خودآموز ترکی‌ استانبولی‌ (مکالمه‌ ـ دستور)

82,000 تومان

این‌ کتاب‌ نخستین‌ خودآموز ترکی‌ به‌ معنای‌ واقعیِ کلمه‌ است‌ که‌ با اصولی‌ روش‌دار و علمی‌ به‌ آموزشِ مرحله‌ به‌ مرحله‌ زبان‌ ترکی‌ استانبولی‌ می‌پردازد.

فقط 1 عدد در انبار موجود است

توضیحات

خودآموز ترکی‌ استانبولی‌ (مکالمه‌ ـ دستور)

نویسنده
ارسلان‌ فصیحی‌
مترجم
——-
نوبت چاپ ١٣
تعداد صفحات ٣٢٨
نوع جلد شومیز
قطع وزیری
سال نشر ١٤٠١
سال چاپ اول ١٣٧٥
موضوع
زبان ترکی – خودآموز
نوع کاغذ بالکی
وزن ٤٠٨ گرم
شابک
9789643110819
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.408 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “خودآموز ترکی‌ استانبولی‌ (مکالمه‌ ـ دستور)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Samaneh Fathi
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

زمستان با طعم آلبالو

120,000 تومان
زنی که همسرش او را درک نمی‌کند به ناچار خیال می‌بافد : « نمی‌دانم از آن زمستان آخر چند روز گذشته ، همان زمستانی که برای اولین و آخرین‌بار دست سردم را گرفتی تا گرمای دستت که یک جور متفاوتی بود ، چیزی شبیه معجزه و فرق می‌کرد با هر گرمای دیگری ، از دستم به تمام جانم منتقل شود . و باز هم زمستان است . باز هم هوا سرد شده و دست‌های من هم ، و چقدر خوب است این سرما . نمی‌دانم باید باورم بشود که بالاخره این زمستان می‌آیی یا نه ؟ من دلم می‌خواهد باور کنم . تا زودتر روزهای مانده تا آمدنت بگذرند این روزهای بیهوده بی توی من ، که همه‌شان منحنی و ناراست می‌گذرند . خودت که خوب می‌دانی چه می‌گویم . می‌دانی که این روزهایم چقدر بد می‌گذرند و حتی شب‌هامان . » « زمستان با طعم آلبالو » روایت دلواپسی‌های زنی است که در خیال خود به دنبال گمشده‌اش می‌گردد تا حضور او را در تنهایی‌های خود رقم زند .
سفارش:0
باقی مانده:1

قلعۀ کارپات‌ها

210,000 تومان

در وِرست، یکی از روستاهای ترانسیلوانی در کشور رومانی، ماجراهای مرموزی در حال وقوع است و منشأ همۀ این ماجراها قلعۀ متروکه و مخوفی معروف به قلعۀ کارپات‌هاست. اهالی ورست بر این باورند که این قلعه در تسخیر ارواح و اشباح است، از این رو احدی جرئت نمی‌کند حتی به آن‌جا نزدیک شود. همچنین باور دارند که افتادن آخرین شاخۀ درخت راشِ نزدیک قلعه مصادف خواهد شد با نابودی و ویرانی قلعه. تا این‌که یک روز فریکِ چوپان، به لطفِ دوربینی دوچشمی، می‌بیند که دود از دودکش قلعه برمی‌خیزد و این اتفاق به شایعاتی دامن می‌زند حول این‌که آیا موجوداتی انسانی آن‌جا ساکن شده‌اند یا موجوداتی ماورای‌طبیعی. اهالی روستا به قدری کنجکاو می‌شوند که تصمیم می‌گیرند دل را به دریا بزنند و راهی آن قلعۀ مرموز شوند، بلکه از راز آن سردربیاورند. اما چه کسی جرئت می‌کند؟ فقط نیک دک، جنگلبان شجاع، و دکتر پاتاک، البته دومی به‌اجبار. اما...

در این داستان با شخصیت‌های جذابی آشنا می‌شویم از جمله بارون رودولف دوگورتز، آخرین بازماندۀ خاندان دوگورتز و مالک قلعۀ کارپات‌ها، و فرانس دوتِلِک، نجیب‌زده‌ای عاشق‌پیشه، که اگر نبود جسارت و نیز شیفتگیِ او نسبت به داستان‌های اسرارآمیز، راز ساکنانِ قلعه هرگز فاش نمی‌شد.

ممکن است حین خواندن این داستان فکر کنید ژول ورن، برخلاف اغلب کتاب‌هایش، از عناصر علمیِ چندانی بهره نبرده است. اما این‌طور نیست، چراکه او از طریق اورفانیک، دانشمند و نابغهٔ قدرنادیدهٔ داستان، از «الکتریسیته»، که به‌درستی «روح جهان» نام گرفته، و نیز از تلفن و حتی گرامافون برای رسیدن به مقاصد شومش بهرۀ وافری می‌برد، به طوری که ممکن است، تحت تأثیر وقایع داستان، از این اختراعات مفید بشری بیزار شوید.

گمان بر این است که برام استوکر، نویسندۀ ایرلندی، از این رمان ژول ورن برای نوشتن رمان خودش دراکولا در سال ۱۸۹۷ الهام گرفته است.

دوازده داستان سرگردان

35,000 تومان
گابریل گارسیا مارکز نویسنده نامدار آمریکای جنوبی و خالق پدیده منحصر به فرد صد سال تنهایی و برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ١٩٨٢ که بی‌شک برای خوانندگان علاقه‌مند به رمان نامی آشناست ، این‌‌بار با نوشتن ١٢ داستان کوتاه سعی در پدیدآوردن فضایی جدید برای خوانندگانش دارد : « در آن پارک دور افتاده ، زیر برگ‌های زرد ، روی نیمکتی چوبی نشسته بود و دست‌ها را به سر نقره‌ای عصا تکیه داده و به قوهای گردآلود روی دریاچه خیره مانده بود و به مرگ فکر می‌کرد . اولین‌بار که به ژنو آمده بود ، دریاچه آرام و بلورین بود . مرغ‌‌های دریایی اهلی شده نزدیک می‌شدند تا از دست او دانه بر‌چینند . » آقای رئیس‌جمهور ، سفر بخیر ، قدیسه ، هواپیمای زیبای خفته ، خواب تعبیر می‌کنم ، فقط آمدم تلفن کنم ، وحشت‌های ماه اوت ، اتومبیل مشکی ، هفده انگلیسی مسموم‌شده ، باد سرد شمالی ، تابستان سعادتمند خانم فوربس ، نور مثل آب است و رد خون تو روی برف ، دوازده داستانی است که گابریل گارسیا مارکز نوشته است . بهمن فرزانه مترجم آثار بسیاری از نویسندگان ایتالیایی همچون آلبادسس پدس ، گراتزیا دلددا ، پیراندلو و . . . در سال ١٣٥٤ ترجمه ماندگار « صد سال تنهایی » را از گابریل گارسیا مارکز راهی بازار نشر کرد . او این‌بار با ترجمه « دوازده داستان سرگردان » داستان‌هایی متفاوت را از این نویسنده به علاقه مندان آثارش ارائه کرده است .

در قلمرو وحشت

105,000 تومان
در قلمرو وحشت‌، دربرگیرنده‌ ۸ داستان‌ از نویسندگانی‌ چون‌ جک‌ لندن‌، آلن‌پو، بوزاتی‌ و... است مجموعه داستان «در قلمرو وحشت» شامل ۸ داستان از نویسندگان بزرگی چون جک لندن،‌ ادگار آلن‌پو، دینو بوتزاتی است. این داستانها همه در سبک گوتیک طبقه‌بندی می شود، ادبیات گوتیک شاخه‌ای از مکتب رمانتیسم یا دقیق‌تر این که پیش‌رمانتیسیسم است و طلوع آن از رویکرد بشر اروپایی به عالم درون، کابوس و رویاهای شخصی، امیال و گرایش‌های روحی مبهم، عواطف سرکوب شده و... خبر می‌دهد تا دریچه‌ای به سوی دهلیزهای تاریک و پیچ در پیچ روح آدمی گشوده شود. داستانهای این مجموعه شامل: . موش‌ها: اثر دینو بوزاتی . پنجه میمون: اثر و. و. جیکوبسون . قاتل: اثر الکساندر م. فری . ارواح: اثر ماری لوئیزه کاشنیتس . طاعون در وینچگاو: اثر یاکوب واسرمان . داستان یک تخت به غایت استثنایی: اثر ویلیام ویلکی کالینز . فقط گوشت: اثر جک لندن و . قلب افشاگر  (در قلمرو وحشت): اثر ادگار الن پو است. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «چه بلایی ممکن است بر سر خانواده کوریو آمده باشد؟ در خانه قدیمی و روستایی آنان، موسوم به دوگانلا چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ از سال‌ها پیش، هر تابستان برای چند هفته به آن‌جا دعوتم می‌کردند، اما این بار جیووانی فقط چند خط عذرخواهی برایم نوشته است، نامه‌ای غیرعادی و مبهم در باره مشکلات خانه و دردسرهایی دیگر؛ نامه‌ای که چیزی در آن به روشنی توضیح داده نشده است. چه روزهای شادی در آن خانه تک‌افتاده در میانه جنگل گذرانده‌ام! و حالا همراه با آن خاطرات زیبا وقایعی به خاطرم می‌رسند که آن زمان در نظرم چندان اهمیت نداشتند و اکنون یکباره مهم جلوه می‌کنند. ناخودآگاه صحنه زیر که به تابستانی بسیار دور، به سال‌های پیش از آغاز جنگ مربوط می‌شود، پیش چشمم می‌آید: برای استراحت به اتاق دنج طبقه دوم رفته بودم. اتاق رو به باغ بود و تابستان‌های بعد نیز همیشه در آن می‌خوابیدم. تازه می‌خواستم به بستر بروم که خش و خشی از پشت در شنیدم. در را باز کردم. موش کوچکی به سرعت از میان پاهایم گذشت و به زیر مبل خزید. فرصت داشتم تا حیوان ناتوان و کوچک را له کنم، اما چنان کوچک و ظریف بود که به خودم زحمت ندادم.»

سه نفر بودیم

15,000 تومان
محمد متوسلانی بی‌تردید یکی از پدیده‌های سینمای ایران است. او دیر زمانی در کنار دو کمدین دیگر، منصور سپهرنیا و گرشا رئوفی «سه کمدین» بی همتای سینمای ایران را از اواخر دهه ١٣٣٠ شکل می‌دهد و تا نیمه اول دهه ١٣٥٠ با آنها همراه و سپس وارد عرصه کارگردانی می‌شود. متوسلانی در سال‌های پس از انقلاب هم بازیگری و هم کارگردانی را ادامه می‌دهد و فیلم کمدی و پرفروش «کفش‌های میرزا نوروز» (١٣٦٤) را می‌سازد که نشان از شناخت خوب و تجربه‌اش در سینمای کمدی آن هم با حضور متفاوت بازیگری مثل علی نصیریان در نقش اصلی داشت. کتاب سه نفر بودیم جدا از نقش متوسلانی در سینمای ایران، از آن جهت حائز اهمیت است که «فرخنده آقایی» به عنوان نویسنده‌ای که چندین مجموعه داستان کوتاه و رمان نوشته و تا کنون چندین جایزه ادبی را به خود اختصاص داده این بار دست به کار متفاوتی زده و با آگاهی کامل از دانش سینمایی، اثری را پدید آورده که خواننده علاقه‌مند با خوانش آن می‌تواند به زوایای کار یک کارگردان و بازیگر مطرح در قبل و بعد از انقلاب پی ببرد، چرا که محمد متوسلانی خاطرات بیش از پنجاه سال کار حرفه‌ای خود را با «فرخنده آقایی» در میان گذاشته است. نقدی بر این کتاب

روح گریان من

180,000 تومان
کیم هیون هی، تمام فراز و نشیب‌های زندگی پرماجرا، دردناک و سرشار از ترس و رنج خود و حکومت کره شمالی را در این کتاب می‌گوید و بعد از ترجمه کتابش به یازده زبان دنیا، افراد بسیاری از زندگی او باخبر شدند. این داستان واقعی، سرگذشت جذاب‌ترین جاسوس کره است، شرح حال یک جاسوس زن. در قسمتی از کتاب می‌خوانیم: انگار مسیرم تا رسیدن به جایگاه متهم قرار بود تا ابد ادامه پیدا کند و وقتی بلاخره توانستم بنشینم، دیگر نتوانستم جلوِ خودم را بگیرم. قلبم تندتند می‌تپید و بدنم بی‌اراده می‌لرزید. گریه‌ام گرفت و فقط یک کلمه را مدام زیر لب زمزمه می‌کردم: مامان. فرایند ملال‌آور محاکمه شروع شد ولی من نمی‌توانستم تمرکز کنم؛ انگار از قبل مشخص شده بود که قرار است به اعدام محکومم کنند. من هواپیمای پرواز ٨٥٨ هواپیمایی کره جنوبی را منفجر کرده بودم. من مسئول مرگ صد و پانزده انسان بودم ...