روان‌شناسی شخصیت

170,000 تومان

فقط 1 عدد در انبار موجود است

شناسه محصول: 9789646184657 دسته: , برچسب:
توضیحات

روان‌شناسی شخصیت

نویسنده یوسف کریمی
مترجم
نوبت چاپ 21
تعداد صفحات 326
قطع و نوع جلد وزیری (شومیز)
سال انتشار 1396
شابک 9789646184657
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.5 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “روان‌شناسی شخصیت”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

کتاب شاهکار (امیل زولا)

525,000 تومان
معرفی کتاب شاهکار (امیل زولا) کتاب شاهکار، رمانی نوشته ی امیل زولا است که اولین بار در سال 1886 انتشار یافت. این رمان به داستان تراژیک کلود لانتیه می پردازد؛ مردی جوان و بلندپرواز و هنرمندی بااستعداد که به پاریس آمده تا نامی برای خود دست و پا کند اما در عوض، اسیر نبوغ خودش می شود. داستان این کتاب که در دهه های 1860 و 1870 می گذرد، در میان بیست رمان مجموعه ی «روگن ماکار»، بیشترین نزدیکی را با زندگی خود زولا دارد. کتاب شاهکار، بینشی منحصر به فرد را از مسیر حرفه ای زولا به عنوان یک نویسنده، و رابطه اش با دوستی قدیمی به نام سزان به مخاطبین می بخشد. این اثر همچنین شرحی جذاب از دنیای پرآشوب بوهم را ارائه می کند؛ دنیایی که در آن، هنرمندان امپرسیونیست با وجود محافظه کاری های حکومتی و تمسخرهای عموم مردم، سرآمد شدند.

کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون

795,000 تومان
معرفی کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون، رمانی نوشته ی میکا والتاری است که اولین بار در سال 1945 به چاپ رسید. این رمان به هنگام انتشار در سال 1945، به فروشی بیشتر از هر رمان دیگری در آن سال دست یافت و نام خود را به عنوان اثری کلاسیک مطرح کرد. مخاطبین بسیاری در سراسر جهان به قدرت دگرگون کننده ی این کتاب اذعان کرده اند. داستان رمان سینوهه پزشک مخصوص فرعون، به دوره ای تقریباً فراموش شده از تاریخ جهان می پردازد: مصر در قرن چهاردهم قبل از میلاد مسیح، زمانی که فراعنه و خدایان با سقوطِ در شرف وقوعِ بزرگترین امپراتوری تاریخ به نزاع برخاستند. این داستان حماسی، تمامی جهان شناخته شده در آن زمان، از بابیلون و تبای گرفته تا کرِت و اورشلیم، را دربرمی گیرد و شخصیتی فراموش نشدنی را به مخاطبین معرفی می کند: سینوهه، مردی با پیشینه ای اسرارآمیز که از پایین ترین سطوح اجتماع به مقام پزشک مخصوص فرعونی با نام آخناتون می رسد.

زندگی‌نامه: از مجموعه‌ی مکتب‌ها، سبک‌ها و اصطلاح‌های ادبی و هنری

3,000 تومان
کتاب حاضر، از مجموعه کتاب‌های «مکتب‌ها، سبک‌ها و اصطلاح‌های ادبی و هنری» است که در آن پیشینه و چگونگی زندگی‌نامه‌نویسی بررسی شده است. در این بررسی توضیحاتی نیز دربارة انواع زندگی‌نامه‌نویسی، نقدهای مطرح شده در این باره و دستاوردهای حاصل از آن در قرن‌های اخیر ارائه شده است.

نخستین کتاب بزرگ من جلد 8، افعال حرکتی، واژه های متضاد

30,000 تومان
کتاب نخستین کتاب بزرگ من(2)میوه ها و سبزیجات،کتابیست برای آشنایی با میوه ها و سبزی ها به همراه تصاویر و آموزش فارسی و معادل انگلیسی آنهاست.این کتاب توسط انتشارات قدیانی منتشر و به بازار عرضه شده است و...

هیدرولوژی قاره‌ها

22,125 تومان
این کتاب برای دانشجویان رشته جغرافیا در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد به عنوان یکی از منابع اصلی درس «هیدرولوژی و آبهای زیرزمین» به ارزش 4 واحد ترجمه شده است.

چشمهایش و ملکوت

110,000 تومان
کتاب چشمهایش و ملکوت نوشته جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان، داستان های فارسی به چاپ رسیده است. بخشی از متن کتاب «بهرام صادقی نه اهل سیاست بود و نه هیچ سر و کاری با هیچ محفل و دار و دسته‌ای داشت. حتا کافه هم نمی‌رفت. قهوه‌خانه می‌رفت و به جاهای پرت و پلا. اما دوستان دلسوز و روشنفکری که در کمین او بودند او را پیدا کردند و به کافه‌ها بردند و به جلسه‌های ادبی و شعرخوانی و داستان‌خوانی کشاندند. هرچند این تلاش‌ها به جایی نرسید و اگر هم به جایی رسید، دوام چندانی پیدا نکرد. حتا وقتی که دوستان تصمیم گرفتند داستان‌های پراکنده‌ای را که در مجلّه‌های سخن و فردوسی و صدف و کتاب هفته چاپ کرده بود جمع و جور کنند و یک مجموعهٔ آبرومندی برای او ترتیب بدهند، خودِ او در دسترس نبود و در گرداوری و ویرایش متن داستان‌هایی که داشت چاپ می‌شد هیچ نظارت و مُراقبتی نکرد و هیچ نقشی نداشت. سالها پیش از انتشار این مجموعهٔ آبرومند و یکی دو ماه پیش از آن که دستنوشتهٔ «ملکوت» را به دست چاپ بدهد، در نامه‌ای به ابوالحسن نجفی می‌نویسد «به دنیای ذهنی خودم پناه برده‌ام» و از احساسی حرف می‌زند که از کودکی با او بوده است و این اواخر در وجودش به شدّت قوّت گرفته است. می‌گوید «از همان اوایل بچگی گاهی حس می‌کردم مثل این که روی زمین نیستم، یعنی به فاصلهٔ چند سانتی‌متر از خاک قدم برمی‌دارم...» و تعریف می‌کند که یک روز آفتابی که با خانواده رفته است باغ و دسته جمعی نشسته‌اند روی ایوانی که جوی آبی از کنارش می‌گذرد، ناگهان احساس می‌کند که سرش داغ شده و خودش را می‌بیند که سبک شده و از روی قالی بلند می‌شود و به هوا می‌رود. «همه چیز وضوح خودش را از دست داد و مه عجیب و غریبی سراسر باغ و گُلها و ایوان را گرفت و همه چیز حاشیه‌دار شد و من احساس کردم که وجودم از خودم مثل این که جدا شد و دیگر در دنیای پدر و مادرم و بچه‌ها و باغ نیستم، مثل این که به جای دیگری رفته‌ام... بعداً به من گفتند که تکانم داده بودند و من فوراً خوب شدم.» اما او هرگز خوب نشد. این واقعه هر چند سالی یک بار تکرار می‌شد و تا بزرگسالی و تا زمانی که این نامه را می‌نوشت و تا سالها بعد ادامه پیدا کرد. به قول خودش، احساس «بیگانگی» به «همه چیز» و تنهایی: «تنهای تنهایم. دیگر همه‌شان را شناخته‌ام... ولشان کن!» عین همین واقعه را در «ملکوت» از زبان «م.‌ ل.» روایت کرده است: «دوازده سال داشتم و با خانواده‌ام به باغ رفته بودیم. آن روز که در ایوان باغ نشستیم و من با گلهای سرخ باغچهٔ جلو ایوان بازی می‌کردم. جوی آب از کنار باغچه می‌گذشت و پونه‌های خودرو عطر خود را با نسیم تا دوردست می‌فرستادند، بچه‌ها پشت سرم به جست و خیز و بازی مشغول بودند و من باز هم از آنها کناره گرفته بودم. چیزی بود که مثل همیشه مرا بسوی انزوا و تنهایی می‌کشاند. ناگهان مادرم از قفا صدایم زد و در همین وقت بود که غنچه‌ای در انگشتانم له شد. دستم از تیغ خار آتش گرفت و من فریاد زدم می‌سوزد.... همه چیز زرد شد و پرده‌ای نگاهم را کدر کرد و مثل اینکه کمی از زمین بلند شدم. سرم گیج رفت و گرمای کشنده‌ای در سراسر بدنم لول خورد...» دکتر حاتم «ملکوت» هم که به دوست و دشمن و آشنا و بیگانه آمپول مرگ تزریق می‌کند، سرش پیر است و تنش جوان و میان مرگ و زندگی در نوسان است. می‌گوید «یک گوشهٔ بدنم مرا به زندگی می‌خواند و گوشهٔ دیگری به مرگ...» و می‌گوید «درد من این است. نمی‌دانم آسمان را قبول کنم یا زمین را... هر کدام برایم جاذبهٔ بخصوصی دارند...» احساس «انزوا» و «تنهایی» دوران کودکی به اندیشهٔ «مرگ» و «نیستی» در جوانی مُنجر شد. از همان سالهای آخر دبیرستان فکر خودکُشی در میان دوستان و همشاگردی‌ها قوّت گرفته بود. یک جور بازی و مسابقهٔ خودکُشی پیش آمده بود. منوچهر فاتحی یکی از دوستانی بود که چند بار تهدید به خودکُشی کرد، اما خودش را نکُشت. تا لب‌لب مُردن رفت، اما زنده و صحیح و سالم برگشت. یکی از همشاگردی‌ها همهٔ تقصیرها را به گردن معلّمی می‌اندازد که از رشت آمده بود و «اگزیستانسیالیست» بود و طرفداران فراوانی پیدا کرده بود. به این دار و دستهٔ ناامیدی که مُدام دم از خودکُشی می‌زدند «اگزی» می‌گفتند.» فهرست کتاب چشمهایش زمین هوا بزرگ علوی: ورق پاره ها و داستان های دیگر بهرام صادقی: قنقنه ها و داستان های دیگر یادداشت