گفت، حواست را پرت کن. سرگرمی جدیدی پیدا کن. دست‌هایت را مشغول نگه دار. فکرش را از سرت بیرون کن. در مکان‌های عمومی وقت بگذران. کل روز خودت را خیلی خیلی مشغول نگه دار.»