خودیاری در بیماریهای عصبی
68,000 تومان
روي سخن در اين کتاب با همهي کساني است که به نوعي از ناراحتيهاي عصبي و عوارض جسمي و روحي گوناگون آن دچارند، از کساني که به اصطلاح اعصابشان خراب است گرفته تا کساني که به واقع دچار فروپاشي رواني شدهاند. نويسنده به نيرويي که در خود بيمار هست تکيه ميکند و با زباني روشن و صميمانه، گويي که هماکنون پهلوي بيمار نشسته است، راه و روشهايي عملي و مؤثر براي روبهرو شدن با عوامل و عوارض ناآراميها و نگرانيهاي عصبي پيش پاي او ميگذارد. همين راهنماييها هستند که کتاب را به يکي از موفقترين کتابها در نوع خود در سراسر جهان تبديل کردهاند
فقط 1 عدد در انبار موجود است
خودیاری در بیماریهای عصبی
نویسنده | کلر ویکس |
مترجم | حسن افشار |
نوبت چاپ | 1 |
تعداد صفحات | 166 |
قطع و نوع جلد | رقعی شومیز |
سال انتشار | 1401 |
شابک | 9789642135127 |
وزن | 0.182 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
کتاب جمهوری آذربایجان
شخصیت رنسانس … تیکو براهه
گزارش یک مرگ
کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها
معرفی کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها
کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها نوشتهی آرمان آرین دومین مجلد از مجموعهای به همین نام (پتش خوآرگر) است که بر مبنای اوستا نوشته شده و داستان حول محور نبرد تاریکی و روشنایی میچرخد. این مجموعه برای ردهی سنی نوجوان نوشته شده و از پرمخاطبترین و پرافتخارترین مجموعه کتابهای ایرانی است.
دربارهی کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها داستان کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها چنین آغاز میگردد: در شبی که آسمان به رنگ قیر سیاه بود، سی پاره روشنایی -کمتر یا بیشتر- بر دشتی تیره فرود آمدند. ذرات نور در میانهی آسمان چنان در هم آمیختند که هنگام فرود بر زمین، تنها سه پاره شدند. این سه پاره نور به هیبتی همچون انسان، همراه با دست و پا و سر و تن و البته بالهایی شگفتانگیز از جنس فلز در آمدند. جنس بالهاشان چنان بود که با آنها میتوانستند مهیبترینِ صخرهها را بشکافند و از دل آنها عبور کنند. آن سه پارهی نور، که به شکل سه مرد زیباروی در آمده بودند، در مقابل صفهای آغازین لشکر دیوها ایستادند. حضور نورها همهمهای در قلب سپاهیان تاریکی انداخت و سکوت ظاهری آن شب را در هم شکست. طولی نکشید که دیوها و همهی همقطارانشان آن سه نور فرودآمده را در بر گرفتند و در میان انبوهی از یاران خود محاصره کردند. لحظهبهلحظه حلقهی محاصره تنگتر میشد و تاریکی بیش از پیش سه مرد جوان را در بر میگرفت. بوی تعفن نفس دیوها هر دم بیش از پیش میشد..
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.