روابط بین الملل

7,000 تومان

به نظر می رسد امروزه روابط بین الملل در مسائل جهانی اولویت بیشتری نسبت به سیاست بین المللی پیدا کرده است.

روابط بین الملل در موقعیتی قرار دارد که به دنبال یافتن راه حل های جدید بعد از جنگ سرد است.

بسیاری از پدیده های روابط بین الملل مثل همکاری بین دولت ها و حقوق بشر، به عنوان مقیاسی در روابط دیپلماتیک و روابط سیاسی در همکاری های بین دولت های اروپایی است.

کتاب حاضر را یکی از اساتید آلمانی علوم سیاسی به رشته تحریر در آورده است که در مقایسه با سایر آثار مشابه، از مزایای بسیار برخوردار است و هرچند حجم اندکی دارد، اما از نظر محتوا بسیار غنی است.

مؤلف اثر، خود استاد روابط بین الملل است و مسائل جهانی را از دیدگاه یک صاحب نظر سیاسی و آگاه به مسائل نظامی بررسی کرده است

. نویسنده در این کتاب، به بررسی کلی مسائل جهانی می پردازد و می کوشد به عنوان محققی بی طرف، در کنار پرداختن به مسائل کشورهای قدرتمند، مسائل آسیا و افریقا و خاور دور را نیز از نظر دور ندارد.

 

در انبار موجود نمی باشد

شناسه محصول: 9789645306333 دسته: , برچسب: , ,
توضیحات

روابط بین الملل

نویسنده
یورگن هارتمن
مترجم
دکتر جواد قدسی
نوبت چاپ 3
تعداد صفحات 262
نوع جلد شومیز
قطع وزیری
سال نشر 1394
سال چاپ اول  ————
موضوع
علوم سیاسی
نوع کاغذ  —————
وزن 359 گرم
شابک
9789645306333
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.359 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “روابط بین الملل”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF
اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: aisa
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

راه رفتن روي بند

5,500 تومان

معرفی کتاب راه‌ رفتن روی بند

کتاب راه‌ رفتن روی بند، مجموعه اشعار عاشقانه‌ و اجتماعی روجا چمنکار، شاعر ایرانی است. کتاب حاضر دربردارندۀ 2 بخش است: یکی راه رفتن روی بند که شعرهایی با فضای اجتماعی را شامل می‌شود و بخش دوم صبح‌ نامه‌هایی برای صبحانه که حاوی اشعار عاشقانه و کوتاه است. روجا چمنکار شاعر در سال 1360 متولد شده است. او به ترتیب در رشته‌های سینما، ادبیات نمایشی و ادبیات معاصر فارسی به تحصیل پرداخته است. چمنکار علاوه بر سرودن شعر، نویسندگی و نمایش‌نامه‌نویسی هم می‌کند. آثار وی در نشریات و مجلات معتبر فارسی منتشر شده و به کرات نامزد دریافت جوایز معتبر از جمله جایزه کتاب سال شعر جوان (قیصر امین‌پور) شده است. در بخشی از کتاب راه‌ رفتن روی بند می‌خوانیم: شاید بروم شاید بمانم شاید روی خط‌های عابر پیاده بخوابم و ساعت‌ها به صدای تُرمز ماشین‌ها فکر کنم که از صدای دوستت دارم‌های تو بلندتر است شاید کوتاه بیایم بروم تا سر کوچه شوینده‌ها را بخرم زندگی‌ام را بسابم و با زن‌های سریال‌های خانوادگی کمی درد دل کنم قرار نامعلومی داشتم قرار نامعلومی دارم از کدام روزنه تابیده بودی که چشم را می‌زنی نوربالای عزیز؟ گفته بودم خط‌های سفید جای مناسبی برای بوسیدن نیست شاید بمانم شاید بخوابم و به تمشک‌های وحشی فکر کنم و به تکرارِ حیات وحش ساعت هشت شب و به شال بنفشی که زیر ترمز ماشین‌ها پاره شد نشد که پر شوم از تو از وقت‌های خالی از تو پُر شدم دیروز بود؟ امروز است؟ لب‌هایت را جلو می‌آوری گونه‌ات را می‌بوسم هَک شده‌ام با حفره‌ای عمیق و ماشین‌ها مدام از زنان خوابیده روی خط‌های سفید پیاده می‌شوند

برليني ها

180,000 تومان

معرفی کتاب برلینی‌‌ها

دانستن سرگذشت کسانی که در هنگامه‌ی انقلاب سال 57 یا اتفاقات سیاسی دیگر کشور را ترک کرده‌اند برای کسانی که ماندن را انتخاب کرده‌اند، همیشه جالب است. کاوه فولادی‌ نسب در کتاب برلینی‌ها، در قالب رمانی جذاب، به روایتگری سرگذشت کسانی می‌پردازد که حوادث روزگار آن‌ها را مجبور به ترک وطن کرده است. برخی از آنان حالا به فعالیت‌های سیاسی خود به چشم تردید نگاه می‌کنند و برخی هنوز بر سر عهده و پیمانشان ایستاده‌اند. کتاب نامبرده داستان این مردمان است.

درباره‌ی کتاب برلینی‌ها

داستان کتاب «برلینی‌ها» درباره‌ی نویسنده‌ای است که در کشور آلمان و در شهر برلین سکونت دارد. او که تصمیم گرفته است رمانی درباره‌‌ی وقایع سیاسی و اجتماعی ایران بنویسد، با تعداد زیادی از ایرانیان ساکن برلین قرار ملاقاتی ترتیب می‌دهد و با آنان مصاحبه می‌کند. افرادی که به دلایل مختلفی مهاجرت از وطن و آمدن به آلمان را انتخاب کرده‌اند، سرگذشتشان را برای نویسنده تعریف می‌کنند. برخی از آنان کسانی هستند که جزو انقلابیون چپ‌گرا به شمار می‌آیند و در زمان وقوع انقلاب سال 1357 به آلمان آمده‌اند. عده‌ی دیگری از آنان بعد از ماجراهای انتخابات سال 1388 به برلین مهاجرت کرده‌اند. دسته‌ی دیگر کسانی هستند که برای کار تجارت به آلمان آمده‌اند. در حقیقت شکست‌ها، دست‌آوردها، حسرت‌ها و تردیدهای این افراد موضوع اصلی این رمان است. آنان که بعضاً زیر ذره‌بین سازمان‌های اطلاعاتی زندگی می‌کنند، زندگی خود را با ترس می‌گذرانند. برخی نیز به آرمان‌هایشان پشت کرده‌اند و راه دیگری را برای ادامه‌ی زندگی در پیش گرفته‌اند؛ عده‌ای نیز همچنان بر همان عقیده‌اند و برای رسیدن به هدف تلاش می‌کنند. درست است که این آدم‌ها خاطرات مختلف و سرگذشت‌های متفاوتی دارند، اما همگی از رنجی سخن می‌گویند که تغییر روال زندگی به آنان تحمیل کرده است. از طرفی نویسنده متوجه می‌شود که عده‌ای در پی دزدیدن این یادداشت‌ها و نابود کردن آنان هستند، بنابراین در تدوین این نوشته‌ها و تبدیلشان به رمان دچار تردید می‌شود. به‌عبارتی، کاوه فولادی‌نسب در کتاب برلینی‌ها روایتگر سرنوشت چند نسل از ایرانیان سرگردان است و توانسته با شیوه‌ی خاص نویسندگی خود به بهترین شکل این سرگذشت‌ها را روایت کند.

جنگ چهره ي زنانه ندارد

390,000 تومان

معرفی کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد

کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد نوشته‌ی سوتلانا آلکسیویچ، روایت پرفراز و نشیب مستندنگار بلاروسی‌ از یادواره‌های زنانی است که در لشکر اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم جنگیدند و اکنون بعد از گذشت سال‌ها از کابوس‌ها و تنهایی‌هایشان می‌گویند. سوتلانا آلکسیویچ (Svetlana Alexievich) در کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد (The Unwomanly Face of War) در حقیقت جنگ جهانی دوم را با زاویه دیدی که کمتر مورد‌ توجه قرار گرفته یعنی از نگاه زنان روسی که تجربه‌ی حضور در این جنگ را داشتند توصیف می‌کند. او توانست در سال 2015 موفق به دریافت جایزه ادبی نوبل شده و کتابش یکی از مشهورترین کتاب‌های جهان با مضمون جنگ شناخته شود. نویسنده در لابه‌لای سطور این کتاب صداها و ناله‌هایی را که تا‌به‌حال شنیده نشده، به گوش مخاطب می‌رساند و بعضی از زوایای پنهان جنگ را به تصویر می‌کشد. جنگ و تخیل در یک بستر نمی‌گنجند، جنگ صحنه واقعیت است؛ به همین علت نمی‌توان در کنجی نشست و جنگ را تصور و تخیل کرد. بهترین راه به تصویر کشیدن جنگ نقل قول افرادی است که در معرکه حضور داشته‌اند. این کتاب در حقیقت قطعه اول از پنج‌گانه‌ی سوتلانا اَلکسیویچ با نام صداهایی از آرمان‌شهر به حساب می‌آید. الکسیویچ در کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد از تجربه‌ی روزنامه‌نگاری خود بهره گرفته و شیوه‌ی مصاحبه و انتقال بی‌کم‌و‌کاست توصیفات شاهدان عینی را برای ارائه‌ی نگاه زنانه به جنگ برگزیده است. زیرا که او پیش و بیش از آنکه نویسنده باشد، یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای است و به واسطه‌ی شغلش همواره ترجیح می‌دهد با حقایق عریان سر و کار داشته باشد. کتاب، گاه شامل لحظات سختی است که فراتر از گفته‌ها و شنیده‌های رایج درباره‌ی جنگ است. چیزی که این اثر را نسبت به بسیاری از آثار جنگی متفاوت می‌کند، پدیده‌ی چند صدایی است. در این کتاب حتی یک آشپز و رخت‌شوی ساده هم توانسته نظرش را نسبت به جنگ بیان کند. نویسنده از تضارب آرا نمی‌ترسد و همین چند صدایی است که سطور این کتاب را قابل‌باور کرده است. قهرمانان این کتاب قدیس و اَبَر انسان‌ها نبوده، و تنها مردمی عادی هستند. بیانشان با زبان ساده و نیز کوچه‌بازاری است. آن‌ها شاعر و پروفسور و سیاست‌مدار نیستند و رک حرف‌شان را می‌زنند. در ترجمه فارسی این کتاب نیز دقیقاًً به همین خاطر سبک کوچه‌بازاری و محاوره‌شان لحاظ شده تا کتاب را برای خواننده قابل لمس‌تر و قابل‌درک باشد. در بخشی از کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد می‌خوانیم: دقیقاًً جایی که انسان بزرگ‌تر است، به خاطر سپرده می‌شود. در آن‌جا، انسان‌ها به دست چیزی که از تاریخ قوی‌تر است هدایت می‌شوند. باید حوزه‌ی کاری‌ام را توسعه بدهم، به حقیقت جنگ بسنده نکنم و حقیقت زندگی و مرگ را تشریح کنم. پرسش داستایوسکی را تکرار کنم؛ چند انسان در هر انسان وجود دارد، و چگونه باید از این انسان درونی محافظت کرد؟ بدون شک شر جذاب است؛ متنوع‌تر از خیر است؛ وسوسه‌انگیزتر است. همین‌طور عمیق‌تر. وارد دنیای نامتناهی جنگ می‌شوم، همه‌ی چیزهای دیگر گویی رنگ باخته‌اند و از عادی نیز عادی‌تر شده‌اند. دنیای عظیم و وحشی. اکنون تنهایی انسانی را که از آن‌جا بازگشته درک می‌کنم. انگار از سیاره یا دنیای دیگری آمده... او معرفتی دارد که دیگران آن را ندارند، کسب این معرفت تنها در آن‌جا ممکن است، در نزدیکی‌های مرگ. هنگامی که او سعی می‌کند با کلماتْ آن‌چه را دیده و زندگی کرده، انتقال دهد، فاجعه را با تمام وجودش حس می‌کند. زبانش بند می‌آید. او می‌خواهد توضیح دهد، دیگران می‌خواهند درک کنند، اما همه در رسیدن به هدف خویش ناتوان‌اند. آن‌ها همواره در فضایی متفاوت با منی که شنونده‌شان هستم، قرار دارند. آن‌ها را دنیایی نادیدنی در برمی‌گیرد. حداقل سه نفر در این گفت‌وگو شرکت می‌کنند؛ کسی که ماجراها را تعریف می‌کند، کسی که در آن زمان و هنگام وقوع حادثه این انسان بوده، و من. هدف من پیش از هر چیز کشف حقیقت آن سال‌ها و آن روزهاست. بدون دخالت احساسات. شاید روایتی که انسان از جنگ بلافاصله پس از پایان جنگ ارایه می‌کند، با گذشت دهه‌ها دچار تغییر و دگرگونی شود، چرا که او تمام زندگی‌اش را به خاطراتش اضافه می‌کند، همه‌ی وجودش را. این‌که در تمامی این سال‌ها چگونه زندگی کرد، چه خواند، چه دید، با چه کسانی معاشرت کرد. با او تنها صحبت می‌کنم، گاهی کس دیگری هم حضور دارد. مهم است چه کسی؟ خانواده؟ دوستان؟ کدام دوستان؟ دوستان جبهه و همرزم با سایر دوستان متفاوت‌اند.

فهرست مطالب کتاب

مقدمه‌ی مترجم زن‌ها کی برای اولین‌بار در تاریخ وارد ارتش شدند؟ انسان بزرگ‌تر از جنگ است نمی‌خواهم حتا به خاطر بیاورم... دخترا، بزرگ شید، بالغ شید... شما هنوز خامید... بوی ترس و چمدان آب‌نبات ‌من این چشما رو امروز هم به خاطر می‌آرم... ‌نیاز به سرباز بود... اما من می‌خواستم زیبا هم بمانم...
سفارش:0
باقی مانده:5

پرسه‌زن

140,000 تومان
یوسف آتیلگان یکی از مهم‌ترین نویسندگان ادبیات ترکیه است. او که به کافکای ترکیه مشهور است در شهر مانیسا چشم به جهان گشود و تا انتهای دوره‌ی دبستان در آن‌جا بود. سال 1936 برای ادامه‌ی تحصیل راهی شهر بالی‌کسیر شد. سه سال بعد، پس از اتمام دوران دبیرستان، به استانبول رفت تا در رشته‌ی زبان و ادبیات ترک ثبت‌‌نام کند. در سال 1944، زیر نظر نیهات تارلان، یکی از مشهورترین اساتید زبان و ادبیات ترک از پایان‌نامه‌اش زیر عنوان هنر، شخصیت و روان‌درمانی دفاع کرد. بالافاصله پس از خروج از دانشگاه به استخدام ارتش درآمد و برای تدریس زبان و ادبیات ترکی در دانشگاه شهر آک‌شهیر مشغول به کار شد. چند ماه پس از آغاز تدریس به دلیل فعالیت‌های سیاسی به زندان افتاد و سی سال از هر گونه فعالیت دولتی محروم شد. آتیلگان به مانیسا، زادگاهش بازگشت و در طول سه دهه کشاورزی کردن دو رمان و نزدیک به بیست داستان کوتاه نوشت که با نام مستعار نوزات چوروم منتشر شدند که جوایز معتبری برایش به ارمغان آوردند. آتیلگان مطالعات مارکسیستی و روان‌کاوانه را به یکسان به کار می‌گیرد تا وضع بد بشر معاصر را بکاود. افراد در میان اوهام خویش، در حسرت و آرزو، روزگار می‌گذرانند. شخصیت اصلی رمان «پرسه‌زن» نیز مردی است تنها و غمگین، با وجود زندگی مرفه و عاری از رنج و سختی‌ای که دارد. مردی که به ظاهر مشکلی ندارد و می‌تواند روزگار خویش را چنان بگذراند که آرزوی هر کسی است که برای معاش تقلا می‌کند. او، که فردی درون‌گرا، بدخلق، بهانه‌گیر و بیکار است، روزگار خود را به تفریح و تفرج می‌گذراند اما همواره در پی کسی است زیرا گمان می‌برد که با یافتن او خلاصی خواهد یافت. آتیلگان با خلق چنین شخصیتی در برابر نظر اشخاصی ایستاده است که مشکلات معیشتی را مهم‌ترین دلیل نارضایتی بشر از زندگی می‌دانند و صحنه‌ی اجرای مرد پرسه‌زن ثابت می‌کند که بشر موجودی است که در غیاب روابط خوش اجتماعی گرفتار انواع اوهام می‌شود، اندک‌اندک روان‌رنجور و منزوی و بیمار.

طريق بسمل شدن

150,000 تومان
همین‏ها، این‏ها، نمی‏بینی‏شان؟ تو نمی‏بینی؟ همه هستند، همه هستند. نمی‏بینی‏شان؟ کفن و قمقمه. نگاه کن، نگاه کن! «تشنه‏ای، تو تشنه‏ای برادرم. بنوش آب!» نگاه کن، نگاه کن! چه رستخیز روشنی! منم، تویی و دیگران. تویی، منم و دیگران. چه رستخیز روشنی. کلاه‏‏خود و چکمه و یراق. یکی به آفتاب می‏دهد سلام، یکی به آب. یکی به آسمان نیاز می‏برد، یکی به خاک. یکان‏یکان بروز می‏کنند، از پناه خاک، از شکَفت‏های درّه‏ی هلاک، از حوالی و حدودِ تپّه‏های تاک، تپّه‏ها و تنگه‏های کهنه و عمیق، پوده و عتیق، از درون خاک، از مغاک‏ها، مثل رویش و شکفتنِ عجیب سنگ‏ها و خارها. پوست‏‏پوست‏های خاک می‏شکَفت و می‏شکُفت از آن کسی ـ تنی. تنی که با کفن، تنی که بی‏کفن. بیرقی به دست یا نشانه‏ای به نوک نیزه‏ای. تکه‏پاره‏ای نشانِ رایتی ـ پاره‏ژنده‏ای؛ ژنده‏ای سیاه، ژنده‏ای سپید، ژنده‏ای کبود، سبز، ارغوانی و بنفش و سرخ و هر چه رنگ؛ رنگ‏ها پریده‏رنگ...  

سفارش:0
باقی مانده:3

فوتبال عليه دشمن

225,000 تومان
در بخشی از کتاب فوتبال علیه دشمن می‌خوانیم: واقعه‌ی هامبورگ نه ‌تنها نهضت مقاومتی نبود که ما در پی‌اش بودیم، بلکه نبردی بود که هرگز در آن برنده نشدیم. این بازی به نوعی جنگ را دوباره برای همه تداعی کرد: به ‌طور خلاصه پس از بازی هامبورگ تمام هلندی‌ها، از کاپیتان تیم‌ ملی گرفته تا هوادارِ نخست‌ وزیر، همه برابر بودند. بازیکنان چنین فضایی را ایجاد کردند. پس از بازی، در هتل اینترکنتیننتال به رقص و پایکوبی پرداختند و آواز «ما راهی مونیخ می‌شویم» را خواندند که آواز هواداران است و «هنوز قرار نیست به خانه برویم» که آواز معروف مشروب‌ خواران است. در هتل، شاهزاده یوهان‌فریسو، پسر دوم ملکه‌ی هلند هم به جمع ملی‌ پوشان پیوست و آواز «آیا آواز آلمانی‌ها می‌شنوید؟» را خواند. گولیت گفت دوست داشت آن موقع در میدان لایدشپلاین آمستردام باشد: «به‌ هر حال در آلمان نمی‌شود جشن درست ‌و حسابی گرفت.» او واژه‌ی bobo را در توصیف یک مقام رسمی شیک اما بی‌مصرف اختراع کرد که این کلمه وارد زبان هلندی شد. حالا هلندی‌ها همدیگر را «بوبو» صدا می‌زنند. همان ‌طور که هلندی‌ها به رعایت مساوات معروف بودند، آلمانی‌ها کماکان مغرور به حساب می‌آمدند. هانس فن‌بروکلن دروازه‌بان هلند در این ‌باره می‌گوید: «نوع رفتار آلمانی‌ها با بازیکنان حریف غیر قابل قبول است. اگر آن‌ها در راهرویی به عرض یک متر هم با شما برخورد کنند، حتا آن‌قدر بانزاکت نیستند که سلام ‌و علیکی بکنند.» واقعیت این است که آلمانی‌ها کاملاً (واقعاً کاملاً) مسائل اخلاقی مسابقه را فراموش کردند. حتا بکن‌باوئر، آلمانی خوب، که پس از بازی سوار اتوبوس هلندی‌ها شد تا پیروزی را به حریف تبریک بگوید، شکست مقابل هلند را سزاوار تیمش ندانست.
سفارش:1
باقی مانده:1