

روانشناسی رشد (از نوجوانی تا پایان عمر) (جلد 2)
320,000 تومان
فقط 2 عدد در انبار موجود است
روانشناسی رشد (از نوجوانی تا پایان عمر) (جلد 2)
نویسنده | لورا ای برک |
مترجم | یحیی سیدمحمدی |
نوبت چاپ | 36 |
تعداد صفحات | 620 |
قطع و نوع جلد | وزیری (شومیز) |
سال انتشار | 1397 |
شابک | 9786007385210 |
وزن | 0.5 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
فلسفۀ اخلاق
این مجلد از دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد دربردارندۀ مقالات مرتبط با اخلاق است. در این جلد ١٥ مقاله گنجانده شدهاند. این مقالات به حوزههای گوناگون اخلاق، به معنای عام کلمه، تعلق دارند. برخی مقالات در قلمروی فرااخلاق یا فلسفۀ اخلاق قرار میگیرند (مقالات «نسبیانگاری اخلاقی»، «ضدواقعگرایی اخلاقی»، «اخلاق ارسطو» و «اخلاق کانت»). بعضی مقالات دیگر در حوزۀ اخلاق هنجاری قرار میگیرند (مقالات «اخلاق باور»، «رویکردهای پدیدارشناسانه به اخلاق و تکنولوژی اطلاعات»، «اخلاق زنانهنگر»، «اخلاق زیستی زنانهنگر»، «اورلیوس» و «اپیکتتوس»).
بعضی مقالات به روانشناسی اخلاق تعلق دارند (مقالۀ «رویکردهای تجربی به روانشناسی اخلاق»). و برخی مقالات هم از آنجا که با توصیف و تحلیل مفاهیم و مقولات اخلاقی مهم سروکار دارند به هر دو حوزۀ روانشناسی اخلاق و اخلاق هنجاری مربوطاند (مقالات «بخت اخلاقی»، «مسئولیت اخلاقی»، «مسئولیت جمعی» و «عاملیت مشترک»).
به این ترتیب، با نظر به طبقهبندی یاددشده میتوان گفت که خوانندگان این مجلد از دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد (جلد نهم) با بحثهایی متنوع در سه حوزه از حوزههای مهم اخلاقپژوهی (یعنی فرااخلاق یا فلسفۀ اخلاق، اخلاق هنجاری و روانشناسی اخلاق) آشنا خواهند شد.
ما اينجا داريم مي ميريم
جملاتی از کتاب ما اینجا داریم میمیریم
خوشبختیها را گم کردهایم، همهشان گم شدهاند. دستمان خالی است دیگر هیچ نوری توی دستهامان نیست.
گاهی همین قدر که بنشینم و ده دقیقه توی حال خودم باشم و کارگرهای ساختمان روبرو تیرآهن خالی نکنند و دلم برای چیزی شور نزند و تسمه کولر پاره نشود به گمانم خوشبختم.
خوبی تهران همین است که همهچیز گم میشود توی های و هوی شهر.
طلاپری میداند که هر ستاره مال کدام آدمیزاد است و حال میبینیم که آدمیزادها همیشه با جام چای کنار پنجره میایستند و هیچوقت پریهای جنگل را صدا نمیزنند. آدمیزادها عاشق آسمان هستند و مدام دنبال ستارههایشان میگردند.
مادرش همیشه میگفت هیچ کار خدا بیحکمت نیست. بعد هم غشغش میخندید که یک خدایا شکر بگو و خودت را راحت کن. تا آن سر دنیا هم که بدوی نمیفهمی چرا بلاهای ریز و درشت سر آدم میآید.
آدمیزادها هیچوقت صدایی را که نمیبینند، نمیشنوند. حتی گاهی خوشبختیهای کوچکشان را هم نمیبینند.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.